رابطه جامعیت و مانعیت:

جامعیت و مانعیت دو ویژگی مهم در هر نظام نمایه سازی است که با یکدیگر در ارتباط هستند. این رابطه همواره مورد توجه محققان قرار گرفته است. از طرفی مشکلی که در نظام های بازیابی اطلاعات مطرح می شود عدم تعادل میان جامعیت و مانعیت است. بنابراین لازم است رابطه میان آنها مورد بررسی قرار گیرد. نمایه سازان و طراحان نظام نمایه سازی به رابطه معکوس میان این دو خصیصه دست یافته اند. به اعتقاد لنکستر یکی از ویژگیهای نامناسب نظامهای بازیابی اطلاعات کاهش مانعیت در مقابل افزایش جامعیت و بر عکس است (لنکستر۷۵:۱۹۹۱)

بدین ترتیب کاربری که به جامعیت بالا نیاز دارد باید مانعیت پایین را بپذیرد و بر عکسی کاربری که به دنبال مانعیت بالا است مجبور است جامعیت پایین را بپذیرد. به هر حال هر چه نظامی بتواند جامعیت و مانعیت بالاتری ایجاد کند ارزشی بیشتری دارد (پراشر، ۱۹۸۹: ۱۷۱-۱۷۲).

به اعتقاد راولی و فارو جامعیت و مانعیت مقیاسهایی برای سنجش کارایی هر نظام بازیابی اطلاعات است. جامعیت توانایی نظام در بازیابی گزینه های مورد درخواست در یک جستجوی موضوعی است و مانعیت به توانایی نظام در پیشگیری از بازیابی گزینه های ناخواسته اطلاق می شود.

آنها معتقدند جستجوی مدرک در پایگاه اطلاعاتی چهار نتیجه احتمالی دارد:

۱. بعضی از گزینه های مرتبط با موفقیت بازیابی میشوند که آنها را نمونه های موفق مینامند.

۲. بعضی از گزینه های نامرتبط بازیابی می شوند که به عنوان عوامل مخل شناخته می شوند.

۳. جستجو در بازیابی بعضی از گزینه های مهم با شکست روبرو می شود و آنها را خطا مینامند.

۴. بعضی از گزینه های نامرتبط بازیابی نمی شوند و با موفقیت حذف میشوند.

ضریب جامعیت، تعداد نمونه های موفق (مدارک مرتبط بازیابی شده) به عنوان درصدی از کل تعداد مدارک مرتبط در نظام یا پایگاه اطلاعات است؛ و ضریب مانعیت تعداد نمونه های موفق به عنوان درصدی از کلی تعداد مدارک بازیابی شده (خواه مرتبط یا غیرمرتبط) است.

یکی از اهداف نظام های نمایه سازی، به حداکثر رساندن جامعیت و مانعیت است که بدین ترتیب عوامل مخل و خطاها به حداقل می رسند . اما در جستجو، جامعیت و مانعیت رابطه ای معکوس دارند و بهبود یکی موجب کاهش دیگری می شود. فرض کنید فردی در جستجوی موضوعی خاص است. موضوع در مجموعه ای با تعداد محدود نشان داده میشود. اما میتوان جستجو را گسترده کرد و اطلاعات اضافی درباره آن به دست آورد و جامعیت را بهبود بخشید. اما هر چه جستجو وسیع تر شود تعداد مدارک نامرتبط بازیابی شده نیز افزایش مییابد بنابراین مانعیت کاهش مییابد. بدین ترتیب در هر نظام، دستیابی به جامعیت و مانعیت بالا به طور همزمان تقریباً غیرممکن است و طراحان نظام بازیابی باید آمیزهای مناسب از جامعیت و مانعیت را برای کاربردهای خاصی انتخاب کنند و به حد قابل قبولی از آنها دست یابند. با وجود همه مشکلاتی که در جامعیت و مانعیت وجود دارد،

آنها به عنوان قاعده کلی ارزیابی کارایی نمایه به خصوص هنگام بررسی نتایج جستجو بسیار ارزشمند هستند (راولی و فارو، ۲۰۰۰: ۳۶۲-۳۶۴).

