زمین شناسی پزشکی
چکيده

زمين شناسي پزشکي به بررسي تاثير فاکتورهاي زمين شناسي بر سلامتي و پراکندگي بيماريها مي پردازد. به اين ترتيب در اين گزارش مهمترين بيماريي هاي که از سراسر دنيا گزارش شده اند و منشا آنها فاکتورهاي زمين شناسي است معرفي شده است. بيماري هاي فلورزيس ، گواتر، کرتينيسم، بلک فوت، کشان، کاشين بک، سرطان ريه، آسيب ديدگي هاي سيستم عصبي و ناهنجاري در حيوانات با آلودگي ناشي از عناصر در ارتباط بوده اند که به تفصيل مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعه بيماري ها امکان ارائه راه حل هاي مناسب براي پيشگيري يا درمان آنها را فراهم مي کند. بر اين اساس پس از بررسي ارتباط بيماري ها و عناصر، روش هاي نويني که براي تعيين پراکندگي عناصر در برخي کشورها بکار مي رود معرفي شده است.

تلاش هاي علمي هماهنگ بين علوم زمين، زندگي و بهداشت مي تواند به عنوان يکي از بهترين روش هاي ارتقاء سلامت جوامع در حال و آينده باشد. نمونه هاي جهاني مستندي از تاثيرات آرسنيک، زغال سنگ ، آب هاي اسيدي، گرد و خاک بر سلامتي يافت شده است. اين نمونه ها چگونگي ارتباط مخاطرات ژئوشيميايي و فرايندهاي طبيعي را توضيح مي دهند و به اين نکته مي پردازند که ممکن است تغييرات صورت گرفته به دست انسان به جاي چاره سازي، منجر به بيماري شود.

راه حل هاي موثر براي مبارزه با مخاطرات زيست محيطي و جلوگيري از تکرار چنين اشتباهاتي هنگامي ايجاد مي شود که بسياري از افراد صاحب نظر هنگام تصميم گيري هاي مهم ، روابط متقابل انسان با محيط و ضرورت فعاليت هاي جهاني و جامع علوم زمين و بهداشت را کاملا درک کنند.
به علت اهميت تاثير فاکتورهاي زمين شناسي و پراکندگي جغرافيايي بر بيماري ها و سلامت در سال ۱۹۹۶ کنگره زيست محيطي تصميم گرفت که گروه کاري بين المللي را در ارتباط با زمين شناسي پزشکي به وجود آورد با اين هدف که اهميت اين موضوع را ميان دانشمندان، متخصصصين امور پزشکي و عموم مردم ارتقا دهد.

 

۱-۱- معرفي

محيط زيست را مي توان به عنوان خاستگاه اثرات متقابل زمين شناسي و زيست شناسي در نظر گرفت. مشکلات، چالش ها و مسائل زيست محيطي در حال گسترش هستند. عناصر اصلي و غير اصلي سنگ بستر يا خاک ممکن است تحت شرايط خاصي به تهديدي مستقيم براي سلامتي انسان ها يا حيوانات تبديل شوند و دليل اساسي ناهنجاري ارگانيسم ها و مسموميت ها باشند.
از زمان ظهور علم پزشکي معلوم شده است که بعضي از بيماري هاي خاص انسان مربوط به

نواحي جغرافيايي مشخصي است. بقراط حدود ۲۴۰۰ سال پيش نمونه هايي را در اين خصوص مطرح کرده بود. مطالعات درباره بيماري هاي خاص حيوانات نيز از سالها پيش صورت گرفته است. حتي در متن هاي پزشکي چيني قرن سوم قبل از ميلاد چنين روابطي يافت مي شود اگرچه بيشتر مشاهدات مکتوب نشده و از دست رفته اند. همراه با پيشرفت علم بسياري از روابط ناشناخته ميان زمين شناسي و سلامتي کشف شد و باعث به وجود آمدن رشته علمي جديدي به نام زمين شناسي پزشکي (Medical Geology) گرديد.

زمين شناسي پزشکي به عنوان علمي شناخته مي شود که به بررسي ارتباط بين فاکتورهاي زمين شناسي و سلامتي، و شناخت تأثير عوامل زيست محيطي بر پراکندگي بيماري ها مي پردازد.
بنابراين زمين شناسي پزشکي موضوعي گسترده و پيچيده است که براي شناخت، کاهش يا حل مشکلات موجود نياز به ارتباط با رشته هاي مختلف علمي(interdisciplinary science) دارد.

