اصول حسابداری سازمان آموزش و پرورش که جزئی از حسابداری دولتی می باشد فن تطبيق تجميع و تلفيق اصول و موازين حسابداری با قانون و مقررات مربوط بيان گرديده است لذا اين آميختگی و تشکيل در اصول و روشهای حسابداری وقانون و مقررات موضوع از لحاظ سياسی، اجتماعی واقتصادی در الفصول برنامه ريزی و مديريت در معنای جامع آن اهداف و مباحثی را ايجاب می نمايد. کلمات و اصلاحات در فن حسابداری همانند ساير علوم وفنون ديگر معنی ومفهوم خاص خود را دارند معامله در فرهنگ فارسی به معنی داد و ستد و خريد و فروش است. ودر اصلاح حقوقی يک نوع ايجاب و قبول است. درصورتيکه در اصلاح حسابداری معامله به نوع به نوع فعاليت اطلاق ميگرددکه دارای آثار مالی بوده و اين آثار مالی تغيير در اقلام ترازنامه را موجب ميگردد.از دیربازاطلاعات در فرایند تصمیم گیری آگاهانه و هدفمند انسان اهمیت زیادی داشته است با پیشرفت جوامع اهمیت اطلاعات در تصمیم گیریهای بیشتر شده است.

امروزه اطلاعات به عنوان یکی از شاخصهای مهم قدرت جوامع وتوسعه پایدار آنهامحسوب می شود.
تصمیم گیری فرایندی است که اطلاعات مالی را ایجاد می کند ودر کلیه واحدهای اقتصادی تصمیم گیریها بر اساس همین اطلاعات اخذ می شود در حال حاضر دانش حسابداری به عنوان یک دانش فراگیر درامده که بسیاری خود را نیازمند دانستن آن احساس می کنند که هدف اصلی آن اشنایی فراگیران با مبانی حسابداری است. این مبانی شامل روشهای عمومی حسابداری است که در قالب حسابداری واحدهای خدماتی انفرادی بیان می شود.
افراد هر جامعه به منظور استفاده بهتر از منابع برای رفع احتیاجات و خواسته های مادی و معنوی خود نیاز به تصمیم گیریهای ص

حیح اقتصادی و مالی دارند وبرای انجام تصمیمات فوق وجود اطلاعات اقتصادی و مالی مناسب و صحیح از ضرورت های اجتناب ناپذیر است.
با گسترش روابط اقتصادی در بین بنگاههای اقتصادی و گوناگونی مبادلات بازرگانی و تنوع محصولات واحدههای اقتصادی بسیاری در قالب موسسات بازرگانی ایجاد شده به فعالیت می پردازند. در جوامع نوین موسسات بازرگانی در مجموعه بنگاههای اقتصادی سهم بسیاری دارند. این موضوع باعث می شود که تا در فرایند آموزش حسابداری به موسسات بازرگانی توجه ویژه ای شود.

امروزه در هر جامعه ای واحد های اقتصادی گوناگون فعالیت می کنند. هر یک از واحدهای اقتصادی در جریان فعالیتهای اقتصادی معاملات و عملیات گوناگونی انجام میدهند. سیستم حسابداری هر واحد اقتصادی باید رویدادهای اقتصادی موثر بر وضعیت مالی آن را شناسایی، ثبت و گزارش کند. تا اطلاعات تهیه شده در اختیار تصمیم گیران و افراد ذی نفع قرار گیرد اما همه واحدهای اقتصادی در زمره موسسات خدماتی قرار نمی گیرند زیرا در جریان عادی فعالیتهای خود عملیاتی انجام می دهند که در بسیاری موارد با عملیات واحدهای خدماتی تفاوت دارد وجود تفاوت در فعالیتهای اقتصادی موسسات مختلف موجب می شود تا نهوه حسابداری انها با هم یکسان نباشد. خرید و فروش کالا عمده ترین وجه تمایز بین موسسات خدماتی وموسسات بازرگانی است.
در حال حاضر با توجه به تاثیر مهمی که عملیات و محاسبات حسابداری در برنامه ریزیهای سازمانها وتصمیم گیریهای مدیران دارد آموزش آن از اهمیت ویزه ای برخوردار است تا با استفاده از اطلاعات و منابع جدید مطا لب و مسائل مفید و کاربردی مطرح شود تا هنر جویان عزیز با مطالعه و یاد گیری آنها بتوانند پس از فراغت از تحصیل با توانایی بیشتری از عهده وظایف محوله در قسمتهای مالی سازمان های مختلف بر آیند. اصول حسابداری سازمان آموزش و پرورش که جزئی از حسابداری دولتی می باشد فن تطبیق تجمیع و تلفیق اصول و موازین حسابداری با قانون و مقررات مربوط بیان گردیده است لذا این آمیختگی و تشکیل در اصول و روشهای حسابداری وقانون و مقررات موضوع از لحاض سیاسی*اجتماعی واقتصادی در الفصول برنامه ریزی و مدیریت در معنای جامع آن اهداف و مباحثی را ایجاب می نماید. کلمات و اصلاحات در فن حسابداری همانند سایر علوم وفنون دیگر معنی ومفهوم خاص خود را دارند معامله در فرهنگ فارسی به معنی داد و ستد و خرید و فروش است. ودر اصلاح حقوقی یک نوع ایجاب و قبول است. درصورتیکه در اصلاح حسابداری معامله به نوع به نوع فعالیت اطلاق میگرددکه دارای اثار مالی بوده و این اثار مالی تغییر در اقلام ترازنامه را موجب میگردد. استخدام یک نفر به عنوان کارمند از لحاض حسابداری صرفآ فعالیت مالی محسوب نمی گردد ولی پرداخت حقوق ویا دستمزد مستخدمین در ازای ارائه کار و یا خدمت یک فعالیت مالی است که در نتیجه باعث تقلیل درنقدینگی و افزایش هزینه خواهد شد. بنا براین چندین فعالیت مالی (نه هر نوع فعالیت مالی ) که موجب تغییر در یکی از از اقلام ترازنامه گردد در اصلاح حسابداری معامله نامیده می شود در تعریف حسابداری گفته شده است که حسابداری عبارت است از فن ثبت، طبقه بندی تجزیه وتحلیل و تفسیر رویدادههای مالی یک موسسه در یک دوره مالی در قالب ارقام پول رایج هر کشور (روش تجزیه وتحلیل و تفسیر رویدادههای مالی یک موسسه در یک دوره مالی در قالب ارقام پول ا ستقراری) در تعریف معتبر دیگری بیان شده که حسابداری عبارت است از فرایند شناسایی*اندازه گیری*ثبت وطبقه بندی اطلای مالی به منظور فراهم نمودن امکانات قضاوت آگاهانه و تصمیمات منطق توسط استفاده کنندگان اطلای مالی برای یک موسسه در هر دوره ای مالی ظاهرا به نظر می رسد.
این دو تعریف معتبر از حسابداری به یا یکدیگر اختلافاتدارند اما در واقع یکی نیستند بدین ترتیب که شناسایی و اندازه گیری و ثبت و طبقه بندی اطلاعات معادل فن ثبت و طبقه بندی و تلخیص رویدادهای مالی و گزارش اطلاعات مالی همان تلخبص رویدادهای مالی موسسه مورد نظر است که مجموعآ موجبات قضاوت آگاهانه و اخذ تصمیمات منطقی توسط استفاده کنندگان از اطلاعات مالی را فراهم می سازد۰
بدیهی است زمانی حسابداری هر موسسه می توان تعریف فوق را عینیت بدهدکه نسبت به بسط وتکامل حسابداری از جهات نظری و عملی همت نماید و برای بسط و تکامل از هر دو نظر بایستی اصول استانداردهای حسابداری و وقواعد و روشهای متداول در حسابداری مورد عمل حسابداری موسسه قرار گیرد. زیرا عمل نکردن به اصول و استانداردها و واقعه متداول در حسابداری*عدم صحت گزارشات مالی تهیه شده را در پی داشته و تصمیمات متخذه نیز غیره منطقی خواهد بود۰
آخرین تعریف حسابداری:
حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که در هرسازمانی است حسابداری می بایست این اطلاعات را بر سه هدف مهم تهیه نماید۰
۱- گزارش داخلی برای مدیران برای استفاده در طرح ریزی و کنترل عملیات
۲- گزارش داخلی برای مدیران در تصمیم گیری از قبیل سرمایه گزاری در اموال و قیمت محصولات
۳- گزارشات خارجی برای سرمایه گزاران*دولت و سایرارگانها

فصل اول
چکيده مطالب :
در اين گزارش سعي من بر اين است که تا حد امکان ابتدا خواننده را باحسابداري ، هدف ، ماهيت ، دامنه ، آينده شغلي ، بازارکار ، د

رآمد و زير دامنه هاي حسابداري شامل حسابداري دولتي ، مالي ، صنعتي ، مالياتي ، بيمه ، بانکها آشنا سازم.البته بيشتر دامنه اين گزارش را حسابداري در سازمانهاي دولتي و غير انتفاعي تشکيل ميدهد.در اينگونه سازمانها هزينه کردن بر اساس سرفصل ها و برنامه مصوب از طرف دولت و سازمانهاي زيربط انجام گرفته و پس از پايان سال اين برنامه ها و بودجه هاي مصوب و هزينه هاي واقعي انجام شده با هم مقايسه مي شود. در صورتي که اين هزينه هاي تحقق يافته با برنامه هاو اعتبارات مصوب اختلاف داشته باشد توسط سازمانهاي تحت نظارت دولت بررسي مي شود و علل يا عوامل آن پي جويي خواهد شد . پس با توجه به اين ذهنيت ميخواهم شما را با نحوه حسابداري اين اعتبارات و نحوه برخورد با اين اختلافها و بطور کلي با حسابداري بودجه اي آشنا سازم.