هر نظام بازیابی اطلاعات به افزایش جامعیت علاقه مند است. همچنین می خواهد مانعیت را بهبود بخشد. اما این دو پارامتر با یکدیگر رابطه معکوس دارند. با این وجود، دستیابی به جامعیت کامل همزمان با مانعیت کامل غیرممکن نیست و نمایه ساز باید تعادل صحیح میان آنها برقرار کند. تعادل مطلوب به کاربران نیز بستگی دارد. اغلب، کاربر با تعداد کمی از گزینه های موضوع مورد نیاز خود، مادامی که مرتبط هستند و دیگر معیارهای او مانند زبان و سطح را بر آورده میسازند احساسی رضایت میکند؛ در این حالت مانعیت بالا، اما جامعیت پایین رضایت بخش است . در مواردی نیز کاربر به همه مدارک مربوط به یک موضوع نیاز دارد؛ بنابراین به دنبال جامعیت بالا است و مانعیت پایین، مشکلات و هزینه های آن را پذیرفته است. در اینجا جامعیت بالا و مانعیت پایین مطلوب کاربر است. بنابراین تعادل نسبی میان این دو ویژگی، به اهداف کاربران بستگی دارد

– جامعیت و مانعیت از دیگر خصیصه های نظام تأثیر می پذیرند. به عنوان نمونه جزء نگری که موجب نمایه سازی دقیق می شود مانعیت بالا به همراه دارد؛ زیرا موجب انتساب اصطلاحات تخصصی تر می شود. اما جامعیت را کاهش می دهد. کل نگری نیز بر این دو عامل تأثیر می گذارد. کل نگری به تعداد اصطلاحات نمایه ای منتسب شده به مدرک، باز میگردد و هر چه میزان آن بیشتر باشد جامعیت افزایش مییابد زیرا موجب بازیابی همه مدارک مربوط به یک موضوع بدون توجه به میزان بحث دربارهٔ آن می شود. و مانعیت را کاهش می دهد زیرا از اصطلاحات اخص کمتر استفاده شده است و احتمال بازیابی مدارک نامرتبط افزایش مییابد (راولی، ۱۹۸۲: ۴۹-۵۱).

از نظر اولسون و گیون سطح بالایی از کل نگری موجب کاهش مانعیت می شود زیرا افزودن اصطلاحات نمایه ای بیشتر، موجب افزایش بازیابی اطلاعات نامرتبط می شود. همچنین سطح بالای جزء نگری موجب کاهش جامعیت می شود زیرا از مقوله های محدودتر استفاده می کند و منجر به بازیابی اطلاعات کمتر در هر مقوله می شود. آنها همچنین معتقدند که دستیابی به سطح ایدهآلی از جامعیت و مانعیت از لحاظ نظری امکان پذیر است اما در عمل به ندرت می توان به آن دست یافت (اولسون و گیون، ۲۰۰۳).

بر این اساس جامعیت و مانعیت رابطه ای معکوس دارند زیرا هنگامی که بازیابی همهٔ مدارک مرتبط مورد توجه است با گسترش جستجو، احتمال بازیابی مدارک نامرتبط نیز افزایش مییابد. هر نظام در سطحی آرمانی، به دنبال برقراری تعادل میان این دو خصیصه است. ایجاد تعادل بسیار دشوار است و با استفاده از ابزارهای زبان نمایه مانند کل نگری، جزء نگری و … میتوان هر یک از این ویژگی ها را بهبود بخشید و اختلاف میان آنها را به حداقل رساند. تعادل مطلوب همچنین به اهداف و نیازهای کاربران بستگی دارد و سطح جامعیت و مانعیت قابل قبول برای آنها بر این تعادل تأثیرگذار است.