نقش اتشدان روی سکه های ساسانیان

فصل اول :
مقدمه :
در سرزمین پهناور ایران، در اغلب نقاط، در زیر تلهای خام و ویرانه ها، آثار نفیس و گنجینه های متنوعی نهفته است که روزگاری دست هنرمندان و صنعتگران با نداشتن وسایل و ابزار کافی آن را ساخته و با نقش و نگار، طرح، رنگ یا کنده کاری و برجسته کار، قدرت دست و روح هنری خود را به ثبوت رسانده و تجسم داده اند. مردمان اولیه و بدوی برای زندگی و رفع حوائج روزانه همیشه در تلاش وضع بهتر و تأمین آسایش بیشتر بوده اند و همین اصل یعنی عشق به حیات بوده که تاریخ

تمدن را به وجود آورد و ملتها را به طرف روزگاران بهتر و اختراعات و اکتشافات واداشت.
کشف آتش و به کاربردن فلزات هر یک مبداء مهمی در سیر تکامل بشر بوده است. از وقتی که زندگی اولیه به صورت خانواده و قبیله درآمد و به طور کلی اجتماع شروع شد، انسانها احساس کردند که به کمک یکدیگر نیاز دارند و ناچار هر یک با سعی و عمل خود به رفع حوائج دیگری پرداختند تا توانستند از دسترنج دیگری منتفع گردند.
این عمل ابتدائی را باید اولین پایه نظام اجتماع و اقتصاد و اصل داد و ستد دانست. با پیشرفت تمدن و تشکیل شهرها و اختراع خط و ایجاد خانه و مسکن، ارتباط افراد با یکدیگر بیشتر گردید و مبادله به صورت وسیعتری درآمد و کم کم دادوستد و معاوضه ی فردی جای خود را به مبادله و تجارت داد، به طوری که کوشش در توسعه ی امور اقتصادی و ارتباطات، موجد تشکیل دولتها و تأسیسات بحری در مناطق دریایی و سازمانهای مختلف و تنظیم قوانین برای بررسی و انتظام امور گردیده چنانکه قسمت مهمی از قانون حمورابی مربوط به امور تجارت و کسب و کار است. سپس تشکیل دولتها و رفاه اجتماع و انضباط امور اقتصادی و تولید ثروت موجد اصولی گردید که کم کم به پیدایش سکه منجر شد.
سکه شناسی قسمت مهمی از باستان شناسی است که شاهد زنده ای از تمدن دنیای قدیم و ملل مختلف می باشد. علم سکه شناسی توانسته است بزرگترین خدمت را برای روشن شدن

تاریخ گذشته بنماید. و گوشه های تاریک و مبهم را روشن و حل کند. سکه شناسی مانند سایر شعبه های باستان شناختی منحصر به شناسایی رشته ی مشخصی نیست. بلکه سکه ی هر دوره نماینده ی عادت، آداب، خط، زبان، هنر، مذهب، تمدن، ارتقاء، انحطاط وضع اجتماعی، ثروت، یا ورشکستگی، ارتباطات تجاری ملت و مملکتی است و در حقیقت منبع اطلاعات صحیح و دقیق از دنیای قدیم، یعنی از دورانی که سکه ایجاد گردیده تا به حال می باشد.

با چه زحمت و مجاهدتی علمای باستان شناسی توانسته اند آثار هنری، ابنیه، معابد و مقابر ویران قدیم را از روی قرینه به طور ناقص و گاهی با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمیر و تا حدی به صورت اصلی درآورند. و با حقیقت زمان تطبیق دهند. در این قسمت سکه، حلال مشکل شده و کمک شایانی به تاریخ هنر دنیای قدیم کرده است. روی اغلب سکه های یونان صورت خدایان افسانه ای و بناهای تاریخی مانند کولیزه و معبد آرتمیس در افز یا آکرپول آتن و غیره منقوش گردیده است و این نمونه های دقیق و ظریف برای تعمیر بناها و نقص و شکستگی مجسمه ها مطابق اصل، بزرگترین کمک و راهنما شده اند.
قسمت مهمی از آثار هنری ساسانی که فلزکاری ورزگری است و خوشبختانه قطعاتی بسیار جالب از صحنه های شکار، رزم و بزم از حفاریها به دست آمده است، به واسطه ی تطبیق با سکه های آن دوره که تصویر کامل هر یک از سلاطین به طور دقیق و ظریف از تزئین سر و سینه، آرایش مو و تاج است، می توان این شاهکارهای هنری را با نهایت صداقت مشخصو منتسب به هر یک از شاهان واقعی نمود.
اگر در گذشت زمان و حوادث دوران و تغییرات تحت الارضی، جنگ و ستیزه ها، خرابیها، آتش سوزیها و غرتها آثار تمدن قدیم مثل شهرها، بناها، آثار هنری، نوشته ها، کتیبه ها و غیره به کل

