مقدمه
هنر منبت از هنرهاي اصيل ايراني است که هنوز هويت و ويژگي هاي محلي خود را حفظ کرده است . و در مکان هاي گوناگون به شيو هاي مختلفي اجرا مي شود. عدم معرفي ويژگي هاي هنري و فني در مناطق مختلف ايران ، آشنانبودن مردم با هنر و فرهنگ خود، محوشدن هنرهاي سنتي که ريشه در فرهنگ و آداب اين مرزوبوم دارد و نيز ورود منبت با نقش فرنگي بدون هيچ زيربنايي اين هنر را به حاشيه راند و درنتيجه آن اشيا بسيار زيبايي علاوه بر تمدن عظيم هنري و فرهنگي که پشتوانه آن است ، از کارکرد عملي و حظ بصري برکنار ماند.
به همين دليل ، هنر منبت کاري روي چوب بايد بيشتر مورد تأمل قرار گيرد و به معرفي روش هاي منبت کاري در اعصار مختلف و توصيف آن در مناطق شاخص ايران پرداخته شود. در عصر حاضر، آشنايي با اين هنر بستري براي مشاهده هويت منبت کاري و نقوش سنتي ايراني فراهم مي آورد که با تلاش و پيگيري مي توانيم رسم امانت داري گذشتگان را به درستي بجا آوريم و اين هنر را به آيندگان انتقال دهيم .
پيشينه تحقيق
درخصوص هنر منبت کاري معاصر در ايران منبع مدوني وجود ندارد. کيانمهر (۱۳۸۳) در رساله دکتري خود با عنوان «زيبايي شناسي منبت دورة صفوي » به منبت عصر صفوي و تأثير عوامل اجتماعي و اقتصادي در آن دوره پرداخته و ويژگي ها و عناصر زيبايي شناسي را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است . شجاع نوري (۱۳۷۷) و پاکياري (۱۳۸۲) در مقطع کارشناسي ارشد با عناوين «بررسي منبت ايران تا دوره صفويه » و «بررسي سير تحول منبت در اصفهان از قرن چهارم تا دوازدهم ه .ق .» به بررسي تاريخي اين هنر در دوران اسلامي پرداخته اند. در اين مقاله درکنار بررسي تاريخي اين هنر به تبيين عناصر هنري و فني آثار در اين حوزه از سال ۱۳۰۰ هجري خورشيدي تاکنون پرداخته مي شود.
روش تحقيق
روش کلي تحقيق توصيفي -تحليلي -تطبيقي بارويکردي کيفـي اسـت . شيـوه هاي دست يابـي به اطلاعـات براسـاس مطالعـات کتابخـانه اي و پژوهـش هـاي ميـداني (مصاحبـه ، پرسش نامـه و تهيه عکـس ) استـوار است . لازم ه ذکـر اسـت عکس ها توسط نگارندگان جمع آوري شده است .
شيوه هاي منبت کاري
طبق اسناد و مدارک مکتوب و بررسي هاي به عمل آمده ،شيو هاي منبت کاري را درمجموع مي توان در پنج گروه : تخت ، محدب ، مقعر، شبکه و حجم دسته بندي کرد. شيوه تخت ۱ تا اوايل دورة سلجوقي بيشترين رواج را داشته و به دليل بعضي مسائل اخلاقي از حجم سازي استفاده نشده است . روسازي و پرداخت آثار به صورت مسطح اجرا شده است . نقوش بيشتر از دورة ساساني الهام گرفته و به صورت ساده استفاده شده است . در اوايل خط کوفي و سپس خط نسخ به کار رفته است .
در شيوه محدب نقوش و عناصر طراحي به صورت برآمده و محدب پرداخت شده که اين روش از اواخر دورة سلجوقي شروع شده و اوج آن با توجه به ديگر هنرها به خصوص هنرفلزکاري و گچبري در عصر ايلخاني بوده ؛ اگر چه اين شکل از کار در دوره هاي بعد هم استفاده شده است .
