تپه هگمتانه

تپه باستانی هگمتانه با وسعتی نزدیک به ۴۰ هکتار در دل بافت قدیمی شهر همدان واقعی شده اسـت. ایـن اثـر باسـتانی بـا توجه به اشارات تاریخی و برداشت های اولیه محققین علوم تاریخ و باستان شناسی به عنوان هگمتانه باستانی و در برگیرنـده کاخ ها و آثار دوره های ماد و هخامنشی معرفی شده است.

عملیات آزاد سازی این اثر مهم باستانی از خانه های مسکونی و تجاری که روی آن واقـع شـده بـود از سـال هـای ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ هجری شمسی آغاز شد و تا سال های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ هجری شمسی حدود ۱۵هکتار آن یه عنوان فاز اول خریداری و تملک شد. کاوش های باستان شناسی از سال ۱۳۶۲ هجری شمسی توسط کارشناسان مجرب سازمان میراث فرهنگی آغـاز و تاکنون ۱۱فصل آن انجام شده است. ماحصل کاوش های علمی انجام شده، پیدایش شهری باستانی و گسترده است.

ساخت و سازهای این شهر باستانی عبارت است از: معابری به فاصله های مساوی و موازی یکدیگر که در حد فاصـل آن هـا واحد های ساختمانی کاملا مشابه و قرینه یکدیگر احداث شده است. این مجموعه را حصاری با قطری حدود ۱۰ متـر احاطـه می کند. به منظور پی بردن به وسعت و دیگر تاسیسات این شهر باستانی و شناخت ماهیت و تاریخ آن، تـداوم کـاوش هـا را ضروری می سازد. این مجموعه بی نظیر و جذاب در دل شهر همدان به صورت گسترده مورد استقبال و بازدیـد گردشـگران ایرانی و خارجی قرار دارد.

این شهر کهن، نخستین پایتخت ایران بوده و به همراه آتن در یونان و رم در ایتالیا، از معدود شهرهای باستانی جهـان اسـت که همچنان زنده و مهم است. هرودوت این شهر را ساخته دیاکو دانسته و گفته است که هفت دیوار داشته که هـر کـدام بـه رنگ یکی ازسیاره ها بوده اند.

نام و ریشه شناسی

نام این شهر در سنگ نوشته داریوش یکم در بیستون در زبان فارسی باستانهَمگمَتـانَ«»، در ایلامـی اَگ»مَ-دَ-نَ-« و در زبان اکدی اَ»گَ-مَ-تَ-نُ-«ثبت شده است. معمولاً چنین تفسیر می شود که این واژهَنگمَتَاز«» به معنای »محل گـرد آمدن« مشتق شده است و نتیجه گرفته می شود که پیش از شکل گیری دولت ماد، نوعی گردهم آیی مردمی در اینجا انجام می شد. هرودوت به یک گردهم آیی مادها که در آن دیاکو به شاهی برگزیده شد، اشاره می کند ولی محـل آن را مشـخص

۲

نمی کند. واژه ایلامیهَل.مَتَ….نَ« به معنای »سرزمین مادها«احتمالاً نباید درست باشد چرا که شهر پایتخـت مادهـا نمـی توانست نامی ایلامی داشته باشد یا »سرزمین« نامیده شود. جرج کرزن، پیشنهاد کرده است که با توجه بـه اینکـه در آن جـا هفت شهر، هگمتانه نامیده می شوند و چهارتای آن ها در پارس قرار دارند، این نام در واقع بـرای پایتخـت یـا شـهر شـاهی تعیین شده بود. در منابع باستانی و دیگر منابع، برای هگمتانه نام های مختلفی ذکر شـده اسـت: در زبـان یونـانی اِکباتانـا،… اِگباتانا«، در زبان لاتین »اکباتانا، اکباتانا، اکباتانیس پارتیوروم « در زبـان آرامـیاَحمِـتَ«»، در زبـاناَحمَتَن،هَمَـتَن،ارنـی»

اِکبَتَن« و در زبان فارسی میانههَمَدان().

بنا بر هر دو زمینه تاریخی و باستان شناسی، تطبیق هگمتانه با همدان، قطعی است. با این حال، کمبود آثار باقی مانـده قابـل مشاهده از دوران پیش از اسلام در این منطقه، باعث شده که برخی از نخستین بازدیدکنندگان اروپایی، مکان های جایگزینی همچون شوش، کنگاور و تخت سلیمان را برای هگمتانه پیشنهاد دهند.