۱-۲- چرا زمين شناسي براي سلامتي مهم است؟

فلزات و غيرفلزاتي که به طور طبيعي ايجاد شده اند اگر به مقادير زياد و غيرعادي وارد بدن شوند براي سلامتي زيان آورند. فلزات هميشه وجود داشته اند و براي هميشه هم وجود خواهند داشت، گريزي از اين حقيقت نيست که فلزات بر انسانها و جانواران تأثير مي گذارند. برخي از فلزات براي سلامتي ما سودمند و بعضي ديگر مضرند. فعاليت هاي انساني از هر نوع باعث مي شود که فلزات از ساختگاه هايي که در آنها نسبتا بي ضررند به مکانهايي که در آنجا براي انسانها و جانوران زيان آورند، منتقل شوند. اين مشکل در مکان هايي که بارش هاي اسيدي و اسيد سازي زياد است، تشديد مي شود. باران هاي اسيدي و اسيدسازي اين فرآيند را تسريع مي کنند و فلزات سنگيني به وجود مي آورند (مانند جيوه) که به راحتي در دسترس اند و در چرخه غذايي جذب مي شوند. همچنين اسيد سازي باعث مي شود که برخي از عناصر کم مقدار مانند سلنيم در موجودات زنده يافت نشوند.

وجود عناصر سمي در خاک و سنگ، چه بر اثر واکنش هاي ژئوشيميايي طبيعي چه بر اثر فعاليت هاي انساني، معمولا به طور غيرمستقيم بر سلامتي انسان اثر مي گذارد؛ در واقع اين عناصر از طريق غذا يا نوشيدني وارد بدن مي شوند. اگرچه بسياري از اماکن تنها غذاهاي محلي توليد مي کنند ولي مصرف غذا در جوامع صنعتي مدرن متنوع تر است و شامل غذاهايي است که در مناطق جغرافيايي مختلف توليد مي شود. آب آشاميدني معمولا به طور محلي تأمين شده و به ژئوشيمي

محلي وابسته است. نمونه هايي از مشکلاتي که به دليل وجود ترکيبات غيرآلي در آب آشاميدني ايجاد شده است عبارتند از : فلورايد در آفريقا و هند؛ آرسنيک در نقاط خاصي از آرژانتين، شيلي و تايوان؛ سلنيم در مناطق سلنيم دار ايالات متحده، ونزوئلا و چين؛ و نيترات در مناطق کشاورزي با مصرف بالاي کود شيميايي.

فلزات سنگين تنها عناصر مورد توجه زمين شناسي پزشکي نيستند. از بيماريهاي جهاني و شناخته شده مربوط به زمين شناسي پزشکي مي توان به گواتر (کمبود يد) و بيماريهاي مربوط به فزوني يا کمبود عناصري خاص مانند فلورين يا سلنيم اشاره کرد. رابطه بيماريهاي قلبي-عروقي با سختي آب نيز يکي ديگر از موضوعات زمين شناسي پزشکي است.
انواع بسياري از سنگ ها اورانيوم بالايي دارند. اين سنگ ها شامل شيل هاي زاجي، گرانيت هاي خاص و پگماتيت ها هستند. تنفس يا بلع مقادير غيرعادي رادون- گاز راديواکتيو که از منابع طبيعي راديواکتيو در چنين سنگ هايي ايجاد مي شود-در سالهاي اخير خطري براي سلامت عموم شناخته شده است. سرطان هاي ريه ناشي از رادون رو به افزايش است و باعث شده که رادون به عنوان خطري جدي براي سلامتي در بسياري از کشورها محسوب شود . شکل زير نشان دهنده خط سيري مي باشد که از طريق آن عناصر وارد بدن مي شوند.

