پرورش گاو و گاومیش

کاربرد نمره وضعیت بدن در مدیریت گله های گاو شیری

مقدمه:
در سال شش زمان کلیدی وجود دارد که وضعیت بدن دام باید مورد ارزیابی قرار گیرد.این زمان ها عبارتند از:اواسط دوره خشکی،زایمان، و تقریبا ۲۷۰،۱۸۰،۹۰،۴۵ روز بعد از شروع شیرواری.آنچه در زیر می آید به شرح اهداف معین در خصوص وضعیت بدن در هرکدام از این مراحل می پردازد.
دوره خشکی:

نمره ایده آل وضعیت بدن برای یک گاو خشک ۳٫۵ می باشد.برای حصول عملکرد و سلامتی مطلوب در مراحل اولیه شیرواری که در پی دوره خشکی می آید،وضعیت بدن باید حداقل ۳ و حداکثر ۴ باشد.
اثبات شده است که یک گاو در طی شیرواری چربی بدن را با بازده بیشتری نسبت به دوره خشکی ذخیره می کند.گاها یک گاو قبل از اینکه به نمره وضعیت قابل قبولی برسد،باید خشک گردد.از اینرو یک مدیر باید گاوهای خشک را به منظور اضافه وزن و حصول نمره وضعیت مطلوب تغذیه کند.بدیهی است که یک برنامه تغذیه ای حساب شده همراه با بازدیدهای مکرر برای بالا رفتن وضعیت بدن گاوهای خشک(البته بدون چاق شدن گاو)ضروری است.
علوفه خشک ساقه بلند و دارای کیفیت متوسط،بهترین خوراک علوفه ای برای گاوهای خشک به شمار می رود.علوفه با کیفیت بالاتر(از نظر انرژی و پروتئین)از قبیل سیلوی ذرت و هیلاژ یونجه باید با احتیاط و محدودیت بیشتری مصرف شوند تا از افزایش بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری به عمل آید.
استفاده از علوفه با کمیت و کیفیت مناسب،مکمل های با انرژی پایین و فیبر بالا که حاوی مقدار کافی پروتئین،مواد معدنی و ویتامین ها باشد می تواند در مقادیر کنترل شده بمنظور دسترسی به افزایش نمره وضعیت بکار رود.
حذف چربی اضافه در گاوهای خشک هم با استفاده از محدود کردن انرژی دریافتی طی دوره خشکی،عملکرد بعد از آن را با مشکل مواجه نخواهد کرد.

اوایل شیرواری:
گاو باید طی اوایل دوره شیرواری مکررا مورد ارزیابی قرار بگیرد.وضعیت بدن گاو -از آنجا که منعکس کننده ی ذخایر انرژی بدن است-اثر عمده خود را روی سلامتی،تولید و باروری گاو شیری خواهد گذاشت.
اضافه وزن بیش از حد گاو یعنی نمره وضعیت بالاتر از ۴ خطر بزرگی محسوب می شود و ممکن است سبب ایجاد سندرم گاو چاق و مشکلاتی از قبیل سخت زایی،جفت ماندگی،عفونت های رحمی،تورم پستان،جابجایی شیردان،کتوز و تب شیر گردد.معمولا مقاومت گاو به استرس های زایمانی کافی نیست و اشتهای آن کمتر از آن است که پاسخگوی نیازهای اوایل شیرواری با

 تولید را می زند.این گاو ممکن است با مشکلات کمتری در زمان زایمان مواجه باشد اما عملکرد تولید مثلی و تولید شیر آن پائین تر از حد انتظار ما خواهد بود.
همانطور که در شکل نشان داده شده،یک گاو متوسط معمولا در ۴ تا ۶ هفتگی بعد از شروع شیرواری،به پیک تولید می رسد.اگر دریافتی خوراک(ماده خشک)توسط گاو کندتر از نیازهایش پیش برود،در ۹ تا ۱۱ هفتگی به پیک خواهد رسید.این وضعیت،گاو را برای چندین ماه پس از شروع شیرواری در بالانس منفی انرژی قرار خواهد داد؛به این معنی که دریافتی انرژی خوراک کمتر از بازده انرژی شیر تولیدی است.این گاو از چربی بافتی خود برای جبران این نقیصه استفاده خواهد کرد.
گاوی که شیرواری را در وضعیت لاغر شروع کند،ذخایر انرژی کمی دارد و پیک تولید پائین تری خواهد داشت.پیک تولید مستقیما با کل تولید شیر در گاوهای بالغ مرتبط است.برای هر یک کیلوگرم اضافی در تولید شیر(در حالت پیک) تقریبا ۲۰۰ کیلوگرم شیر بیشتری در کل دوره شیرواری حاصل می شود.
پائین بودن وضعیت بدن در زمان زایمان همچنین می تواند سبب پائین آمدن چربی شیر شود؛زیرا که در اوایل شیرواری نسبت بالایی از پیش سازهای چربی شیر،از ذخایر چربی بدن گاو منشا می گیرند.
گاو بالغ متوسطی که با وضعیت بدن مطلوب(۳٫۵ و حداکثر ۴) زایمان می کند،طی ۸۰-۶۰ روز اول با فرض سلامتی کامل،روزانه ۱-۰٫۵ کیلوگرم از بافت بدن خود را از دست می دهد.
یک کیلوگرم از بافت بدن(بیشتر به حالت چربی) می تواند ۴٫۹۲ مگاکالری(NEL)را تامین نماید.شیر با چربی ۳٫۵% نیز شامل حدود ۰٫۶۹ مگاکالری انرژی(NEL)در کیلوگرم است.بنابراین یک کیلوگرم از بافت بدن می تواند انرژی لازم برای تولید ۷٫۱ کیلوگرم شیر راتامین کند.از دست دادن ۷۰ کیلوگرم چربی در گاو بالغ متوسط،معادل تولید ۵۰۰ کیلوگرم شیر بیشتر از دریافتی انرژی جیره خواهد بود.
طی دو ماه اول شیرواری،گاو بالغ متوسط بین ۱٫۲-۱ از نمره وضعیتش را از دست می دهد،و تا هفته دهم نزدیک به وضعیت ۳ ثابت می ماند و تا روز نودم وضعیت از دست داده را بازیابی می کند.در این زمان،بالا بردن دریافتی انرژی جیره می تواند احتیاجات در حال کاهش انرژی شیر را پاسخ بگوید.این امر با دوره بازدید از فعالیت های فحلی،جفت گیری و تلقیح،مقارن است.
تجربه و تحقیق نشان داده است که گاوهای در حال اضافه وزن(در بالانس مثبت انرژی)در زمان سرویس،نرخ آبستنی بالاتری نسبت به گاوهای در حال کاهش وزن دارند.نمره وضعیت بین ۲٫۵ و ۳٫۵ برای بازده تولید مثلی مطلوب،کافی است.

مصرف پائین انرژی در اوایل شیرواری می تواند روزانه منجر به ۲-۱٫۵ کیلوگرم سوزش چربی گردد.این امر خطر تجمع چربی در کبد گاو را بالا می برد و می تواند سبب کتوز شود.همچنین حساسیت گاو به بیماری زیاد شده و بازگشت به استروس به تاخیر افتاده و باروری پائین می آید.
گاوهای اوایل شیرواری حدود ۱۰% کمتر از گاوهای سطح مشابه تولید در اواسط شیرواری ماده خشک مصرف می کنند.بنابراین تامین پروتئین کافی برای پاسخگویی به احتیاجات پیک تولید به این معنی است که محتوای پروتئینی جیره در محدوده ۲۰-۱۸ درصد ماده خشک آن باشد.در

 

