کار اموزی دكوراسيون داخلي ساختمان

مقدمه
تزئينات داخلي ساختمان
نحوه پارتيشن
پاراوان
دكوراسيون داخلي ساختمان مهمترين عنصر جلوه دهنده تزئينات داخلي است و نمايسازي داخي و خارجي ساختمان بيانگر هنرنمائي هنرمندان ساختمان مي باشد در اين مورد انتخاب رنگ و هم آهنگي رنگ اميزي مبلمان و دكوراسيون داخل هر ساختمان در اولويت قرار دارد ابتدا طراحي آن بوسيله طراح با ذوق انجام مي پذيرد.

در اينجا حتماً لازم نيست كه طراح تحصيلات عالي داشته باشد، بلكه استادكاران با تجربه و خوش ذوق و خوش تشخيص نيز قادر به انجام طرح مبلمان داخي و نماسازي خارجي ساختمان خواهند بود.
طراح حاذق اول هماهنگي رنگ و دوم امكان تهيه مصالح مورد نياز مبلمان سوم نسبت و اندازه را مشخص مي سازد و سپس اندازه هاي داخلي ساختمان را بصوت پلان بر روي كاغذ با اشل رسم نموده با توجه به امكانات موجود زمان و محل و آب و هوا طرحي براي تهيه مبلمان داخل آماده

نموده و رنگ ديوارها و گچ بريها، پرده ها، موكت و فرشهاي كف، تزئينات داخلي مانند ساعت و آباژور و حتي لوستر و قاب آينه و پاريشن را هم اهنگ و متناسب با طرح خود در نظر مي گيرد. و اما طراح موظف است در اجرا طرح خود نظرت كامل داشته تا عمليات اجرائي آن نيز مطابق با سليقه خود باتمام برسد و چنانجه در طرح تجديد نظري لازم باشد اعمال نمايد. به طور كلي مي‌توان يكسري از اين وسايل منزل را با يك مصالح خاص در نظر گرفت كه از نظر زيبايي و هماهنگي منظر خوشي داشته باشد. ما در اينجا سعي داريم قسمتي از لوازم دكوراسيون منزل را با طراحي

مناسب مورد توجه قرار دهيم مانند ساعت، قاب آينه و پاراوان .
نحوه ساخت پارتيشن
براي جدا كردن اطاقا و هال از يكديگر معمولاً از پارتيشن هاي گوناگون استفاده مي كنند. راحي پارتيشن ها معمولاً با موقعيت ساختمان سنجش داده مي شود و احتمالاً تغييراتي در شكل و اندازه طرح خود با طرح جامع براي ساخت پارتيشن مهيا مي گردد. پارتيشنها بيشتر از مصالح مخلوط از فلزات آبكاري شده و چوبهاي گردو و افرا و ملچ و غيره با رنگ مات يا براق تهيه مي شود. در قسمتهاي دو طرفه پارتيشن مي‌توان بنا به تشيص طراح كابينهائي ساخته كه دربها و جعبه هاي كشويي آن از دو طرف استفاده شود و نيز در پارتيشن جاي قرار گرفتن تلويزيون و گلدانهاي طبيعي و محل چيدن ظروف تزئيني و كتاب جاسازي شود.
رنگ آميزي پارتيشن در سنجش رنگ چوب به تفضيل نوشته شده است.
پاراوان
در پاره اي از مواقع به دلايل مختلفي نظير كمبود ضا نمي توان از پارتيشن جهت جدا كردن فضاها استفاده كرد و يا نياز به جداسازي تا اين حد منفي نيست. مثلاُ براي تقسيم بندي فضاي بزرگ پذيرايي يا يك سالن به جهت كاربردي و هم زيبايي مي توان از پاراوان استفاده كرد كه هم فضا به دو بخش تقسيم مي شود و در ضمن در عين حال دو فضي بدست آمده كاملاً با هم در ارتباط هستند و …
پاراوان نيز معمولاً با موقعيت فضا و مكان موجود طراحي مي شود و نيز در ابعاد و اشكال مختلف

با مصالح مختلفي از قبيل فلز چوب و حتي پارچه و تلفيق اينها ساخته مي شود.
پاراوان مي تواند به گونه اي طراحي شود كه از دو طرف داشته باشد.
پاراوان بر خلاف پارتيشن كاملاً مستقل عمل مي كند و عضوي از ساختمان محسوب نمي شود و در بخش تزئينات قرار مي گيرد و به دليل عملكردي تزئيني بسيار سبك و قابل حمل و نقل است و مي توان آن را هر لحظه جايي قرار داد.