سياره زمين، منبع نهايي همه فلزات است. فلزات در همه جاي ليتوسفر به طور ناهمگن و به فرم هاي شيميايي مختلف پراکنده اند. کانسارها صرفا مواد طبيعي انباشته شده اي هستند که از لحاظ اقتصادي قابل بهره برداري اند. در حاليکه چنين تجمع هاي غيرعادي، مرکز اکتشافات معدني مي باشد، تجمع و انباشت فلزات در سنگ هاي معمولي، رسوبات و خاک ها نيز نسبت به ميزان کل فلزات محيط اهميت بيشتري دارد. عناصر شناخته شده در سطوح مختلفي از غلظت در طبيعت يافت مي شوند. آنها را مي توان در مواد معدني، گياهان و جانوران يافت، همچنين تأثيرات مفيد و مضر آنها از زمان شروع دوره تکامل ديده شده است. شناخت طبيعت و اهميت اين منابع زمين

شناسي پيش نيازي براي روشهاي توسعه دهنده ارزيابي خطر احتمالي فلزات مي باشد. تشخيص تجمع طبيعي فلزات از تجمع آنها به دست انسان اهميت دارد. به علاوه، آشنايي با فرايندهاي طبيعي پايه اي براي درک وضعيت فلزاتي است که حاصل فعاليت هاي انساني اند. بنابراين زمين خود يک آلاينده است.
فلزات و ديگر عناصر تحت فرآيندهاي زمين شناسي به طور پيوسته وارد هيدروسفر، اتمسفر و بيوسفر مي شوند. تعداد اين فرايندها زياد است ولي دو گروه از آنها اهميت بيشتري دارند: يک گروه آنهايي هستند که فلزات را از عمق به سطح زمين مي آورند و گروه ديگر فلزات را در محيط اطراف پراکنده مي کنند.
اولين فرايند، منجر به پراکندگي ناهمگن فلزات در سنگ ها مي شود. ميزان تجمع فلزات در انواع مختلف سنگ ها متفاوت است. از اين رو، غلظت عناصري مانند نيکل و کروم در بازالت بيشتر از گرانيت است در حاليکه براي سرب بالعکس است. فلزات سنگين در رسوبات به تجمع در شکاف هايي با کوچکترين اندازه دانه و بيشترين ميزان ماده آلي گرايش دارند. بنابراين شيل هاي سياه به اين عناصر گرايش دارند (جدول ۱).

جدول ۱٫ متوسط فراواني عناصر منتخب در سنگ بستر (غلظت کليه عناصر ppm است)
دومين فرآيندي که فلزات را در محيط اطراف پراکنده مي کند، هوازدگي است. بسياري از فرايندهاي هوازدگي در بازه زماني خاصي صورت مي گيرند که به شرايط زيست محيطي مرتبط است. هوازدگي به خردشدن سنگ ها اشاره دارد و ممکن است شامل فرايندهاي فيزيکي، شيميايي و بيولوژيکي باشد. فرايندهاي فيزيکي، توده سنگ را به تکه هايي تقسيم مي کنند که قبلا با آب و باد فرسايش يافته اند. خاک ها از طريق برهم کنش سنگ هوازده و ماده آلي شکل مي گيرند.

فرايندهاي شيميايي فرم کاني شناختي را که فلزات در آن يافت مي شوند، تغيير مي دهند و مي توانند باعث تجمع فلزات جهت انحلال در آب و واکنش با ارگانيسم ها شوند. فرايندهاي بيولوژيکي شامل فعاليت هاي گياهان و جانوران است. هوازدگي در انتقال فلزات از سنگ بستر به ديگر قسمت هاي محيط زيست نقش مهمي را ايفا مي کند[۱].
۱-۳- عناصر، هم ضروري اند و هم سمي

 

پاراسلسيوس (۱۵۴۱-۱۴۹۳) قانون پايه سم شناسي را اينگونه تعريف نمود “همه مواد سمي اند؛ هيچ ماده سمي وجود ندارد. دوز ماده (dose) است که سمي بودن يا خاصيت درماني آن را تعيين مي کند”.

شکل ۲٫ الگوهاي تاثير عناصر
ارتباط بين دوز و تأثير مواد در شکل ۳ به صورت منحني (نقطه شروع = صفر) نشان داده شده است. افزايش غلظت (محور افقي) باعث افزايش تأثيرات منفي بيولوژيکي (محور عمودي) مي شود که ممکن است منجر به اختلال در عملکردهاي بيولوژيکي و در نهايت مرگ شود. بديهي است که کاهش غلظت عناصر غير ضروري سودمند است.