حالت ایده آل ۴۰% پروتئین باید عبوری باشد تا از تجزیه شکمبه ای گذر کرده و آمینواسیدهای دخیل در تولید شیر را فراهم آورد.
درهر صورت باید بین مقادیر زیاد مواد دانه ای(نشاسته)با قابلیت هضم بالا و قابلیت تخمیر سریع برای تامین انرژی با علوفه فیبری به منظور نگهداری عملکرد شکمبه و سنتز چربی شیر تعادل برقرار باشد.
جیره باید به گونه ای باشد که ۷۵-۷۲ درصد کل مواد مغذی قابل هضم(TDN) و ۱٫۶۷-۱٫۶۱ مگاکالری در کیلوگرم انرژی خالص شیرواری(NEL)تامین نماید.کل سطح فیبر جیره باید بین ۱۹ و ۲۱ درصد فیبر شوینده اسیدی(ADF) و بین ۲۵ و ۲۸ درصد فیبر شوینده خنثی(NDF)باشد.حداقل ۲۱% کل ماده خشک جیره باید از NDF علوفه تامین شود.برخی از علوفه ها باید بصورت خشک باشند تا بالاترین عملکرد شکمبه را داشته باشیم.
اواسط شیرواری:
وقتی ۱۸۰ روز از شیرواری گذشت،ارزیابی وضعیت بدن باید مؤید این نکته باشد که گاوها در حال بازسازی آن دسته از ذخایر چربی بدنشان هستند که در اوایل شیرواری از دست رفته بود.در این مرحله از شیرواری،نمره های وضعیت باید برای پرتولید ترین گاوهای گله ۳ و برای گاوهای متوسط شیر بین ۳٫۵-۳ باشد.ممکن است نمره وضعیت گاوهای کم تولید از ۳٫۵ بالاتر رفته باشد که در این حالت باید تغذیه آنها با مدیریت دقیقتری انجام شود تا از چاقی جلوگیری به عمل آید.
اواخر شیرواری:
نمره وضعیت بدن در ۲۷۰ روزگی بعد از شروع شیرواری بایستی ۳٫۵ باشد.در طی این مدت،گاوهای کم تولید تمایل به افزایش بیش از حد نمره وضعیت دارند و ممکن است نمره ۴ یا بیشتر را نشان بدهند.این امر بخصوص زمانی رخ خواهد داد که مقادیر زیادی سیلوی ذرت در جیره استفاده شود؛و همچنین زمانی که در خصوص مصرف کنسانتره محدودیتی به عمل نیامده باشد.
بیش از حد بودن وضعیت بدن در گله های دارای سیستم فری استال که با جیره کاملا مخلوط شده(TMR) تغذیه می کنند و گاوها با توجه به میزان تولیدشان گروه بندی نشده اند نیز دیده می شود.
در گله هایی که فاصله گوساله زایی بیش از حد معمول،دوره تولید کم و/یا دوره خشکی را طولانی می کنند،بسیاری از گاوها بیش از حد چاق می شوند.در این وضعیت،مدیریت پرورشی نیازمند بهبود است.
تلیسه های شکم اول:
وضعیت بدن مطلوب برای تلیسه های شکم اول نزدیک به ۳ است.تلیسه های با نمره بیشتر از ۳ احتمالا سختزایی داشته اند. مدیریت تلیسه های شکم اول متفاوت از دیگر هم گله ای های مسن ترشان انجام می گیرد.باید توجه داشت که آنها در زمان زایمان ۱۵۰-۱۰۰ کیلوگرم کمتر از گاوهای مسن تر گله وزن دارند.مقدار کنسانتره ی روزانه آنها باید طوری تنظیم شود که نسبت علوفه ب

 

ه کنسانتره بدرستی رعایت شود تا از مشکلات ناشی از سوء عملکرد سیستم گوارشی جلوگیری به عمل آید.
تلیسه های شکم اول پایداری بیشتری از هم گله ای های مسن تر خود نشان می دهند.تلیسه های شکم اول در اواسط شیرواری به طور متوسط ماهانه افتی معادل ۴ درصد نشان می دهند که این در گاوهای مسن تر،۸ درصد می باشد.در اواخر شیرواری،تلیسه های شکم اول ماهانه ۸-۶ درصد افت نشان می دهند که این رقم برای گاوهای دیگر ۱۴-۱۰ درصد می باشد.این پایداری بالا حاکی از آنست که دریافتی انرژی در تلیسه ها در جهت ایجاد ذخایر چربی بدنی،هیچگاه مانند گاوهای مسن تر نیست.
گاوهای شکم اول و دوم در طی اواسط و اواخر شیرواری و دوره خشکی احتیاج زیادی به انرژی برای رشدشان دارند.این گاوها باید طی دو دوره شیرواری اول خود،۷۵-۵۰ کیلوگرم افزایش وزن پیدا کنند تا به وزن بالغ برسند.برای اطمینان از اینکه مواد مغذی اضافی مورد نیاز برای رشد تامین شده اند،توصیه ی استاندارد این است که کنسانتره بیشتری به این گاوها داده شود.طی اواسط و اواخر شیرواری،گاو شکم اول باید ۱۰ درصد و گاو شکم دوم باید ۵ درصد کنسانتره بیشتری از آنچه مورد نیاز است برای تولید شیر و افزایش وضعیت بدن دریافت کند.
مدیریت درست بالانس انرژی طی شیرواری و چرخه ی تولید یک گاو شیری می تواند به طور چشمگیری ظرفیت آنرا برای بهره وری افزایش دهد.

پدیده های نوین ٬ استراتژی های جدید را برای گاو نزدیک زایمان توصیه می کند:

گاوها هرچه به زمان زایمان و آغاز دوره شیر دهی جدید نزدیک تر می شوند ٬ دچار تنش یااسترس بیشتری می شوند . در خلال این دوره ی انتقال ٬ بسیاری تغییرات بیولوژیکی جهت مراحل مختلف زایمان و شروع شیر دهی رخ میدهد و البته تغییرات عمده تری در روش مدیریت این دوره نیز انجام می شود که مزید بر استرس های بیولوژیکی می باشد .
همانگونه که همگان قبول دارند ٬ دوره ی انتقال دوره ی بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار متخصصین عملی تغذیه ی گاو و محققین دانشگاهی ٬ مشکلات اوایل دوره ی شیر دهی همچنان وجود دارد . یک توصیه عملی بسیار معمول این که دریافت مواد غذایی توسط دام را قبل از زایمان باید تحت نظر گرفت . دریافت غذا به ویژه در هفته ی آخر قبل از زایمان یک مسئله طبیعی است .
سه هفته قبل از زایمان دریافت ماده ی خشک گاو وتلیسه ی شکم اول حدود ۹/۱ و۷/۱ درصد وزن بدن آن می باشد ولی تفاوت های عمده ای از یک گله تا گله دیگر از نظر در یافت ماده ی خشک دیده شده است . متاسفانه زمانی که نیاز گاو به مواد غذایی جهت رشد جنین و آماده شدن سیستم پستانی برای دوره ی شیر دهی بعدی افزایش می یابد ٬اشتهای گاو کاهش پیدا می کند . به همین علت توصیه ی افزایش دادن دریافت ماده ی خشک (مواد غذایی) به نظر منطقی می آید.
حدود ۱۰ سال قبل تحقیقی انجام دادیم که در آن گاوهایی که به طور طبیعی قبل از زایش ٬ کاهش دریافت غذایی داشتند با گاوهایی که به طور دستی تغذیه ی اجباری شدند (به صورتی ک