پاراوان مي تواند از سه تخته و يا چهار تخته تشكيل شود كه بسته به نوع مصالح بكار رفته از اتصالات مخصوص خود براي زاويه قرار دادن آن استفاده مي شود.
مصالحي كه مي توان براي پاراوان استفاده كرد بسيار متنوع است. به طور مثال مي توان از چوب براي سازة ان استفاده كرد و براي زيبايي از تكنيك معرق بهره برد. در مورد معرق در بخش بعدي نوشته شده است.
قبل از اينكه وارد مراحل كار از چوب تا دكوراسيون شويم لازم است مقدمه اي راجه به معرق و نحوه كار و اجراي آن نكاتي گفته شود.

مقدمه ي تاريخي
معرق در معناي كلام «اصولاً هر چيز رگه دار را گويند» ولي مفهوم آن در اين نوع بخصوص هنر، ايجاد نقشها و طرحهاي زيبايي است كه از دوربري و تلفيق چوبهاي رنگي روي زمينه اي از چوب يا پلي استر سياه شكل مي گيرد.
پيدايش تاريخي اين هنر به درستي مشخص نيست ولي از تطيق ان با هنر كاشي كاري بدون شك رابطه اين دو هنر را در مي يابيم. براي آشنايي با ريشة اين هنر صحيت از تاريخ تكوي

ن كاشي معرق به ميان مي آيد و به عنوان مقدمه از گنبد سرخ مراغه كه در زمان ايلخانان ساخته شده مي توان ياد كرد. اين گنبد نوع بسيار سادة كاشي كاري بدين سبك است.
كاشي كاري معرق در دوران مغولان نيز به همين منوال بود و تداوم آن در عصر صفوي به اوج شكوفايي خود رسيد آثاري ارزنده در هنر كاشي كاري پديد آمد. اين شكوفايي در ز

مان افاغنه و زنديه رو ه افول نهاد. در دوران قاجاريه نيز كاشي كاري معرق تقليدي ناقص از آثار گذشتگان بود. تا اين دوران نقشهاي كه در كاشي كاري معرق به كار برده مي شد نقشهاي اسليمي بود. اما با سفر عده اي از نرمندان به اروپا و گزايش به هنر و فرهنگ، اروپايي، تغييرات و دگرگوني هاي بسياري در نقشهاي كاشي كاري به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و ديگر اشكال مانند اسلحه حنگي در هنر كاشي كاري دوران قاجاريه نمايان شد.
از آن دوران تا به امروز اين هنر، چونان گذشته، رونق نداشته است و تنها عدة قليلي از هنرمندان در زنده نگهداشتن اين هنر كوشا بوده اند.
وجه تشابه كاشي كاري معرق با معرق كاري روي چوب در شيوة عمل است كه در هر دو مورد نقشها از تركيب قطعات رنگي جنس مورد نظر شكل مي گيرد.
يكي از نمونه هاي قديمي موجود آميزة اين دو هنر، در قديمي و بزرگي است كه متعلق به عصر قاجاريه است. و در ضلع شمال غربي محوطة وزارت اموزش و پرورش فعلي قرار دارد. ارتفاع اين در حدود چهار و نيم متر و عرض ان سه متر است و سر دري نيم دايره در بالاي آن قرار گرفته است. هر طرف ين در به سه قسمت مربع شكل تقسيم شده است:
مربع بالايي آن شيشه و دو مربع پاييني چوب برجسته و مسطحي است كه نقشهاي اسليمي معرق كاري شده در اين قسمت جاي گرفته است.
سابقة معرق كاري و آموزش آن در ادارة كل هنرهاي سنتي به سال ۱۳۰۹ ه.ش بر مي‌گردد. در آن سال به پايمردي استاد حسين طاهرزاده بهزاد گروهي از هنرمندان نام آور هنرهاي سنت

ي از سراسر كشور در تهران گرد هم آمده و مدرسة صنايع مستظرفه را بنياد گذاشتند. اين مؤسسه از دير باز تا به امروز با عنوانهاي گوناگوني مانند: مدرسة صنايع قديمه و هنرستان هنرهاي ملي، ادارة هنرهاي ملي و مدتي نيز به عنوان يكي از واحدهاي ادارة كل افرينش هنري و ادبي در وزارت فرهنگ و هنر سابق در تعالي و تكامل هنرهاي سنتي سهم بسزايي داشته است. اين ادارة كل در ۱۳۴۶ به ادارة كارگاههاي هنري تغيير نام داد و سرانجام در سال ۱۳۵۷ به عنوان يكي از واحدهاي دفتر پژوهش و آفرينش به حيات خود ادامه داده است. پس از پيروزي انقلاب، ادار