حسابداري در سازمانهاي دولتي و غيرانتفاعي

 

هدف حسابداري :
حسابداري يک سيستم است که در آن فرآيند جمع‌آوري، طبقه‌بندي ، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شکل‌ها و مدلهاي خاص انجام مي‌گيرد. تا افراد ذي‌نفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برون‌سازماني مثل بانک‌ها، مجمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده کنند.
به همين دليل فردي که تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا که گزارشهاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش کافي نمي‌شود و بيشتر تراز حسابها مي‌باشد. براي مثال يک حسابدار تجربي نمي‌تواند براحتي بين دارايي کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نمي‌داند که چ

گونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت کرد.
حسابداري به عنوان يک نظام پردازش اطلاعات، داده‌هاي خام مالي را دريافت نموده، آنها را به نظم در مي‌آورد.
محصول نهايي نظام حسابداري گزارش‌ها و صورت‌هاي مالي است که مبناي تصميم‌گيري اشخاص ذي‌نفع (مديران ، سرمايه‌گذاران ، دولت و …) قرار مي‌گيرد.
ماهيت حسابداري :يک حسابدار متخصص، در آينده مي‌تواند مدير مالي يک سازمان يا شرکت گردد يعني مي‌تواند به مديريت يک شرکت ايده بدهد که منابع موجودش را در چه راههايي سرمايه‌گذاري نمايد تا استفاده بهينه کند و يا اگر شرکت به منابع مالي جديد نياز داشت يک مدير مالي بر اساس دانش آکادميک خود مي‌تواند بگويد که از چه طريقي بايد تامين مالي کرد.
مجموع اين فعاليت‌ها خارج از توانايي يک حسابدار تجربي است.?حسابداري يک سيستم اطلاعاتي است که با فراهم‌کردن اطلاعات لازم کمک مي‌کند تا سرمايه‌گذارها، اعتبار دهندگان، مديران و دولت نسبت به مسائل اقتصادي بهتر بتوانند، تصميم‌ بگيرند. براي مثال اگر شخصي بخواهد در يک شرکتي سرمايه‌گذاري کند، تمايل دارد که وضعيت مالي آن شرکت و يا نتايج عمليات آن شرکت را در طي سالهاي قبل بداند. موضوعاتي که به صورت گزارشهاي مالي توسط حسابداران تهيه مي‌شود.
حسابداري به منظور جوابگويي به نيازهاي انسان به وجود آمده است. به همين دليل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعاليت‌هاي اقتصادي و افزايش پيچيدگي آن ،‌ هدفها و روشهاي حسابداري براي جوابگويي به نيازهاي اطلاعاتي، توسعه يافته است. چرا که اشخاص، شرکت‌ها و دولت براي تصميم‌گيري در مورد توزيع مناسب منابع مالي نياز به اطلاعاتي قابل اتکا دارند که اين اطلاعات را به ياري حسابداري مي‌توان به دست آورد. از سوي ديگر انجام سرمايه‌گذاري يکي از مواد ضروري و اساسي در فرآيند رشد و توسعه اقتصادي کشور است و سرمايه‌گذاران نيز از بعد عرضه سرمايه، تا حد امکان سعي دارند منابع مالي خودرا به سويي سوق دهند که کمترين ريسک و بيشترين بازده را داشته باشد. يعني به دنبال برآورد ريسک سرمايه‌گذاري‌ها خواهند بود. اين در حالي است که يکي از مباني اساسي براي محاسبه ريسک بازار شرکت‌ها ، استفاده از اطلاعات توليد شده توسط سيستم حسابداي است.
حسابداري در سازمانهاي دولتي و غيرانتفاعي
رشته حسابداري از جمله رشته‌هايي است که از داوطلبان هر سه گروه آزمايشي رياضي و فني ، علوم تجربي و علوم انساني دانشجو مي‌پذيرد.
فارغ‌التحصيلان رشته حسابداري مي‌توانند در کليه موسسات و واحدهاي تجاري، اعم از دولتي يا خصوصي به عنوان حسابدار در شاخه‌ه

اي زير مشغول کار شوند:
حسابداري مالي: در کليه شرکتها و موسسات تجاري و غيرانتفاعي
حسابداري صنعتي : در کليه واحدهاي صنعتي و شرکتهاي توليدي
حسابداري دولتي : در کليه سازمانها و ادارات دولتي به عنوان حسابدار يا عامل ذيحساب
حسابداري مالياتي : در ادارات دارايي
حسابداري بيمه : در موسسات بيمه
حسابداري بانکها : در شعبه‌ها و سرپرستي بانکها
حسابداران پس از مدتي اشتغال به کار حسابداري مي‌توانند در سمت مديريت مالي واحدهاي تجاري ، ايفاي نقش نمايند.

چارت سازمانی

 

برگه حسابها جاری برای عملیات انتقالی:
فیش حقوق که در دو برگ نوشته می شود تا کارمند بتواند مبلغ حقوق خود را از بانک مربوط دریافت نماید به این صورت یک برگ جهت بانک وبرگ دیگر برای کارمند می باشد۰
برای محاسبه اضافه کاری کارمندان حقوق و مزایای مستمر که شامل حقوق مبنا + افزایش سنواتی + فوقالعاده شغل + حق مسئولیت +حداقل دریافتی که مجموئآ بر۱۷۵/۱ تقسیم می شود تا مبلغ یک ساعت به دست آید۰
ثبتهایی که در قسمتهای حسابداری، امورمالی و بودجه استفاده می شوند بشرح زیر است:
سر فصل حساب ها و ثبت عمليات حسابداري درآمدهاي قانوني در دفاتر ، صورت حساب دريافت و پرداخت ماهانه و نهائي و فرمهاي عملکرد به شرح زير جهت اجراء ابلاغ مي گردد .
۱٫ معادل اقلام برآورد درآمد عمومي در قسمت سوم قانون بودجه يا پيوست شماره (۲) قانون بودجه و موافقتنامه مبادله
حساب درآمد واحدهاي دستگاه ( بدهکار) ***
حساب درآمد پيش بيني شده ( بستانکار ) ***
۲٫ معادل اقلام درآمد تحقق يافته براي وصول
حساب درآمد پيش بيني شده ( بدهکار ) ***
حساب درآمد تحقق يافته ( بستانکار ) ***
۳٫ بهنگام وصول درآمدهاي تحقق يافته به صورت نقد
بانک تمرکز وجوه درآمد عمومي ( بدهکار) ***
درآمد عمومي وصولي ( بستانکار ) ***
۴٫ انتقال اقلام درآمد عمومي به حساب خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي دستگاه اجرائي
خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي ( بدهکار) ***
بانک وجوه تمرکز درآمد عمومي ( بستانکار ) ***
۵٫ انتقال وجوه مذکور به حساب درآمد عمومي کشور و اخذ تائيديه از خزانه بر اساس برگه بستانکاري حساب ۸۰۰۱ حاوي مشخصات درآمد عمومي مربوط
درآمد عمومي ارسالي ( بدهکار) ***
خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي ( بستانکار ) ***
۶٫ معادل مطالبات قابل وصول بر اساس صورتحسابها و ساير مدارک همزمان با ثبت آرتيکل بند (۲)
حساب مطالبات قابل وصول / بدهکاران ( بدهکار) ***
حساب کنترل درامد ( بستانکار ) ***
۷٫ ثبت سفته ها و ساير وثيقه ها بابت اقساط مطالبات قابل وصول در صورتيکه دستگاه اجرائي مربوط طبق قانون و مقررات وصول درامد مورد نظر اجازه وصول آن ، به صورت تقسيط را داشته باشد .
حساب اسناد دريافتني ( بدهکار) ***
حساب مطالبات قابل وصول / بدهکاران ( بستانکار ) ***
۸٫ به هنگام ارسال اسناد دريافتني به بانک براي وصول
حساب اسناد در جريان وصول ( بدهکار) ***