ه دریافت ماده ی خشک آنها کاهش نیافت ) مقایسه گردیدند ٬ گاوهایی که به طور اجباری تغذیه شده اند ٬ تمام پس مانده ی آخور آنها به صورت دست ی وارد شکمبه آنها شد (از طریق فیستول بادریچه ی تعبیه شده ). شکل شماره ۱ دریافت ماده خشک ۲ گروه گاو را نشان می دهد در مقایسه گاوهائی که تغذیه اجباری داشتند و دریافت ماده خشک آنها کاهش نداشت ٬وضعیت آنها پس از زایمان بهتر از گروه شاهد بود . چربی کمتری در کبد و کتون کمتری در خون داشتند و آنها شیر بیشتر و با درصد چربی بالاتری تولید کردند . برداشت منطقی از این تحقیق افزایش مقدار در یافت ماده ی خشک در قبل از زایمان بود و این توصیه پیغامی بود که از آن زمان ما به دامدار ٬دامپزشک و متخصص تغذیه ارسال می کردیم .
شواهد قوی وجود دارد که احتمال برداشت دیگری از نتایج تحقیق فوق را تقویت می کند . تحقیقاتی در دانشگاه ایلینویز و اخیراً در دانشگاه فلوریدا انجام گردیده که نتیجه گیری جدیدی را عرضه می کند و آن این محدودیت تغذیه در دوره ی انتقال (دوره ی خشکی ) به خوبی تغذیه اجباری یا تغذیه آزاد پاسخ داده است . شکل شماره (۲) منحنی دریافت ماده ی خشک با محدودیت را نشان می دهد . دقت کنید که دریافت ماده ی خشک تغذیه با محدودیت و تغذیه گروه شاهد (طبیعی) در قبل از زایمان برابر است . تحقیق دانشگاه ایلینویز نشان داد که چربی کبد گاوهای تغذیه شده با روش محدودیت ٬ کمتر بوده و پس از زایمان دریافت ماده ی خشک آن ها بالاتر رفته است .
جهت دستیابی به پاسخ واقعی ٬ نیاز به بررسی مجدد نتایج مطالعه ی تغذیه اجباری و تحقیقات انجام شده در دانشگاه های ایلینویز و فلوریدا داشتیم .
پس از بررسی نتایج تحقیق قبلی خود که در آن گاوها به روشی تغذیه شده بودند که موجب تفاوت فاحشی در دریافت ماده خشک گاوهای خشک نزدیک زایش گردید به این نتیجه رسیدیم که نتایج تحقیق ما هیچ گونه رابطه ای میان میانگین دریافت ماده ی خشک ۳ هفته ی آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمانرا نشان نداد ولی رابطه معنی داری را بین کاهش دریافت غذا در سه هفته آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان گاوها را نشان داد . بدین معنی که هر چه دریافت غذا کاهش بیشتری داشت جمع شدن چربی در کبد بیشتر بود . در تحقیق اولیه ی ما تغذیه ی اجباری به ما این امکان را داد که دریافت غذا را به حداکثر برسانیم وهمچنین در جهت پیشگیری از کاهش دریافت مواد غذایی در قبل از زایمان کمک زیادی کرد و اکنون با پدیده های نوین توصیه می گردد بالا بردن دریافت غذا به سمت حداکثر ٬ جهت سلامتی و تولید خوب گاو پس از زایمان ضروری نیست . شاید بهتر باشد در دوره ی قبل از زایمان سعی و تلاش در جهت دریافت مواد غذایی شود تا بالا بردن دریافت مواد غذایی .
در یافت بالاتر ماده ی خشک زیان آور نیست و نباید علیه این کار تبلیغ گردد ولی اگر گاوها نتوانند مقدار دریافت ماده ی خشک را در خلال دوره ی زایمان ادامه دهند در معرض خطر بیشتری قرا ر خواهند گرفت . پر واضح است که امکان نگهداری اشتهای کل گاوها وجود ندارد و متاسفانه

تحقیقات کافی در این خصوص وجود ندارد تا بتوان استراتژی مناسبی را در جهت جلوگیری از کم شدن دریافت ماده ی خشک ارایه نمود . تنها توصیه های منطقی را می توان قبول کرد و بکار برد . در دوره ی قبل از زایش یا دوره ی خشکی نزدیک زایمان به طور طبیعی گاو غذای کمتر می خورد بنابر این پیشگیری از هر مسئله ای که باعث کاهش بیشتر دریافت غذا گردد٬بسیار مهم و حیاتی است .

مهم ترین نکات جهت یادآوری :
– جایگاه گاوهای نزدیک زایمان را متراکم نکنید . این مشکل معمول گاوداری هاست به ویژه گاوداریهای توسعه یافته و در تهیه ی جایگاه مناسب جهت گاوهای در حال انتقال موفق نشده اند . تراکم جمعیت در جایگاههای با Free-stall 90% تعداد جایگاه آزاد انفرادی است . در جایگاه های بدون free-stall و باز حدود ۳۰ متر مربع (مسقف و آزاد )برای هر گاو باید در نظر گرفته شود .
– از جابه جایی بیش از حد پیشگیری کنید . محیط های جدید و گروه جدید گاو ایجاد تنش می کند . داشتن گروه های متعدد لزوماً یک حسن نیست . به ویژه از جابه جایی گاو وتلیسه قبل از زایش باید اجتناب شود .
– گاو و تلیسه را در صورت امکان جدا از هم نگهدارید . با این که حساسیت تلیسه نسبت به گاو در برابر مشکلات کم تر است ولی اگر در محل غذاو آخور قادر به رقابت با گاو نباشد با جدا سازی آنها این مسئله ایجاد مشکل نخواهد کرد .
– از تغییر شدید جیره ی غذایی اجتناب گردد . به خصوص از افزودن ناگهانی مواد غذایی که خوش خوراک نیستند از قبیل (پودر خون٬ چربی) جلوگیری شود . دوره ی انتقال زمان خوبی جهت تغذیه دام با علوفه ی خراب یا کپک زده نیست .
– از غذای کاملاً مخلوط جهت تغذیه ی گاوهای نزدیک زایش استفاده گردد تا قابل جدا سازی و و انتخاب گاو نباشد .
بدین وسیله از مصرف نشاسته و کنسانتره بیش از حد جلوگیری خواهد شد و حتی مواد غذایی غیر خوش خوراک را به این روش می توان به گاو خوراند .
– از تنش گرمایی جلوگیری کنید . به طور معمول به گاوهای شیری از این نظر رسیدگی می شود و نباید گاوهای نزدیک زایمان را فراموش کنید .
– آب تازه و به مقدار کافی در اختیار گاوها قرار دهید . روش تغذیه محدود کننده ی مقدار غذا یک امتیاز است به خصوص برای گاودارا نی که نمی توانند مقدار بالای دریافت غذا در گروه گاوهای نزدیک زایمان را انجام دهند و یا گاودارانی که ترجیح میدهند به طور اجبار دریافت ماده غذایی را بالا ببرند . با محدود نگه داشتن در یافت غذا ٬ احتمال کاهش شدید اشتها و دریافت ماده ی خشک در نزدیک زایمان افزایش می یابد . از نقطه نظر علمی کاربردی محدود کردن در یافت غذا بسیار ساده و قابل انجام است و تنها با افزایش فیبر انجام می شو د . تعداد زیادی مطالعه و تحقیق نشان داده اند که دریافت غذا توسط گاو نزدیک زا Close-up ارتباط زیادی به مقدار فیبر جیره دارد . برای موفق شدن در محدود کردن غذای دریافتی باید غذا را در آخور ها با گردن گیر و یا در Stanchion انجام داد . در صورتی که تغذیه به طو ر گروهی انجام شود٬ رقابت موجب خواهد شد که تعدادی گاو غذای بسیار محدودی در یافت کنند و تعدادی دیگر به طور غیر محدود غذا بخورند . متاسفانه به اندازه کافی مطالعه و تحقیق در این رابطه که سطح فیبر جیره و مقدار جیره ی گاو های نزدیک زا چقدر باشد تا با کمترین استرس و به آرامی دوره ی انتقال توسط گاو طی شود ٬ انجام نشده ولی به هر حال مدارک کافی وجود دارد که اشاره به تغذیه ی جیره با انرژی بالا (برای گاو close-up (Mcal/nei/b/dm 0/72-0/70 ٬ (۳۴-۴۰ درصد کربوهیدرات غیر فیبری NFC و حداقل

۳۲/۰ NFC )که البته این توصیه صد درصد و تضمین علیه حل مشکلات پس از زایش نیست. پیدا کردن راه و روش صحیح برای گله ی شما همیشه ساده نمی باشد ولی اجازه ندهید که چند مشکل کوچک سد راه شما جهت رسیدن به پاسخ صحیح شود
اثر طول دوره ی روشنایی روزانه و هورمون رشد (تروپست)بر تولید شیر در گاوها:

هورمون رشد که هورموند سوماتوتروپیک یا سوماتوتروپین (BST) نیز نامیده میشود ٬در گونه های مختلف بین ۱۷۸ تا ۱۹۶ اسید آمینه داشته و با تاثیر گذاری بر روی همه ی سلول های بدن به ویژه استخوان و ماهیچه ٬برای ادامه ی رشد خطی بدن لازم است . این هورمون از قسمت قدامی غده ی هیپوفیز ترشح میشود وحدود ۳۰ تا ۴۰ درصد سلولهای این ناحیه از نوع سوماتوتروپ هستند که هورمون رشد را ترشح میکنند . ترشح زیاد این هورمون پیش از بلوغ موجب رشد بیش از اندازه استخوانها شده و حالت ژیگانتریزم را به وجود می آورد ٬ در حالی که ترشح زیاد پس از بلوغ باعث ناهنجاری های آکرومگالی که با پهن شدن استخوانها همراه است ٬خواهد شد و کمبود آن طی دوران ابتدایی زندگی باعث بروز ناهنجاریهایی در رشد و کوتولگی می شود .
اثر متابولیک هورمون رشد :
از جمله اثرات متا بولیک می توان به ذکر موارد زیر اکتفا نمود :
۱- افزایش میزان سنتز پروتئین در کلیه سلولهای بدن که اثر را با افزایش در سرعت انتقال اسیدهای آمینه به سلول بدن اعمال می کند وموجب افزایش سنتز پروتئین ونگهداری ازت در بدن میشود .
۲- افزایش فراخوانی اسیدها ی چرب از بافت چربی ٬ افزایش اسیدهای چرب آزاد در خون و افزایش استفاده از اسیدهای چرب برای تولید انرژِی
۳- کاهش میزان مصرف گلوکز در سراسر بدن.این هورمون سبب کاهش چربی در لاشه و افزایش میزان گلوکز خون نیز میگردد ٬به این ترتیب در واقع هورمون رشد پروتئین های بدن را افزایش میدهد ٬ذخایر چربی را به مصرف می رساند و کربوهیدرات ها راحفظ می کند . دراین مقاله مشخص خواهد شد که روش های مختلف نوردهی مصنوعی به همراه تزریق هورمون رشد (سوماتوتروپین گاوی)بر روی گاوهای شیری تا چه حد می تواند در افزایش تولید شیر ٬چربی تصحیح شده (FCM) ٬ پروتئین و لاکتوز شیر نقش داشته باشد . در آزمایشی به مدت ۱۴۰ روز بر روی ۴۰ گاو شیری که از لحاظ شیر دهی (DIM) با هم برابر بوده و بیشتر از ۷۰ روز از تولید شیر آنها می گذشت ٬با استفاده از ۴ گروه آزمایشی که شامل : دوره ی روشنایی روزانه ی طبیعی روشنایی روزانه ی طبیعی به همراه تزریق عضلانی روزانه ۱۴ میلی گرم هورمون ٬روشنایی طولانی (۱۸ ساعت روشنایی و ۶ ساعت تاریکی مطلقاز ۵ صبح لغایت ۲۳) ٬روشنایی طولانی به همراه تزریق عضلانی روزانه ۱۴میلی گرم هورمون بود٬انجام شد ٬ مشخص شد که استفاده از ۱۸ ساعت روشنایی ۶ ساعت تاریکی در مقابل حالت معمول روشنایی میتواند به مقدار ۹/۱ کیلو گرم در روز ٬فاکتور تصحیح چربی شیر را افزایش دهد . این در حالی است که استفاده از ساعت های بیشتر روشنایی طی روز به همراه تزریق هورمون می تواند فاکتور تصحیح شیر را تا ۷/۷ کیلوگرم در روز افزایش دهد. تولی

د شیر بیشتر و تداوم شیر دهی از جمله راههای رسیدن به آن ٬ استفاده از اثر تحریکی ترشح شیر (شیر سازی ) از تزریق هورمون می تواند باشد . در این مقاله مشخص شد که استفاده از روشنایی طولانی نسبت به روشنایی طبیعی میتواند شیر را در ۸ تا ۱۰ درصد در گاوها افزایش دهد و بیش از ترکیب روش های ۳ بار دوشش روزانه و تزریق ۱۴ میلی گرم هورمون رشد (تروپست)٬سبب افزایش افزایش تولید شیر خواهد شد . به طوری که در سایر کتابها و مقالات نیز به این موضوع اشاره شده است که تزریق هورمون به گاوهای شیر ده سبب افزایش تولید شی

ر شده و استفاده از این هورمون به همراه پرولاکتین جهت رشد پستانها ٬ضروری است وتداوم شیر دهی در گاو نیز بیشتر به این هورمون وابسته است . افزایش ماده خشک مصرفی (DMI) در گروه هایی که از ۱۸ ساعت روشنایی در روز استفاده می کردند نسبت به روشنایی معمولی مقدار ۸۰۰ گرم در روز بود و در همین شرایط به همراه استفاده از هورمون رشد ٬مقدار ماده ی خشک مصرفی تا ۲ کیلوگرم در روز افزایش داشت .
مطلب فوق میتواند یکی از دلایل افزایش در تولید شیر ٬متعاقب مصرف خوراک بیشتر باشد . در حال حاضر نتایج آزمایشها نشان میدهد که استفاده از هورمون و یا طول روشنایی روزانه ی بیشتر هر کدام به تنهایی می تواند منجر به تولید بیشتر شیر شود ولی از ترکیب این دو روش با هم نتایج بهتری حاصل میشود . استفاده از هورمون رشد با جا به جایی ذخیره ی انرژی در بدن گاوها٬به افزایش شیر کمک میکند و هر گونه کاهش در بالانس انرژی را توسط افزایش در مصرف ماده ی خشک جبران میکند .
همچنین در کل روش های مورد استفاده ی آزمایشی ٬تفاوتی از نظر آماری در لاکتوز و پروتئین شیر مشاهده نمی شود .

نتیجه :
استفاده از دوره ی روشنایی طولانی هورمون رشد به طور مستقل سبب افزایش در تولید شیر گاوهای شیر ده بود. نتایج مطالعات کنونی پیشنهاد کرد که ترکیبی از روشهای فوق به همراه ۳ بار دوشش روزانه تاثیر به سزایی روی تولید شیر ٬تحریک وترشح شیر و افزایش در ماده ی خشک مصرفی داشته است .
نکات کاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های شیری:

 

سطح درآمد یک واحد گاوداری بستگی به میزان تولید و هزینه های آن دارد که از این میان خوراک مصرفی با حدود ۶۵-۶۰ درصد بیشترین نسبت هزینه هارا به خود اختصاص می دهد. بنابراین هر چقدر گاوهایی با ظرفیت های تولیدی بیشتری نگهداری شده و زمینه ی بروز توانایی های آنها نیز مساعد گردیده و هزینه های غذایی کاهش یابد حرفه ی گاوداری از سود آوری بیشتری برخوردار خواهد بود .
مدیران موفق واحد های تولید دامی با عجین نمودن هنر و تجربه ی گذشتگان با علوم پیشرفته ی تغذیه ای امروزی كه آمیزه ای جالب توجهی را تحت عنوان مدیریت تغذیه ای به وجود آورده اند که با کاربرد علمی این برنامه ها در مزارع دامپروری و با سود آورنمودن این بخش تولیدی برای سرمایه گذاران این واحد ها كه زمینه ی مطمئنی در رابطه با تضمین اقتصادی فعالیتشان فراهم می آورند . مدیران مذبور عمده علت موفقیتشان را علم وعلاقه به زمینه ی مورد فعالیت و تحت نظر گرفتن نکات ریزی می دانند که اگر چه ساده و عملی هستند ولی اغلب از دید افراد پنهان مانده و یا به مورد اجراگذاشته نمی شوند . در ذیل به تعدادی از آنها که می توانند در زمینه ی تغذیه کاربردی گاوهای شیری مفید و سودمند باشند كه اشاره می شود :
نکات عمومی در تغذیه گاوهای شیری :

۱- گاوها را بر اساس مرحله ی شیرواری یا میزان تولید كه دسته بندی نموده و و بر اساس نیازهایشان تغذیه نمایند .
۲- در طول سال از برنامه ی تغذیه ای که اقتصادی و متعادل شده باشد و بتواند نیازهای حیوان را برآورده نماید استفاده کنید .
۳- جهت مصرف حداکثر میزان خوراک اختصاصی كه خوش خوراکی جیره مد نظر بوده و برای این منظور از اقلام خوراکی متنوع و با کیفیت خوب استفاده نمایید .
۴- دستگاه گوارش گاوها از قسمت های بسیار فعال بدن هستند برای کار بهتر این دستگاه از دادن مواد معین غافل نباشید .
۵- دفعات خوراکی دادن به گاوها را تنظیم نموده و مطابق برنامه عمل نمایید .
۶- گاوها علاقه خاصی به استفاده از علوفه های تازه و آب دار دارند كه در صورت در دسترس و ارزان بودن در تغذیه ی آن را به کار ببرید .
۷- ترکیبات مواد مغذی اقلام خوراکی متنوع و متغییر است . با آنالیز آزمایشگاهی آنها از اجزای مواد مغذی جیره ی فرموله شده اطمینان حاصل نمایید .
۸- آب تمیز كه سالم و گوارا به صورتی دائمی در اختیار گاوها قرار دهید

۹- شرایط محیطی مناسبی به خصوص در فصول تابستان و زمستان برای گاوها فراهم نمایید .
۱۰- هر گونه تغییری در جیره ی غذایی را به تدریج به انجام برسانید .
۱۱- از جیره های مخلوط استفاده کنید (کنسانتره –علوفه )

۱۲- ضمن خشبی بودن علوفه ی مصرفی كه قلعه های خرد شده علوفه ریز باشد .
۱۳- تدابیر لازم جهت به حد اقل رسانیدن تلفات خوراک را به عمل آورید .
۱۴- جهت اطمینان از میزان کافی خوراک مصرفی در جیره حد اطمینان را مد نظر بگیرید .
۱۵- ضمن اختصاص دادن گارگران دلسوز و وظیفه شناس جهت رسیدگی به تغذیه گاوها کارگ