ة مذكور به ادارة كارگاههاي هنري تغيير نام داد و فعاليتهاي خود را در ادارة كل هنرهاي سنتي دنبال كرد. تا اين زمان هنرجويان آن را منحصراً افراد علاقه مندي تشكيل مي دادند كه در طي فراگيري به استخدام رسمي در مي آمدند.
از سال ۱۳۶۰ به استناد موافقتنامة معاونت فرهنگي وقت، واحد آموزش مستقلي براي تعليم

هنرهاي سنتي آغاز به كار كرد و آموزش اين ادارة كل، براي عموم مشتاقان به فراگيري هنرهاي سنتي، سرآغاز نويني بر تداوم اين هنرها شد و در كنار آن كارگاه منبت و معرق به سرپرستي استاد سيد كمال مير طيبي همچنان به فعاليت هاي هنري خود ادامه مي دهد.
در طي ساليان، معرق همپاي ركت زمان پيشرفت كرد و تحولات و نوآوريهاي مختلفي در آن پديدار شد. براي آشنايي با مسير حركت اين هنر به اولين كارگاه منبت و معرق كه در سال ۱۳۱۰ تحت سرپرستي استاد احمد امامي تأسيس شد بايد اشاره كرد و همچنين از اساتيد متقدمي چون پرويز زابلي، عباس شهميرزادي عي و خليل امامي و احمد رعنا ياد كرد. ابتدا اهم فعاليت آن كارگاه، منبت كاري بود و به تدريج در كنار آن هنر معرق پاي گرفت.
اين هنر در آغاز براي تزيين سطح ميز، بوفه، در، تكيه گاه صندلي به كار برده مي شد، و تنها نقشهاي اسليمي يا گره با پنج رنگ محدود چوبهاي ابنوس، فوفل، گلابي، سنجد و توت مورد استفاده قرار مي گرفت و گاه براي تنوع، از برشهاي خاتم براي اشباع نقشها استفاده مي كردند. رنگ خاتمها به همان پنج رنگ فوق الذكر محدود بود و به خاتم چوبي شهت داشت.
در آن ايام شيوة معرق كاري در مقايسه با روش امروزي بسيار متفاوت بود و بيشتر به روش معرق هندي اجرا مي شد. بدين طريق كه هنرمندان ابتدا به وسيلة كارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را مي كندند و سپس نقشها را از چوبهاي رنگي به وسيلة مته اي كه اختصاص به تعمير چيني داشت و سوهانهاي مخصوص قديمي و اره اي به نام چكي، دوربري مي كردند و در محل مقرر قرار مي دادند.
نخستين تاريخي كه در رابطه با اشباع نقشهاي كنده شده به وسيلة چوبهاي رنگي نقش دو سواركار است كه به وسيلة احمد رعنا ساخته شده است و متعاقب آن تابلوي ديگري مربوط به سال ۱۳۱۴ با نقش يك زن است كه توسط عباس شهميرزادي اجرا شده است.
هم اكنون دو تابلوي مذكور در نمايشگاه ادارة كل هنرهاي سنتي نگهداري مي شوند.
عباس شهميرزادي هنگام اجراي تابلوي بعدي خود به جاي كندن سطح چوب به فكر ايجاد زمينه اي در اطراف نقشها افتاد و از كنار هم قرار دادن قطعات چوب فوفل زينه اي در اطراف نقشها به وجود آورد. اين تابلو، با مقطع بيضي، نشانگر نقش دو زن بوده است.

 

نخستين نمونه هاي موجود اين روش، دو تابلوي مربوط به سالهاي ۱۳۱۷ و ۱۳۱۹ است كه نقش پيكار دو سوار با يك شير را نشان مي دهد. اين تابلوا در ارتباط با امتحان كلاس معرق علي و خليل امامي است و هم اكنون در موزة هنرهاي ملي نگهداري ي شوند.
به دنبال اين دگرگوني ها، در سال ۱۳۱۶ احمد رعنا با اثر ابداعي خود به نام شكارگاه، كعرق را از حالت مسطح خارج كرد و به صورت نيم برجسته مطرح گردانيد كه همين شيوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمينة فكري اين نواوري از نقشهاي منبت كاري شدة رهاي كاخ مرمر ش