حساب اسناد دريافتني ( بستانکار ) ***
۹٫ بهنگام عدم وصول ( نکول شده ) اقساط درامد در موعد تعيين شده
حساب اسناد نکول شده ( بدهکار) ***
حساب اسناد در جريان وصول ( بستانکار ) ***
۱۰٫ بهنگام ارسال اسناد و مدارک نکول شده به اجراء و واحد حقوقي جهت عمليات اجرائي وصول
حساب اجراء و دعاوي حقوقي ( بدهکار) ***
حساب اسناد نکول شده ( بستانکار ) ***
۱۱٫ به هنگام واريز وجه به حساب درامد دستگاه در هر يک از مراحل بندهاي ۶ ، ۷ ، ۸ ، ۹ و ۱۰ فوق الاشاره حسب مورد بطور همزمان ثب

تهاي زير در دفاتر انجام ميپذيرد .
حساب بانک تمرکز وجوه درآمد عمومي ( بدهکار) ***
درآمد عمومي وصولي ( بستانکار ) ***
حساب کنترل درامد ( بدهکار) ***
حساب بدهکاران / اسناد دريافتني / حساب اسناد در جريان وصول / حساب اسناد نکول شده/حساب اجراءودعاوي حقوقي (بستانکار) ***
۱۲٫ در صورتيکه تعداد اقلام درآمد قابل وصول و سفته هاي دريافتي دستگاه اجرائي معدود باشد ذيحسابي ميتواند به جاي استفاده از سر فصل حسابهاي ” حساب مطالبات قابل وصول / بدهکاران ” و ” حساب اسناد دريافتني ” از سر فصل ” حساب اسناد دريافتني ” استفاده نمايد.
۱۳٫ ثبت وصول و ايصال درآمد عمومي توسط دستگاههاي اجرائي استاني و يا ساير دستگاهها بابت درآمد پيش بيني شده مندرج در قسمت سوم قانون سالانه بودجه کل کشور دستگاه اجرائي مربوط
الف – ثبت در دفاتر دستگاه اجرائي استان و ساير دستگاههاي وصول کننده
۱- بانک تمرکز وجوه درآمد عمومي ( بدهکار ) ***
درآمد عمومي انتقالي ( بستانکار) ***
– بهنگام انتقال وجوه مزبور به حساب خزانه تمرکز وجوه دستگاه اجرائي مربوط
۲- حساب درآمد عمومي انتقالي ( بدهکار) ***
بانک تمرکز وجوه درآمد عمومي ( بستانکار) ***
ب – ثبت درآمدهاي مذکور در دستگاه اجرائي مربوط
۱- بهنگام دريافت فهرست وجوه واريزي از واحد استاني و ساير دستگاهها
وصولي استان يا ساير دستگاهها (بدهکار) ***
درآمد عمومي وصولي ( بستانکار) ***
۲- بهنگام دريافت اعلاميه بانکي مبني بر واريز وجوه به حساب تمرکز وجوه درآمد عمومي
خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي (بدهکار) ***

وصولي استان با ساير دستگاهها (بستانکار) ***
۱۴٫ ثبت درآمدهاي وصولي توسط واحد تابعه در ذيحسابي مرکز استان
الف – بهنگام دريافت فهرست وجوه واريزي
وصولي واحد تابعه در استان (بدهکار) ***
درآمد عمومي وصولي (بستانکار) ***
ب – بهنگام دريافت اعلاميه بانکي مبني بر واريز وجوه به حساب تمرکز وجوه درآمد عمومي ذيحسابي

خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي (بدهکار) ***
وصولي واحد تابعه در استان (بستانکار) ***
۱۵٫ ثبت آن قسمت از درآمد عمومي وصولي که به موجب قوانين مربوط درآمد اختصاصي تلقي ميشود با انتقال وجوه آن به حساب خزانه تمرکز وجوه اختصاصي به حساب درآمد اختصاصي وصولي منظور ميشود
الف – حساب درآمد عمومي وصولي (بدهکار) ***
حساب درآمد اختصاصي وصولي (بستانکار) ***
ب – خزانه تمرکز وجوه اختصاصي (بدهکار) ***
خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي (بستانکار) ***
۱۶٫ ثبت آن قسمت از درآمد اختصاصي و يا مازاد پيش بيني آن که به موجب قوانين مربوط به حساب درآمد عمومي واريز ميشود بر اساس تائيديه اخذ شده از خزانه
الف – در آ مد اختصاصي وصولي ( بدهکار ) ***
درآمد عمومي وصولي (بستانکار) ***
ب – خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي (بدهکار) ***

 

خزانه تمرکز وجوه اختصاصي (بستانکار) ***
۱۷٫ ثبت پيش دريافت درآمد در مواقعيکه دستگاه اجرائي مربوط طبق مقررات قبل از تعيين مبلغ مطالبات وصول مينمايد .
بانک تمرکز وجوه درآمد عمومي ( بدهکار ) ***
پيش دريافت درآمد / عوارض ( بستانکار ) ***
۱۸٫ ثبت احتساب درآمد عمومي پس از تعيين مطالبات قطعي

پيش دريافت درآمد / عوارض ( بدهکار) ***
حساب درآمد عمومي وصولي (بستانکار) ***
بستن حسابها در پايان سال
۱٫ قبل از بستن حسابها ابتدا مانده ” حساب بانک تمرکز وجوه درآمد عمومي ” وصولي به ” حساب خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي ” دستگاه اجرائي مربوط وبا انتقال وجوه ” حساب درآمد خزانه تمرکز وجوه درآمد عمومي ” به حساب درآمد عمومي کشور (۸۰۰۱) از خزانه گواهي واريز وجوه به حساب درآمد عمومي طبق مشخصات درآمد مزبور اخذ و همچنين مانده ” حساب درآمد عمومي انتقالي ” وصولي استان و يا ساير دستگاهها و ” حساب وصولي واحدهاي تابعه در استان ” نيز در پايان سال بايستي صفر شود .
۲٫ حسابهاي درآمد عمومي پيش بيني شده و تحقق يافته اعم از وصولي و مطالبات باقيمانده به شرح زير بسته ميشود .
حساب درآمد پيش بيني شده ( بدهکار ) ***
حساب درآمد تحقق يافته ( بدهکار ) ***
حساب درآمد واحدهاي دستگاه ( بستانکار) ***
۳٫ ثبت بستن حسابهاي کنترل درآمد و بدهکاران ( مانده مطالبات ) و ….
حساب کنترل درامد ( بدهکار) ***
حساب مطالبات قابل وصول / بدهکاران ( بستانکار ) ***
حساب اسناد دريافتني ( بستانکار ) ***
حساب اسناد در جريان وصول ( بستانکار ) ***
حساب اسناد نکول شده ( بستانکار ) ***
حساب اجراء و دعاوي حقوقي ( بستانکار ) ***
۴٫ ثبت بستن ” حساب درآمد عمومي وصولي ” و ” حساب درآمد عمومي ارسالي ” با توجه به توازن اقلام آن
حساب درآمد عمومي وصولي (بدهکار) ***
حساب درآمد عمومي ارسالي ( بستانکار ) ***
– افتتاح حسابها در سال بعد
حساب مطالبات قابل وصول / بدهکاران ( بدهکار) ***
حساب اسناد دريافتني ( بدهکار) ***

حساب اسناد در جريان وصول ( بدهکار) ***
حساب اسناد نکول شده ( بدهکار) ***
حساب اجراء و دعاوي حقوقي ( بدهکار) ***
حساب کنترل درامد ( بستانکار ) ***

حکم کارگـزینی
۱ـ نام خانوادگی : ۲ـ نام : ۳ـ شماره پرسنلی:
۴ـ شماره شناسنامه: ۵ـ نام پدر: ۶ـ تاریخ تولد: ۷ـ محل صدور:
۸ـ وضعیت تاهل: ۹ـ تعداد اولاد: ۱۰ـ وضعیت سربازی:
۱۱ـ آخرین مدرک تحصیلی: ۱۲ـ تاریخ استخدام: ۱۳ـ کد شغل:

۱۴ـ عنوان شغل: ۱۵ـ عنوان پست: ۱۶ـ واحد سازمانی:
۱۷ـ گروه: ۱۸ـ رتبه: ۲۱ـ واحد سازمانی:
۱۹ـ نوع حکم: مزد گروه (مزد شغل) : ریال
۲۰ـ شرح حکم : مزد سنوات :
مزد رتبه :

 

جمع مزد مبنا :
۲۲ ـ مزایا
تفاوت تطبیق :
مسکن :
خواربار:
۲۴ـ تاریخ اجرای حکم: عائله مندی:
۲۵ شماره حکم :

 

۲۶ـ تاریخ صدور:
۲۷ـ محل امضاهای مجاز :
۲۸-نسخه: ۲۳ـ جمع کل مزد و مزایا :