ی از بین رفته یا مختصری به جای مانده است ولی خوشبختانه فلزاتی چون طلا، نقره ی خالص و برنز در مقابل آفات مقاومت زیادتری دارند. سکه از جنس فلزات است، به علاوه از هر مجموعه تعداد زیادی ضرب زده شده و نمونه هایی از آن از دستبرد زمانه محفوظ مانده است.

فصل دوم :
نگاهی به تاریخ سیاسی :
علاوه بر سکه های ساسانی بر روی تعدادی از مهرهای این دوره نیز مراسم تاج بخشی دیده شده است این مراسم نماد هرچه که باشد، در کنار آتشگاه صورت پذیرفته است و به نوعی سعی گردیده است تا تقدس مراسم به نمایش درآید و در واقع رسمی بودن و اهورایی بودن حکومت یا به عبارتی قانونی بودن سلطنت آن پادشاه را به تصویر کشیده است و از طرفی همانگونه که گفته شد افروختن آتش در روز تاجگذاری و تاج بخشی و سرآغازی بر تاریخ گذاری جدید بوده است.
در نقش برجسته فیروزآباد در مراسم تاج گذاری اردشیر اول از دست مظهر اهورامزدا ( و یا موبد موبدان)، شاه در حال دریافت حلقه قدرت به صورت ایستاده به تصویر درآمده است.
در این نگاره در میان نقش اردشیر اول و مظهر اهورامزدا آتشدان افروخته ای به چشم می خورد.
این آتشدان تنها یک بار بر روی نقوش برجسته سنگی دوره ساسانی ظاهر شده است. و از این تاریخ است که در سکه های ساسانی نقش آتشدان افروخته ظاهر می شود. (در خصوص آتشدان و ارتباط آن با مراسم تاجگذاری و اهمیت آن به عنوان مبداء گاهشماری) می توان به سکه های پاپک شاپور – و همچنین پاپک اردشیر اشاره کرد. که قبل از سال ۲۲۴ م (قبل از سال تاجگذاری رسمی اردشیر) ضرب شده و در آن نشانه ای از آتش دیده نمی شود.
بر روی سکه شاپور و اردشیر بابکان چنین نوشته شده است :

«بغ شاپور شاه پسر بغ پاپک شاه »
«بغ اردشیر شاه پسر بغ پاپک شاه »
آتش سرلوحه تاریخ :
در کتیبه شاپور ( واقع در شهر بیشابور، روبروی تنگ چوگان) نوعی ثبت تاریخ به چشم می خورد که در آن از مبداء «آتش» نام برده شده است.
این کتیبه به خط پهلویی و در شانزده سطر به عنوان کهنترین سند تاریخگذار دوره ساسانی در زمان شاپور اول توسط «اسپای دبیر» از شهر هران بر ستونی کنار مجسمه شاپور اول شاهنشاه ساسانی نگاشته شده است.
در این کتیبه در خصوص گاهشماری ساسانیان به تاریخگذاری خاصی با روش اعلام افروختن آتش مقدس توسط شاه ساسانی مواجه می شویم. این کتیبه معرف ۲ نوع مبداء گرینی در گاهشماری اوایل دوره ساسانیان است.
تاجگذاری شاهان ساسانی همزمان با مراسم افروختن آتش بوده و یا به عبارتی دیگر تاریخ

این وقایع همزمان، دارای اهمیت بوده است. تا به آن حد که به عنوان سرآغاز تاریخگذاری رسمی مورد استفاده بوده و به تعبیر دیگر مراسم تاجگذاری در کنار آتشگاه (آتش مقدس) برگزار می شده است.
به جز سکه های اردشیر اول و برخی از سکه های نرسی شاپور دوم، اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چوبین بر پشت سکه های ساسانی و در دو سوی آتشگاه تصویر تمام قد شاهنشاه و ایزدان چون اهورامزدا، آناهیتا، میترا نیز نقش شده است.
این تصاویر تا زمان حکومت هرمزد دوم قابل شناسایی است. و از آن زمان به بعد به صورت ک