كل گرفت.
تا سال ۱۳۳۴ اجراي معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود و محمد طاهر امامي كه در پي تنوع رنگ بيشتري در معرق بود در انديشة بكارگيري مواد شيميايي رنگي شد و جهت آزمون، نقشهايي روي يك راكت تنيش روي ميز با استفاده از مواد ياد شده به وجود آورد. بدين منوال در پي شناسايي گوناگوني رنگ، انواع چوبهاي صنعتي شاخته شد. اين پيگيري همچنان ادامه دارد.
در سال ۱۳۳۵ تعدادي پاراوان و بوفة معرق كاري شده از طرف دولت چين به دولت ايران اهداء د كه به هنگام حمل، تعدادي از آنها خسارت ديد! مرمت بعضي از آنها با زمينة سياه به محمد غفوري محول شد. وي با تهية ماده سيتهي تركيب يافته از جوهر نيكروزين، پارافين و لاك الكل قسمتهاي اسيب ديده را ترميم كرد. لازم به توضيح است كه تا قبل از شناخته شدن جوهر نيكروژين براي سياه كردن زمينة اشياي چوبي، صفحات موسيقي را مي كوبيدند و سپس در الكل حل كرده و مقداري پارافين به آن اضافه مي كردند و ماده سياه به دست آمده را به وسيلة پنبه بر روي شئ مورد نظر منتقل مي كردند.
اين گونه آزمون هاي پياپي موجب پيدايش انديشة نويني در هنر معرق شد و بدين سان در سالهاي ۳۶ يا ۳۷ يك پاراوان كوچك با نقش گل و مرغ توسط عزيزالله ويزايي با زمينة سياه كه به شيوة معرقهاي چيني بود ساخته شد و بدين ترتيب اين سبك معرق در ميان انواع آن جاي گرفت.
در ادامة اين تحولات در سال ۱۳۴۴ محمد طاهر امامي تابلويي با عنوان مرغ و اشيانه به وجود اورد كه مرغ تماماً برجسته است و تنها به وسيلة يكي از بالهايش به زمينة تابلو متصل شده است. وي با اجراي اين تابلو به معرق تمام برجسته دست يافت.
در ميان آثار معرق روي چوب كه تا كنون به وجود آمده معرق خاتم، چنانكه از نامش بر مي آيد، تركيبي از دو هنر بيان شده است كه مقام ويژة خود را از ديرباز حفظ كرده است.
از بدو پيديش كارگاه منبت و معرق، نوع سادة معرق خاتم در ميان شمسة قشهاي گره با همان پنج رنگ طبيعي محدود اوليه به كار گرفته مي شد.

در سال ۱۳۳۷ در كارگاه خاتم سازي ميز تحريري با نقش سيمرغ و اژدها به سرپرستي شادروان علي نعمت تهيه شد و براي اشباع نقشهاي مذكور از برشهاي خاتم با رنگهاي متنوع استفاده كردند كه همه به شيوة معرق، دوربري و جاسازي شده بود. اين تجربه انگيزة خلق تابلويي با طرح يك طوطي از خاتمهاي رنگي شد كه در سال ۱۳۴۲ توسط عزيزالله ويزايي، خارج از محيط كارگاهها به مرحلة اجرا در آمد و در سال ۱۳۴۹ اكبر سريري نخستين هنرمندي بود كه از اين شيوه جهت ايجاد نقش يك پرنده بر روي تابلوي استفاده كرد و بدين ترتيب اين سبك معرق با نام معرق خ توسط رضا شهابي «يكي از پاگردان كمال الملك» نقاشي شده بود به وسيلة محمد ظاهر اماي با رعايت اصول سبك ياد شده به صورت معرق ساخته شد.
از آن پس تا به امروز شاهد تحولاتي چند در هنر معرق بوده ايم.
اين تحولات عبارتد از:
– نمايش بعد از طريق فضاسازي كه تحولي در تركيب بندي هاي سطح گذاشته است.(تابلو بزم درويشان)
– -استفاده از فلزات و سنگ(تابلو گلدان و زنان عشاير)
– نمايش نقش در دو سطح(دو پلانه)
– نشان دادن عمق با استفاده از پوليستر.(تابلو عقاب)

