سمرقند، شهر باغها

امیر صـاحب قـران(تیمـور) کـه شـجره دولـت او بـر جویبـار سـلطنت جغتـای (فرزنـد چنگیـز) نشـو و نمـا یافتـه(نظـام الـدین شامی، ۱۳۶۳، (۱۳، اگرچه از نظر خونریـزی در سـرزمینهـای تحـت اشـغال خـود چیـزی کمتـر ازچنگیـز خـان نداشـت، امـا در خلال لشکرکشیهایش تا فرصت مییافـت بـه فعالیـتهـای عمرانـی نیـز مـیپرداخـت. او بـرای آبـادانی شـهرها، بـهویـژه پایتخت خود شـهر سـمرقند، اهمیـت زیـادی قائـل بـود و هنرمنـدان، معمـاران و صـنعتگرانی را از سـرزمینهـای مفتوحـه بـه ســمرقند انتقــال داده و در توســعه ایــن شــهر و پیرامــون آن کوشــید(ابــن عربشــاه، ۱۳۳۹، (۳۰۸و(جکســون و لاکهــارت، ۱۳۹۰، .(۱۱۹ چنــین بــه نظــر مــیرســد کــه اقلــیم مطلــوب ســمرقند همــواره، مــدنظر ســیاحان و جغرافــینویســان بــوده است؛»جیهانی« در نقل آب و هوای سمرقند ضـمن اینکـه آن را بـه عنـوان یـک »بـاغ شـهر« معرفـی مـیکنـد، در رابطـه بـا وصف طبیعت آن چنین آورده اسـت: … امـا سـمرقند، چنـانکـه چشـم بیفتـد از هـر طرفـی کـه نظـر کنـی سـبزی و تماشـا جای باشد(جیهانی، ۱۳۶۸، .(۱۸۰ ویلبر در این بـاره مـینویسـد: چـون بـر کهنـدژ روی و خـواهی تـا محلـههـا و عمـارتهـای شهر را ببینـی، از بسـیاری بـاغهـا و درختـان بهـم در شـده چشـم در جـای دیگـر بجـز سـبزی نیفتـد(همـان). کلیـه مـدارک موجود از دوره تیموری، حـاکی از آن اسـت کـه در شـهر سـمرقند آب فـراوان بـوده و کلیـه نقـاط آن خـوب آبیـاری مـیشـده است. رودخانهی زرافشان در سمت شمال واقـع شـده بـود و تعـداد زیـادی جـوی و آبـرو، کلیـه منـاطق اطـراف شـهر را قطـع و آبیاری میکرد(ویلبر،۱۳۹۰، .(۵۹

… تقریبا هر خانه باغی داشته و چون از فراز کهندژ به شهر مینگریستند، ابنیه در پشت درختان پیدا نبوده(بارتولد، ۱۳۸۷، .(۲۱۷ نسخ مصور(مینیاتور) برجایمانده از مکتب هرات گویای همین نکته است که پیرامون شهر سمرقند باغهای بسیار زیبایی ساخته و در میان آنها چادرهایی برافراشته بودند، چنانکه تیمور بسیاری از جشنهای عروسی، مراسم و تشریفات خود را در این باغها برگزار میکرد(.(Okane, 1998, 149-50 نیز در وصف باغهای سمرقندآمده است: … سمرقند در فلاتی وسیع واقع شده بود و در نزدیکی شهر منطقه جنگلی وسیعی مرکب از باغهای سیب و انگور قرار داشت و بعد از آن نیز چراگاه و مرغزار بود. مردمانی که درون این کمربند سبز زندگی میکردند، بیش از آن عدهای بودند که در داخل دیوارهای مستحکم میزیستند. در درون این کمربند، باغها و کاخهای سلطنتی و نیز، دیگر فضاهای معماری افراد ثروتمند و مالکان و حاکمان قرار داشتند و نیز انواع و اقسام مناظر و همهگونه نباتات و گیاهان دیده میشد. از این باغها در کتابها چندان ذکری نشده و مدارکی هم بر جای نمانده است(ویلبر، ۱۳۹۰، ).(۵۹کلاویخو، ۱۳۷۴، .(۲۹

