پيشگفتار
اين پروژه شرح مختصري است از مفاهيم و مباني و اصول مديريت با نگرشي ژرف و بديع كه نه تنها ناقص اصول سنتي و كلاسيك نبوده بلكه مكمل آن نيز مي باشد.

به بيان ديگر مفاهيم نظري صرف نبوده و در حيطه عمل نيز با تمسك به راهكارهاي ارائه شده عينيت مي يابد.
در وادي عمل به اصول ياد شده، به بحث رفتار سازماني و نقش انكارناپذير آن در اعمال مديريت صحيح پرداخته است كه رابطه بين مغز و اعمال آدمي دانسته است. لذا بديهي است كه تحول و دگرگوني نيروي كار از جمله اشتغال زنان در مشاغل مديريتي و تغيير اولويتها از جمله رضايت مندي مشتريان مديريت و رفتار سازماني خاصي را مي طلبد كه بتواند همگام و هماهنگ با اين جهان پرشتاب كه مرزهاي جغرافيليي در آن معنا و مفهوم نداشته و سازمانهاي فرامليتي از مشخصات بارز آنست حركت نمايد.

هدف اوليه اين كتاب آشنا نمودن دانشجويان عزيز به آخرين پديده ها و دستاوردهاي علمي و مآلاً دستيابي به ابزارهاي مديريتي به منظور اعمال مديريت فراگير كه موفقيت آنان را در عرصه رقابت فشرده كنوني به ارمغان آورد، بوده است. تلاش نگارنده بر اين است كه اين زمينه را با اتكاء به آخرين اطلاعات روز و فن آوري جديد براي آنان فراهم آورد تا بدينوسيله توان مقابله و روياروئي با هر نوع تغيير و تحول آني و فوري و استفاده صحيح

 

و سريع از فرصتهاي حاصله را در آنان صد چندان سازد. چرا كه وقوف و آگاهي بنوع پديده امكان مواجهه به آن را تحت هر وضعيت و در هر زماني ميسر ميسازد.
مديران مؤثر، رهبران مؤثري هستند كه با اعمال مديريت اصولي و كارآمد خود ميتوانند نقش بسزائي در جامعه از طريق مشاركت در صنايع و ارائه خدمات مطلوب ايفاء نمايند و مديران مؤثر و موفق مديراني هستند كه ملبس به جامه علم و تجربه باشند. ديگر زمان آنكه مدير در يك برج بلند و لوكس بنشيند و از ر

اه دور كنترل و دستور دهد سپزي گرديده است. حال زمان آن فرا رسيده كه مردان و زنان سخت كوش و مستعد و اثر بخش با ايجاد انگيزه و تقويت حس همكاري و جلب مشاركت و روابط هم سطح زمام امور را در دست گرفته و مديريت سازمانهاي وسيع و گسترده و پيچيده كنوني را بعهده گيرند چرا كه بدون مشاركت همگاني و بكارگيري كليه عمامل و امكانات، راه رسيدن به موفقيت بس دشوار و خطير است.

در دنيايي كه تغيير و تحول در آن لحظه اي بوده و همه شواهد و قرائن مبين محوري بودن نقش نيروي انساني در گشايش تنگناها و توليد فرآورده هاي گوناگون است ميزان اثر بخشي يك مدير مؤثر كاملاً مشهود و محسوس است.

لذا ديگر شايسته نيست كه دامنه و حيطه مديريت را با مفاهيم گذشته معنا كرد بلكه بايد تعريفي نو و كاملتر و جامع تر از آن، كه در برگيرنده كليه نيازمنديهاي جامعه در اين خصوص بوده ارائه نمود و بزبان گوياتر و فصيح تر يك مدير خوب در جامعه امروز مي بايست مجهز به كليه الگوها و مدلها و ساختارهاي جديد باشد تا بنحو مقتضي در زمان مناسب از اين عوامل بهره جويد.

متضمن رشد و تعالي هر سيستمي مديران كارآمد و لايقي است كه با اتخاذ تدابير و تمهيداتي نو و تفكر و انديشه هاي بديع و خلاق خود بسان كشتي نجاتي باشند كه جامعه را از گرداب نيستي رهانيده و آن را بساحل نجات رهنمون گردند.

ساده انديشي است اگر باور كنيم كه با آموزش مطالب نظري مي توانيم چنين مديراني بپرورانيم. تاكيد به آموزش مديران بدون ملحوظ داشتن پرورش آنان از جهات گوناگون رفتاري، جوابگوي مشكلات و معضلات سازمانهاي كنوني ما نخواهد بود.

لذا بر آنيم تا ضمن بستر سازي مناسب بمنظور فراگيري دانش مديريت به تحليل رفتارهاي متناسب با نيازهاي مديريتي نيز بپردازيم.
در اين مجموعه سعي گرديده است كه كليه مفاهيم و استراتژيهاي مطروحه مديريتي بسيار ساده و بديهي و مبتني بر آخرين يافته هاي روز بوده تا شايد افق جديدي را بر روي كليه خوانندگان و بالاخص دانشجويان اين مرز و بوم گشوده و يك ديدگاه جهان شمول و فرامليتي را در اذهان پديد آورد.
تذكار اساتيد محترم و دانشجويان عزيز و كليه خوانندگان گرامي را بگوش جان شنوده و بكار خواهم بست.
تاريخچه مديريت

بشر در طول اعصار و قرون به حقايق گوناگوني دست يافته كه هر يك از آنها ويرا در راه رسيدن بهدف خاصي كمك نموده است. طبقه بندي حقايق مزبور در دسته هاي گوناگون بر اساس مشابهت اصول آنها، رشته هاي علمي مختلفي را بوجود آورده است. سير تكامل علوم نشان مي دهد كه رشته هاي فلسفه، نجوم، رياضيات و تا حدودي حرفه پزشكي از قديمي ترين اطلاعات و حقايقي مي باشند كه بشر به انها دست يلفته است. نضج و اشاعه فلسفه در يونان باستان بجائي رسيد كه اين رشته را مادر علوم خوانده و معتقد گرديدند كه همه رشته هاي ديگر علمي در باغچه فلسفه روئيده اند.

