مقدمه

اختلالهای شخصیت۱ از مهمترین مشکلات اجتماعی و پزشکی است و روانپزشکان متخصصان بهداشت روانی به این اختلالها توجه زیادی دارند. اختلالات شخصیت الگویی پایدار از تجربه رفتار شخصی هستند که آشکارا با انتظارات فرهنگ فرد مغایرت دارند، فراگیر ثابت هستند و باعث و انعطافناپذیر هستند و در دامنه وسیعی از موقعیتهای ارتجاعی رواج داشته، در طول زمان درماندگی یا نارسایی میشوند معمولاً شروع آنها در نوجوانی یا شروع جوانی است. در این اختلالات، ویژگیهای پایدار شخص مانع ارتباط مناسب فرد با محیط میشود و عملکرد فردی و اجتماعی او را مختل میکند (دیویدسون۲، .(۲۰۰۹

اختلالات شخصیت از دوران کودکی شروع شده و در تمام دوران بزرگسالی ادامه مییابد.اختلالی شایع و مزمن میباشد. عمومیت و رواج انواع اختلالات شخصیتی بهطور دقیق و واضح مشخص نمیباشد و بسته به نوع اختلال، متفاوت میباشد. شیوع این اختلالها در جمعیت عادی بین ۱۱ تا ۲۳ درصد گزارششده که رقمی هشداردهنده است. یعنی از هر ۴ تا ۱۰ نفر، بدون توجه به وضعیت اقتصادی، اجتماعی، یک نفر مبتلابه اختلال شخصیت است. همچنین حدود نیمی از بیماران روانپزشکی دچار اختلال شخصیت هستند که همراه با اختلالات محور I است (راهنمایی تشخصی،۲۰۱۴؛ به نقل از سید محمدی ،.(۱۳۹۳

اختلالات شخصیت شامل سه خوشه است که عبارتاند از: اختلالات خوشه A شامل اختلالات پارانویید۳، اسکیزوئید۴ و اسکیزوتایپی.۵ افراد مبتلابه این اختلالات اغلب غیرعادی، نامتعارف و غریب به نظر میرسد و اختلالات خوشه B شامل اختلالات ضداجتماعی۶، مرزی۷، نمایشی۸ و خودشیفته.۹ این افراد اغلب نمایشی، هیجانی یا دم دمی به نظر میآیند و اختلالات خوشه C شامل اختلالات اجتنابی۱۰، وابسته ۱۱، وسواسی-جبری۱۲ که افراد مبتلا به این اختلالها اغلب مضطرب یا بیمناک به نظر میرسند (اکبری، .(۲۰۰۸ اختلالات شخصیت دسته ی C (دوری گزین۱۳، وابسته، وسواسی-جبری و اختلال شخصیت نامعین(۱۴ ممکن است مبنای وراثتی داشته باشند. بیماران دچار اختلال شخصیت دوری گزین اغلب سطح اضطراب بالایی دارند. همگامی صفات وسواسی-جبری در دوقلوهای تک تخمکی بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی است و افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری برخی از علایم افسردگی را هم دارند (اکبری، .(۲۰۰۸

۱ Personality disorders 2 Davidson 3 Paranoid 4 Schizoid 5 Schizotypy 6 untisocial 7 Border 8 Dramatic 9 Narcissistic

۱۰ Avoidant disorder 11 Dependent 12 Obsessive-Compulsive Disorder 13 Avoidance

۱۴ Unspecified personality disorder

۲

اخراًی محققان از نظریه دلبستگی برای درک اختلالات روانی و شخصیتی استفاده کردهاند در اینجا عوامل ارتباطی به مثابه علت فرضی مورد توجه قرارگرفته است با شروع مطالعات اولیه بررسی دلبستگی و آسیبشناسی روانی در دهه گذشته، نظریه دلبستگی به مطالعه نقش دوران پس از کودکی پرداخته است این نظریه میتواند چارچوب تحولی قاطعی برای درک این سؤال که چگونه روابط صمیمانه و نزدیک اولیه و بعدی بر ساختار شخصیتی، عاطفی و شناختی اثر میگذارند، فراهم سازد (بشارت، .(۱۳۸۸