۲

کلاویخو شواهد گرانبهایی از باغهای سمرقند در دوره تیموری ارائه میدهد. او توضیحات بیشماری در مورد باغهایی که هر بار از طرف تیمورلنگ به یکی از آنها دعوت میشد، میدهد. باغهایی مملو از درختان میوه که دارای جویها و نهرهای زیبا، حوض-های قشنگ و کوشک بودهاند و آنها در سایه ردیف درختان صنوبر و درختان دیگر، غرق در رنگهای مختلف و عطرهای دلپذیر، گردش میکردند. بولوارهای طویلی، این باغها را به دروازههای شهرها وصل میکردند و در گذر از آنها به نظر میآمد» در جنگلی با درختان بلند که شهری در میان آن قرار گرفته است، قدم میزنید)«زانگری و دیگران، ۱۳۹۱، .(۱۲۴ کلاویخو که محو زیبایی-های سمرقند و باغهای آن شده بود در ستایش از آن در جایی دیگر مینویسد: »خیمههای بزرگ همچون کلاهفرنگی و برساخته از پارچه زربفت و مرصع و کوشکهای چند طبقه کاشیکاری شده در میان باغهای سرسبز که با انهار آبیاری میشدند، جلوه می-فروختند)«بلر و بلوم، ۱۳۹۱، .(۹۴ باید گفت که احداث باغها در حومهی شهرها در دورههای اول و دوم امپراتوری تیموری استمرار خاصی داشته است. شکل باغ در قالب غیر نمادین ادامه داشت تا اینکه در نیمهی قرن پانزدهم، با پایتخت شدن هرات، این شهر به نقطهی عطف خود میرسد و به رشد آن توجه خاص میشود. در این خصوص توجه خاصی به فضاهای اطراف شهر سمرقند و هرات شده است، که مختص باغسازی وصیفیکاری بودهاند. در سمرقند این امر انعکاس بازتاب تمامی روند شهرسازی و نشاندهندهی توسعهی شهر در رابطهی مستقیم با این روند بوده است. به همین منظور، مرکز شهر را تخلیه و ساکنان آن را به جای دیگر منتقل کردند و به احتمال قوی در نزدیکی پارکهای بزرگ سلطنتی در سمرقند(که محل اسکان روستاییان بود) اسکان دادند. در این صورت باید نقش کشاورزی و مسکونی را در نقاط مختلف پیرامون شهر در نظر گرفت و این امر نه تنها در سمرقند، بلکه در »شهر سبز« که شهر مخصوص تیمور بود، نیز به همان شکل به چشم میخورد. در هرات نیز، که حومههای آن با »باغ«هایی با ارزش تولیدی فراوانی دربرمیگرفت، منازل اشرافی و سازمانهای مذهبی در کنار باغها قرار داشتند(پتروچیولی،۱۳۹۱، .(۲۷۸ وجود این باغها با مرغزارهای اطراف و ایجاد اشتغال و درآمدزایی از طریق آن، باعث گسترش شهر و سازمانهای مربوطه، در حوالی این باغها میشده است. چونانکه رشد و گسترش شهری و حکومتی سمرقند، پس از گسترش باغهای پیرامون شهر، به سمت خارج شهر و یا در جهت باغها کشیده میشود. چنین به نظر میرسد که مفهوم »باغ شهر« در اینجا به زیبایی نمایان است و شهری درون باغها و باغهایی درون شهر قرار گرفته است.

وجه تسمیه و مشخصات شهری سمرقند

در خصـوص وجـه تســمیه»سـمرقند« چنــین بـه نظـر مــیرسـد، قرارگیــری آن در کرانـه رود »سـیاب« کــه معنـی محلــی آن رودخانــه ســیاه مــیباشــد، یکــی از محتمــلتــرین فرضــیات در رابطــه بــا چگــونگی نــامگــذاری ایــن محــل مــی-باشد(.(Bianca,1996 در کتاب فرهنـگ نـامهـا و آبـادیهـای اصـفهان در رابطـه بـا پسـوند »قنـد« چنـین ذکـر شـده اسـت:

»…زفرقند« از دو جزء »زفر+قنـد« ترکیـب شـده اسـت کـه تخفیـف یافتـه و بـه ایـن صـورت درآمـده اسـت، بـه معنـی ژرف اســت، ولــی نوشــتن آن بــا »ظ« تــازی بــیشــک غلــط اســت. چــون واژه اصــیل ایرانــی را دلیلــی نــدارد بــه امــلای عربــی بنویسند. اما جـزء دوم »قنـد«مسـلماٌ بـه معنـای شـیرینی نیسـت و بـیشـک مـابین ژرف و عمیـق بـا شـیرینی هـیچ نسـبتی نیست؛ بنابراین »قند« هـم تحریـف یافتـه کلمـه دیگـری اسـت و ایـن امـر هـم سـابقه دارد و در بسـیاری از اسـامی از جملـه در»سمرقند« و »خوقند.« حقیقت این است که کلمه قنـد در ایـن دیـههـا و شـهرها تخفیـف یافتـه اسـت و بـه حکـم ایـنکـه رسمالخط آرامی هـم از روزگـاران هخامنشـی جریـان و سـریان بسـیار داشـته اسـت، ایـن اخـتلاط هـم طبیعـی و هـم آسـان مـینمایــد(مهریــار، ۱۳۸۲، .(۴۴۸ از اثــر محمــود کاشــغری مــیتــوان اســتنباط کــرد کــه از همــان زمــان او، ریشــه ترکــی نــام شهر سمرقند، در زبـان عامیانـه »سـمیزکنت۱«بـه معنـای شـهر چربـی یـا شـهر فربـه یـا شـهر ثروتمنـد بـوده اسـت(بارتولـد، ۱۳۸۷، .(۱۰۲ -۱۰۱ بـا شـروع جهـانگشــاییهـای تیمـور تجـاوزات چنــدبـارهاش بـه ایـران و پیــروزی او در ایـن جنـگهــا و