انواع معرق
ثمري كه از بررسي تاريخچه و سير تكامل معرق روي چوب حاصل شد تنوع در به وجود آوردن اشكال، به طريق معرق است كه با نامهاي معرق با زمينة رنگ، معرق زمينة چوب، معرق اتم و معرق منبت شهرت يافته است.
در اين مبحث به شرح شيوة ساخت هر يك از انواع مي پردازيم.
معرق با زمينة رنگ
د بعضي از مواقع به علت عدم دسترسي به فوفل و گاه بنابر ذوق و سليقه معرق را به وسيلة تركيب دو مادة خمير سياه و پلي استر رنگ مي كنند.مراحل مختلف معرق با زمينة سياه به قرار زير است:
۱٫ مراحل كار به ترتيب تا رديف ۸ مبحث گذشته مي باشد.
۲٫ پس از پرس شدن نقشا روي زمينه، به علت حذف شدن چوب فوفل، بين نقشها تا زمينه اي كه به آنها متصل شده ۳ يا ۴ ميليمتر ارتفاع سطح به وجود مي آيد.
۳٫ محيط شئ را به وسيلة نوار چسب كاغذي به طريقي كه ۲ يا ۳ ميليمتر آن از سطح شئ بالاتر قرار بگيرد، محصور مي كنند.
۴٫ خمير سياه را با پلي استر كاملاً مخلوط كرده و سپس در ظرف گودي مي ريزد.
۵٫ تمام سطح معرق شده را به وسيلة خمير سياه به اندازه اي مي پوشانند كه خمير يك ميليمتر از نقشهاي برجسته بالاتر قرار بگيرد.
۶٫ پس از ۲۴ ساعت كه خمير خشك شد به وسيلة سمبادة شمارة ۴۰ سطح كار را پرداخت مي كنند و اين عمل تا مرحله اي كه همة نقشهاي معرق شده كاملاً در ميان زمينة سياه نمايان شود، ادامه مي يابد.

۷٫ در خاتمه مجدداً يك قشر پلي استر مي پاشند و پس از خشك شدن آن مطابق اصولي كه در رديف ۱۲ و ۱۳ مبحث قبل توضيح داده شده سطح شئ مورد نظر را جلاي بيشتري مي دهند.
معرق خاتم
در اين نوع معرق برشهاي رنگي خاتم جايگزين چوبهاي رنگي ساده مي شوند و محيط و فاصلة نقشها به وسيلة ط باريكي كه زه ناميده مي شود از زمينه و ديگر قسمت هاي نقشه تفكيك مي شود.
شيوة عمل به ترتيب زير است:
۱٫ برشهاي آماده شدة خاتم را به اندازة پهناي نقش مورد نظر درز مي كنند.
۲٫ چوب يا عاجي را كه به عنوان زه باييستي مورد استفاده قرار بگيرد بر ريل مدل به طور موقت مي چسبانند و به فاصله يك ميليمتر از لبة نقشه به طرف داخل دوربري ي كنند و بدين ترتيب نوار باريكي با تركيب نقشة مورد نظر به دست مي‌آيد كه آن را بر جاي اصي بر روي تابلو نصب مي كنند. عين اين عمل را در مورد خطوطي كه حد فاصل قطعه هاي مختلف نقشه وجود دارد انجام مي

دهند.
۳٫ پس از زه بي باقي ماندة نقشه را از ري چوب يا عاج جدا كرده و سپس آن را بر روي برشهاي رنگي خاتم قرار مي دهند و دوربري مي كنند.
نكتة قابل توجه در مورد دوربري اتم اين است كه برشهاي خاتم، به علت ظرافت، اگر تحت فشار مستقيم ارة مويي قرار بگيرند متلاشي مي شوند و براي چلوگيري از اين مسئله در موقع برش، يك قطعه چوب به اندازة نقشه و خاتم در زير آن قرار مي دهند و بدين ترتيب خاتمها بين دو قطعه سه لايي نقشه و چوب زيرين، كمتر تحت فشار قرار گرفته و آسان تر بريده مي شوند.
۴٫ بقية مراحل معرق اتم مانند معرق ساده است با اين تفاوت كه در هنگام سائيدن و پرد