اسلام در طبقه بندي علوم فقط به دو رشته اشاره نموده است كه عبارتند از: پزشكي و علوم الهي ولي تحولات بعدي و تكامل دانش بشري موجب كشف اطلاعات و حقايق بيشتر و مجزا نمودن بسياري از رشته ها از يكديگر گرديد. يكي از طبقه بندي هاي معمول اينست كه علوم را به طبيعي و اجتماعي تقسيم مي نمايند. قبل از بحث در ماهيت انواع علوم لازم است كه نخست علم را تعريف نموده و سپس به طبقه بندي آن بپردازيم.

ساده ترين تعريف علم اينست كه آنرا «يك رشته از حقايق و دانش هائي مي دانند كه تحت نظم و قاعده در آمده و قابل اثبات باشد».
علوم طبيعي يا فيزيكي به كشف حقايق در مورد رابطه علت و معمولي اشياء و موجودات پرداخته و قوانين و اصولي را كه در موارد مشابه قابليت اعمال داشته باشند بيان مي نمايند. از طرف ديگر علوم اجتماعي حقايقي را كه مربوط به فعاليت هاي گوناگون انسان باشد بصورت منظم در آورده و مورد مطالعه قرار مي دهند.

علوم را به نظري و علمي نيز تقسيم مي نمايند. علوم نظري روابط بين عناصر گوناگون را كشف و بيان نموده و علوم علمي قوانين مربوط به علوم نظري را بكار مي بندند طبق اين تعريف فيزيك جزو علوم نظري و مهندسي از علوم عملي مي باشد.

از آنجا كه علم اداره فعاليت هاي يك عده انسان را در داخل سازمان هائي كه بمنظور نيل بهدفي بوجود آمده اند مورد مطالعه قرار مي دهد و سازمان هاي نامبرده نيز مشتركاً جامعه و اجتماع شناخت. علم مديريت را از جمله علوم اجتماعي شناخت. علم مديريت گرچه اتكاء فراواني به ساير رشته هاي علوم اجتماعي مانند حقوق، اقتصاد، روانشناسي، جامعه شناسي و مردم شناسي داشته و تا حدودي قوانين و تئوري هاي علوم نظري را نيز بكار مي بندد، بعنوان رشته جديدي در علوم اجتماعي شناخته شده است.

بعبارت ديگر هر يك از رشته هاي فوق قسمتي از روابط و فعاليت هاي گوناگون بشر را به نظر آورده و تا حد معيني بشر را به هدفهاي خاي خود رسانيده است، در حاليكه علم اداره و مديريت بمنظور رسانيدن بشر به هدفهاي مشترك و بزرگتري به ساير رشته ها اتكاء مي نمايد و آن ها را با يكديگر تلفيق نموده است. براي روشن شدن موضوع و نقش مديريت در رسانيدن بشر به هدفهاي بزرگتر ذكر مثالي لازم است. هدف رشته پزشكي آنست كه به كمك يافته اي بيولوژي، فيزيولوژي، درمان شناسي، داروسازي و غيره سلامت بشر را در برابر بيماري ها و آسيب هاي گوناگون تامين نمايد، رشته مهندسي از يافته هاي علوم فيزيك،

شيمي، رياضيات و غيره استفاده نموده در تامين و سائل مادي رفاه زندگي انسان ها مانند ساختن مسكن، پل، جاده، شهر و غيره مي كوشد، نقش مديريت را مي توان در خدمت به بشر و رسانيدن وي به هدف هاي كوچك و بزرگ در هر يك از عوامل و مراحل زندگي او بوضوح ديد. تامين رفاه مادي و معنوي انسان از طزيق تشكيل و اداره سازمان هاي مختلف اقتصادي، بازرگاني، صنعتي، دولتي، ديني، اجتماعي و غيره همگي متضمن استفاده از فن و هنري است كه يافته هاي علوم ديگر را با هم تلفيق نمايد.

دست يابي بشر برموز ستارگان و بويژه قدم نهادن انسان به سطح كره ماه از تازه ترين پيشرفت هائي است كه نصيب بشريت گرديده است. تجزيه و تحليلي از مشاركت رشته هاي مختلف علمي در اين امر بزرگ نشان مي دهد كه كم و بيش، هر يك از علوم نقشي در اين مهم داشته اند. علوم فيزيك، شيمي، مهندسي، اقتصاد و غيره در پرورش ايده ها و ايجاد و سائل كار براي پرواز انسان به كره ماه كمك هائي نمود و بالاخره مديران پروژه آپولو و رؤساي سازمان فضانوردي ملي آمريكا كه اغلب افرادي غير متخصص در علوم نامبرده فوق مي باشند از تركيب و تلفيق منابع گوناگون و بكار بردن فنون خاصي در ترغيب كارمندان بكار و هدايت كردن سازمان مربوطه بسوي هدف استفاده نمودند. و به اين ترتيب مديريت تلفيق كننده يافته هاي ساير علوم بوده و هدف بالاتري را تامين نموده است.