هـدف از انتخـاب
پیدا کردن شایسته ترین و مناسب ترین افراد جهت به کار گماشتن آنها در پست های سازمانی کاری است بس مهم که به عهده اداره امور پرسنلی واگذار گردیده است این عمل می بایستی با روشی خاص و حساب شده انجام پذیرد تا شایسته ترین افراد را به کار گیرند. در انتخاب و یا استخدام متقاضیان، نقش اساسی را مسائل اجتماعی ایفا می کنند، زیرا تصمیماتی که در رد و یا قبول متقاضیان اتخاذ می شود از جهات بسیار در شهرت اجتماعی سازمان موثر است. انتخاب کنندگان و انتخاب شدگان هر دو در حالی که اعضای رسمی سازمانی به شمار می روند در عین حال هم عضویت اجتماعی که در آن زندگی می‌کنند به عهده دارند بنابراین مسئله انتخاب کار آسانی نیست زیرا انتخاب شوندگان امروز انتخاب کنندگان فردای سازمانی می شوند.
شرط اولیه برای انتخاب صحیح ، تعیین ارزش های مهارتی، توانایی، استعدادی و غیره برای احراز مشاغل مورد نظر می باشد. رعایت کلیه خصوصيات فوق برای موفقیت یک شخص در انجام وظایف و مسئولیت هایش موثر است . بنابراین در انتخاب افراد جهت تصدی مشاغل سازمانی رعایت دو چشم انداز متفاوت لازم و ضروری است.
نخست آنکه استانداردهای ارزشی لازم برای یک شغل چگونه تعیین می شوند و دیگر آنکه موفقیت در یک شغل به چه معنی و مفهومی به کار برده می شود. در پاسخ مسائل فوق می بایستی متذکر شد که هر دو بستگی مستقیم به طرز تولید و ارائه خدمات سازمانی از لحاظ کیفیت کالا و فراورده دارد. اگر تولید کالا در سطحی کاملا عالی عرضه شود، بنابراین کالای مرغوبی هم به بازار عرضه می شود که برای این جریان داشتن متخص

صین عالی رتبه از جمله واجبات است و در غیر این صورت ارزش ها از نتیجه پایین تری برخوردار خواهند بود و به همین نسبت انتخاب افراد هم در همان سطح تعیین شده عملی می گردد .
انتخاب کنندگان که مسئولیت انتخاب را به عهده دارند نه فقط می بایستی از چگونگی ماهیت صفات لازم برای شخصی که می خواهد انتخاب شود آگاه باشند. در پاسخ مسائل فوق می بایستی متذکر شد که هر دو بستگی مستقیم به طرز تولید وارائه خدمات سازمانی از لحاظ کیفیت کالا و فراورده دارد اگر تولید کالا در سطحی کاملا عالی عرضه شود بنابراین کالای مرغوبی هم به بازار عرضه می شود که برای این جریان داشتن متخصصین عالی رتبهاز جمله واجبات است و در غیر این صورت ، ارزش ها از نتیجه پایین تری برخوردار خواهند بود و به همین نسبت انتخاب افراد هم در همان سطح تعیین شده عملی می گردد.
انتخاب کنندگان که مسئولیت انتخاب را به عهده دارند نه فقط می بایستی از چگونگی ماهیت صفات لازم برای شخضی که می خواهد انتخاب شود آگاه باشند بلکه می بایستی بدانند که چگونه متقاضیان را ارزیابی کنند بعضی از صفات برای تعدادی از مشاغل دیگر مطلوب نخواهد بود بنابراین هر کس نمی تواند همیشه بر طبق یک استاندارد مشخص افراد متقاضی را به صورت یکسان در برابر صفات مشاغل سازمانی ارزیابی کند بلکه می بایستی بر اساس صفات مشخصه هر شغل متقاضیان را ارزیابی کند بدین علت است که ارزیابی متقاضیان جهت احراز یک شغل برای مشاغل دیگر معتبر نمی باشد.
انتخاب و مفهوم آن
به خاطر آنکه عمل انتخاب به صورت رضایت بخشی انجام پذیرد می بایستی از سه ددیگاه فرآیند انتخاب را مورد بررسی و مطالعه دقیق قرارداد نخست آنکه بر اساس توسعه و گسترش فعالیت های سازمانی لزوم انتخاب و استخدام افراد جدید به وضوح احساس شود و مجوز استخدام نمودن افراد مورد نیاز از مقامات ذیصلاح گرفته شود چنین عملی با تقاضای سرپرستاتن و مدیران واسطه و با توجه به تجزیه و تحلیل شغل و حجم کار از طریق اداره امور پرسنلی مبنی بر تایئید لزوم و سپس تصویب مدیریت سازمانی انجام پذیر است دوم آنکه برای عمل انتخاب می بایستی ضوابط و معیارهایی که دال بر حقانیت قضاوت ما بر افراد داوطلب است در دست باشد تا بخوبی بتوان مشخصات داوطلبان شغل را با ان ضوابط مورد سنجش و ارزیابی قرار داده تا به نتایجی دست یابیم. چنین عملی از طریق اجرای تجزیه و تحلیل مشاغل، نوش

تن شرح شغل و بیان شرایط احراز میسر خواهد بو سوم آنکه می بایستی در سازمان پست های خالی در تشکیلات سازمانی موجود باشد تا بتوان افراد را برای آن پست ها انتخاب و استخدام نماییم . چنین عملی هم مستلزم تشخیص حجیم بودن انجام ار و کافی نبودن پرسنل مورد نیاز است.
ارزشیابی طبیعت و ماهیت انسان کاری است مشکل و پیچیده هر قدر قلمرو سازمان و عملیات کارکردی آن گسترده تر گردد به همان نسبت هم عمل انتخاب مشکل تر خواهد شد اما بعضی از سازمان ها که دارای تشکیلات منظم و مرتب امور پرسنلی هستند بخوبی می توانند در اسرع وقت عملیات انتخاب را انجام دهند.

انتخاب به معنی واقعی عبارت است از تشخیص مشخصات فرد متقاضی و قبولیت دارا بودن شرایط احراز لازم  مرحله جریان انتخاب، ممکن است اطلاعات حاصله آشکار سازد که برای قبول کردن و یا رد کردن دواطلب چه دلایل و عللی موجود است در هر مرحله دواطلب بایستی از موانع پی در پی بگذرد و سپس مشخصات خود را با الگوهای انتخاب تطبیق دهد . ایجاد موانع بر سر راه داوطلبین به این خاطر است که در هر مرحله افرادی که واجد شرایط هستند امکان ادامه ارزیابی را داشته باشند و افرادی که فاقد آن باشند از گردونه خارج شوند و بیخود وقت سازمان را نگیرند و از تجمع افراد غیر واجد شرایط در مراحل آخر انتخاب جلوگیری کنند به هر حال ایجاد موانع مختلف برای انتخاب در هر سازمان مختلف است بعضی از آنها کلیه مراحل را در نظر می گیرند و بعضی فقط قسمتی از آنها را مورد نظر قرار می دهند و برای آن اعتباری قائلند . در مراحل انتخاب می‌بایستی شرایط زیر را همیشه در نظر گیریم .
۱ـ می بایستی از کلیه درخواست هایی که از طرف واحدهای سازمانی به اداره کارگزینی رسیده تجزیه و تحلیل دقیقی بر روی آنها انجام شده باشد و ماهیت شغل مورد نظر مشخص شود .
۲ـ طرح و اجرای یک پرسشنامه کافی، کامل و معتبر که بتواند کلیه اطلاعات را جمع آوری نماید و در دسترس ا

 

نتخاب کننده قرار گیرد، به عمل آید .
۳ـ بررسی بر روی نظریات و وضع سابقه استخدامی متقاضی و حتی دریافت نظریات آنها به صورت شفاهی و ی

ا کتبی .
۴ـ طرح و ایجاد یک سری اطلاعات لازم که از طریق مصاحبه بدست می اید.
۵ـ امتحانات پزشکی و بهداشتی برای مشخص کردن وضع روحی و جسمی متقاضی و تعیین درجه اهمیت هر یک.