اخت سطح آن، كمي بي احتياطي باعث متلاشي شدن و از بين رفتن نقشهاي اتم مي شود.
۵٫ در اشياء بزرگ «معرق- خاتم» كه زينة سادة ان از يك نوع خاتم است، پر كردن زمينه و درز كردن خاتمهاي آن، پس از چسبانيدن نقشهاي معرق مستقيماً روي شئ انجام مي شود.
معرق منبت
منبت معرق نوعي ديگر از انواع معرق است كه در ان نقشا ز حالت مسطح خارج شده و به صورت نيم برجسته جلوه گر مي شوند. در اين نوع معرق ضخامت چوبهاي رنگي از ۳ تا ۴ ميليمتر به ۵ تا ۶ ميليمتر افزايش مي يابند.
شيوة عمل منبت معرق به قرار زير است:
۱٫ تمام زينة شئ مورد نظر را از پلي استر و خمير سياه و يا چوب فوفل درز شده تهيه مي كنند.
۲٫ نقشه را مقابل اصول ياد شده روي سه لايي چسبانيده و خرد مي كنند.
۳٫ قطعه هاي خرد شده را روي چوبهاي رنگي قرار مي دهند و دوربري مي كنند.
۴٫ هريك از نقشهاي رنگي دوربري شده به وسيلة سريشم سرد موقتاً بر سر چوبي كله كوب مي كنند و اين چوب را به طور عمودي در ميان گيره قرار مي دهند و محكم مي كنند و سپس به وسيلة مغار روي ان منبت كاري مي كنند. از وسيلة ياد شده براي كنده كاري بر روي عاج نيز استفاده مي شود. ولي كنده كاري روي صدف فقط به وسيلة سوهانچه امكان پذير است.
۵٫ پس از مرحلة فوق نقشها را در مكان اصليشان بر روي تابلو نصب مي كنند و براي ا

ين كه بتوان آنها را به صورت برجسته تعبيه كرد در زير هر قطعه از نقشها، مطابق خود نقش، چوبي با بلندي دلخواه مي چسبانند كه طول ان نسبت به ارتفاع نقشهاي ديگر محاسبه مي شود و سپس اطراف آن به صورت اريب مي سايند تا كاملاً نازك شود و بدين ترتيب پايه اي ظريف با تركيب خود نقش در زير آن متصل مي شود.
۶٫ هنگامي كه تمام قطعات نقشه آماده شد. براي اين كه بتوان هر يك از آنها را در جايش محكم چسبانيد بايد در محل اتصال نقش با تابلو چندين قطعه را با حركت خود نقش، روي ز

مينه گود كرد. اين عمل به وسيلة نوك مغار انجام مي شود. گودي نقطه ها باعث تجمع چسب شده و اشكال را روي زمينه محكم مي چسباند.
۷٫ پس از اتمام چسباندننقشها چند گرده كيلر براق يا پلي استر، به وسيلة پيستوله، روي تابلو مي پاشند.

ابزار كار و كاربرد آن
۱٫ اره دست
همان ارة معمولي با دستة چوبي است كه تيغه هاي متفاوت دارد و براي بريدن قطعه‌هاي بزرگ چوبي به كار مي رود.
۲٫ارة چوب برفواصل كم قرار گرفته است. اين تيغه بر سر كمان اره متصل مي شود و معمولاً براي بريدن فلز به كار مي رود. ولي در معرق، شماره هاي دو سفر، يك و دو آن براي بريدن صدف و عاج و شبه عاج استفاده مي شود.
۳٫ارة فلز
تيغه اي است باريك به طول ۱۳ سانتيمتر كه دنده هاي آن به صورت فرد با فواصل كم قرار گرفته است. اين تيغه بر سر كمان اره متصل مي شود و براي بريدن چوب به كار مي رود. شماره هاي دو صفر و يك آن به كار مي رود. شماره هاي دو صفر و يك آن در معرق استفاده مي شود.
۴٫پرس برقي