لیشه نقش شده است. در برخی از سکه ها بر بالای آتش دان و در میان شعله آتش (یا هاله ی نور) تصویری از سر و شانه ایزدان و یا تلویحاً شاهان ساسانی پیش به چشم می خورد.
فصل سوم :
انواع سکه های ساسانی :
سکه های ساسانی اسناد و مدارک گرانبهایی از تاریخ، فرهنگ، هنر و مذهب ایران به شمار می روند. همان طور که کتیبه ها و نقش برجسته های ساسانی بسیاری از مسائل تاریخی را مجسم می کنند، سکه ها هنر و فرهنگ ساسانی را دقیقتر و کاملتر جلوه گر می سازنند.
سکه های ساسانی از جنس طلا، نقره، برنز و آلیاژی از قلع و سرب هستند.

سکه های طلا، دینار و نقره را در هم می گفتند. هر یک از انواع سکه ها دارای واحدهای بزرگتر و کوچکتر بودند، مثلاً سکه های نقره علاوه بر در هم شامل چهاردهمی و نیم درهمی و ۶/۱ درهم که دانگ نامیده می شد بوده اند.
سکه ها دارای واحدهای کوچکتر و بزرگتر بودند که براساس سکه های موجود در موزه های جهان، واحدهای کوچکتر در هم عبارتند از نیم درهم و ۶/۱ درهم یا دانگ و واحدهای بزرگتر آن چهاردرهمی بود و واحدهای کوچکتر دینار، نیم دیناری، ۳/۱ دینار و ۶/۱ دینار و واحدهای بزرگتر دینار، یک و نیم دیناری و دو دیناری بوده اما سکه های برنزی به علت کمی ارزش، استاندارد وزنی دقیقی نداشتند وزن تقریبی آنها ۵/۱۵ تا ۴/۱ گرم بود و کم ارزشترین آنها را پیشنر می گفتند.
فصل چهارم :
تکنیک های ساخت و تقسیم بندی فضاء :
معمولاً اغلب شهرهای بزرگ و مراکز مهم ضرابخانه داشتند که در آن جا سکه های موردنیاز همان محل ضرب می شد.
روش ضرب سکه چنین بود که قطعات فلز (طلا، نقره، مس) با وزنهای معینی را در بین دو سر سکه قرار داده با چکش محکم بر آن می کوبیدند تا فلز موردنظر به سکه تبدیل شود. سر سکه معمولاً از دو قطعه فلز محکم از آهن پولاد ساخته شده بود که نقشها و نوشته های موردنظر را به طور معکوس بر آن حک کرده، فلز وزن شده را بین دو سر سکه قرار داده، با ضربه های چکش به صورت سکه در می آورند.
یکی از خصوصیات سکه های ساسانی تصاویر یکسان و قیافه مشخص فرمانروایان است. بر روی سکه ها تصویر نیمه تنه شاه در حالی که به سمت راست می نگرد، نقش گردیده است. هر کدام از شاهان دارای تاج مخصوص به خود بوده اما بعضی از آنان مانند اردشیر، شاپور، پیروز دارای چند تاج مختلف بودند. در بعضی سکه های ساسانی نقش شاه و جانشین او و بعضی از سکه های بهرام دوم تصویر سه گانه شاهنشاه، بانوی بانوان و جانشین شاه نقش می شد. در نوشته دایره ای شکل اطراف سکه های گرد، معمولاً نام عنوان رسمی شاه نقر می گردید.

در پشت سکه اردشیر نقش آتشدانی دیده می شود که دارای سه پایه است. اما از زمان شاپور اول شکل آتشدان تغییر یافته و عبارت است از تصویر ستونی با سر ستون و پای ستون به شکا چند قطعه راست گوشه و زبانهای آتش در دو سوی آتشدان تصویر شاه و ملکه پادشاه و ولیعهد یا شاه اهورامزدا یا یکی از ایزدان مثل مهر و آناهیتا دیده می شود.
اما در اواسط دوره ساسانی به بعد در طرفین آتشدان تصویر دو موبد حک شد