فصل اول:
تشخيص مفاهيم

۱-۱: تعاريف مديريت
يكي از تعاريفي كه درباره مديريت به عمل آمده ومورد قبول اكثر نويسندگان اين رشته مي بــــــاشد، مديريت را انجـام دادن كـارها بوسـيله واز طريق ديگران مي داند چنانكــه ازاين تعريف بر مي آيد دو موضوع مورد تأكيد قرار گرفته است اول با انجام رساندن و دوم وجود اشخاص براي انجام كارها. بنابراين نظريه ها و مكاتبي كه در مديريت بوجود آمده اند هريك توجه خود را بر يكي از اين دو عامل ويا به هر دو عامل معطوف داشته اند . ( كاشفي -۱۳۸۰ – ص۵ )
مديريت عبارت است ازهنر انجام دادن كار به وسيله ديگران

ايجادمحيطي موثر براي افرادي كه درگروه هاي رسمي سازماني فعاليت مي كنند . هماهنگ سازي منابع انساني ومادي درجهت تحقق هدفها .
فراگرد هماهنگ سازي فعاليت گروهي وفردي در جهت هدف هاي گروهي وفراگرد تبديل اطلا عات به عمل اين فراگرد تغيير وتبديل را تصميم گيري مي ناميم .
(علاقه بند – سال۱۳۸۱ – ص۱۱)

مديريت عبا رت است فعاليت وعملي است كه در موقعـيتي سازما ن يافته براي هماهنگي وهدايت امور در جهان هدف هاي معيني صورت مي گـيرد، ودر اين مبحث مديــريت را عمـلي تلقي مي كنيم كه بر دانش يافته هاي علمي توانايي هنري، مهارت فني واخلاق اجتماعي مبتني است.( علاقه بند- ۱۳۸۲ – ص ۱۲)
مديريت عبارتند از نگرش تجزيه گرا يا مكانيسمي ونگرش كل گرا يا سيستمي كه هر دو نگرش واجد ريشه تاريخي و قوميتي نيز مي باشند.( شكوفيان- ۱۳۸۱ – ص۱۹)

۱-۲: توانايي تشخيص مفهوم مديريت واصول آن:
اصولاً در هر مجمومه سازماني ايجاد ارتباطات اصولي شغلي وانساني افـرادونيز اداره نمودن وهماهنـــگ سازي مــنابع انساني،مادي وامكاناتي موجـود آن درجـهت اهداف سازماني وفردي ، نيازمند به اهـرمي موثر مي باشد كه به عنـوان مديريت شناخته مي شود جهت آشنايي بيشتر با مفهوم مديريت وابعاد آن، ذيلاً برخي تعاريف مداول از مديريت ارائه مي گردد برايـــن اساس مديريت عبارت است از توازن بين منابع وفعاليتهاي كاري مختلف دريك موسسه، فرايند ي نظـــام مــند كه با استفاده از آن بتوان كوشش هاي فردي وگروهي را به منظور دست يابي به اهداف مشــترك هماهنـــگ نمود وجهت دهي به تلاش هاي افراد همكار سازماني وايجاد هماهنگي بـين اين تلاش ها به اين منـظور تحــــــقق اهداف تعييــن شده كه ضمن استفاده صحيح از منابع خدادادي و استعــــــدادهاي بالفطره افراد، در راه تعالي آنان نيز كوشش هماهنگي صورت پذيرد (شكوفيان- صمدي آذر- رضائيان – ص ۴۰)

مفهوم مديريت را وسيله افتخار ونردبان قرار مي دهند،زيرآن دسته از مدير اينكه،مديريت را بر يك تشكيلات وزمينه تجلي خصلت هاي نارواي شيطاني مي دانند واين ميدان را بهترين صحنه براي تاخت وتاز غرورها وشيطنت هاي خود به حساب مي آورند مفهوم مديريت در زمينه اسلامي به معناي امانت است كه از ديدگاه هاي اسلامي مديريت امانتي است كه به مدير سپرده شده واو بايد از اين مقام كه به عنوان امانت در دست دارد شديداً مراقبت نمايد وامانت را بر طبق

معيارهايش امانت دار باشد ودر جاي ديگر مديريت به عنوان تكليف است نه حق و حق و تكليف دوكلمه اند كه بايد مفهوم هر يك از اين دو را در رابطه با مديريت فهميد تا ديدهاي مديران را نسبت به مديريت از همين جا محك بزنيم حق به معناي استفاده، بهره وسود وتكليف به معناي بهره وسود.

دوره اي كه دانش مديريت از ابتداي شكل گيري تاكنون طي نموده است وهمچنين كله نظراتي كه تا حال از طريق دانشمندان ومحققان اين علم ارائه شده است در سه مكتب كلي مي توان خلاصه كرد اين سه مكتب اصلي عبارتند از :

۱-مكتب كلاسيك يا سنتي يا تيلوريسم
۲-مكتب نئو كلاسيك يا روابط انساني
۳ -مكتب سيستمي يا مبتني بر تئوري سيستمها

لازم به ذكر است كه مكتب ديگري نيز در بين اين سه مكتب اصلي وجود دارد كه به دليل كم اهميت تر بودن نسبت به اين سه مكتب بزرگ از ذكر آن خودداري شده است.

بنيانگذار مكتب كلاسيك يا سنتي يا تيلوريسم :شخصي به نام فردريك وينسلوتيلور (۱۹۱۵-۱۸۵۶) است كه بحث مديريت علمي بنام او ثبت شده است از اين رو گاهي آن را مكتب تيلور يا تيلوريسم مي نامند اولين اولين مقاله خود را در سال ۱۸۹۵ با نام سيستم پرداخت مزد براي واحد كار يا سيستم نرخ بندي يك قطعه منتشر كرد و درآن به لزوم اندازه گيري زمان انجام يك واحد كار يا سيستم نرخ بندي يك قطعه منتشر كرد ودر آن به لزوم اندازه گيري زمان انجام يكواحد از كار و

جمع آوري اطلاعات براي تعيين آن اشاره نمود. دومين اثر وي در قالب يك سخنراني و تحت عنوان مديريت كارگاه در سال ۱۹۰۳ مي باشد ودر ان به لزوم همكاري صميمانه بين كارگر وكارفرما و لزوم پرداخت دستمزد مناسب به كارگران به منظور كاهش هزينه هاي توليد اشاره كرده است او سر انجام در سال ۱۹۱۱ كتاب معروف خود مديريت علمي را منتشر كرد كه در آن مسائل مديريتي به صورتي مدون ومنظم با ذكر مثا لهاي زنده گنجانده شده است او در اين كتاب ۴ اصل راكه 

۱-كشف روش علمي براي هر جزء از كار به جاي روش هاي غير علمي
۲- انتخاب وجذب نيرو بااستفاده از روش هاي علمي و سپس تعليم . آموزش علمي آنان از طريق روش هاي علمي.
۳- ايجاد كنترل و برقراري تشويق وتنبيه