وضعيت عناصر ضروري متفاوت است. تأثيرات منفي بيولوژيکي هم با افزايش و هم با کاهش غلظت افزايش مي يابد (منحني قرمز شکل ۳). اين امر ممکن است به اختلال در عملکردهاي بيولوژيکي در هر دو مورد منجر شود. بنابراين مقدار زياد و مقدار کم هر دو زيان آورند.

شکل ۳٫ منحني دوز ماده – تاثيرات بيولوژيکي نشاندهنده روابط ميان غلظت و تاثيرات بيولوژيکي عناصر ضروري (منحني قرمز) و عناصر غير ضروري (منحني سبز) است.
همه عناصر در طبيعت موجود و بيشتر آنها ضروري هستند. اما کدام عناصر براي انسان ها و جانوران ضروري اند؟ عناصر ضروري عمده براي انسان ها و جانوران کلسيم، کلر، منيزيم، فسفر، پتاسيم، سديم و سولفور است. عناصر ديگر که به مقدار کمتري لازمند شامل کروم، کبالت، مس، فلورايد، يد، آهن، منگنز، موليبدنيم، سلنيم و روي مي باشد. عناصري که نقش بيولوژيکي شناخته

شده اي ندارند جزء عناصر غيرضروري و اغلب مضرند مانند: کادميم، آرسنيک، جيوه، و سرب. عناصر بسياري از قبيل آرسنيک، بور، کروم، مس، فلورايد، موليبدنيم، نيکل و روي در سمي بودن محيط زيست دخالت دارند.
اگرچه ارزيابي خطرات و تأثيرات مضر عناصر امکان پذير نيست ولي بديهي است که برخي از آنها مانند سرب، جيوه، و کادميم خطر بيشتري را نسبت به بقيه ايجاد مي کنند. اين عناصر خود گروهي را تشکيل مي دهند که بسيار مورد توجه دانشمندان است[۱].
۱-۴- آيا همه عناصر در سيستم بيولوژيکي موجودند؟

فلزات هميشه وجود دارند و بر انسان ها و جانوران تاثير مي گذارند. درصد کل فلزات در واسطه هاي طبيعي مانند خاک نمي تواند راهنماي مناسبي جهت شناسايي خطرات زيست محيطي باشد زيرا دسترسي به فلزات مختلف، متفاوت است. ارزيابي هاي معمول زيست محيطي نشان داده که فلزات از لحاظ زيستي در دسترسند و قابليت جذب شدن دارند.

شکل ۴٫ مسيرهاي کلي که عناصر وارد زنجيره غذايي ميگردند (فعاليت هاي انساني بررسي نگرديده است)

 

شواهد نشان مي دهد که بسياري از فلزات موجود در خاک انحلال ناپذيرند و جذب گياهان نمي شوند. دسترس پذيري، جابجايي و سميت فلزات نه تنها به حالات فيزيکي و شيميايي فلز بستگي دارد بلکه به فاکتورهاي محلي موجود در محيط نيز وابسته است. براي مثال، pH فاکتور تعيين کننده مهمي در دسترسي به فلزات موجود در خاک است. دسترس پذيري و جابجايي فلزاتي مانند روي، سرب، و کادميم تحت شرايط اسيدي بسيار افزايش مي يابد در حاليکه افزايش pH باعث کاهش دسترسي به آنها مي شود. نوع خاک مثلا رسي يا ماسه اي و ويژگي هاي فيزيکي آن بر جابجايي فلزات در خاک تأثير مي گذارد. همچنين جانداران موجود در خاک بر انحلال پذيري، جابجايي و

دسترس پذيري فلزات اثر گذارند. سميت فلزات نيز به پارامترهاي ويژه اي از قبيل حالت شيميايي، گونه هاي مولکولي، اتمي و يوني، ليگاند، ظرفيت بافر و ظرفيت تبادلات يوني وابسته است براي مثال ترکيبات آلي جيوه و سرب سمي تر از فرم هاي غيرآلي هستند. وضعيت اکسايش نيز بر درجه سميت مؤثر است مثلا کروم با ظرفيت ۶ سمي تر از کروم با ظرفيت ۳ است.