دستگاهي است برقي، شامل چهار ستون آهني كه سه صفحة متحرك مستطيل شكل از چهار زاويه، به ستونها متصل شده است و در قسمت بالاي اين چهار ستون حجم مكعب مستطيل آهني قرار دارد كه موتور و دستگاه گرم كننده در اين قسمت جاي گرفته است و با روشن كردن آن در ضمن حركت صفحات، گرما به وسيلة سيمي كه به هر يك از صفحه هاي مستطيل شكل متصل شده است انتقال مي يابد. حركت صفحه هاي ياد شده از طريق چهار ستون آهني كه بعنوان اهرم باقي است و از طريق پائين به بالاست و در انتهاي كار به مكعب فلزي دستگاه مي رسد در اين حالت تمام صفحه ها هم متصل شده و شئ مورد نظر كه ميان آنها قرار دارد، تحت فشار و گرما قرار مي گيرد. اين دستگاه در سه اندازه كوچك، متوسط و بزرگ وجود دارد و ميزان گرماي مورد نياز براي برش كردن اشياء معرق شده ۱۵۰ درجه سانتيگراد است.
۵٫پرس دستي(پيچ دستي)
وسيله اي است فلزي، شامل خط كشي قطور به طول ۲۵ الي ۵۰ سانتيمتر كه دو قطعه فلز به صورت افقي، يكي ثابت در انتهاي خط كش و ديگري كه اهرم ناميده مي شود در بالاي آن به صورت متحرك قرار گرفته است.
پيچي كه يك دستة چوبي دارد در ابتداي اهرم متحرك نصب شده است. اين وسيله براي ثابت نگه داشتن اشياء و تحت فشار قرار دادن (پرس كردن) قطعه هاي كوچك معرق شده به كار مي رود.
۶٫پيشكار
قطعه چوب مستطيل شكلي است به طول ۲۰ سانتيمتر و عرض ۱۰ سانتيمتر كه يك طرف عرض آن بر لبة ميز نصب مي شود در ميان طرف ديگر، شياري به طول تقريبي ۴ سانتيمتر و عرض ۱ سانتيمتر وجود دارد كه در ميان تخته به هم متصل مي شود، اين تخته به صورت معلق بر لبة ميز متصل شده و از آت براي خرد كردن و دوربري نقشهاي چوبي استفاده مي گردد.
۷٫تيزك
قطعة فلز نوك تيزي است كه قابليت انعطاف بسيار دارد و براي برداشتن نقشهاي چوبي بريده شده از درون قالب خود، استفاده مي شود.
۸٫چكش
همان چكش معمولي است كه مورد استفادة عموم است و براي كوبيدن ميخ به كار مي رود.

در معرق نوع ۱۰۰ گرمي آن استفاده مي شود.

۹٫سوهان تخت
سوهاني است به طول ۴۵ سانتيمتر كه ۳۵ سانتيمتر آن به پهناي ۵/۳ سانتيمتر از دو طرف مضرس است و ) ۱ سانتيمتر باقي مانده در انتها باريك مي شود در موقع كار به عنوان دستگيره مورد استفاده قرار مي گيرد.
۱۰٫سوهان چوب ساب
تبغه اي فلزي به طول ۳۰ سانتيمتر كه دسته اي پلاستيكي به آن متصل است.

اين وسيله براي صيقل دادن سطح شئ معرق شده اي به كار مي رود كه در آن صدف يا عاج وجود نداشته باشد.
۱۱٫كمان اره
وسيله اي است فلزي و منحني، به شكل نعل اسب، كه دسته اي چوبي به يك سر آزاد آن متصل است و تيغه هاي با شماره هاي متفاوت به وسيلة دو پيچ خروسك به دو سر كمان اره متصل مي شود.
اگر قوس منحني كمان اره كوچكتر از اندازة شئ باشد، مي توان دو ميله هم قطر كمان اره به وسيلة پيچ خروسك به دو سر آن اضافه كرد. اين عمل باعث بلندترشدن طول كمنا اره شده و به راحتي مي توان آن را در اطراف شئ حركت داد.
هنگام به كار بردن اين وسيله حتماً بايد دقت كرد كه كمان آن به حالت افقي و به فاصلة ۱ تا ۲ سانتيمتر تا كتف قرار بگيرد و تيغة آن با تختة پيشكار زاويه اي ۹۰ درجه تشكيل بدهد.
۱۲٫رندة دستي
شامل صفحه اي مستطيل شكل است كه عرضهاي آن با قوس منحني به طرف خارج متمايل شده است. در قسمت زيرين، اين صفحه به فاصلة ۵/۶ سانتيمتر از يك طرف لبة قوس دار شكافي به طول ۵ سانتيمتر و عرض نيم سانتيمتر وجود دارد كه محل قرار گرفتن تيغة رنده است.
در دو عرض اين صفحه در قسمت روي آن دو دستة چوبي كوچك به دو شكل متفاوت نصب شده كه يكي از آنها كروي شكل است و بر روي پايه اي به طول ۶ سانتيمتر قرار كرفته و ديگري تركيب چكمه اي را به طول ۱۱ سانتيمتر دارد كه به صورت معكوس در جاي خود نصب شده است.
در ميان اين صفحه ابتدا تيغة رنده به طول ۵/۱۵ و عرض ۶ سانتيمتر و سپس تيغة كمك رنده به طول ۵/۱۳ سانتيمتر با همان عرض قرار گرفته است و به وسيلة صفحة فلزي براقي به نام گيرة تيغه، بر روي سطح اريبي از يك قطعة چدني سياه، كه به عنوان پايه محسوب مي شود نصب شده است و در زير پاية چدني پيچي قرا دارد كه به وسيلة شل و سفت كردن آن فنر تيغة آزاد شده و مي توان آن را به طرف بالا و پايين حركت داد. لازم به يادآوري است كه در بالاي پاية چدني يك اهرم فلزي باريك به طول شش سانتيمتر قرار دارد كه با حرمت آن به طرف راست يا چپ تيغه به همان سمت كمي پايين تر از طرف ديگر قرار مي گيرد.
از اين رنده براي صاف كردن سطوح ناهموار استفاده مي شود/