۶ـ در دست داشتن نتایج حاصله از اجرای آزمون های مختلف.
به خاطر انکه مراحل انتخاب با نظم و ترتیب خاصی و با در نظر گرفتن شرایط فوق انجام پذیرد رعایت مراحل زیر ضروری و لازم است .
۱ـ پذیرش متقاضی
در این مرحله کلیه مدارک لازم و پرسشنامه درخواست استخدام را رسیدگی می کنند و اگر متقاضی حائز شرایط بودوی را به مرحله بعد ارشاد می کنند .
۲ـ مصاحبه مقدماتی
فرد متقاضی اطلاعاتی کلی از نحوه انجام کار و میزان حقوق و مزایا و شرایط استخدامی از سازمان بدست می آورد و در قبال آن سازمان هم اطلاعاتی را از لحاظ بررسی وضع تظاهری و جسمی و روانی متقاضی بدست می آورد و سپس تایید و یا تکذیب صلاحیت پی گیری مراحل بعدی را مشخص می کند.
۳ـ دریافت پرسشنامه متقاضی در استرداد فرم تکمیل شده به اداره امور استخدامی و رسیدگی به کامل بودن آن.
۴ـ دریافت نظریات کارفرمایان قبل از طریق نامه های رسیده و یا مذاکرات تلفنی .
۵ـ تعیین نظریات و صلاحیت معرفین خصوصی .
۶ـ دریافت برگ خاتمه خدمت نظامی و یا تعیین وضع مشمولیت متقاضی و تطبیق آن با قوانین استخدامی .
۷ـ اجرای آزمون های لازم استخدامی .
۸ـ اجرای مصاحبه اصلی.
۹ـ انجام آزمایشات پزشکی و بهداشتی .
۱۰ـ مشخص کردن نتیجه انتخاب که در این مرحله از دو حال خارج نیست یا فرد متقاضی پذیرفته شده است که به مرحله بعدی یعنی استخدامی می رسد و یا آنکه رد شده که جواب لازم را به وی می دهند.
انواع استخـدام
اصولا استخدام بر سه نوع است : استخدام اجباری، اختیاری و استخدام اجباری اختیاری. استخدام اجباری استخدامی است که فرد را مجبور می سازیم نسبت به سازمان تعهداتی را که بر وفق مراد و میل کارفرما است قبول کند و در قبال آن حداقل تامین را به وی می دهند از جمله طرق متداول تر استخدام اجباری بردگی است که با اخذ انواع مختلف تعهدات فرد را وادار به انجام آن می نمایند نوع دیگر تحمیل کار است که فرد به خاطر از دست ندادن مقام و موقعیت خود و دربعضی مواقع حیات و زندگی خود بایستی کاری را انجام دهد که هرگز در حالت عادی تمایلی به انجام دادن آن کار ندارد. بردگی به عنوان یک بنیاد رسمی اجتماعی برای استخدام نفرات کارگر در حال حاضر به کلی منسوخ شده است و به طور غیررسمی در بعضی از جوامع رواج دارد امروزه هر چند که حالت بردگی منسوخ شده ولی اشکال دیگری از همان حالت بردگی در واقع موجود است بدین معنی که با به کار گماشتن افراد بدهکار و گرفتن تعهدات طویل المدت با مجوزات جزائی و قانونی افراد را مقید به کار کردن می کنند بیشتر تعهدات اجباری به خ

اطر آن است که نواحی دور دست در مضیقه کارگران قرار می گیرند و کارفرمایان اجبار دارند که با تحمیل مخارجی سنگین افراد رابه آن محل ها گسیل دهند و در قبال آن تضمینی برای یک مدت معین از کارگران بدست آورند تا کارشان بطور کامل انجام شود مثال دیگر از این نوع استخدان بیکاری است به طور خلاصه کار اجباری امری است که تا حدودی معلول لزوم استفاده موثر از افراد به دلایل مختلف است ولی به تجربه ثابت شده که این طریق وسیله غیرقابل اعتمادی برای بنام کردن دائمی نیروی انسانی تشخیص داده شده است .
استخدام اختیاری:
استخدامی است که فرد با آزادی کامل و سنجش کلیه جوانب کار، به استخدام هر سازمانی که لازم بداند در می آید و در قبال آن سازمان هیچگونه تعهد غیرمعقول و یا اجباری نخواهد داشت هر لحظه که ضروی بداند کار را رها می سازد، بدون آنکه هیچگونه ضرر و زیانی برای وی بوجود آید چون نیازهای انسانی متنوع و متفاوتند بنابراین هر فرد خواهان آن است که با آزادترین سیستم استخدامی روبرو شود و سهل ترین وسیله را برای رفع نیازهای خود بدست آورد سهل ترین وسیله پول

است که بدنی وسله هر فرد می تواند آنچه را که تمایل دارد بدست آورد بنابراین در سیستم استخدام اختیاری فرد تعهد خود را در قبال دریافت پمول ایجاد می کند و هیچگونه بعد زمانی در اینگونه تعهدات مطرح نمی‌شود ولی تعهدات کاملا با تامین ها مساوی هستند بنابراین در استخدام اختیاری هم کارگر و هم کارفرما هر دو با آزادی کامل وبا رعایت قوانین کار در ایجاد تهعدات و مسائل لازم مرحله استخدام را عملی می سازند.
استخدام اجباری اختیاری : چون انسان در جوامع مختلف به خاطر محدودیت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیاز به کار دارد بنابراین مجبور است که به استخدام سازمان و یا سازمان هایی درآید که زندگی خود را اداره کند اما در این نوع اجتماعات اجباری بودن استخدام امری اجتناب ناپذیر است بنابراین هر فرد خود را در مقابل سازمان هایی مشاهده می کند که همگی از یک نوع سیستم کلی و با اندک تفاوتی شرایط استخدامی را بوجود آورده اند ولی هرگز اینگونه شرایط استخدامی بنا به میل کارگر نبوده و فقط طبقه کارفرما آن را به خاطر احساس نیاز مستخدم به کار اعمال می کند در این شرایط است که افراد کارگر در عین حالی که اجبار دارند از یک سیستم اشتغال اجباری پیروی کنند فقط آزادی آن را دارند که سازمان را انتخاب کنند ولی ماهیت تامین ها در تمام سازمان ها یکسان خواهد بود .

پس میتوان نتیجه گرفت که در استخدام اجباری تعهدات زمانی مطرح است که فرد می‌بایستی با سپردن سنوات خدمت خود را در اختیار کارفرما قرار دهد و کارفرما حق هر گونه اعمال نفوذ و جریاناتی را در سرنوشت کارگر دارد در استخدام اختیاری تعهدات کارگر با تامین های کارفرما برابر است و هیچگونه تعهدات زمانی در امر استخدام مطرح نمی باشد و بالاخره در استخدام اجباری اختیاری، کارفرمایان سازمان های صنعتی و اجتماعی همگی از یک وسیله استثمار کننده کارگری پیروی می کنند و فقط کارگران اختیار انتخاب در بین آن سازمان ها را دارند.
لازم است در اینجا رفتار مستخدمین را از چهار مرحله تحلیلی مورد بررسی قرار دهیم که این چهار مرحله، شاخص تغییر و تحول مستخدم از صورت یک فرد جامعه قدیمی است به درجه تبعیت از یک راه و رسم نوین، به طور کلی کارکنان یک سازمان را به چهار نوع به شرح زیر طبقه بندی می کنیم :
۱ـ مستخدمین غیر متعهد .
۲ـ مستخدمین نیمه متعهد .
۳ـ مستخدمین متعهد کلی .
۴ـ مستخدمین متعهد جزئی .
۱ـ مستخدمین غیر متعهد

این نوع مستخدم قصد استخدام آنی دارد کوتاه مدت اشتغال چنین فردی به وظایف محوله جنبه موقتی دارد و برای غرضی آنی است گرچه دوره اقامت موقتی اولیه مستخدم تابع احتیاجات آنی وی به درامد حاصله از شغل خویش است. معذالک این امر به منزله بریدن از سوابق خدمتی خود از سازمان های ماقبل که در آن اشتغال داشته محسوب می‌شود و امکان دارد که در ابتدای استخدام غیرمتعهد باشد ولی به مرور زمان تعهد دائمی به آن سازمان دهد . چنین مستخدمی غیرمتعهد باشد ولی به مرور زمان تعهد دائمی به آن سازمان دهد چنین مستخدمی ممکن است مدت معینی مثلا چند ماه در یک سازمان مشغول به کار شود و پس از برآورد نیاز مادی خود به سازمان دیگری برود در تعدادی از کشورهایی که به تازگی در حال صنعتی شدن هستند کارگران غیرمتعهد بخش عظیمی از نیرو کار ملی را تشکیل می دهند پس کارگر غیر متعهد هیچگونه تعهد دوره ای و یا زمانی و مکانی به کارفرما نمی دهد و فقط تابع نیازهای شخصی خویش است که در این حالت از استخدام اختیاری استفاده می کند.
۲ـ مستخدمین نیمه متعهد
این مستخدم به جز اشتغال به شغل اصلی خویش به مشاغل دیگر هم دست به کار می‌شود، لکن علایق خویش را با مختصات شغل اصلی از بین نمی برد دوران اشتغال اینگونه مستخدمین ممکن است دراز تر از مستخدمین غیرمتعهد باشد، اما تفاوت اصلی میان آن دودسته آن است که کارگر نیمه متعهد در نظر دارد بخش عظیمی از دوران کارآمدی خویش را در خدمت این سازمان قرار دهد و زمانی هم به کار اصلی خویش بپردازد. بدین وسیله است که مستخدم نیمه متعهد از این طریق مقداری وجه نقد و محتملا زندگی جالب تری پیدا می کند. میزان نقل و انتقالات مستخدمین نیمه متعهد به مراتب زیادتر از مستخدمین متعهد می باشد . این نوع مستخدمین نه تعلق به زندگی شغلی و حرفه‌ای اصلی خود دارند و نه متعلق به سازمان های صنعتی و اجتماعی هستند.
۳ـ مستخدمین متعهد کلی
این نوع مستخدمین کاملا رابطه خود را با سایر سازمان های حرفه ای دیگر گسسته اند و به عنوان یک عضو دائمی سازمان به شمار می آیند . این امر صرفا متضمن اشتغال دائمی در سازمان است و مستلزم آن است که فرد مستخدم خود را با جمیع جنبه هایی که ارتباط با بنیادهای سازمانی دارد سازگار سازد و در قالب آن سیستم به تمام معنی فعالیت کند کلیه سازمان های صنعتی و اجتماعی امروز طرفدار و متکی به این نوع مستخدمین می باشند. بنابراین مستخدم متعهد به طور کلی خود را به تمام عیار در اختیار سازمان قرار می دهد و هیچگونه فعالیت دیگری در سازمان های دیگر نخواهد داشت و نکته جالب توجهی که در این سیستم وجود دارد آن است که اگر مستخدم بر اثر تغییر و تحول وظایف سازمانی مجبور به تعویض شغل خویش گردد، چنین کاری را انجام خواهد داد و حرفه خویش را عوض می کند تا آنکه بتواند در سازمان بماند، بدین معنی که طوری در فرهنگ آن سازمان ریشه دارند که جدا ساختن آنها از سازمان غیرممکن است و تعهد آنها جنبه مادام العمر را دارد و کارفرما هیچ وقت درصدد اخراج آنها بر نمی آید .
۴ـ مستخدمین متعهد جزئی
این نوع مستخدمین که در سازمان ها فعالیت می کنند افرادی هستندکه به طور دائم از یک حرفه بخصوص دست بردار نمی باشند و تا زمانی که حرفه آنان مورد لزوم کارفرما باشد به تعهدات خود عمل می کنند. چنین افرادی صرفا اعضای نیروی کار حرفه ای و یا صنعتی محسوب می شوند و عضو کوچک و بسیار دقیق حرفه خود به شمار می آیند این نوع کارکنان به حکم تجربه حاصل از کار، کارآموزی بخصوص و نظامات ارشدیت حرفه ای در یک سازمان استخ