۴- همكاري صميمانه وتشريك مساعي با كاركنان به صورتي كه هر شخص وظايف مربوط به خود را انجام دهد: كارگران كار كنند ومسائل مديريتي را به مديرانبسپارند ومديران اداره كنند ومسائل كار را به كار گران و سر پرستان بسپارند. (اينترنت)
۱-۳ شناسايي مديريت آموزشي و اصول آن:

به طور كلي آموزش را مي توان فرايندي در نظر گرفت كه بر اثر افراد برخوردار تجهيز به مهارت و شناخت مناسبي از اهداف و فعاليت مربوطه مي گردند جريان آموزش شامل محتوي، جهت و تاكيد هاي خاص بوده وطي اين جريان معلومات در ذهن فرد جايگزين شده و به آگهي هاي قبلي او افزوده شده وتغييرات محسوس در رفتار ونحوه نگرش كاري ايشان ايجاد مي گردد.
شناسايي مديريت آموزشي واصول آن شيوه هاي متعددي را مي طلبد كه شامل روش آموزش وخطــا وروش استاد و شاگردي وروش علمي ومنطقي است كه ضرورت هاي آموزشآن هم شامل۱- افزايش رقابت وسطوح داخلي و خارجي۲- جهاني شدن بازار۳-حركت از صنايع توليدي به خدمات و فعاليت هاي دانش بر وموارد ديگر. ( شكوفيان- ص۵۵)

هر سازمان رسمي ساخت وكار يا وسيله تحقق هدف هاي خاصي براي جامعه يا بخش هاي مختلف آن است ونظام آموزش وپرورش، سازمان رسمي بزرگ وگسترده اي است كه هدف هاي بسيار مهمــي را براي جامعه تحقق مي سازد،
مديريت موثر در هر سازماني به ويژه سازمان آموزشي، مستلزم شناخت ابعاد وجوانب گوناگـون وپيچيده آن است وبدون تشخيص و تفكيك اين جوانب مهم فراگرد مديريت آموزشي و رهبري سازماني دشوار خواهد بود.

پارسونز در تحليل سازمانهاي رسمي، وظايف، ومسئوليت هاي آلف را به شكل سلسله مراتبي به سه نظام يا سه سطح نهادي( فرهنگي اجتماعي) اداري وفني طبقه بندي كرده است.(علاقه بندص۱۵)

يكي از شرايطي كه باعث بوجود آمدن مديريت آموزشي وشناســـايي آن گرديد آمـــــوزش و پرورش رسمي و توسعـــــه مدارس عمومي است كه اســـــــتقلال ملت هاي اروپايي در قرن نوزدهم است كه با استقلال آنها ضرورت پرورش سياسي وايجاد هويت مــلي درافراد جامعه مورد توجه قرارگرفت واهميت مديريت آموزشي به عنوان القاء كننده آرمانهــــــــا وارزشهاي مشتـرك فرهــنگي ملـي روز به روز بالا رفت كه عامل اصلي ايجاد وحفظ آگاهي ملي وابزار مهــــمي بــراي رهـايي از نفــوذ سياسي وفرهنگي بيگانگان است (علاقه بند – ص۱۵۳)

انواع آموزش عبارتند از: ۱- آموزش رسمي ۲- آموزش غير رسمي
آموزش رسمي بنا بر مستندات الگوهاي جهاني نيزونيز تعريف سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور آموزش رسمي آن نوع آموزش است كه منجر به اخذ مدرك تحصيلي معتبراز وزارت آموزش وپرورش وزارت علوم و تحقيقات وفناوري و يا وزارت بهداشت ودرمان وآموزش پزشكي شود و درواقع مشتمل بر آموزش تحصيلات عمومي و دانشگاهي باشد ويژگي ديگر اين نوع آموزش عمدتاً كوتاه نبودن مدت آن مي باشد.

آموزش غير رسمي: اصولاً ماهيت آموزشگاه هاي غير رسمي متفاوت با آموزشگاه هاي رسمي است به اين صورت كه اين گونه آموزشگاه ها نمي تواند منجر به اخذ مدارك تحصيلي شود ونهايتاً افراد آموزش ديده پس از ارزشيابي گواهينامه يا تاييديه معتبر از آن ارگان دريافت مي نمايند مطابق با قانون اساسي وماده۱۵۱ قانون برنامه سوم توسعه مسئوليت اصلي آموزش غير رسمي كوتاه مدت در كشور دچار سازمان آموزش فني و حرفه اي است( شكوفيان- صمدي آذر ۱۳۵۸ص۵۹)
۱-۴ :وظايف وفعاليت هاي مديريت :
در تحليل سازمان هاي رسمي ،وظايف ومسئوليت هاي سازماني را به صورت سلسله مراتبي،مي توان به سه سطح فني واداري و نهادي يا اجتماعي تفكيك كرد (پارسوتر ۱۹۸۵) مثلاً درسازمان هاي آموزشي فراگردهاي آموزش وتدريس و وظايف وفعاليت ها ((فني)) محسوب مي شوند .در اين سطح سازمان ،ماهيت فني وظايف مشخص مي كند كه چه عناصر يا عوامل مادي ،فرهنگي يا انساني، چه نوع همكاري ها وچــه شرايطي براي اجراي وظايف ضرورت دارند(چه افرادي،چگونه،با چه وسايلي وبه وسيله چه كساني در كجا وبا كدام تسهيلات كه همه اقدامات وفعاليت هاي سطح ((‌‌ فني )) نظير تربيت معـــــلم واستخدام وكار گماري آنها تحت نظارت وهدايت سطح اداري ديگر سازمان كه وظايف اين گونه را دارند انجام مي دهد و براي انجـــام ايــن دو وظيفـه مسـئولان سطح اداري بايد تصميم گيري كنند . ودر مطالعات مديريت وبررسي وظايف و فعاليت هاي سطح اداري مورد توجه قرار مي گيرد وسطوح فني و« نهادي و اجتماعي» تا اندازه اي ناديده گرفته مي شود. (علاقه بند – ص۱۷۸ و ۱۷۷)