اینثورث(۲۰۰۳) ۱ سبکهای دلبستگی را به دو سبک ایمن و ناایمن طبقهبندی کرد که سبک ناایمن خود شامل سبک دلبستگی دوسو گرا و سبک دلبستگی اجتنابی است ازنظر او دلبستگی برای رشد روانی و عادی، تحول شخصیت به هنجار و روابط هیجانی سالم ضروری است. دلبستگی، اساس سلامت هیجانی، روابط اجتماعی و نگرش به هنجار فرد به دنیا تلقی میشود. بالبی(۱۹۹۲) ۲ معتقد است تحول دلبستگی زمینهساز شکلگیری شخصیت به هنجار و یا نابهنجار در افراد است به نظر میرسند در افراد مبتلا به اختلالات شخصیت الگوهای عملی درونی از »خود« و »دیگری« ناکارآمد بوده و به روزآوری نشده باشند. درنتیجه انعطاف ناپذیر بوده و پردازش اطلاعات را دفاعی و انتخابی کرده و تحول را به درون مسیر غیر بهینه منحرف میسازند این فرآیندهای دفاعی زمینه انواع اختلالات را در شخصیت فرد فراهم میسازند. جان بالبی (۱۹۹۲)، بر اساس مشاهده ویژگیهای روابط مادر- کودک در موقعیتهای مختلف به این نتیجه رسید که پیوندهای مادر-کودک مسئول تنظیم تجربههای عاطفی و رفتاری او هستند. الگوهای عمل انسان تحت تأثیر تجارب مکرر روزانه کودک با چهرههای دلبستگی ساخته میشوند.

یکی دیگر از عوامل مؤثر بر اختلالات شخصیت خوشهی سه باورهای غیرمنطقی میباشد. باورهای ناکارآمد، نگرشها و باورهایی هستند که فرد را مستعد آشفتگیهای روانی میکند. این باورها که در اثر تجربه نسبت به خود و جهان کسب میشوند، فرد را آماده میسازند تا موقعیتهای خاص را بیشازحد منفی و ناکارآمد تعبیر کنند. ازنظر بک باورهای های ناکارآمد معیارهای انعطافناپذیر و کمال گرایانه هستند که فرد از آن برای قضاوت دربارهی خود و دیگران استفاده ۳میکند. از انجا که این باورها انعطافناپذیر۴، افراطی و مقاوم در مقابل تغییراند، ناکارآمد یا نابارور نابارور قلمداد میشوند (دیوید سون۵، (۲۰۰۹ درواقع نگرشهای ناکارآمد که بنیادهای آشفته کنندهی افراد را تشکیل میدهند، دو ویژگی اساسی دارند (الیس، ۲۰۰۶؛ به نقل از بشارت، (۱۳۸۸؛ اولاً آنها در درون خود توقعات خشک، جزئی و قدرتمندی دارند کهمعمولاً در قالب کلماتی چون باید، حتماً، الزاماًو ضرورتاً بیان میشوند، ثاناًی موجب انتسابهای بسیار نامعقول و تعمیم مفرط و فاجعهآمیزمی شوند. پژوهشها نشان میدهد که شانس بروز اختلالات روانی طی یک سال، در صورت افزایش نمرههای نگرش ناکارآمد بهطور معناداری افزایش مییابد (ویچ۶ و همکاران .(۲۰۰۳

از ویژگیهای افراد مبتلابه اختلال شخصیت دستهی C باورهای شناختی و فراشناختی نادرست در مورد خود و هویت خویش شامل عدم تعادل بین ابعاد مثبت و منفی خود است. بنابراین افراد دارای اختلال شخصیت در یک موقعیت رفتاری فقط از یک زاویه به مسائلی مینگرد و آن زاویهای است که منافع شخصی آنها را ارضای میکند. این مسئله میتواند ناشی از مؤلفههای روانشناختی ناکارآمد همچنین باورهای نادرست برخوردار با مسائل باشند. باورهایی که میتواند سببساز تحریفهای شناختی و ایجادکنندهی هیجانهای منفی همچون پرخاشگری

۱ Ainsworth 2 Bowlby 3 Hezen g shior

۴ Hulestid g miler 5 Davison, Neale & Kring 6 Weich

۳

باشند.وجود چنین ویژگیهای شخصیتی میتواند سببساز مشکلات عدیدهای برای افراد در تعامل با این نوع شخصیتها ایجاد کند و افراد نزدیک را در تکاپوی راه درمانی برانگیزاند (اکبری، .(۲۰۰۸
بهطور خلاصه چندین عامل روانشناختی در اختلالات شخصیت دخیل هستند، ازجمله سبکهای دلبستگی و باورهای غیرمنطقی۱ میباشند که در اختلال شخصیت دستهی اضطرابی بهعنوان عامل واسطهای ابتلا به بیماریهای روانی از اهمیت بسزایی برخوردار است. همچنین نتایج تحقیات (بشارت و همکاران، ۱۳۹۱؛ سروقد ، ۱۳۹۰؛ کولینز و رید۲، ۱۹۹۰؛ واردن۳ و همکاران، ۲۰۰۸؛ هازن و شیور۴، (۱۹۸۷ نشان دادند که باورهای غیر منطقی با سبک های دلبستگی ایمن رابطه منفی و بین سبک های ناایمن با باورهای غیر منطقی رابطه مثبت وجود دارد. با توجه به اهمیت و نقش سبک های دلبستگی و باور های غیر منطقی در شکلگیری و تداوم اختلالهای روانی هدف پژوهش حاضر آن است که ببیند آیا سبکهای دلبستگی و باور های غیر منطقی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خوشه C با افراد سالم تفاوت دارد؟ یا خیر؟