دام شده اند. تا زمانی که آن سازمان به حرفه آنها اهمیت دهد و بر اساس مشخصات حرفه ای از آنها انتظار انجام کار را داشته باشند، اینگونه مستخدمین در سازمان باقی خواهند ماند کشورهای پیشرفته صنعتی تمایل دارند که از این نوع تعهدات برای کارکنان مورد نیاز خود استفاده کنند.
شرح شغل
یک شرح شغل گزارش مکتوبی است که وظایف، شرایط محیط کار، و سایر جنبه های یک شغ

ل مشخص را توضیح میدهد در داخل یک سازمان، تمام شرح شغل ها باید دارای شک واحدی باشند، هر چند بین سازمان ها محتوا و شکل شرح شغل ها ممکن است متفاوت باشد یک نگرش این است که شرح مختصری در چند پاراگراف نوشته شود. روش دیگر این است که شرح شغل را به چند قسمت مانند زیر تقسیم کنند این جدول شرح شغلی را نشان میدهد که با فهرست بازبینی تجزیه و تحلیل شغلی که در اصل داده های آماری را به وجود آورده اسست مطابقت دارد.
در یک شرح شغل ، بخش شناخت شغل ممکن است دارای کد شغلی باشد. کدهای شغلی از

اعداد، حروف، یا هر دو برای تهیه خلاصه جامعی از شغل استفاده می کند. این کدها برای مقایسه مشاغل مفید است به منظور مشاهده ارتباط بین مشاغل مختلف کدها را میتوان مقایسه کرد همچنین کد شغلی روابط میان آمار و اطلاعات، مردم و اشیاء را مشخص می کند .
بخش شناخت شغل از شرح مشاغل بالا شامل اطلاعات مفید دیگری است .
تاریخ : تاریخ لازم است زیرا به استفاده کنندگان بعدی قدمت شرح شغل را نشان میدهد هر چه ش

رح شغل قدیمی تر باشد احتمال کمتری وجود دارد که شرح فعلی شغل را منعکس کند.
نویسنده : نویسنده شرح شغل باید مشخص شود تا سوال ها یا اشتباه ها بتواند مورد توجه نویسند

ه شرح شغل قرار گیرد.
محل شغل : واحد (یا واحدها) جایی که شغل در آن انجام می گیرد به شناسایی شغل برای در آینده کمک می کند نشانی های محل شغل ممکن است شامل قسمت ، کارخانه ، یا سایر تقسیم بندی های دیگر سازمان شود .
رتبه شغل : شرح شغل ممکن است یک قسمت خالی برای اضافه کردن رتبه یا سطح شغل باشد این اطلاعات به درجه بندی اهمیت شغل به منظور پرداخت کمک می کند .
سرپرست : عنوان سرپرست ممکن است درج شود تا به شناسایی شغل و اهمیت نسبی آن کمک کند.
وضعیت : تحلیل گران ممکن است شغل را از قوانین اضافه کاری معاف یا غیرمعاف تشخیص دهند.
وظایف و خلاصه شغل : بعد از قسمت شناخت شغل ، خلاصه شغل قسمت بعدی شرح شغل را تشکیل می دهد متن کوتاهی است که در چند جمله شغل را خلاصه می کند این متن نشان میدهد که شغل چیست چگونه انجام می گیرد و چرا انجام می گیرد اکثر مقامات توصیه می کنند که خلاصه های شغلی باید عملیات اصلی هر شغل را مشخص کند سپس به شیوه اجرایی ساده ، شرح شغل وظایف شغل را شرح می دهد .
این بخش برای متخصصین پرسنلی حائز اهمیت است زیرا شرایط احراز هر شغل را شرح می دهد از آنجا که اثربخشی سایر عملیات پرسنلی بستگی به درک شغل دارد هر وظیفه اصلی بر حسب عملیات مورد انتظار شرح داده شده است . وظایف و فعالیت ها شناسایی و عملکرد مورد تاکید واقع شده است حتی مسئولیت ها به طور ضمنی یا در وظایف شغلی شرح داده شده اند .
شرایط محیط کار : یک شرح شغل شرایط محیط کار را نیز شرح می دهد که ممکن است از شرح فیزیکی محیط کار فراتر رود، ساعات کار، خطرهای ایمنی و بهداشت، سفرهای ضروری، و سایر جنبه های شغل مفهوم این بخش را گسترش می دهد .
تائید : از آنجا که شرح مشاغل بر اکثر تصمیم های منابع انسانی اثر می گذارد، دقت آنها باید توسط شاغلین منتخب و سرپرستان آنها مورد بازبینی قرار گیرد . هنگامی که یک شرح شغل قابل قبول باشد ، از سرپرستان خواسته می شود که آن را تائید کنند این تایید به عنوان آزمون دیگری از شر

ح شغل و یک بررسی بیشتر از جمع آوری اطلاعات تجزیه و تحلیل شغل است متخصصین پرسنلی و مدیران نباید تائید کردن را دست کم بگیرند اگر شرح شغل اشتباه باشد واحد منابع انسانی به جای منبعی برای کمک کردن تبدیل به مرکزی مشکل زا خواهد شد.
دایره حسابداری حقوق و دستمزد:
وظایف این دایره ، تهیه و تنظیم لیست حقوق و دستمزد و تعیین مبلغ ناخالص و خالص حقوق و دستمزد است همچنین این دایره بر مبنای اطلاعاتی که ازدوایر دیگر دریافت داشته است وظیفه طبقه بندی لیست حقوق و دستمزد را بر حسب نوع کار، دوایر و مراحل تولید بر عهده دارد. مدارک حقوق و د

ستمزد هر یک از کارکنان در این دایره نگهداری می شود. طبقه بندی هزینه حقوق و دستمزد ، با استفاده از کارتها