استفاده از شيوه مقعر در دوره هاي مختلف تاريخي (از دورة تيموري تا اواخر دوره قاجار) مرسوم بود و پرداخت متفاوت آن ها در سه زيرگروه نيش ، تيج و جست ۲ مورد بررسي قرار گرفته است . بنابراين ، منبت با پرداخت مقعر بسيار کم و ملايم (برجستگي خفيف ) که عمق زمينه اثر تا ۱.۵ ميلي متر و از دورة قاجار رواج يافته باشد، در قالب شيوة نيش معرفي مي شود. واژة تيج (کم برجسته ) براي منبتي با روسازي مقعر و اندکي برجسته تر از شيوة قبلي به کار مي رود. اين شيوه در اواخر دورة تيموري و عهد صفوي بيشترين کاربرد را دارد، عمق زمينه منفي آن ۷-۲ ميلي متر و از خصوصيات اواخر دوره صفوي است . در دوره تيموري کارهايي با پرداخت مقعر به عمق ۷-۲ ميلي متر و عمق زمينه منفي ۲۰-۸ ميلي متر رواج مي يابد که براي اين شيوه ، واژة جست (نيم برجسته ) انتخاب شده است . از دلايل برجستگي شيوه هاي جست و تيج در ادوار مختلف ، تعداد سطوحي است که در يک اثر منبت مي شده است .
شيوة شبکه را عموماً مي توان به نوعي منبت نسبت داد که عناصر طرح در آن درشت ، عمق در آثار زياد و اغلب با شبکه بري همراه است . اين روش اگرچه از قرن هشتم هجري در ايران مرسوم شد، کاربرد وسيع آن از دوران قاجار با ورود مبلمان به ايران آغاز و رفته رفته بر گسترش آن افزوده شد.
«در اين عصر منبت کاران به دليل تماس بيشتر با غرب و آشنايي با شيوه هاي استادان اروپايي از تأثير آنها برکنار نماندند و اين تأثير ازطريق منبت کاران ايتاليايي و فرانسوي بر هنرمندان عهد قاجار مشهود است » (صنيعي ، ۱۳۵۱: ۶۵).
هم چنين ، حسين صنايع پرور مي گويد: «افرادي چون موسي آقايان که تحصيل کردة آلمان بود، در رواج منبت با نقش فرنگي نقشي بسزا داشته اند» (شيخي ، مرداد ۱۳۸۶ الف ).
شيوة حجم اگرچه در دوره هاي مختلف به صورت محدود ديده مي شود، از دورة قاجار با توجه به توسعه روابط در قالب هاي طبيعي و ساده شده فراگير شد. با ورود مبلمان ، حجم جايگاه ويژه اي پيدا کرد. اين سير در عهد پهلوي و بعد از آن به صورت تزئيني يا کاربردي در صنعت مبلمان به کار گرفته شد.
اصفهان
از اوايل عهد پهلوي ، مهاجرت برخي هنرمندان منبت کار آباده از يک سو و از سوي ديگر رابطه اي که اصفهان با هنر منبت پيش از اين داشت و تاکنون نيز دارد، زمينه ساز شکوفايي و رونق بيشتر منبت کاري در اصفهان شد. در همين ايام هنرستان هنرهاي زيبا شکل مي گيرد و هنرمندان حرف مختلف براي آموزش و خلق آثار گرد هم مي آيند و نقوش سنتي ايراني راروي وسايل جديدمنبت کاري مي کنند.