زمین شناسی و پزشکی۱

سنگ هاى شفابخش
كانى ها و سنگ هاى با ارزش به علت ساختار اتمى كامل و انرژى بسيارى كه دارند و نورهاى ناب رنگى و درخشان كه از خود مى تابانند در كنار دانش پزشكى، بدون خطرآفرينى مى توانند اثرهاى مثبتى بر جاى بگذارند. ولى اين حرف دليل بر اين نيست كه سنگ ها به تنهايى معجزه مى كنند، بلكه اين سنگ ها همراه و در كنار درمان هاى پزشكى تأثيرات مفيدى را بر بيمارى ها دارند.
ارتعاشات متغير در حوزه بدن تعادل جسم و جان را به هم مى ريزد و اين ناهماهنگى است كه باعث بيمارى مى شود. در اين زمان است كه مى توان با كمك گرفتن از ارتعاشات كانى ها و سنگ هاى باارزش، اين ناهنجارى هاى به وجود آمده را كنترل كرد و هماهنگى لازم را در جسم و جان دوباره ايجاد كرد.
درمان با سنگ هاى شفابخش و باارزش براى زن و مرد و كودك نيز در هر سنى مناسب است و هيچ خطرى ندارد. در صورتى كه اين كار با آگاهى و دانش لازم انجام شود.

در گذشته هاى دور كه مربوط به دوران پارينه سنگى يا عصر حجر مى شود، ابتدا بشر از سنگ به عنوان ابزار استفاده مى كرد. در آنجا بود كه آموخت سختى سنگ ها مى تواند حيوانات را كه زندگى او را تهديد مى كنند، از بين ببرد. همانجا بود كه آموخت با ساييدن سنگ ها جرقه و آتش هم توليد مى شود. اين ابتدايى ترين آشنايى بشر با سنگ بود. بعد از اين مراحل بود كه حس زيبايى پرستى به انسان شوق استفاده از سنگ هاى رنگى مختلف را براى آراستن دست و گرد

ن داد. باستان شناسان در بسيارى از مناطق كهن از جمله ايران در كاوش هاى خودشان آثار زيادى را كه مبين آشنايى و استفاده ساكنان مناطق باستانى و ايران از اين سنگ ها بوده به دست آورده اند. گيوشمن ضمن اكتشافات خودش از تپه سيلك در كاشان به تعدادى گردنبند با مهره هايى از عقيق، لاجورد، يشم، سنگ شيشه، مرجان، صدف و… برخورد كرد. اين اشيا

مربوط به هزاره هاى سوم پيش از ميلاد و حتى شايد قبل از آن باشد.
در منطقه شوش كنونى كه متعلق به دوره ايلامى و هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد است، تعدادى تنديس يافت شد. همه اين موارد نشان مى دهد كه مردم با تراش سنگ آشنا بوده اند.
در تخت جمشيد سنگ هايى از جمله مرجان قرمز، فيروزه، عقيق و… به دست آمده كه به شكل سرويس شير، انسان يا انگشترهايى با نگين عقيق كه روى آنها نقش پادشاهان در حال جدال با حيوانات اساطيرى است. اين هنرها همه مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد است.
افسانه ها و روايات گوناگونى هم درباره سنگ هاى باارزش نقل شده است. مثل اينكه كاهنان از سنگ هاى باارزش براى تبرك استفاده مى كرده اند يا اينكه جادوگران براى طلسم اين سنگ ها را به كار مى بردند.

آتلانتيسى ها مى دانستند كه براى درمان بيمارى ها چگونه از اين كانى هاى باارزش استفاده كنند. در چين از كوبيدن و پودر جواهرات براى مداواى بيماران سود مى بردند. در قرن هشتم ميلادى شخصى به نام «سن هيلدنبژان» با كمك اين سنگ ها بيماران خود را درمان مى كرد. اين نشانه آن است كه در گذشته و در مناطق مختلف انسان ها از سنگ ها علاوه بر استفاده آن به عنوان ابزارهاى گوناگون و زينت و در مراسم مذهبى از جنبه درمانى آن هم سود برده اند.