ران این بخش را به دفعات عوض نکنید .
۱۶- تغذیه از موارد بودار را در ۵/۰ تا ۲ ساعت قبل از شیر دوشی یا بعد از شیر دوشی به انجام رسانید
۱۷- علوفه را به مدت طولانی ذخیره ننموده و در موقع مصرف از عدم وجود کپک و قارچ زدگی و اجسام خارجی مطمئن شوید .
۱۸- برای مقابله با عوارض مصرف جسم خارجی احتمالی مگنت یا آهن ربا به حیوان بخورانید .
۱۹- برنامه ی مبارزه با انگل ها به خصوص انگلهای دستگاه گوارش را با جدیت پی گیری کنید .
۲۰- در موقع استفاده از جیره های حاوی ذرات ریز یا آردی به منظور بازده بهتر خوراک مصرفی و جلوگیری از ضایعات تنفسی از مواد خیس کننده و چسباننده نظیر چربی یا ملاس استفاده کنید .
تغذیه ی دوره ای گاوهای شیری :
تغذیه ی دوره ای یا مرحله ای عبارتست از طراحی برنامه های تغذیه ای گاوها براساس میزان تولید – مصرف غذا – تغییر وزن بدن و زایمان .
ترتیب تولید در گاوهای شیری به صورت زیر می باشد :
۱- دوره ی اوج شیر دهی
۲- دوره ی افزایش اندوخته های بدن (افزایش وزن ) . ۵و۴- دوره ی خشک (۲ ماه پایانی آبستنی )
بر اساس پنج مرحله تولید حیوان به شرح زیر می باشد :
۱- از هنگام زایمان تا ۸۰ روز بعد از آن
۲- ۸۰ تا ۲۰۰ روز بعد از زایمان
۳- ۲۰۰ تا ۳۰۵ روز بعد از زایمان
۴- ۴۵ تا ۶۰ روز قبل از زایمان
۵- گروه گاوهای که دوره خشکی آنها رو به اتمام است با توجه به این مراحل برنامه های تغذیه ای اختصاصی جهت تولید بیشتر و نگهداری سالم گاوهای شیری اعمال می گردد :
۱- برنامه های تغذیه ای در مرحله اول تولید :
پس از زایش تولید شیر به سرعت افزایش می یابد و در ۶ تا ۸ هفته به بیشترین مقدار می رسد اما مصرف غذا نسبت به نیازهای تولیدافزایش نمی یابد به گونه ای که بیشترین مقدار مصرف ماده ی خشک ۱۲ تا ۱۵ هفته پس از زایش خواهد بود از این رو بیشترین ماده گاوهای شیرده برای ۸

تا ۱۰ هفته در حالت تعادل منفی انرژی خواهند بود . گاوهای پر شیر احتمالاً تا هفته ی بیستم و یا بیشتر در تعادل منفی انرژی خواهند بود .
گاو شیر ده کمبود انرژی دریافتی برای تولید شیر را از اندوخته های بدن تامین کرده و در این دور

است . هر کیلوگرم افزایش شیر در این دوره ۲۰۰ کیلوگرم شیر بیشتر در کل دوره ی شیر دهی را در پی خواهد داشت .
در این دوره رعایت نکات ذیل ضروری است :
– از تغییرات ناگهانی و سریع جیره که موجب ناراحتی های گوارشی می شود خود داری نموده و تغییرات تدریجی را دست کم دو هفته پیش از زایش آغاز نمایید .
– از افزایش کنسانتره تا موقع برطرف شدن تنش های مربوطه به زایش خودداری نموده و سطح آن را در حدی نگهدارید که گاو شیر ده با دریافت حداقل مقدار ADF (18 تا ۱۹ درصد ) ضمن بر خورداری از سلامتی دستگاه گوارش شیر با کیفیتی نیز تولید کند . میزان مصرف کنسانتره نباید بیش از ۵/۲ درصد وزن بدن باشد . تعداد دفعات تغذیه ای کنسانتره باید افزایش یافته و هر بار با مقدار اندکی کنسانتره تغذیه شود .
– دقت کافی در مورد تامین مواد مورد نیاز گاو شیر ده و نسبت صحیح آن با انرژی که میزان قابل توجهی از آن از اندوخته های چربی بدن تامین می شود اعمال نمایید در این مرحله از مواد ازته ی غیر پروتیینی با تجزیه ی کم در شکمبه استفاده کنید .
– با استفاده از علوفه های مرغوب و باکیفیت خوب و عوامل اشتها آورمصرف ماده ی خشک را افزایش دهید .
– سعی کنید علوفه های مورد تغذیه به قطعات ریز خرد نشوند و در صورت الزام از چنین علوفه هایی برای حفظ تعادل PH شکمبه و کاهش اسیدوز و دیگر ناراحتی های گوارشی بافرهای شیمیایی نظیر بی کربنات سدیم استفاده کنید .
– عوامل استرس زا نظیر واکسیناسیون سم چینی حمام ضد کنه و….. را به بعد از سپری شدن اوج شیر دهی موکول کنید .
– استفاده از مکمل نیاسین که ممکن است از دوره ی خشک آغاز شده باید برای گاوهای پر شیر ادامه یابد در این حالت مصرف غذا احتمالاً بیشتر و احتمال بروز کنیوز کمتر خواهد بود .
– با تغذیه ازمکمل های پر انرژی نظیر چربی و ملاس مصرف انرژی را بالا ببرید .
۲- مدیریت تغذیه ای در مرحله دوم شیر دهی :
در این دوره گاو مرحله حساس پیک (peak) با حداکثر تولید را سپری کرده و واکنش های حیوان به حالت عادی برگشته و می تواند در صورت برخورداری از جیره ی متوازن توانایی های تولیدی خویش را بروز دهد . در این مرحله مدیریت گاوداری گاوهای مورد نظر را از لحاظ وضعیت بدنی بررسی نموده و در صورت برخورد با موارد غیر عادی نظیر رشد بی رویه گاوها و یا لاغری بیش از حد آنها درصدد اصلاح جیره بر آیید .
۳- مدیریت تغذیه ای در مرحله آخر شیر دهی :
مدیریت تغذیه ای گاوهای شیرده در این مرحله آسان تر از مراحل دیگر است زیرا در این مرحله مصرف مواد غذایی بیشتر از نیازهای تولید شیر بوده تولید شیر رو به کاهش است .

 

نکاتی که مد نظر مدیریت گاوداری باید باشد عبارتند از:
– کاهش وزن ایجاد شده در آغاز دوره ی شیر دهی باید به گونه ای جبران شود که گاودر آغاز دوره ی خشک از وزن مناسبی برخوردار باشد .
– حداکثر کوشش در رابطه با تداوم شیر دهی در حد امکان به عمل آید .
– تلیسه های جوان نیازهای ویژه ای برای رشد دارند . بنابر این برای ایجاد رشد در تلیسه ۲ ساله ۲۰ درصد و برای تلیسه های ۳ ساله ۱۰ درصد از مواد غذایی بیشتر از تعداد مورد نیاز برای نگهداری منظور شود .
– با توجه به تقاضای کم مواد مغذی می توان نسبت علوفه به کنسانتره را افزایش داده و با استفاده از ترکیبات ازت دار غیر پروتئینی هزینه های غذایی را کاهش داد .
– جهت خشک کردن گاوها در پایان این مرحله میتوان غذا و آب مصرفی را محدود نمود .
۴- مدیریت تغذیه ای گاوهای خشک :
به منظور آماده سازی گاو برای شیر دهی بعدی باید یک دوره ی خشک در نظر گرفته شود . با در نظر گرفتن یک دوره ی خشک ۶۰ روزه تولید شیردهی بعد برای بیشتر ماده گاوها بهینه خواهد بود . .اگر دوره ی خشک کمتر از ۴۰ روز باشد بافت پستان زمان کافی برای بازسازی نداشته و در نتیجه تولید شیر در شیر دهی ایده آل نخواهد بود . اگر دوره ی خشک بیش از ۷۰ روز باشد گاوبیش از اندازه چاق می شود درحالی که تولید شیر در شیر دهی بعد بیشتر نبوده و دشواری چاقی نیز در پی خواهد آمد . گفته می شود که بازدهی مصرف انرژی برای بافت سازی به هنگام شیر دهی بیشتر از دوره ی خشک است از این رو باید کوشش کرد که کاهش وزن گاو در هفته های پایانی شیر دهی جبران گردد . بدین ترتیب افزایش وزن ماده گاو در دوره خشک بیشتر مربوط به رشد جنین خواهد بود .
مواردی که در این مرحله در زمینه تغذیه ی گاوها در نظر می باشند عبارتند از :
– مصرف کلسیم باید به کمتر از ۱۰۰ گرم در روز محدود شود و هم زمان فسفر کافی در اختیار گاو ها قرار گیرد ( ۳۵ تا ۴۰ گرم فسفر در روز برای نژادهای بزرگ) کلسیم بیشتر به ویژه اگر جیره از نظر فسفر کمبود داشته باشد احتمال بروز تب شیر را افزایش خواهد داد .
– اگر علوفه کمبود سلنیوم دارد باید روزانه ۳ تا ۵ میلی گرم سلنیوم به علوفه اضافه کرد . اگر مصرف ویتامین E در خوراک زیاد نباشد موجب جفت ماندگی می شود .
– از تغذیه ی زیاد مواد معدنی باید خودداری کرد (به ویژه مخلوط بافر های نمک های سدیم ) و مصرف نمک طعام را باید به حداکثر ۲۸ گرم در روز محدود نمود .
مصرف زیاد نمک موجب نگهداری آب در بدن و ایجاد خیز یا ادم در برخی گاوها به ویژه تلیسه های شکم اول می شود .