Semiz-kent 1

۳

انتقال هنرمندان، معماران، صـنعتگـران و پیشـهوران سـایر ملـل بـه سـمرقند(علـییـزدی، ۱۳۳۶، (۲۲۱-۲۲۰؛ و بـا توجـه بـه ثــروت، فراوانــی و توانمنــدی ایــن شــهر و پایتخــت بــزرگ کــه، بــه راســتی دیــدنی اســت، آن را »ســمیزکنت« یعنــی شــهر ثروتمند گویند. چـون »سـمیز« (بـه ترکـی) بـه معنـی ثروتمنـد و »کنـت« بـه مفهـوم شـهر یـا روستاسـت(کلاویخـو، ۱۳۷۴، .(۲۸۴ همگان سمرقند را به عنوان شـهر بـاغهـا شـناختند، چـرا کـه سـنت بـاغسـازی بـه خـوبی در آنجـا رواج یافتـه بـود. در زندگی شگفتآور تیمور ایـن چنـین آمـده اسـت کـه وی در سـمرقند سرابسـتانهـای بـیشـمار و کـاخهـای بلنـد بـه ترتیبـی شــگفت و وصــفی شــگرف ســاخته و بهتــرین نهــالهــا در آن نشــانده بــود(حیــدرنتاج، ۱۳۸۸، (۱۰، (Okane, 1998, 249-255)،((Golombek, 2006, 137-138 و(کلاویخــو، ۱۳۷۴، .(۲۸۴ طبــق مشــاهدات ابــنعربشــاه مــورخ، دربهــای کــاخ-های تیمور، با باغهای بزرگشـان هنگـامی کـه فرمـانروا در آنهـا اقامـت نداشـت، بـه روی مـردم سـمرقند چـه ثروتمنـد و چـه تهــیدســت بــاز بــوده اســت(بارتولــد، ۱۳۸۷، ج۲، .(۲۵۹ نویســنده کتــاب حــدودالعالم ســمرقند را چنــین توصــیف مــیکنــد: …

سمرقند شهری بزرگ اسـت و آبـادان و بـا نعمـت بسـیار و جـای بازرگانـان همـه جهـان اسـت و او را شهرستانسـت و قهنـدژ و ربض اسـت، و از بـالای بـام بازارشـان یکـی جـوی آب روانسـت از ارزیـر، و آب از کـوه بیـاورده و انـدر وی خانقـاه مانویـان است و ایشان را نغوشـاک خواننـد، و از وی کاغـذ خیـزد کـه بـه همـه جهـان برنـد و رود بخـارا بـر در سـمرقند بگـذرد(حـدود العالم، ۱۳۴۰، .(۱۰۸-۱۰۷

… جمعیت سمرقند که از همه ملل در آن هست جمعا با مردان و خانوادههای آنان بسیار زیادست و میتوان گفت که به ۱۵۰۰۰۰ تن میرسد. از مللی که به سمرقند آورده شدهاند، یکی ترکانند و دیگری تازیان، از همه اقوام و قبایل و نیز مسیحیان که در زمره آنان یونانیان و ارمنیان و کاتولیکها و نسطوریان و(هندیانی که با آتش بر پیشانی تعمید میگرفتهاند هستند. گروه آخر واقعا مسیحی هستند منتهی عقاید و افکار بخصوص دارند)،(کلاویخو، ۱۳۷۴، .(۲۸۵ جمعیت سمرقند چنان زیاد بود که برای همه آنان در داخل حصار شهر، خانه و مسکن یافته نمیشد و حتی در خیابانها و میدانهای پیرامون حصار شهر و آبادیهای اطراف آن هم، جا برای آنان نبود. ناگزیر در خانهها و محلات بزرگ موقتی در غارها و چادرها و سایه درختها که به راستی دیدن وضع آنان تماشایی بود منزل داده بودند(همان). چنین استنباط میشود که شرایط اقلیمی و آب و هوایی و پوششگیاهی مناسب، با وجود نهرهای پرآب پیرامون سمرقند و فراوانی و ارزانی انواع محصولات، شرایط مناسبی را برای ازدحام جمعیت در این شهر و پیرامون آن ایجاد کرده و شرایط به گونهای بوده که امکان زیستن در همه جای سمرقند و اطرافش وجود داشته است. چرا که کلاویخو به فراوانی جمعیت در این شهر و اطراف آن اذعان دارد