در بدن مراكزى وجود دارد كه به اين مراكز انرژى يا چاكرا مى گويند. بيمارى ها در اثر بسته شدن اين مراكز انرژى پديد مى آيند. كانى ها و سنگ هاى باارزش قادر هستند تا اين گرفتگى ها را از بين ببرند و انرژى حياتى را به صورت منظم و باارزش در ما جارى كنندافرادى كه مديتيشن يا تمركز مى كنند روى اين نقاط آگاهى دارند و انرژى هاى درونى را از اين نقاط بيرون داده و آزاد مى كنند.
طيفهاى رنگى در واقع همان رنگهاى نورى هفتگانه (رنگين كمان) هستند كه از نور سفيد

سرچشمه مى گيرند. رنگهاى نورى به صورت انرژى پايان ناپذير در سطح كره زمين، كيهان و ماورا هميشه در ارتعاش هستند و به درون زمين نيز نفوذ مى كنند و انرژى هاى مثبت و لازم كيهانى را وارد بدن ما كرده و در ما تعادل و توازن لازم را ايجاد مى كنند. در اين زمان است كه بيماريها از ما دور مى شوند.
اما اين که در چه ساعات يا روزهايى گرفتن اين انرژى از سنگها مناسب تر است و اصلاً چه نوع سنگهايى روى ما تأثيرگذار هستند؟
به عقيده بسياري از کارشناسان اين كار منطق و عقل نمى طلبد، بلكه بايد اشخاص دريچه هاى قلب خود را باز بگذارند و به خود اين فرصت را بدهند تا آن خود برترشان سنگى را كه در يك لحظه بخصوص به آن احساس نياز مى كنند، انتخاب كند. با اطمينان مى گويم كه اين كار شدنى است و سنگ شما را انتخاب مى كند. اگر در اين مورد شك داريد يا در مورد چند سنگ ترديد مى كنيد، آنها را در دستان خود قرار دهيد، آنگاه متوجه خواهيد شد كه با گرم شدن يكى از آنها، سنگ نسبت به شما واكنش مناسب نشان داده است.
که در اين زمان بايد سنگ را بشوييد و آن را از ناخالصى ها پاك كنيد. گاهى اوقات سنگى در اختيار شما قرار مى گيرد تا شما بتوانيد از آن انرژى بگيريد. شايد اين سنگ قبل از شما مورد استفاده شخصى بوده كه دچار بيمارى و ناراحتى خاص بوده است. اين سنگ از نظر فيزيكى به شما آسيب نمى رساند، ولى امكان دارد كه افكار پريشان و انرژى منفى شخص قبلى را همراه داشته باشد و آن انرژى منفى شما را آزار دهد. بنابراين بايد سنگها را پاك كرد.

آب، آتش، خاك و نمك دريا از عوامل پاك كننده سنگ هستند. شما مى توانيد سنگ مورد نظرتان را در حدود ? تا ? ساعت در آب جارى قرار داده و تميز كنيد يا آن را داخل خاك بگذاريد و سپس آن را بشوييد. گاهى هم مى شود سنگ را روى شعله شمع قرار داد يا اينكه از نمك خشك دريا براى پاك كردن آن استفاده كرد.

پس از پاكسازى سنگ مى توانيد به پشت دراز بكشيد و آرامش بگيريد. مدت زمان مناسب معمولاً ?? دقيقه است. بعد از اتمام اين كار چند دقيقه در همان حالت بايد باقى ماند. بعد سنگ را برداشته و به آرامى بايد بلند شد، سنگ را شست، زيرا انرژى منفى و افكار پريشان كه به سنگ منتقل شده را تخليه كرد. افراد بر حسب نيازشان مى توانند اين كار را انجام دهند. البته يك نكته را هرگز نبايد از ياد برد و آن اينكه اين كار در مورد تمام سنگها صدق نمى كند، بايد بعضى از سنگها را مستقيماً روى محل درد قرار داد. بعضى از آنها را در آب قرار داد و بعد آن را مي نوشند
مراكز انرژى يا همان چاكراها در هفت منطقه از بدن در راستاى ستون فقرات از پايين ترين قسمت تا بالاى جمجمه سر قرار گرفته اند.