ی اوقات کار به منظور تفکیک و تخصیص هزینه حقوق و دستمزد مستقیم هر یک از سفارشات، دوایر و مراحل مختلف تولید و دستمزد غیر مستقیم در گروه هزینه های سربار انجام می شود .
سیستمهای پرداخـت حقوق و دستمـزد :
برای جبران خدمات کارکنان و پرداخت حقوق و دستمزد به آنان سیستمهای گوناگونی وجود دارد که توسط شرکتهای مختلف بکار گرفته می شود. این سیستمها را علیرغم تنوع میتوان به سه گروه متمایز به شرح زیر طبقه بندی کرد :
۱٫ سیستمهای مبتنی بر زمان
۲٫ سیستمهای پارچه کاری
۳٫ طرحهای مبتنی بر پاداش
سیستمهای مبتنی بر زمان
این گروه سیستمها بر این اصل تکیه دارند که به هر یک از کارکنان بر مبنای ساعات حضور در محل کار حقوق و دستمزد پرداخت می شود و این از وظایف مدیریت است که اطمینان حاصل کند کارها در خلال مدت زمانی که کارکنان در محل کار حضور دارند، توسط آنان انجام می گیرد. بنابر این ، این گونه سیستمها از طریق ثبت مقدار زمانی که توسط کارکنان در محل کار صرف می شود. عمل می کنند. سپس ، دستمزد متعلقه به کارکنان از طریق حاصلضرب تعداد ساعات صرف شده در نرخ توافقی دستمزد برای هرساعت محاسبه می شود .
در سیستمهای پرداخت حقوق و دستمزد بر مبنای زمان، پرداخت نرخ دستمزد بالاتر برای هر ساعت کار مازاد بر ساعات کار عادی روزانه یا هفتگی، امری کاملا عادی و متعارف است . مبلغ مازاد بر نرخ عادی دستمزد را که در ازای ساعات کارکرد اضافی پرداخت می شود ، اصطلاحا فوق العاده اضافه کاری می نامند.
سیستم پرداخت حقوق و دستمزد بر مبنای زمان اغلب در مواردی بکار گرفته می‌شود که اندازه گیری بازده دشوار است نظیر پرداخت حقوق و دستمزد در قبال وظایف اداری یا در مواردی که فعالیتها به نحو قابل ملاحظه ای متنوعند، نظیر وضعیتهایی که در ماشین آلات تولیدی به طور مکرر تغییر داده می شود یا در وضعیتهایی که به کیفیت محصولات فوق العاده بها داده می شود و استفاده از سایر سیستمها ممکن است کارکنان را در جهت اولویت دادن به سرعت تولید محصول که نتیجه آن احتمالا کاهش کیفیت محصولات و خدمات خواهد بود تشویق کند.
مثال)آقای (الف) یکی از کارکنان خطو تولید شرکت صنعتی «آلفا» است که طی هفته به طور عادی ۴۴ ساعت کار می کند و به ازای هر ساعت کار مبلغ ۴۰۰۰ ریال دستمزد دریافت می دارد. چنانچه آقای (الف) ساعات اضافی کار کند به ازای هر ساعت کار اضافی، مبلغی معادل ۴۰% مازاد بر نرخ عادی، دستمزد به وی پرداخت می شود.
آقای (الف) طی هفته اول آذرماه ۲×۱۳، ۴۹ ساعت کار مستقیم انجام داده است دستمزد ناخالص وی به شرح زیر محاسبه می گردد :
دستمزد به نرخ عادی ریال ۴۰۰۰ × ۴۹ ساعت = ۱۹۶۰۰۰
فوق العاده اضافه کاری ۴۰% × ۴۰۰۰ × ۵ = ۸۰۰۰

۲۰۴۰۰۰
سیستمهـای پارچه کاری
به طور کلی سیستم پرداخت دستمزد بر مبنای تعداد واحدهای تولید شده را اصطلاحا سیستم پارچه کاری می نامند. اصل اساسی حاکم بر سیستمهای پارچه کاری حقوق و دستمزد ، نیاز به تشویق کارکنان به کار کردن و ایجاد انگیزه در انان است . در نتیجه ، کارکنان باید با توجه به مقدار محصولی که تولید می کنند، حقوق و دستمزد دریافت نمایند. در این گونه سیستمها، ثبت مقدار کاری که توسط هر یک از کارکنان انجام می‌گیرد، ضروری است. اما مقدار زمان حضور آنان از اهمیت کمتری برخوردار است .
در سیستمهای پارچه کاری، شرکت باید سطح فعالیت روزانه را که هدف است تعیین و به کارکنانی که مقدار تولید آنان بیش از مقدار تعیین شده به عنوان هدف است، دستمزد بیشتری پرداخت کند. سیستمهای پارچه کاری هنگامی بکار گرفته می‌شوند که کمیت تولیدات اهمیت دارد و کنترل کیفی را میتوان از طریق اجرای سایر تکنیکهای مدیریت به گونه ای رضایت بخش تامین و حفظ کرد .
مثـال)آقای (ب) که یکی از کارکنان خطوط تولید شرکت صنعتی (بتا) است به ازای هر واحد محصولی که تولید می کند تا سطح تولید روزانه ۱۰۰ واحد محصول، مبلغ ۴۰۰۰ ریال دریافت می کند. اما چنانچه محصول تولید شده توسط آقای (ب) بر حداکثر تولید روزانه فزونی داشته باشد. به ازای هر واحد محصول مازاد، مبلغ ۵۰۰۰ ریال دستمزد به آقای (ب) پرداخت خواهد شد . تعداد محصول تولید شده توسط نامبرده ظرف روز گذشته در مجموع ۱۰۸ واحد محصول بوده است . حقوق و دستمزد ناخالص آقای (ب) برای روز گذشته به شرح زیر محاسبه می گردد:
۱۰۰ واحد هر واحد ۴۰۰۰ ۴۰۰۰۰۰
۸ واحد هر واحد ۵۰۰۰ ۴۰۰۰۰
۴۴۰۰۰۰
طرحهـای مبتنی بر پاداش
طرحهای مبتنی بر پاداش عمدتا به خاطر جبران خدمات کارکنانی ارائه شده اند که بر اساس سیستمهای مبتنی بر زمان، دستمزد می گیرند . اصل اساسی حاکم بر طرحهای مبتنی بر پاداش ایجاد انگیزش در کارکنان در انجام موثر کارها و افزایش عایدی آنان است کارکنانی که حقوق و دستمزد خود را بر اساس سیستمهای مبتنی بر پارچه کاری دریافت می کنند می توانند عایدی خود را از طریق تولید محصول با کارایی بیشتر افزایش دهند در حالی که کارکنانی که بر مبنای سیستمهای مبتنی بر زمان، دستمزد می‌گیرند برای این که کارآمدتر باشند انگیزه ای وجود ندارد. از این رو ، سیستمهای پرداخت حقوق و دستمزد بر مبنای پاداش به منظور فراهم کردن انگیزه تولید با کارایی بالا برای این گروه از کارکنان طرح ریزی شده است.
دفتر روزنامه:
دفتر روزنامه دفتری است که اشخاص حقوقی يا حقيقی کليه عمليات مالی و پولی خود را اعم از خريد و فر

وش و ديون مطالبات و ظهر نويسی و هر گونه فعاليتی که ايجاد دين يا طلب کند و ساير عمليات محاسباتی که طبق اصول حسابداری و عرف متداول دفترداری در پايان دوره مالی برای تنظيم حساب سود و زيان و ترازنامه لازم است۰
دفتر روزنامه
شماره رديف تاريخ شرح بدهكار بستانكار
روز ماه ريال ريال

ترتيب نوشتن رويداد مالي در دفتر روزنامه عبارت است از :
۱- تاريخ رويداد مالي
۲- عنوان حسابي كه بدهكار مي شود ثبت مبلغ بدهكار در ستون بدهكار
۳- عنوان حسابي كه بستانكار مي شود ثبت مبلغ بستانكار در ستون بستانكار
۴- شرح مختصري از رويداد مالي
در تحرير دفتر روزنامه نكات زير بايد دعايت شود :
• بيش از آن كه معادله اي در دفتر روزنامه ثبت شود بايد تمام صفحات آن را شماره گذاري كرد .
هيچ يك از صفحات دفتر روزنامه نبايد باطل يا از آن خارج شود .
• معادلات بايد در روزي كه واقع مي شود در دفتر روزنامه ثبت مي شود .
• دفتر يايد بسيار پاكيزه نگهداري شود .
• مطالب و ارقام بايد با خطي خوانا و با قلم نوشته شود .
• هيچ مطلبي نبايد بين سطور و يا در حاشيه نوشته شود .
• از قلم خوردگي بايد اجتناب شود مگر در موارد استثنايي و تنها براي تصحيح اشتباه .

• مطالب نوشته شده را به هيچ وجه نبايد پاك كرد ، تراشيد يا با مواد شيميايي و نظاير آن محو كرد .
• تمام اطلاعات مربوط به يك معامله بايد در يك صفحه دفتر روزنامه نوشته شود .
• اگر جاي كافي براي ثبت كامل يك معامله در صفحه اي از دفتر روزنامه وجود نداشت جاي خالي بستر و معامله در صفحه بعد نوشته شود .
در كتابي ديگر دفتر روزنامه را طور ديگري تعريف كرده : دفتر روزنامه دفتري است كه معاملات و عمليات مالي يك موسسه بطور روزنامه و به ترتيب تاريخ وقوع در آن ثبت مي شود .
دفتر کل:
دفترکل دفتری است که به حسابهای اصلی اختصاص داشته و کليه حسابها در اين دفتر تحت سرفصل های معين متمرکز می شود.
دفتر كل
شماره رديف تاريخ شرح بدهكار بستانكار تشخيص باقيمانده
روز ماه

 