آنستروس و استروس در گاوهاي شيري:

تعيين دقيق ،درست و موثر فحلي در گاو شيري از مهمترين اجزا يك برنامه مديريت توليد مثلي در صنعت گاوشيري است . استروس (estrus=heat) يا فحلي دوره اي است كه حيوان ماده به حیوان نر اجازه جفت گيري مي دهد وآنستروس دوره اي است كه فحلي در دام بروز نمي

گله مي باشد . مشاهده انفرادي گاوها در زمان فحلي به دليل زير مشكل مي باشد :
تخمدان گاو عمل منظمي ندارد ووجود اشكال درچرخه توليد مثلي (فحلي )باعث ايجاد آنستروس گاو مي شود . همچنين مشاهدات كم دقت پرورش دهندگان با عث تشخيص نادرست گاوهاي فحل مي شود كه دليل دوم متداول تر مي باشد . سطح گستردگي اين مشكلات در بين گاوها متفاوت است . درصد گاوهايي كه تا ۶۰ روزگي فاقد چرخه نرمال فحلي مي باشند دامنه اي كمتر از ۵ درصد تا بيش از ۲۰ درصد دارند و درصد خطا (شكست ) در دوره فحلي دامنه اي از (۱۵ › )تا (۶۰ › ) درصد دارند .
تشخيص مشكل (معضل) :
ثبت معاينات دامپزشك در مورد تخمدان هاي گاو در تعيين مشكل بسيار مهم مي باشد .معاينات حداقل هر ماه يك بار انجام مي شود . به طوري كه براي تعيين آنستروس يا خطاي فحلي ثبت تاريخ نخستين فحلي و مشاهدات صورت گرفته ضروري مي باشد . اگر در گله اي اين ركورد وجود نداشته باشد يا توليد كننده اقدام به ثبت اطلاعات نكرده باشد جمع آوري و ثبت اطلاعات قدم اول در شناسايي مشكل مي باشد . هر چند كه جمع آوري اين اطلاعات براي انجام مقايسات درست و معني دار ۶ تا ۹ ماه طول مي كشد . ركوردهاي گرفته شده از دوسوم گله (كل گله )جمع آوري ميشود .
آنستروس (anestrus) :
تشخيص گاوهايي كه داراي كيست تخمداني مي باشند ، اگر بيش از ۱۵ درصد گله داراي كيست باشد براي رفع مشكل بايد اقدام جدي نمود بر اساس داده ها و اطلاعات ثبتي در مورد معاينات گاوها ، هر دام را تا ۹۰روز بعد از زايش بايد آزمايش نمود . معاينات هر ماه يك بار انجام مي شود درصد گاوان (قبل تا از ۶۰ روز پس از آبستني ) كه تا ۶۰ روزگي فعاليت تخمداني نشان مي دهند محاسبه و بررسي مي شود . اگر بيش از ۱۰درصد دام هاي گله اي ، فعاليت تخمداني نداشته باشند ( نسا روز ۶۰ پس از زايش ) داراي يك مشكل مي باشند . اگر معاينات ۲ بار در ماه انجام شود درصد گاوان مورد معاينه و مورد ارزيابي قرار گرفته به همراه نتايج آن قبل تا ۳۵ روزگي و ۴۵روزگي مشخص مي گردد .به طوري كه در يكي از معاينات عدم فعاليت تخمدان مشخص مي شود . گله اي كه بيش از ۳۵ درصد دام هايش تا روز ۳۵ آبستني مواجه با عدم فعاليت تخمداني شود و يا وجود بيش از ۵ درصد دام هاي غيرفحل تا روز ۴۵ آبستني ،نشان از يك معضل در آنستروس مي باشند .

اگر معاينات بيش از دو بار در ماه صورت بگيرد درصد دام هاي معاينه شده و نتايج آنها در تاريخ هاي قبل از ۲۴ ،۳۲و۴۰ روز بعد از زايش ذكر ميشود به طوري كه حداقل يك معاينه براي تست فعاليت تخمداني دام انجام مي شود . در گله هاي نرمال ، ۵۰ درصد گاوان تا روز ۲۴ داراي فعاليت تخمداني بوده و براي زمان هاي ديگر بيش از ۷۰ و ۹۵ درصد ذكر شده است .

متوسط روزهاي بعد از زايش در گاوهاي نرمال (B

ritt.j.etal j.Anim.sci.39:915 -919)
متوسط
۲۴
۳۸
روز بعد از زايش (۱) در هنگامي كه ۹۵ در صد گاوان فعالند .
۴۰ روز
۶۳ روز
هنگامي كه ۷۰ درصد گاوان داراي فعاليت مي باشند .
۳۲ روز
۵۰ روز
نوع فعاليت
فعاليت تخمداني (۲)
فعاليت فحلي (۳)
خطاهاي فحلي
كيست تخمداني
محاسبه تعدادروزاز زايش تا مشاهده فحلي نخست در گاو در تشخيص خطا بسيار موثراست .
تعيين متوسط (ميانگين ) روزها تا نخستين فحلي و درصد گاواني كه فحلي آنها قبل از ۵۰ و ۶۳ روزگي (بعد از زايش )مشخص شده است . بيش از ۷۰ درصد گاوان فحل تا ۵۰ روزگي و بيش از ۹۵ درصد گاوان تا ۶۳ روزگي تعيين وضعيت مي گردند . به طوري كه اگر تعداد روز تا فحل نخست بيش از ۵۰ تا ۶۳ روز باشد وجود يك مشكل در فحلی گله حتمي مي باشد . تغذيه ناكافي و عفونت رحمي ۲ دليل عمده در ايجاد آنستروس گله گاوان شيري است و انرژي در اين ميان اهميت ويژه اي دارد . همچنين توجه به جفت ماندگي ، تيپ و مساله زايش ، سخت زايي Dystocica در گله ضروري مي باشد .

تكنيك انتقال جنين در گاو :

عمل انتقال جنين ۱ (ET) براي اولين بار حدود ۵۵ سال پيش با موفقيت بر روي گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنين صرفاً بر روي گاوهاي ماده صورت مي گيرد. گاو ماده اي كه از او جنين جمع آوري مي شود به عنوان دهنده ي جنين و در اصطلاح donor مي گويند . گروهي از گاوهاي ماده كه جنين ها را مي گيرند به عنوان ماده گاو گيرنده و در اصطلاح reciptent مي گويند .
عمل ET فرايندي است كه طي آن ، جنين ها از شاخ رحم گاوهاي دهنده جنين در مرحله پس ا

ز مرولا جمع آوري شده و جهت تكامل مراحل آبستني تا تبديل شدن به يك گوساله كامل در شاخهاي رحم گاوگيرنده جنين ساكن مي شوند . در واقع ، گاوهاي گيرنده جنين نقش دايه را

براي فرزندان گاو دهنده ايفا مي كنند . به ازاي هر يك گاو دهنده ۱۸-۱۴ راس گاو گيرنده جنين بايستي در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنين گاوي است با صفت ژنتيكي برتر و گاو اصيل ولي گاوهاي گيرنده جنين ، گاوهايي با صفت ژنتيكي متوسط يا پايين مي باشند . اگر چه