فعاليت ووظايف مديريت كه وظايف متنوع مديريت در يك سازمان مورد عنايت قرار گرفته شــــامل مراحل وظايفي است كه به ترتيب۱) وظايفي كه نقش تربيتي دارند وتأثيري را كه مـــدير بر روح وروان همكاران خود دارد موقعيت تربيتي او را هر بيشتر مي سازد. آنانكه در يك مجموعه با مدير كار مي كنند واز اودستور مي گيرند وانديشه ها ومديريتهاي او يكي پس از ديگري روشنگر راه آنان قرار مي گيرد.۲) وظيفه محوري كه از خصوصياتي كه با مسند ومنصب مديريت درآميخته ومدير را هرگــــــــز گريزي از آن نيست محوريت است در اين مورد مي توان ادعاكرد كه هرگاه محوريت را از مدير جدا كنيم، چيزي ديگر بنام مدير ووظايف مديريتي باقي نمي ماند (تقوي وامغاني – ۶۲-۶۳)

وهمين طور وظيفه ونقش بنيادي مدير است كه منزله ساختماني به حساب مي آيد ومديريت بنيان واساس اين بنا را تشكيل مي دهد.
۱-۵: فرايند مديريت
چه نوع فعاليت هايي كار مدير را مشخص مي كنند؟ آيا مديريت فرايند عمومي است كهلازمه هر كار وفعاليتي سازمان يافته است چه براي پاسخگويي به اين قبيل پرسش ها، كوشش هاي فراواني در گذشته مراد از مديــريت فعاليـــت هايي نظير اداره امور كاركنان واداره امور مالي بوده تلقي مديريت به عنوان فراگرد يا فرايند نسبتاً تازگي دارد واژه فرايند يــا فراگرد بر شيوه منظم انجام دادن كــارها دلالت دارد واشـاره مي كند به توالي گامها يا عناصري كه به هــدف يا نتــــيجه خاصي منجر مي شود.مديريت را فرايند تلقي مي كنند زيرا كه همه مديران ، صرف نظر از قابليت ها يا مهـــارت هــاي خاص خــود، به فعاليت هاي پيوسته

ومنظمي مي پردازند تا به هدف هاي معيني نايـــل شوند. نخستــــين بار ســقراط از مديريت به عنوان فرايند اجتماعي ياد كرد فرايندي كه متضمن يك سلسله وظايف وفعاليت ها وروابــط متقابـــل است ومناسبات وروابط متقابل افراد در آن نقش اساسي دارد. تجزيه فراينــد مديريت يكي از طرق تشخيص عناصر تشــكيل دهنده فراگرد مديريت يافتن پاسخ به سوالاتي است كه در انواع مختلف سازمان ها وموسسات براي مديران مطــرح مي شود مانند۱) چه بايد كرد؟۲) كار چگونه انجام داده خواهد شد؟۳) كار چگونه تقسيم خواهد شد ۴) چه كساني كار را انجام خواهند داد ۵) كار به چه وسايلي انجام داده خواهد شد۶) كار چه وقت و در چه مدتي انجام داده خواهد شد۷)كار با چه كيفيتي بايد انجام داده شود۸) كار با چه كيفيتي عملاً انجام داده مي شود.( علاقه بند – ص ۱۴و۱۵)

در چار چوب نظري مورد بحث مديريت به عنوان فرايند اجتماعي در زمينه آن( معني سازمان) به منزله سيستم اجتماعي تلقي مي شود فرايند مديريت را ممكن است از سه نقطه ملاحظه كرد: ساختار، كاركردوعملكرد از لحاظ ساختار، مديريت به صورت سلسله مراتبي از روابط رئيس و مرئوس در يك سيستم اجتماعـي ملاحظه مي شود به عبارت ديگر فرايند مديريت هدايت كننده رفتار اجتماعي در ساختار سلسله مراتبي سازماني است از لحـاظ كاركرد سلسله

مراتب روابط ، محلي است براي تشخيص و تركيب مناصـب وتسهيلات به منظور تحقق بخشيدن هــدف هاي سيستم( سازمان) در سلسله مراتب است كه واگذاري مقام ها، تدارك تسهيلات ، ترتيب رويه ها، تنظيم فعاليت ها و ارزشيابي عملكرد ها صورت مي گيرد . واز لحاظ عملكرد، فراينــد يا فراگرد مديريت در وضـعيت هايي كه كشش و واكنش هاي متقابل ميان افراد ايجاب مي كنــد به صورت عــمل به خود مي گيرد. هر رابـطه بـين رئيــس ومر ئوس در ساختار و سازمان در واقع براي در وضعيت شخصي پويا و جداگانه كه يكي بر ديگري برتري دارد مقرر است.

(علاقه بند – مديريت آموزشي – ۱۴۷ تا۱۴۹)
۱-۶ :مهارتهاي مديران

مديريت نيز همانند ديگر رشته ها ي علوم از مهارتها و ويژگيهاي خاصي بايد برخوردار باشد كه مهارتهاي مديران شامل الف)برنامه ريزي كه خود اين برنامه ريزي شامل ۱) تعيين وتبيين اهداف ۲)تعيين نقطه آغاز ۳)مقدار فاصله مبدأ تا منتها ۴)مقدار زمان مطلوبي كه بايد به هدف برسد ۵)توانايي وشناسايي امكانات وابزار موجود ۶)شكل وچگونگي حركت ۷)شناسايي راه هاي رسيدن به هدف

ب :آينده نگري است كه مدير در زمان مديريت بايد مهارتي مانند آينده وتوجه به آن را در نظر داشته باشد. ( تقـــوي دامغاني – ص۸۰وص۸۱)
مهارت هاي مديران :