در نگهداري و نوشتن دفتر كل بايد نكاتي بشرح زير مورد ملاحظه قرار گيرد :
۱- شماره گذاري صفحات دفتر كل از رقم يك شروع و به ترتيب ادامه يابد .
۲- براي هر يك از حساب هاي دفتر كل با توجه به حجم فعاليت يك يا جند صفحه جداگانه اختصاص داده شود . معمولا صفحات ابتدايي دفتر كل به حساب هاي دارايي اختصاص مي يابد حسابهاي بدهي و سرمايه به ترتيب بعد از حسابهاي دارايي قرار مي گيرد .
پس از آماده سازي دفتر كل مي توان رويدادهاي مالي را كه در دفتر روزنامه نوشته شده اند در دفتر كل ثبت كرد . هميشه نوشتن دفتر كل بعد از ثبت رويدادهاي مالي در دفتر روزنامه انجام مي گيرد بنابراين هيچ رويدادي در دفتر كل نوشته نمي شود مگر آنكه قبلا در دفتر روزنامه ثبت شده باشد .
براي ثبت رويدادهاي مالي در دفتر كل ابتدا رويداد مالي ثبت شده در دفتر روزنامه مشخص و سپس مراحل انتقال به ترتيب زير انجام مي شود :
۱- پيدا كردن صفحه حسابي كه در دفتر روزنامه بدهكار شده است .
۲- نوشتن شماره رويداد مالي ( شماره روزنامه ) در ستـون مـربـوطه در حسـاب
دفتر كل .
۳- ثبت تاريخ رويداد مالي در ستون تاريخ .
۴- درج مبلغ بدهكار در ستون بدهكار .
۵- نوشتن شرح مختصري از رويداد مالي در ستون شرح .
۶- نوشتن شماره صفحه دفتر روزنامه در ستون عطف حساب .
۷- درج شماره صفحه اي از دفتر كل كه دريف بدهكار رويداد مالي درآن نوشته شده در ستون عطف دفتر روزنامه .
۸- محاسبه و نوشتن مانده حساب در ستون مربوطه .
۹- تعيين نوع مانده حساب در ستون تشخيص با نوشتن كلمه “ بد “ به جاي بدهكار يا “ بس” به جاي بستانكار .
دفتر معين:
دفتر معين دفتری است که برای تفکيک و مجزا ساختن هر يک از حساب های دفتر کل بر حسب مقتضيات و شرايط حساب ممکن است نگه داری شود۰
دفترمعين
شماره سند تاريخ شماره انبار شرح واردات ارزش ريال موجودي هزينه كالا ارزش ريال
روز ماه
۳

۶ ۱
۱ خريد از شركت …… ** * ***
دفتر معين دفتری است که برای تفکيک و مجزا ساختن هر يک از حساب های دفتر کل بر حسب مقتضيات و شرايط حساب ممکن است نگه داری شود۰
کارتهای حساب در حکم دفاتر معين است نگه داری دفاتر معين بستگی کامل به احتياجات سازمان آموزش و پرورش دارد و در صورتی که اقلام مربوط به يک حساب اصلی متعدد نباشد و يا حساب فرعی نداشته باشد نيازی به نگه داری دفتر معين نخواهد بود مانند حساب درآمد و هزينه و …
دفاتر معين از روی برگه های حسابداری نوشته می شود و شماره مربوط به هر حساب فرعی نيز بر روی برگه در قسمت شماره دفتر معين نوشته می شود تا معلوم شود که برگهای حسابداری در دفتر معين نوشته شده است تقسيم صفحات دفاتر معين به حسابهای فرعی بستگی کامل به احتياجات سازمان آموزش و پرورش دارد و بايستی سازمان آموزش و پرورش قبل از آغاز سال جديد دفاتر جديد را با توجه به تجربيات گذشته تقسيم بندی نموده و فهرست آن را در ابتدای دفتر منعکس نمايد تا راهنمای مراجعه کنندگان به دفتر و حسابها باشد اينگونه حسابها است که در واقع بايستی صحيحآ و به جای خود نگه داری شود و تمام اين تشريفات و ساير دفاتر و اوراق برای صحت ثبت اين گونه حسابها می باشد۰
ثبت مربوط پرداخت حقوق بازنشستگان :
چون سازمان درآمدی ندارد برای پرداخت حقوق اول در خواست را به سازمان بازنشستگان می دهد و هنگام پرداخت از سازمان بازنشستگان به شرح زير ثبت می گردد .
بانک ******
دريافتی بازنشستگان ******
و هنگام پرداخت ثبت زير انجام می گیرد

دريافتی بازنشستگان ******
بانک ******

رسيدگيها :
۴٫ رسيدگي به اسناد :
در اين مورد اول درخواست خريد را بررسي مي كنيم و بعد از آن فاكتور خريد را با فيش انبار كالاهايي كه مصرفي هستند كه در همان زمان مصرف شده در قبض انبار ثبت نمي شود و مبلغ درخواست خريد بايد با فاكتور خريد برابر و مبالغ خريداري شده كه داراي قبض انبار هست بايد مبالغ در قبض انبار با مبلغ فاكتور خريد برابر باشد و بعد از بررسي آنها دوباره مبالغ كل فاكتورها را در برگي كه مبلغ كل تك تك فاكتورها در آن نوشته شده است بررسي مي كنيم و بعد از آن كل مبالغ را با هم جمع مي كنيم و بايد با سند حسابداري و برگه تامين اعتبار باهم برابر باشند .
۵٫ رسيدگي به حقوق پرداختي بابت حقوق كاركنان سازمان :
در اين رسيدگي اول مبلغ تامين اعتبار با برگه ها مطابقت مي دهيم مبلغ ماليات را با فيش واريزي ماليات و واريزي مبلغ بيمه را با سهم بيمه مطابقت مي دهيم و بعد ساعات كاركنان را كنترل و جمع مبالغ را هم بررسي مي كنيم و بعد سندها را كنترل مي كنيم كه بايد ثبتهاي مربوطه ثبت شده باشد كه شامل مبلغ حقوق و دستمزد و ثبتهاي مربوط به كسورات و ماليات مي باشد كنترل شود .
۶٫ رسيدگي به سوختهاي مصرفي اتومبيلها و وسايل نقليه :
سازمان آموزش و پرورش ابتدا بايد درخواست خريد را بررسي و با سند كنترل كند و با تامين اعتبار و بايد رسيدهاي مصرفي كه توسط جايگاههاي مخصوص يا پمپ بنزينهاي متمركز در سطح استان مهر و امضاء شده است با مبلغ ثبت شده كنترل كرد .

۷٫ رسيدگي به اجاره هاي محلهاي تحصيل براي نهضت سوادآموزي :
سازمان آموزش و پرورش ابتدا بايد تامين اعتبار را با سندها مطابقت داد و مبلغ اجاره ها كه توسط قراردادها بايد تنظيم شود بايد با مبالغ ثبت شده كنترل گردد .

فرم درخواست خرید کالا :
سازمان آموزش و پرورش شامل قسمتهای مختلفی همانند امور مشترکین، خدمات فنی، خدمات عمومی واتفاقات است که هر یک از این بخشها در صورت برخورد با مشکل کمبود مواد و وسایل مورد نیاز در طی یک نامه کتبی وسایل مورد نیاز خود را درخواست کرده وآن را به قسمت انبار وتدارکات تحویل میدهند انبار هم آنها را در یک فرم درخواست خرید کالا به ترتیب نوشته وپس از بررسی آن از نظر تکمیل وصحیح بودن ان را بر اورد ( بر حسب ریال ) کرده وان را جهت تامین اعتبار به قسمت حسابداری میفرستد .
در صورتی که اعتبار وجود نداشته باشد فرم به واحد متقاضی برگشت داده میشود وموارد اصلاحی نیز در آن قید میگردد.
اما در صورت وجود اعتبار تامین اعتبارصورت گرفته وبه امضای قسمت حسابداری رسیده وبه قسم انبار وتدارکات برگشت داده انبار نیز بر اساس آئین نامه معاملات وتحویل کالا به انبار طی یک قرارداد با یکی از شرکتهایا فروشنده ها وسایل ولوازم مورد نیاز خریداری میگردد در صورتی که مبلغ قرار داد بیشتر از ۲۰۰۰۰۰۰ ریال باشد از استعلام بها استفاده میگردد که فرم استعلام بها برای عده ای از فروشنده فرستاده میشود ( در واقع مناقصه صورت گرفته است وپس از آن وسایل ولوازم خریداری همراه فاکتور آنها به انبار ارسال میگردد.
فرم رسید موقت :

فرم رسید موقت هر چهار نسخه شامل نسخه سفید ( حسابداری ) آبی ( بایگانی انبار ) نسخه قرمز (تدارکات انبار وقرار دادها) نسخه زرد ( تحویل دهنده ) صادر میشود وبا توجه به اطلاعات موجود در خواست خرید که قبلاٌ تکمیل شده وفاکتور فروش تکمیل میگردد.
ابتدا باید نام شهرستان ، تاریخ تکمیل، شماره ، رسید موقت ، شماره درخواست خرید ، شمراه صورت تطبیق وشمراه قرار داد / استعلام در صورت وجود نوشته شود پس از ان اقلام نوشته شده در درخواست خرید را به ترتیب در آن مینویسیم .
وبا دعوت از کارشناسان فنی از کالاها بازدید به عمل آید تا در مواردی که کالا یا مواد که کالا کسری ویا نقص ( یا آسیب دیدگی پیدا کرده باشد ) با حضور نماینده بیمه طی صورت جلسه اعلام شود.