اوهاي گيرنده از لحاظ فنوتيپي و محيطي ممكن است روي نتاج اثر بگذارند ولي بر ساختار ژنتيكي گوساله ، تاثير نخواهند داشت و از ارزش گوساله براي مقاصد اصلاح نژادي نمي كاهد .
در چه مرحله اي تخمك بارور شده را به عنوان جنين دانسته و بايستي از گاوهاي دهنده جنين جمع آوري نمود ؟۱:
پس از اين كه اووسيت ها شوك حرارتي ديدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و ۱۰-۹ روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسيت مي رسد ، بايستي جمع آوري نمود كه اين روزها بر اساس چرخه فحلي ، معادل روزهاي ۸-۶ چرخه فحلي مي باشد . جنين ها حتماً بايستي در فاصله روزهاي ۸-۶ سيكل فحلي ، جمع آوري بشوند ، چون اگر تا روز ۱۴ چرخه فحلي طول بكشد ، جنين ها به دلايل زير از بين خواهند رفت :

۱- تفريخ نشدن جنين هاي بزرگ و عدم تبديل آنها به گوساله به خاطر انجماد .
۲- اثرات تغييرات هورموني رحم در جنين ها ، به دليل توقف طولاني جنين در رحم گاو .
همزمان سازي فحلي ۲:
براي اين كه عمل ET با موفقيت بالاتري همراه باشد ، بايستي گاوهاي دهنده و گيرنده هر دو در يك مرحله از سيكل فحلي باشند تا شرايط لازم جهت دادن و گرفتن جنين در آنها فراهم باشد . براي اين منظور عمل همزمان سازي فحلي را انجام مي دهند .
عمل همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در اين عمل PGF2a مي باشد كه باعث تحليل رفتن جسم زرد مي گردد . تزريق pgf2aدر ۴ روز اول و ۳ روز آخر چرخه فحلي موثر نمي باشد . چون در اين روزها جسم زرد در حال تحليل رفتن مي باشد . پس زمان مناسب تزريق هورمون PGF2A بين روزهاي ۱۸-۵ چرخه فحلي مي باشد .
سوپر اوولاسيون ۳ :
با توجه با اين كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ريزي يا اوولاسيون٬ يك اووسيت آزاد مي كند و با توجه به اين دوره آبستني طولاني مدت هم دارد (۹ ماه) پس نه تنها سرعت پيشرفت ژنتيكي كند مي شود ، بلكه يك ماده گاو در طول عمر باروري خود فقط چند گوساله توليد خواهد كرد (كه اغلب كمتر از ۱۰ گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسيون و به دنبال آن با انجام عمل ET مي توان اين مسئله را بهبود بخشيد . سوپراوولاسيون فرايندي است كه در آن به جاي اين كه از دام دهنده يك تخمك حاصل بشود ، چندين تخمك حاصل مي شود و مي توان در هر دوره تخمك ريزي ، به جاي يك تخمك ۱۰ تخمك و متوسط ۶ تخمك بدست آورد و به تبع آن به جاي يك گوساله ، متوسط ۶ گوساله در يك دوره آبستني حاصل نمود . عمل سوپراوولاسيون نيز همانند همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است . با اين تفاوت كه عمل همزمان سازي فحلي بين هر دو دام دهنده و گيرنده جنين صورت مي گيرد ولي عمل سوپراوولاسيون فقط در دام دهنده جنين بايد انجام بشود . هورمونهاي به كار رفته دراين عمل ، هورمون هاي FSH و هورمون هاي PMSG (هورمونهاي گنادوتروپين سرم ماديان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هيپوفيز پيشين اسب )مي باشد .
از بين اين هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بيشتري دارد ، در صورتي كه هورمون pmsg هورمون قوي تري است و يك بار تزريق PSMG با تزريق FSH برابري مي كند . چون نيم عمر PMSG به مراتب بيشتر از نيم عمر FSH مي باشد و نيم عمر FSH پايين است ، به اين خاطر آن را به مدت ۴ روز متوالي و هر روز در دووعده صبح و عصر تزريق مي كنند كه در كل بايستي به ميزان ۲۸ ميلي گرم FSH تزريق بشود . تا عمل سوپر اوولاسيون انجام گيرد . پس همچنان كه در روش تلقيح مصنوعي۴ AL)) يك گاو نر اصيل (مثلاً ۳ ساله ) مي تواند پدر يك ميليون

گوساله باشد در عمل (ET) نيز با فرآيند سوپر اوولاسيون يك ماده گاو اصيل مي تواند تعداد زيادي گوساله (فقط در يك دوره آبستني )بشود .
شستشوي جنين۵ :
پس از اينكه عمل همزمان سازي فعلي و سوپر اوولاسيون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنين درآمدند بايستي طي عمل شستشوي جنين ها جمع آوري ش

وند . براي انجام عمل شستشوي جنين از ماده شوينده مخصوص كه معمولاً حاوي محلول نمكي بافر فسفات +۴ درصد آلبومن سرم گاوي است استفاده مي شود . براي انجام عمل شستشو از يك سوند يا كاتتركه به نام سوند فولي معروف است استفاده مي شود . اين سوند را اول بايستي ضد عفوني كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنين وارد نموده و عمل عمل شستشوي را انجام داد .
سوند فولي داراري ۳ كانال مي باشد. كانال اول مخصوص دميدن هوا است تا قسمت بادكنكي كه در انتهاي اين كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبيت سوند فولي در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مايع شستشوي جنين از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوينده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنين ها به همراه ماده شوينده مي باشد كه به داخل لوله آزمايش يا محيط كشت كه حاوي (محلول نمكي با فرفسفات +۴ درصد آلبومن سرم گاوي ) مي باشد ريخته مي شود . چون غلظت جنين ها بالاتر از غلظت محيط كشت مي باشد ، جنين ها در عرض ۲ دقيقه در ته ظرف ته نشين شده و بايستي حدود ۱۰ دقيقه محيط كشت حاوي جنين را در جاي ثابت و بدون حركت نگهداري نمود . سپس جنين ها را در زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داده و آنها را ارزيابي كرده و سپس درجه بندي مي كنند كه از جنين درجه ۱ (عالي )تا جنين فاسد يا مرده طبقه بندي مي شوند . جنينهاي درجه ۱ را مي توان منجمد كرده و براي مصارف دوره هاي بعدي نگهداري نمود ولي جنين هاي درجه ۲ يا درجه ۳ را مي توان همان روز جنين گيري به گاوهاي گيرنده انتقال داد.
انجماد جنين۶:
اگر قرار است جنين ها در همان روز جمع آوري شده به گاوهاي گيرنده انتقال يابند كافي است براي چند ساعت در محيط كشت تازه و سترون كه دماي آن محيط كشت هم معادل دماي بدن گاو است نگهداري بشود . ولي اگر بخواهيم جنين ها را براي مدت طولاني نگهداري كنيم بايستي حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائيم مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصيل را به صورت منجمد نگهداري مي كنند . ولي جنين ها در برابر عمل انجماد سازي و سپس ذوب كردن يخ شان جهت مصرف بسيار حساس تر از اسپرم مي باشند .
هر جنين اغلب در يك استرا ۷به حجم ۲۵% سي سي نگهداري مي شود . ماده محافظت جنين ها ، گليسرول و اتيلن گليسرول مي باشد كه اخيراً استفاده از اتيلن گليسرول نتايج بهتري را نشان داده است . سپس توسط دستگاه هاي اتوماتيك دماي استراها را به دماي ازت مايع (۱۹۶- درجه سانتي گراد ) مي رسانند. براي ذوب كردن يخ جنين هاي منجمد شده

نيز جهت مصرف براي انتقال به گاوهاي گيرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دماي ۳۷ درجه سانتي گراد يخ ذوب شده و جنين ها براي انتقال آماده مي شوند . وقتي از جنين هاي منجمد شده اي كه بعد ها ذوب مي شوند براي انجام عمل ETاستفاده شود ميزان آبستني نسبت به زماني كه از جنين تازه استفاده مي شود ٬ ۱۰ درصد كم مي گردد .
روش هاي انجام عمل ET :
در روش جراحي قديمي ، ماده گاوها را تحت بي حسي عمومي قرار داده ، ب