كه ۱) شامل مهارت در رهبــري وهدايت افراد به ويژه كادر مورد نظر
۲) مهارت در روابط انساني كه خود شامل – نيكويي رفتار وحسن خلق ورازداري وتوجه به شاديها – فروتني وتواضع – اعتماد به نفس – فرو بردن خشم –تصميم گيري بر اساس درايت
۳)مهارت در برقراري روابط گروهي
۴) مهارت و ارزشياب

۵)مهارت در انتخاب همكاران
۶) آشنايي با اصول مديريت
( شكوفيان- صمدي آذر- رضائيان۶۷)
مهارت هاي مديران

شامل برنامه ريزي در كليه كارها وتصميماتي كه بر عهده مديران است تنظيم تك تك مسئوليت هاي كار كنان در هر صف واداره برگزاري رابطه دوستي در بين اعضاي كاركنان در محل كاري، ايجاد اعتماد در بين خود و كارمندان
تعيين اهداف مشخص جهت پيشبرد در كار( مشايخ – ۶۹)

۱-۷ : اهداف اصلي مديريت
مديريت فعاليتي عام است زيرا در همه انواع ، سطوح وظايف سازماني اعمال مي شود بع عبارت ديگر در همه سطوح در رده هاي سازماني ودر همه وظايف وكاركردهاي سازماني نظير توليد، خدمات وآموزش با مديريت سر وكار داريم وشايد در گذشته مديريت را فقط در ارتباط با سازمان هاي صنعتي وتجاري مورد تاكيد قرار مي دادند ولـــي امـروزه مديريت در هر فعاليت وكار هدف دارو سازمان يافته اي مورد تاكــيد است ويكي از اهداف اصلي مديريت آموزشي مديريتي كه بطور كلي دانش ومعلوماتي فراهم مي سازد كه به درجات مــتفاوتي در همه سازمانها به كاربردنــي است ونوع برنامه ريزي و شيوه ها ومتون برنامه ريزي مدير اهداف اصــلي مديريت به حساب مي آيند وبررســي وكسب اطلاعات تازه وجهت درجهت مديريت كردن به طور درست ومناسب هم اهداف مهم مديريت است وتوجه به مشكلات وسازگار كردن افراد با اين مشكلات وبررسي به اهداف فردي وهماهنگ كردن آن با اهداف سازماني توجه به انگيزه ها ورفتار فردي دربين كاركنان.( علاقه بند ص۲۰)

هدف هاي آموزشي براي مديران شامل اهداف زير است:
۱-هدف هاي اجتماعي
۲- هدف هاي سازماني
۳- هدف هاي كاركنان

۱-هدف هاي اجتماعي :اولين هدف كه در ارتباط با آموزش مديران مطرح است اين است كه چگونه مدير وسازمان را اثر بخش تر سازيم .سازمانها هزينه هاي هنگفتي را براي توسعه مديريت وآموزش خرج مي كنند .آمـوزش ممكن است بر افزايش توليد ،رضايت كاركنان،بهبود روابط ميان فردي وگسترش افق ديد افراد متمركز باشد به اين اميد سرانـــجام بهره وري يا اثر بخشي را افزايش دهد .
۲- هدفهاي سازماني :هدف ديگر آموزش مديريت ،افزايش توانايي دستيابي به اهداف سازماني است براي دستيابي به معـيار كافي عملكرد بايد نشان داد كه يك برنامه آموزشي چگونه از فرد مــدير بهتري مي سازد.

۳-هدفهاي كاركنان :فرض برنامه هاي آموزش روابط انسـاني اين است كه بهتــرين رهبر كسـي است كــه ملا حضه كار باشد نسبت به نيازهاي كاركنان خود حساس باشد .در برنامه هاي متعارف ســرپرستي رهبر كســي است كــــه به روش روشن برنامه ريزي كند و با ايجاد ساختار وتفويض وظائف با قاطعيت برنامه اش را اجرا كند.( اينترنت)

بررسي شيوه هاي رفتاري تنظيم كارها وتوضيح در رابطه با مسئوليت هر نيروي كارمشخص كردن وظايف كاري- رسيدگي به امور اداري وكاري محيط كار يا سازمان- توجه به نيازهاي كاركنان وتوجه به كمبودهاي محيط وسازمان توجه به شخصيت وانگيزه ها ورفتار فردي ومشكلات- توجه به اهداف فردي و اجتماعي- اهميت به سازمانها وسيستم محيط وشيوه هاي مناسب مديريت.( مشايخ – ص۱۵)

۱-۸ : سبك هاي مديريتي:
تعيين سبك يا شيوه متناسب اعمال مديريت، مستلزم در نظر گرفتن برخي پارامترهاي اساسي مي باشد و اهم اين موارد شامل نوع سازمان تشكيلات سازمان، محدوديت ها ي مديريتي موقعيت زماني ومكاني، تركيب كمي كيفي همكاران و…مي باشد. در اين ارتباط باسبك هاي مديريتي مطرح بدين شرح معرفي وبررسي مي گردند:

۱) مديريت علمي كه شامل الف- علمي نمودن روند انجام كارها با استفاده از نتايج مطالعات وتحقيقات كاربردي است ب- علمي نمودن مراحل جذب نيروي انساني ج- بر قراري شرائط وفضاي همكاري وتعامل بين كار فرماياند- تعيين وتوزيع مناسب وظايف برنامه ريزي
۲) مديريت كلاسيك كه آدام اسميت به اهميت مواردي همچون ضرورت تقسيم وظايف كاري بويژه در خط توليد، استفاده بهينه از تجهيزات، امكانات وابزار كار واثر گذاري آن در افزايش نرخ توليدات وسود اقتصادي پرداخته است.