همچنین، سکه هایی از زمان ساسانی کشف شده که محل ضرب آنها »اهمتان« قید شده است. نخستین اشاره نوشـتاری بـه نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامه بیست و چهارم سارل مانزر سوم ۸۳۶) قبل از میلاد) و سـارگن دوم ۷۱۵)قبـل از مـیلاد) بوده است که از این قوم و سرزمین آنان به نام »مادای« یا »آمادای« یاد کرده اند.

تاریخچه

با توجه به موقعیت و منابع استراتژیک هگمتانه، این محوطه احتمالاً پیش از هزاره یکم پیش از میلاد اشغال شده بود، هرچند که شواهد تاریخی و باستان شناختی در این مورد وجود ندارد. بنا به گفته هرودوت، هگمتانه در اواخـر سـده هشـتم پـیش از میلاد به عنوان پایتخت مادها توسط دیاکو برگزیده شد. هرودوت مجتمع شاهانه شامل قصر، خزانه داری و اقامت گاه نظامی که بر روی تپه ای ساخته شده بودند را توصیف می کند و می گوید که این مجتمع توسط هفت دیـوار متحـدالمرکز کـه هـر دیوار داخلی از دیوار بیرونی بلندتر بود و بر آن اِشراف داشت، ساخته شد. علی رغم دو سده درگیری در منـاطق مـادی مرکـز زاگرس، آشوریان هیچ گونه گزارش روشنی از هگمتانه ارائه نداده اند و ممکن است که آن ها هرگز در شرق الوند پـیش روی نکرده باشند. سنت های قدیمی دیگری، منشأ شهر هگمتانه را به سمیرامیس افسانه ای یا به جمشید نسبت میدهند.

مهاجرت ارمنی ها به ایران

نخستین سالهای سده هفدهم میلادی را تاریخ ورود ارامنه به ایران میدانند، یعنی زمـانی کـه شـاهعباس گـروه کثیـری از ارمنیان را از شهر جلفا واقع در کرانه رود ارس به مناطق مرکزی ایران کوچاند. ارمنستان جزئی از امپراتوری بـزرگ ایـران در زمان هخامنشیان بوده است. این وضعیت در دوره ساسانیان نیز که ارمنستان ساتراپنشین ایران بوده وجود داشـتهاسـت و در بسیاری از دورههای دیگر(ساتراپ ها حاکمانی بودند که از طرف حکومت ساسانی برای اداره ارمنسـتان تعیـین مـی شـدند) از سوی دیگر در سالهای ۶۶ تا ۴۲۸ میلادی شاخهای از خاندان اشکانیان بر ارمنستان حکومت میکردند که ارمنی بودند و در برخی دورههای کوتاه، مانند دوره تیگران بزرگ (پادشاه ارمنستان از سـال ۹۵پـیش از مـیلاد مسـیح تـا سـال ۵۵ مـیلادی) بخشهای قابلتوجهی از آذربایجان ایران امروز جزو قلمرو او بودهاند، که از دریا تا دریا، یعنی از دریـای مازنـدران تـا دریـای مدیترانه، گسترده بودهاست. بسیاری از مناطق پیرامون دریاچه اورمیه از زمانهای دور ارمنینشین بودهاند و ارامنه این مناطق به یک معنا هرگز به ایران نیامدهاند، همانجا بودهاند. امّا درباره ارامنهای که در مناطق دیگر ایران (غیـر از آذربایجـان غربـی امروز) سکونت داشتهاند آنها از ابتدا آن جا نبودهاند، خود نیز نیامدهاند، آنها را آوردهاند یا بـه اسـارت آوردهانـد یـا بـه کـوچ مجبورشان کردهاند. دور جدید مهاجرتهای اجباری ارامنه به ایران در زمان حمله سلجوقیان رخ داده است.