ه است. از دوره شاپور اول به بعد بر پشت سکه ها نام شهری که سکه در آن ضرب شده، به صورت اختصار دیده می شود.
فصل پنجم :
خط سکه ها :
زبان ایرانیان در دوره ساسانی زبان پارسی یا پهلوی ساسانی و خط در این زمان مأخوذ از خط آرامی بوده است. ابن ندیم در کتاب الفهرست از قول ابن معقغ دانشمند بزرگ ایرانی می نویسد. که ایرانیان برای نویسندگی در رشته های گوناگون هفت خط داشتند که متأسفانه بیش از ۳ نوع از آن خطها باقی نمانده است.
۱ ) دیدن دبیره که برای نوشتن اوستا به کار می رفته و می رود ؛
۲ ) آدم دبیره یاهام دبیره که خط عمومی کتابها و نامه ها بوده است ؛
۳ ) گشته دبیره که برای نوشتن روی سکه ها، سنگ نوشته ها، مهرها و قباله ها به کار می رفته است.
در طول زمان در دوران ساسانی، تغییراتی در شکل و نگارش حروف الفبا بر روی سکه ها ایجاد شده است. برای مثال، حرف (ب) به شکل (ی) و حرف (ک) به شکل (د) در اواخر ساسانی نوشته می شد که قرائت یکسان آنها برای محققان ایجاد اشکالات و اشتباهاتی، مخصوصاً درخواندن شهرهایی که سکه در آنها ضرب شده و نامشان در پشت سکه نقر گردیده است می نماید. بنابراین برای خواندن صحیح نوشته سکه ها، باید این تغیی

 

رات را که در طول بیش از چهار قرن ایجاد شده، مورد توجه و دقت قرار داد.
از زمان اردشیر اول تا بهرام چهارم در این خط تغییرات بسیاری ایجاد نشده اما از آن به بعد هرچه به اواخر این دوران نزدیکتر می شویم تغییرات محسوستر می گردد.
فصل ششم :
تاریخگذاری سکه های ساسانی :
از مهمترین ویژگیها و اختصاصات سکه های ساسانی، تاریخ ضرب آنها است که با خواندن و مطالعه آنها بسیاری از مسائل مبهم و تاریک آن دوران روشن و آشکار می شود. بدینگونه سکه ها

ی ساسانی به صورت سند و کتاب ارزشمندی است که رازهای تاریخ را می کشانید.
در زمان ساسانیان با جلوس هر شهریار بر تخت سلطنت، مبداء تاریخ آغاز و با خاتمه سلطنت او تاریخ مذکور به پایان می رسید . از از زمان پیروز اول ضرب تاریخ سالهای سلطنت بر پشت سکه مرسوم گردید. در سکه های این پادشاه تاریخ از سال دوم تا هفتم فرمانروایی او نوشته شده، بعد متوقف گردیده است.
این روش از دوره جاماسب دوباره شروع و تا فرمانروایی یزد گرد سوم، یعنی انقراض سلسله ساسانی، ادامه می یابد. چون بعد از کشته شدن یزدگرد، شاه دیگری برتخت جلوس نکرد، زرتشتیان سال ۶۳۲، یعنی جلوس یزدگرد بر تخت سلطنت را مبداء تاریخ قرار دادند که به سال یزدگردی مشهور است و تا به امروز ادامه دارد.
ثبت تاریخ سلطنت نشان می دهد که بعضی از فرمانروایان مدتی کوتاه و کمتر از یکسال و برخی دیگر دوران طولانی سلطنت نموده اند.
تاریخگذاری در پشت سکه خطاها و سهوهایی را که در تاریخگذاری آن دوران صورت گرفته، اصلاح یا وقایع و رویدادهایی را که به مرور زمان به دست فراموشی سپرده شده اند

، روشن و آشکار و در خاطره ها زنده می نماید.
مثلاً در تواریخ نوشته شده که ملکه پوراندخت مدت یک سال و چهارماه بر ایران حکومت نموده است، در حالی که سکه سالهای اول و دوم و سوم فرمانروایی او این مسا

له را صریحاً نقض می نماید و حقیقت را به شکل و گونه ای دیگر در معرض دید محققان و تاریخنگاران قرار می دهد.
نتیجه گیری :
ساسانیان از خاندان روحانی بوده، اردشیر بنیانگذار سلسله، نگهبان و پرستار معبد آناهیتا در شهر استخر بود که یکی از جایگاههای مقدس آن زمان به شمار می آمد ساسانیان از آغاز فرمانروایی ماهیتی مذهبی برای حکومت خود قایل شدند آنها بر خلاف اشکانیان که پیرو حکومت ملوک الطوایفی بودند، وحدت ایران را تامین و دولتی تشکیل دادند که قدرت کشور را در خود تمرکز داده، با اقتدار بسیار بر همه مناطق کشور نظارت داشتند. و ساسانیان با انجام مراسم تاج بخشی در کنار آتشگاه مقدس بودن و قانونی بودن سلطنت خود را به تصویر کشیده اند.