۳)مديريت كلاسيك جديد كه اصول آن هم شامل الف- تقسيم كار ب) اختيار ومسئوليتج) انضباط د) وحدت فرماندهي ت) وحدت هدايت ث) تقدم منافع عمومي بر منافع فردي ر) پرداخت حقوق ودستمزد مناسب ۴) مديريت صرفاً هدف گرا ۵) مديريت عضوگرا
( رضائيان- شكوفيان وصمدي – ۴۰ تا ۴۲)

مديريت ميانه رو ومديريت سايه نما
سبكهاي مديريتي به اين صورت است كه جامعه همانند پيكر انسان، داراي اعضاء و سلول هاي گوناگوني است كه هر كدام از اين واحدها ، در حوزه وظيفه خويش، نقشي ويژه را به عهده مي گيرند، ولي اين نقش در يك رابطه متقابل وهماهنگي منطقي با ديگر مجموعه تن ، مسئوليت را تكميل وثمره مطلوب را ارائه مي دهد، بديــــهي است كه حساسيت وموقعيت هر يك از اين اعضاء وسلولها در بقاء وحيات انسان يكسان نيست بعضي از آنها ماننذ مغز وقلب داراي حساسيت بيشتري و برخي مانند دست وپا ودندانها از موقعيت كمتري برخوردارند انسانها در جامعه، بر اساس موقعيت ها ي شغلي وحساسيت هاي

مسئوليتي از لحاظ اثر بخشي وتاثير وتأثرات با يكديگر تفاوت فراوان دارند كه جامعه نيز بر پايه همين حساسيت ها براي هر فرد به تناسب موقعيت وانتظاراتي را متوقع مي باشد ونكته ديگر اين كه در اسلام مقام و موقعيت سبك هاي مديريتي به محورتقوي ارزيابي مي شود ونه شغل واز طرفي شغل نيز با ميزان خدمت وكارگشايي وتأثير مثبتي كه براي جامعه دارد سنجيده مي شود ودر سبك هاي مديريتي كه مدير آن را برعهده مي گيرد در رأس يك تشكيلات قرار مي گيرد وبه خاطر مسئوليت سنگين تر از موقعيتي حساس تر كه با توقعات وانتظارات ويژه است كه برايش در فضاي ذهن وزندگي جايگاه مخصوصي را منظور مي دانند.(تقوي دامغاني – ۲۱۸)

۱-۹ :شناسايي مفهوم آموزش و انواع آن:
آموزش را مي توان فرايندي در نظر گرفت كه بر اثر افراد برخوردار تجهيز به مهارت وشناخت مناسب از اهداف و فعاليت مربوطه مي گردند جريان آموزش شامل محتوي، جهت، و تاكيدهاي خاص بوده و طي اين جريان ، معلومات در ذهن فرد جايگزين شده و به آگاهي هاي قبلي وي افزوده شده وتغييرات محسوسيدر رفتار ونحوه نگرش كاري ايشان ايجاد مي گردد مفهوم آموزش و تعاريف آن شامل تعاريف فرايندي- تعاريف موضوعي –تعاريف مبتني بر هدف است به اين صورت كه

شناسايي مفهوم آموزش به معناي توسعه سازوكار نگرشها،آگاهي ها، مهارت هاو الگوي رفتاري كه فرد براي انجام درست وظيفه يا شغل خود بايستي دارا باشد. فرايند سازو كار تغيير رفتار كاركنان در جهت دست يابي هر چه بيشتر به اهداف سازماني- و روشي از سازماندهي اطلاعات وتجارب به گونه اي كه يك كارمند يا كارگر را قادر سازد به نحوي كه متفاوت به سود خود ومؤسسه اش رفتار كند. وانواع آموزش كه۱) آموزش رسمي۲) آموزش غير رسمي ۳)آموزش غير رسمي سازمان نيافته- تقسيم بندي مي شود.

شناسايي مفهوم آموزش به اين شكل است كه فعاليتي كه هدف آن به وجود آوردن يادگيري يا تغيير در رفتار است هماهنگ مي باشد . به همين دليل بيشتر روان شناسان تربيتي معتقدند كه هدف هاي آموزشي بايد بر چسب بازده مورد انتظار از يادگيرنده بيان شوند به عبارت ديگر مفهوم هدف آموزشي بايد عبارتي باشد در مورد رفتار يادگيرنده نه عبارتي در مورد رفتار يا فعاليت معلم. كه اهميت مفهوم آموزش به بيان دقيق هدف ها توجه دارد كه آيا هدف ها تحقق يافته انديا خير وانواع آموزش ها به صورت رسمي- غير رسمي- سازمان نيافته است.( كيان منش – ص۵۴)

۱-۱۰: آشنايي با مفهوم سيستم و انواع آن:
سيستم به معناي آن است كه از منظومه اي از عناصر واجزايي كه باهم در ارتباط وكنش وواكنش متقابل داشته، كل واحدي را به وجود مي آورد اين تعريف پديده هاي بي شماري از جحهان هستي را فرا مي گيرد وهر سيستمي داراي حد ومرزي است كه آن را از محيط يا پيرامونش متمايز و باآن مرتبط مي سازد. مي توان گفت حدومرز سيستم، نقاطي است كه فراتر از آن ويژگي ها ي خاصسيستم، ديگر قابل تشخيص نيستند وانواع سيستم كه شامل سيستم باز وسيستم بسته است وهدف سيستم شامل كنش و واكنش هاي اجزاي سيستم ورابطه متقابل آن با محيط، حاكي از ناظر بودن آن سيستم به هدف يا مقصودي است و هدف هر سيستمي عبارت از وظيفه يا وظايفي است كه آن سيستم در ارتباط با سيستم هاي مجاور يا سيستم ب زرگتري كه جزئي از آن است انجام مي دهد. (علا قه بند- ص۱۲۳)

اصولاً در ارتباط با مفهوم سيستم و مفهوم آن و انواع آن در ارتباط با پديده ها دو نوع نگرش وجود دارد۱) نگرش تجزيه گرا يا مكانيسمي ۲) نگرش كل گرا يا سيستمي
نگرش تجزيه گرا مطابق با انديشه فلاسفه يونان باستان است به اين صورت كه هر پديده اي را زير مجموعه هاي آن واجزاء خود تقسيم نموده تا با مطالعه رفتاري هر قسمت رفتار پديده اي اصلي را مورد بررسي قرار گيرد رنه دكارت از بنيانگذاران اين نظريه مي باشد واصول كلي مورد تآييد وي براي برخورداراست كه هر پديده اي بدين شرح است: ۱)تنها مواردي قابل پذيرش است كه حقيقت آن مشخص شده است۲) روند بررسي اجزاء وزير مجموعه ها از ساده ترين عناصر تا پيچيده ترين آن مي باشد. ۳) در تمام مراحل بررسي ومطالعه، نظم در پرداختن به آن اهميت دارد.