۳

در حمله سلجوقیان به ارمنستان در سال ۱۰۴۸ میلاد به نوشته اورهایِتسی (مورخ ارمنی) یک صـدوپنجاه هـزار نفـر را از دم تیغ گذرانده و همین تعداد را به زور به ایران راندهاند. تاریخ مختصر جامعه ارمنی در ایران، ادیک باغداساریان (به زبان ارمنی)، بعد از فروپاشی دولت مستقل ارمنی در سده یازدهم میلادی، مناطق ارمنینشین ماکو، سلماس، خوی، اورمیـه و قـره بـاغ در مرزهای حکومت ایران جای میگیرند. در زمان مغولها نیز در سالهای ۱۲۳۸ – ۱۲۳۷میلادی تعدادی از ارامنه به اسارت بـه ایران آورده شدهاند. به گواه منابع تاریخی در ایران همواره جوامع کوچک ارمنی وجود داشتهاند، امّا اینها پراکنده بودند، فاقـد فرهنگ و ویژگیهای قومشناختی مشترک بودند، با هم ارتباط نداشتند و یـک جامعـه قـومی واحـد را تشـکیل نمیدادنـد. از ارامنهای که به اسارت به ایران آورده میشدند، گروهی در راه کشته میشدند و گروهی دیگر میتوانستند خـود را بـه عنـوان صنعتکار و بازرگان اثبات کنند و یک زندگی معمولی در پیش بگیرند. این که بیشتر ارامنه به اجبار به مناطق مرکـزی ایـران آورده میشدند پیآمدهای مهمی در خاطره جمعی آنها داشته است. کسی که به اجبار به جایی برده شود بسیار دیر آن جـا را از آن خود میداند. این پیشینه تاریخی نشان میدهد که آوردن ارامنه به اصفهان توسط شاهعباس صـفوی کـار بیسـابقهای نبودهاست. الگوی کوچ اجباری پیش از او نیز بوده است، اما جابهجاییهای جمعیتی اجبـاری پـیش از او گسـتردگی کـمتـری داشته و از آنها مدارک بسیار کمتری به جا ماندهاست. (طاهری، (۳۴:۱۳۹۰

ورود ارامنه به همدان

در ۱۶۷۶م، شماری از ارمنیانی که به دستور شاه عباس به اصفهان منتقل شـده بودنـد و همچنـین مهـاجران و تجـار ارمنـی روسیه، به درخواست والی همدان، در این شهر اقامت گزیدند. تعدادی از این ارمنیان در خود شهر همدان و در محلهای به نام سرقلعه اجتماع و کلیسایی به نام استپانوس مقدس بنا کردند. تعداد دیگری نیز در بخش شرقی همدان و در روستای شـورین سکونت داده شدند. این روستا در ۱۹۴۰م از ارمنیان خالی شد.

حمام قدیمی ارامنه

همان طور که گفتیم حضور ارامنه در استان همدان و همزیستی مسالمت امیزاین کیش الاهی ما مردم ایـن شـهر بـه قرنهـا پیش بر میگردد.اما به طور کلی عمده ترین کوچ ارامنه و اسکان ایشان در همدان مربوط به دوره صفوی و پادشاه پـر قـدرت این سلسله یعنی شاه عباس کبیر است .پیروان این کیش به علت اداب و مناسک جداگانه با اکثریت مسلمانان این شهر طبعـا به ایجاد و پایه گذاری و ساختن مکانهای عمومی با سبک و سیاق خویش و البته با بهره گیری از علوم و فنـون گسـترده ی معماری ایرانی و اسلامی پرداختند.محله ی ارامنه همدان در کنار تپه ای باستانی هگمتانه (کهن شهر ایران)به علت مرکزیت آن زمان این قست از شهر در کنار سایر بناها، مساجد،راسته هاوبازارها بنـا گردید.وبـه طبـع آن کلیسا،حما،گورسـتان و….نیـز دراین مکان بر پا گردید.

ارتباط تنگا تنگ بین اثاربه جا مانده از ارامنه وتپه باستانی هگمتانه باعث شد تا جمع آوری و رسیدگی به بناها و آثار به یادگار مانده پیروان این کیش الاهی که البته جزی از تاریخ همزیستی ومیراث فرهنگی ایـران زمـین اسـت.در دسـتور کارمـدیریت محوطه باستانی هگمتانه قرار گیرد .تا علاوه بر اشنا شدن ایندگان از گذشته پر بار معماری و فرهنگی سرزمینمان با باز سازی وبهینه سازی این قبیل بنا ها با ایجاد فضای مطلوب جهت بازدید علاقه مندان و پویندگان و پژوهشگران در حوزه ای دین و فرهنگ و همچنین مردم عزیز ایران باشد.