•چاكراى ريشه يا پايه ستون فقرات (مولادهارا Mulddhara) نخستين چاكرا است.
اين چاكرا محل ورود «پرانا» يا انرژى حياتى است.طيف رنگى مربوط به اين چاكرا قرمز است كه نشانه زندگى، قدرت، نيروى جسمانى و حيات است. اين رنگ روى كم خونى و فقر غذايى اثرخوبى دارد و ارتعاشات تقويت كننده و درمان كننده دارد. سنگ هاى قرمز مثل مرجان قرمز، يشم قرمز، ياقوت قرمز و… مناسب اين چاكرا هستند.
طيف رنگى ياقوت قرمز، اوپال آتشى، يشم قرمز براى متولدين فروردين مناسب است. يشم قرمز و ياقوت قرمز و عقيق قرمز براى متولدين آبان تير و مرداد مناسب است.
•چاكراى خاجى يا مركز كليه (سواد هيستانا Swadhistana) در قسمت پايين شكم قرار گرفته است.
طيف رنگى مربوط به اين چاكرا نارنجى. نارنجى علامت انرژى است. اين رنگ قدرت ارتباطى، دفع خشم و كنترل بر خويشتن را متعادل مى كند. مسائل مربوط به هضم غذا و گردش خون را منظم مى سازد.

عقيق نارنجى، سنگ ماه، اوپال آتشين كه رنگ نارنجى دارند مناسب اين چاكرا هستند.
طيف رنگى سنگ كهربا براى متولدين خرداد، مرداد و شهريور مناسب است. عقيق نارنجى براى ماه هاى ارديبهشت و آبان است.
•چاكراى سوم چاكراى شبكه خورشيدى (مانى پورا Manipura) است.
طيف رنگى مربوط به اين چاكرا زرد و زرد طلايى است كه نشانه عقل، هوش و ذهنيت است. اين چاكرا بالاتر از ناف قرار گرفته است. رنگ زرد تأثير مثبتى روى كبد، طحال، كيسه صفرا و اعصاب دارد. قدرت درمانى براى بيمارى مرض قند، يبوست دارد و كنترل كننده چاقى است. سيترين، كهربا، چشم ببر مناسب اين چاكرا هستند. كهربا به متولدين خرداد، مرداد و شهريور تعلق دارد، سيترين مربوط به متولدين ماه هاى خرداد، ارديبهشت، مرداد و شهريور است. چشم ببر به متولدين خرداد، شهريور و مرداد متعلق است.

•چاكراى قلب يا عشق الهى (آنات هاتا Anathata) در وسط جناق سينه و بالاى قلب قرار دارد.
طيف رنگى مربوط به اين چاكرا قرمز، نارنجى، زرد طلايى، صورتى و سبز است. كليه سنگها با رنگهاى ذكر شده مانند مالاكيت، پريلات، تورمالين سبز و قرمز، كورل، كوارتز صورتى، كونزايت براى اين چاكرا مناسب هستند و براى رفع مشكلات قلبى، تنظيم گردش خون و فشار خون و ناراحتى هاى پوستى مؤثر است.
•چاكراى گلو يا حلق (ويهودها Wihudha) است كه روى حلق قرار گرفته است.
طيف رنگى مربوط به اين چاكرا آبى و آبى و سبز روشن است كه علامت جاودانگى، اخلاص و الهام است. اين رنگ روى بيماريهاى گرفتگى گلو و ناراحتى هاى عصبى تأثيرگذار است. سنگهاى مربوط به آن فيروزه، تورمالين آبى، توپاز آبى، ياقوت آبى، اكومارين و… است. فيروزه به متولدين اسفند، ياقوت آبى به خرداد، اكومارين به خرداد، مهر، بهمن و اسفند مربوط مى شود.
•چاكراى پيشانى يا چشم سوم (آجنا Agna) در سمت پيشانى و كمى بالاتر از بين دو چشم قرار دارد.
طيف رنگى مربوط به اين چاكرا آبى نيلى است. اين رنگ باعث باز شدن چشم سوم – ديد بيرونى و درونى – است. اين رنگ براى آرامش و درمان بيماريهاى ذهنى مفيد است. رنگ نيلى آگاهى را بالا مى برد و براى زنده كردن خاطرات فراموش شده مفيد است. ياقوت كبود، لاجورد، چشم شاهين، آزوريت براى اين چاكرا مناسب هستند. لاجورد به ماههاى آذر، دى، بهمن و اسفند تعلق دارد.

•چاكراى بالاى جمجمه يا تاج سر (ساهاس رارا Sahasrara) در قسمت ميانى بالاى سر قرار دارد.
طيف رنگى مربوط به اين چاكرا بنفش، سفيد و طلايى است. اين رنگ براى بيمارى هاى ذهنى مناسب است و خواب را تنظيم مى كند. فلورين، الماس، تورمالين و آماتيست مناسب اين چاكرا هستند