-۱ مقدمه

ایران در کنار تمدنهای مصری و بینالنهرین و نیز تمدن هلنی و یونانی، یکی از مراکز عمده و اولیه شهرنشینی بوده است و همچنانکه به وامگیری اصول شهرسازی و قوانی و آداب شهرنشینی دست زده، معماری خاص خود و آداب شهریاری و اصول شهرداری مشهورش را وام داده است. معماری شهری ایران تحت تأثیر و نماینده دورانهای تاریخی خاصی است که تحت عناوینی چون باستان و اسلامی، از سرگذرانده است، چنانکه تحت تقسیماتی چون شهرهای پیش از اسلام و شهرهای دوران اسلامی معرفی میشود. در دوران اسلامی ، قاجار از لحاظ شهرنشینی ویژگیهای خاصی دارد. این خاص بودن به دلیل به همرسیدن میراث شهرسازی و شهرنشینی دوران باستان و دوران اسلامی و تلاقی این دو میراث هرچند مختصر و ابتدایی، با اصول و نیازهای شهری دنیای جدید است. جهانگردان و سیاحان اروپایی با ارائه اطلاعات دقیق در سفرنامههای خود از شهرها و معماری آنها منبع مناسبی در این پژوهش به شمار می آیند. وسعت اطلاعات دریافتی از سفرنامهها، که هم شامل کالبد مادی و معماری و جغرافیای شهری میشود و هم روح جامعه و آداب و رسوم آن را دربر میگیرد، باعث میشود که به شناخت سیمای شهری ایران در این دوره، به شکل خاصپرداخته اما به دلیل تعدد شهرهای ذکر شده در سفرنامه ها و پراکندگی مطالب در این خصوص، به مراکز و پایتخت ها به عنوان شاخص بررسی مورد توجه قرار گیرند.

-۲تاریخچه شهرنشینی: شهر و شهرنشینی در ایران براساس شواهد به دست آمده قدمتی طولانی دارد(رهنمایی و شاه حسینی، (۲۶ :۱۳۸۹، آغاز شهرنشینی در ایران را باید حدود سه زهار سال قبل از میلاد دانست(نظریان، .(۴۹ :۱۳۸۸ در یک تقسیمبندی شهرنشینی در ایران را میتواندر دو دوران تاریخی یکی دوران باستان(از آغاز تا اسلام) و دیگر دوران اسلامی (اشرف، (۷ :۱۳۵۳ که تا زمان حاضر بررسی کرد(شیعه، (۱۸۳ :۱۳۷۸ بر طبق گفته سلطانزاده، اطلاعات موجود از ابتدای عهد باستان بسیار اندک است. شهرهای مهم عیلامی، مادی و هخامنشی بیشتر جنبه حکومتی، اداری و گاه حکومتی ـ مذهبی داشتند و تعداد و جمعیت آنها قابل

۱

ملاحظه نبود. در دوره سلوکیان و پارتها تعداد قابل توجهی شهر در نقاط گوناگون کشور ، باتوجه به مصالح بازرگانی و نظامی، نباشد. این شهر، برعکس دورههای پیش استقلالی نسبی در امور داخلی و نهادهای مربوطه داشتند. در دوره ساسانیان، شهرهای بسیاری به و سیله پادشاهان، شاهان و حکام پدید آمد و به تدریج در اواخر این دوره، جنب و جوش و حرکت بی سابقهای در شهر ایجاد شد اما برخلاف دوره قبل، استقلال و خود مختاری آنها تحت حکومت متتمرکز ساسانیان از بین رفت(سلطانزاده، :۱۳۶۲ مقدمه) -۳ شهرهای ایران دوران اسلامی: از پی هم آمدن سلسلههای مختلف در ایران نه تنها روند شهرسازی را کند نکرد، بلکه هر

یک از آنها شهرهایی با ویژگیهای منحصر به فرد به وجود آوردند، آنچنان که سلسلههای مت/دخر شهرهایی با عظمت بیشتر بنا کردهاند. نکته قابل توجه تأثیر مستقیم ایدئولوژیهای حاکم بر جامعه در شهرسازی دورههای مختلف است. به این معنی که با تغییر طرز فکر و اعتقادات حاکم فرم و شکل شهرها نیز تغییر کرده است. در دوره هخامنشی شکل شهرها براساس جامعه طبقاتی آن دوران بوده است. به همین ترتیب، جریان شهرسازی و تأثیرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ساخت شهرها را در دوران اسلامی میتوان دید. اساس زندگی شهری در دوره اسلامی از شهرنشینی دوره ساسانی مایه گرفته است. با وجود این شهرهای دوره اسلامی ویژگیهای منحصربه فردی داشتند که به راحتی می شد آنها را از شهرهای پیش از اسلام جدا کرد. به بیان دیگر، میتوان این گونه قلمداد کرد که شهرهای اسلامی از یک سو، از ادامه یافتن و از سوی دیگر، از دگرگونی زندگی شهری ساسانی پدید آمدند.(اشرف، .(۱۰ :۱۳۵۳