ه پشت خوابانيده و شكافي بين پستان و ناف گاو ايجاد كرده رحم را جلوكشيده ، و عمل جمع آوري يا انتقال جنين صورت مي گيرد ولي در روش جراحي جديد ، بي حسي موضعي صورت گرفته و در پهلوي گاو شكاف ايجاد كرده و رحم را جلوكشيده و با پيپت نازك مثل پيپت در عمل AL ، جنين ها را از شاخ رحم جمع آوري يا انتقال مي دهند .
هدف از انجام عمل ET :
1- افزايش تعداد نتاج از گاوهاي ماده با صفات ژنتيكي برتر (بدين شكل كه با انجام عمل ET مي توانيم تعداد گوساله هاي گرفته شده از يك گاو اصيل و با ارزش را تا چندين برابر افزايش دهيم .)
۲- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جاي نقل و انتقال گاو نر اصيل اسپرم منجمد گاو نر اصيل بين كشورها مبادله مي شود . در عمل ET نيز به جاي نقل و انتقال گاو ماده اصيل ، جنين منجمد شده آن بين كشورها مبادله مي شود.
۳- انجام عمل دو قلو زايي در ماده گاوها (هر چند ممكن است ۱۵-۱۲ درصد نتاج فري مارتين باشند .)
۴- كنترل بيماري هم در دهنده ها وهم در گيرنده ها و هم در جنين هاي حاصله .
۵- نگهداري جنين هاي بدست آمده از گاوهاي دهنده جنين به مدت طولاني به خاطر قابليت انجماد جنين ها.
بهترين كاربردهاي مورد استفاده جنين :
۱- انجام آزمايش بر روي جنين ها : جهت پي بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسي صفت نامطلوب سم قاطري يا سم بدون شكاف .اگر پدري ناقل ژن اين صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنين به گاوهاي گيرنده منتقل شود، با مطالعه جنينها در ۲ ماهگي مي توانيم به اين صفت نامطلوب و امثال آن پي ببريم .
۲- بكارگيري ماده گاوهاي اصيل در توليد گوساله هاي نر ممتاز :
در حالت طبيعي براي اين كه ۱۰۰ گوساله نر اصيل به منظور تحقيقات اصلاح نژادي داشت

ه باشيم ، بايستي ۳۰۰ ماده گاو براي توليد اينها داشته باشيم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نيمي از نتاج حاصل ، گوساله هاي ماده باشند ج ) اگر گوساله هاي نر هم توليد بشوند ، گوساله هاي نر حاصله يا تلف بشوند يا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادي نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسيون و متعاقب آن عمل ET مي توانيم فقط با نگهداري ۱۵۰ ماده گاو اصيل به ۱۰۰ گوساله نر اصيل برسيم چون حداقل يكي از جنين هاي گاو سوپراووله جنين نر خواهد بود .

۳- انتقال وسيع و نامحدود ژن:
روش ET با در دسترس داشتن جنين مي توان ژن را از يك نژاد به نژاد ديگر مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصيل (مانند هلشتاين ) به نژاد گاو بومي .به طور كلي گاوداراني كه تمايل دارند دختران بيشتري از گاو پر توليد و مورد علاقه خود داشته باشند به اين كار اقدام مي كنند ونيز در صورتي كه نياز به گوساله نر اصلاح نژادي والدين با كيفيت بالا داشته باشند از اين روش استفاده مي كنند

پیشگیری از جا به جایی شیردان :
به دليل مصرف پايين خوراك در قبل زايمان و افزايش تدريجي مصرف بعد از زايمان ،دوره انتقال ، دوره مخاطره آميز مهمي براي جابه جايي شير دان (LDA)مي باشد .روشهاي خوراك دادن مديريتي كه از ساير اختلالات پس از زايمان جلوگيري مي كند احتمال ابتلا به جا به جایی شیردان را كاهش ميدهد . در گاوهايي كه نمره وضعيت بدني بالايي در هنگام زايش دارند ، احتمال ابتلا به كتوز و جابه جايي شيردان افزايش مي يابد . تغذيه مقادير زياد و كم كنسانتره در طول دوره قبل از زايمان ممكن است احتمال ابتلا به LDA را افزايش دهد مديريت آخور فاكتور مخاطره آميز مهم براي جابه جايي شيردان مي باشد فضاي نا كافي آخور ، رقابت زياد در آخور،محدود بودن زمان دسترسي به آخور و محدودبودن قابليت دسترسي به خوراك ممكن است مصرف را محدودكند . پر نشدن شكمبه به دليل مصرف كمتر خوراك مجال بيشتري را براي جابه جايي شير دان فراهم مي كند .اهميت روشهاي مديريت آخور كه مصرف خوراك را در سبب شناسي LDAمحدود مي كند ٬احتمالاً در اوايل دوره پس از زايش بيشترين عامل است كه به دليل مصادف شدن با وقايعي است كه در دوره انتقال اتفاق مي افتد .مخلوط كردن جيره به شكل TMRمي تواند غلظت واقعي جیره هاي مصرف شده را نسبت به خصوصيات مواد مغذي جيره فرموله شده تغيير دهد، جدا كردن غذاها درTMR در آخور نيز مي تواند سبب اين مساله شود . زياد مخلوط كردن TMR ممكن است باعث خرد شدن ذرات درشت و سبب كاهش شكل فيزيكي فيبر گردد . برنامه هاي انتقالي ومديريت آخور بايستي به دقت در گله هاي كه مشكل LDA دارند ، مورد نظارت قرار گيرد .
مقدمه :
Shaver در یک نشریه عوامل تغذیه ای را که برای جابه جایی شیر دان خطر ناک هستند ٬ منتشر کرد .هدف از این مقاله اهمیت یافته ها و اطلاعات جدید در ارتباط با جابه جایی شیر دان و بحث اعمال مدیریتی ضروری برای پیشگیری از این اختلال متابولیکی می باشد .جابه جایی شیردان سبب اتلاف اقتصادی از طریق هزینه های درمان ٬ حذف کردن نابهنگام و کاهش تولید در گله های

شیری می شود . هزینه های متداول درمان از ۱۰۰تا ۲۰۰ دلار برای هر مورد بوده و از ۱۰ درصد از گاوهایی که مبتلا به جابه جایی شیردان تشخیص داده میشوند حذف شده یا قبل از معاینه بعدی میمیرند . گاوهای درمان شده ای که در گله باقی می مانند ۳۵۰کیلوگرم ٬ شیر کمتر در رکوردگیری ماه بعدی نسبت به گاوهایی که به جابه جایی شیردان مبتلا نشدند تولید می کنند .
۸۰تا ۹۰درصد جابه جایی های شیر دان به طرف سمت چپ بوده و به طور متوسط ٬میزان وقوع سالانه برای جابه جایی شیردان به سمت چپ (LDA)در گاوهای شیری از ۴/۱تا ۸/۵ درصد می

صد را برایLDA (صفر تا ۱۴ درصد ) از سر شماری ۶۱ گله شیری با تولید بالا با متوسط تولید شیر ۲۴۰۰۰ پوند در هر دوره گزارش کردند .
دوره انتقال :
۸۰ تا ۹۰ درصدLDA در ماه اول بعد از زایمان تشخیص داده شده اند که نسبت تشخیص LDA در دو هفته اول بعد از زایمان در مطالعات مختلف دامنه ای از ۵۲تا ۸۶ درصد برآورده شده

است . این بیانگر این است که دوره انتقال ۲ تا ۴ هفته قبل از زایمان تا ۲ تا ۴ هفته بعد از زایمان دوره احتمال خطر اصلی برای LDA است . دوره انتقال با کاهش مصرف غذا بعد از زایمان مشخص شده و با افزایش تدریجی در مصرف غذا بعد از زایمان ادامه می یابد . مصرف کم غذا در طول دوره انتقال یک عامل خطر برای LDA به دلیل خالی بودن نسبی شکمبه ٬ کاهش نسبت علوفه به کنسانتره در گله هایی که به صورت TMR (جیره کاملا مخلوط )تغذیه نمی شو

ند و افزایش وقوع سایر اختلالات پس اززایمان است .خالی بودن نسبی شکمبه٬ فرصت بیشتری برای جابه جایی ایجاد می کند ٬ کاهش نسبت علوفه به کنسانتره با مصرف بیش از حد کنسانتره نسبت به علوفه حاصل می شود که در خالی ماندن شکمبه سهیم است . کاهش مصرف ماده خشک در هفته نهایی قبل از زایمان حدود ۳۵درصد است که سبب افزایش غلظت های تری گلیسرید در کبد ٬ بلافاصله بعد از زایمان میشود.وقوع همزمان اختلالات بعد از زایمان به عنوان فاکتور های اصلی برای وقوع LDA اشاره شده اند .