استادان عيسي بهادري ، احمد امامي ، اصغر صنيعي و در طراحي سنتي و اجراي منبت مشغول و تعدادي به تهران دعوت مي شوند و در کارگاه منبت وزارت فرهنگ و هنر سابق به خلق آثار يا مرمت در کاخ ها مي پردازند. در بين استادان هنرستان نام کساني چون حسن داوران پور هم ديده مي شود که دست ساخته هاي ايشان بر استفادة درست از نقش چوب در کار يا توجه ويژه به بالابودن کيفيت چوب تکيه داشته است . در کنار اين گروه ، استادان ديگري نيز با سبک و سياق متفاوت مشغول به کار بودند. استادحسين صنايع پرور مي گويد: «موسي آقايان که تحصيل کردة آلمان بود، پس از جنگ جهاني اول به اصفهان مي آيد و به کمک من و آقاي چايچي به راه اندازي کارگاه مبل سازي با طرح و نقش جديد دست مي زند. انواع فرم هاي پيچک، گل فرنگ و برگ چدني با عمق زياد يا ترکيب نقوش سنتي با فرنگي و عمق کم روي آثار منبت مي شدند» (همان ). «يکي از مشکلاتي که هنرستان هنرهاي زيبا براي منبت کاري ايراني ايجاد کرد، اجراي طرح هاي فرنگي در منبت کاري و مبل سازي بود» (همان ، ۱۳۸۷). کم کم هنرمندان به اين سمت وسو گرايش پيدا کردند و هنرهاي ظريفي که در هنرستان توليد مي شد، مورد بي مهري (به دليل زمان و هزينه ) قرار گرفت و فعاليت اغلب کارگاه ها به ساخت وسايل بزرگ و منبت درشت روي آنها منعطف شد.
هم اکنـون نقوش مورد استفاده طـرح هاي خارجـي ، آثار طراحي و نگارگري استادان اصفهان يا تلفيق عناصر سنتي و فرنگي است . با افزايش بازار تقاضا و به تبع آن افزايش توليد و استفاده از دستگاه هاي صنعتي ، اکثر کارگاه ها به حومه يا خارج از شهر مثل هفتون ، جي و دولت آباد منتقل شد و توليدات پس از آماده شدن به فروشگاه هاي سطح شهر، به خصوص دروازه شيراز، انتقال مي يابد. درکنار اين بحث جا دارد به قلمکارسازي اصفهان نيز ه عنوان يک شيوة تخت ساده اشاره شود که روي چوب گلابي ، چنار يا زالزالک انجام مي شود.

طرح و نقش (جدول ١)
نقش هايي که در اصفهان روي چوب منبت مي شوند، به پنج دسته قابل تقسيم است :
دسته اول طراحي هاي سنتي است .نوع طراحي اين گونه به شيوة صفويه و قاجاريه نزديک است . هم چنين ، از طرح هاي هخامنشي نيز استفاده مي شود. دسته دوم نقش هاي فرنگي است مثل گل فرنگ ، برگ چدني و ؛ طي پنجاه سال اخير مقدار زيادي از نقوش سبک هاي هنري باروک و روکوکو اجرا شده است . دسته سوم ترکيب نقش ايراني و فرنگي است .
دسته چهارم تصاوير حيوانات و پرندگان به صورت طبيعي يا ساده شده است و در دسته پنجم ، نقش و بافت چوب در ساخت اشيا مد نظر است .
گلپايگان
گلپايگان همان که در مآخذ اسلامي «جرباذقان » ناميده شده است (جعفري ، ۱۳۷۹: ۱۱۰۲)، به لحاظ ويژگي هاي طبيعي محل زندگي برخي حيوانات وحشي است که تأثيراين مطلب در منبت کاري اين شهر واضح است . «در اين منطقه جعبه هاي زردرنگ مي سازند که داراي نقش برجسته است و جنگ حيوانات را نشان مي دهد» (دالماني ، ۱۳۳۵: ۳۷۳).
شرکت تعاوني منبت کاران در آذر سال ۱۳۵۰ به منظور بهبود وضع صنعتگران ، تأمين مواد اوليه و فراهم آوردن امکانات لازم جهت فروش تأسيس مي شود. منبت کاري در اين منطقه هنوز تقريباً طبق همان روال سنتي انجام مي شود. استادعلي مختاري به عنوان يکي از استادان اين شهر پس از عزيمت به تهران در سال ۱۳۰۲ شمسي با نظر مساعد کمال الملک منبت را براي اولين بار به صورت رسمي در مدرسه صنايع مستظرفه تهران تدريس مي کند. اشيا ارزنده اي که زماني در جاي جاي زندگي مردم کاربري داشت ، کم کم رونق خود را از دست داد و اين در حالي است که اکنون فقط سه کارگاه در اين شهر مشغول فعاليت است .