۴) حتي الإمكان هر مسأله اي به اجزاء عناصرذ كوچكتر تجزيه گردد. ونگرش كل گرا: اين نوع نگرش نيز واجد ريشه باستاني مي باشد و غالبا در مطالب چيني ويوناني وايران باستان مطرح بوده است . به طور كلي ويژگي اين نوع نگرش برعكس قبلي است به طوري كه نخست رفتار كلي مجموعه مورد بررسي وارزيابي قرار مي گيرد و سپس با توجه به اينكه هر جزء آن داراي ماهيت و وظيفه اي مشخص در مجموعه مي باشد ، اثر گذاري و اثر پذيري هر يك بررسي مي شود. در واقع رفتار كلي پديده مورد نظر حاصل جمع رفتار اجزاء نيست بلكه برآيند تاثيرتمامي نيــروهاي درون سيستم است . ضمن اينكه جز ء عوامل دروني و اجزاء موجود واجد اثر گذاري مي باشد

( شكوفيان- صمدي آذر- رضائيان – ص ۱۹-۲۰)
نگرش سيــستمي ، مفهوم آن در دو دســته دهه اخير در قلمرو مديريت جاي ويژه اي پــيدا كرده است و طرفداران اين شيوه معتقدند كه نگرش سيستمي بهترين طريق وحدت بخشيدن مفاهيم ونظريه هـــــاي مديريت به منظور دستيابي به يك نظريه جامع است سيستم، مجموعه اي است از عناصر واجزاي مرتبط و در حال كنش و واكنش متقابل بنابراين تعريف سازمــان يك سيـستم است نگـرش سيستمي ، سازمان را به صورت يك كــل و يك سيستم مي نگرد وبراي درك و شناخت اين كل، شناخت اجزاء ضــــروري است دراين كل، هر جزئي بدون اجزاي ديگر نمي تواند موثر عمل كند. هـر تغييري كه در واحدي از سازمان اتـــفاق مي افتد در كــل سازمان ومحـــيط آن موثر واقع مي شود. بنابراين با نگرش سيستــمي وظايف مديــر عبارت است كه سازمــــان را به عــنوان سيستم تعريف كند، اهداف آن را مشــــخص مي سـازد واجزاي اصلي آن را ايجاد كند.( علاقه بند – ص۶۰)

انواع سيستم كه داراي دو گروه سيستم باز وبسته است.
سيستم هاي باز و كاركرد آنها: سيستم باز كه از محيط تأثير مي پذيرد و داراي ويژگي هاي بر عكس تيم بسته مي با شند وشرايط رشد تبادلات مستمر بين اجزاء دروني ومحيط بيروني، ميل به وقوع نظم و هماهنگي و پيچيدگي هاي روابط از مشخصه هاي مهم اين سيستم است./ در سيستم هاي باز داده هاي دروني تغيير شكل مي يابند و به خارج سيستم جريان مي يابند مجموع مراحل تغيير شكل را فرايند مي گويند چرخه سيستمي در سيستم هاي باز كه غالباً در سيستم هاي باز، موارد خروجي سيستم مجدداً با ويژگي هاي متفاوتي دارد. سيستم( ورودي) مي شوند اين تبادلات در رفت وبرگشت را به تعادل سيستمي منتهي مي شود را چرخه سيستمي مي نامند. (صمدي آذر- شكوفيان۱۳۸۵ص۳۱)

سيستم هاي بسته و كاركرد آنها: ويژگي اصلي اين سيستم، عدم وجود ارتباط پيوند با محيط پيرامونش است در اين سيستم، كليه فعاليت ها به روابط متقابل اجزاء آن مربوط مي شود در واقع مشخصه سيستم بسته، گرايش به تعادل ايستاد ركود نسبت به محيط بيرون است البته اين پارامترها از لحاظ نظري واجد توجيه است زيرا نمي توان نبود هيچ گونه تاثير ونفوذ عوامل خروجي وتبادلات متقابل با آن را در محيط هاي واقعي متصور بود ولي به دليل ميزانناچيز وموردي آن منظور نمي شود سيستم بسته فاقد قابليت رشد است و در طول فعاليت دروني بين اعضاء و اجزاي خود به مرور به سمت كاستي ونهايتاً ركود وتعادل ايستا مي رود. (علاقه بند – ۱۳۸۴ص۴۲)

۱-۱۱: آشنايي با مفهوم سازمان و انواع آن:
واژه سازمان كاربري وسيعي دارد ودر ابعاد مختلف اجتماع مي توان انواع سازمان در مقياس هاي متنوع آن را مشاهـده نموده ودر هر حال سازمان ها چه كوچك وچه بزرگ حد اقل سه ويژگي دارد۱) آنها از افراد تشكيل شدهاند ۲) براي نيل به اهدافي مشخص فعاليت مي كنند ۳) نياز به درجاتي از محـــــدوديت ومرز بندي در خصوص رفتار اعضاي خود دارند بنابراين اين يك سازمان تشكيل مي شود از دو يا چند نفر كه به يك شيوه وروش هماهنگ براي رسيدن به نتايج گروهي فعاليت مي كنند. در اين قسمت برخي از تعاريف سازمان كه رايج ومعتبر از واژه سازمان مطرح مي شود. به اين ترتيب، سازمان عبارت است از همكاري مشترك افراد جهت انجام مقاصـــــد ونيل به اهداف مشترك واز پيش تعيين شده در مفهوم كلي، روابط منظم ومستــــــمر افراد واجد وظايف ومـــــــسئوليت هاي متفاوت ولي با اهداف مشترك.