۱۳٫سنگ سفت
قطعه سنگ سياه رنگي است كه در ميان قالبي از چوب جاي گرفته است و براي تيز كردن تيزك از آن استفاده مي شود.
اين سنگ داراي دو سطح دندانه دار زبر و نرم مي باشد كه ابتداء نوك تيزك را به وسيله دندانه هاي ريز صيقل مي دهند. سنگ نفت را هميشه در مقداري از نفت نگهداري مي كنند تا مقداري از چربي نفت در آن نفوذ كند و فقط به هنگام استفاده آن را از نفت خارج مي سازند.له اي معين قرار گرفته و به تدريج بهم نزديك شوند و دو لبة قوس دارد آن به بالاي اين مقطع اتصال يافته كه در هنگام بسته بودن تركيب دايره اي به خود مي گيرد. اين وسيله در شماره هاي مختلف وجود دارد كه در معرق، از شماره ۶ آن استفاده مي شود. از اين وسيله براي بيرون آوردن ميخ از محلي كه چوبها را موقتاً بهم متصل كرده است استفاده مي كنند.
۱۵٫گونيا
خط كشي است فلزي به طول ۵۰ سانتيمتر كه در انتها به يك فلز قطور صاف به طول ۵/۱۳ سانتيمتر متصل شده كه با خط كش چوبي به طول ۱۰۰ سانتيمتر وجود دارد كه از آن براي صاف كردن لبه هاي ناصاف شئ معرق شده استفاده مي شود.
۱۶٫ليسه
قطعه فلزي است مستطيل شكل به ضخامت يك ميليمتر كه قابليت انعطاف بسيار دارد و براي جمع آوري برادة چوب از سطح كار و همچنين پرداخت آن مورد استفاده قرار مي گيرد.
۱۷٫ماشين پرداخت
دستگاهي است به طول ۴۵ سانتيمتر كه از سه قسمت: دسته، بدنه و صفحات پرداخت كننده تشكيل شده است.
الف-دسته: اين قسمت خود داراي دو دسته است:
۱٫دسته اي به طول ۱۸ سانتيمتر كه در انتهاي بدنه قرار گرفته و سيم برق به آن متصل مي شود محل قرار گرفتن دست راست است.
۲٫دسته اي به طول ۱۲ سانتيمتر در طرف راست بالاي بدنه قرار گرفته و محل قرار گرفتن دست چپ است. بر روي اين دسته ها پوشش عايقي از جنس پلاستيك وجود دارد.
ب.بدنه:اين قسمت از دستگاه به طول ۲۸ سانتيمتر است كه ۱۸ سانتيمتر آن تركيبي تقريباً استوانه اي شكل دارد و موتور برقي در ميان آن جاي گرفته است. در قسمت بالاي بدنه حجم نيمكره مانندي به قطر ۱۰ سانتيمتر قرار دارد كه صفحات پرداخت كننده به وسيلة پيچي كه در مركز نيمكرة مسطح قرار دارد متصل مي شود.
ج-صفحات پرداخت كننده: صفحات پرداخت كننده در سه نوع متفاوت به كار برده مي شوند:
۱٫صفحه سنگ سمباده: صفحه اي دايره شكل به قطر ۱۸ سانتيمتر كه ميان آن دايره اي به قطر ۲ سانتيمتر خالي است كه محل قرار دادن مهرة پيچ متصل كننده به بدنه است. ضخامت اين صفحه ۲ سانتيمتر است كه شامل يك صفحة فلزي باريك و يك لاية ابر فشرده به ضخامت ۵/۱ سانتيمتر است.
۲٫صفحة پوست بره اي: پوست بره دباغي شدة دايره شكلي است به قطر ۱۸ سانتيمتر كه كناره اي پارچه اي دارد. اين صفحه بر روي صفحة سنگ سمباده قرار مي گيرد و به وسيلة يك بند، كنارة پارچه اي را در زير سنگ سمباده جمع كرده و محكم كند.