یکی از دلایل رشد شهرنشینی در دوره اسلامی اهمیتی است که اسلام به شهرها میدهد. با آغاز دوره اسلامی ، نظام اجتماعی تغییر یافت و تحت تأثیر آن نظم سیاسی و اقتصادی جامعه و به دنبال آن ساختار شهری نیز دستحوش تغییرات بسیاری شد. از آنجا که ایدئولوژی اسلامی برای رسیدن به آرمانهای خود نیاز به شهر و شهرنشینی داشت، بیشترین تغییرات را در نظام شهری میتوان دید. شهرهای قدیمی تغییر شکل یافته و در وضعیت جدید خود شکل اسلامی به خود گرفتند(نظریان، .(۲۱ :۱۳۷۴ شهرهای قدیمی، که به تبع اسلام تغییر کرده بودند، در ساختار جدیدشان رنگ و بوی اسلامی به خود گرفتند. آتشکدهها ویران شده و به جای آنها مساجد جامع بنا شدند. تقسیمات شهری دوره ساسانی(کهندژ، شارستان و ربض) جای خود را به مراکز دیوانی و نظامی، مذبی، بازارها و محله شهر، که اغلب خاستگاه قومی، نژادی، قبیلهای و مذهبی داشتند، دادند. در مناطق بیرون شهر(ربض)، بازارها و خیابانهای اصلی از شمال به جنوب و از شرق به غرب شهر کشیده شده بودند(اشرف، .(۲۳ :۱۳۵۳ یکی از مهمترین شاخصههای شهر در این دوره، داشتن مسجد جامع بود، البته عکس آن صادق نبود؛ یعنی هرجا که مسجد جامع داشت، شهر محسوب نمیشد(همان: (۱۳

در این دوره، وضع سیاسی(اداری و نظامی)، اقتصادی و اجتماعی شهر همچنان پابرجا ماند و به علت وسعت امپراتوری اسلامی و گسترش بازار مبادلات در قرنهای سوم و چهارم، شهرنشینی رونق فراوان یافت و سیمای شهرها دگرگون شد. در دوره اسلامی، سازمانهای دینی نیز در شالوده زندگی شهری اهمیت زیادی یافت و مسجد آدینه یا مسجد جامع از اجزای اصلی نظام اجتماعی شهر شد. در این دوره، شهرها و روستاهای پیرامون آنها در نظامهای منطقهای به یکدیگر پیوند خوردند و مجموعه همبستهای پدید آوردند. اساس این پیوند همبستگی جدایی ناپذیر صنایع دستی و بازرگانی با فعالیتهای کشاورزی بود. بدین معنی که تقسیم کار میان شهر و روستا، به آن صورتی که در شهرهای قرون وسطایی اروپا دیده میشود، در منطقههای شهری شکل نگرفت. در مواردی که هر محله پیرو یکی از مذاهب اسلامی بود، همبستگی هر یک از محلههای شهر با روستاهای پیرامون، که هممذهب با آن بود، بیش از همبستگی محلهها با هم بود. بسیاری از محلات شهر خصوصیات روستایی داشتند و بسیاری از روستاها به تولیدات صنعتی می پرداختند. با این همه، شهر و روستا با هم تفاوتهای پراهمیتی نیز داشتند(همان: (۱۰

یکی از مهمترین عواملی که اشرف برای تحول و دگرگونی شهرهای ایرانی در اوایل دوره اسلامی مطرح میکند، رشد و توسعه سریع بازرگانی و تولیدات صنعتی شهرهاست. او اعتقاد دارد، در قرنهای سوم و چهارم هجری، با توسعه صنعت و بازرگانی، رفته رفتهاز اهمیت شهرستان کاسته شد و ربض، که جمعیت و کارکرد اقتصادی آن به سرعت بالا میرفت، جایگاه مهمتری یافت. از نظر او، گسترش زیاد حرفهها و صنایع، داد و ستد و بازارها موجب انتقال سریعتر جمعیت به حومه شهر یا ربض بود. اعراب نیز شهرهایی در ایران پایهریزی کردند. بیشتر این شهرها ارودگاههای نظامی بودند که در کنار شهرهای قدیمی آن یا هلیوپولیس بنا کردند. گاهی نیز شهرهای تازهساز را دور از سکونتگاه های قدیمی برپا کردند، مانند حرفه و قیران… گاهی نیز قلعههای نظامی گسترش یافته و به

۲

صورت شهرهایی که کارکرد اداری و نظامی داشتند درمیآمدند(همان: .(۱۶ برخی نیز شهرهایی بودند که مردم در پیرامون مزار پیشوایان دینی بنا میکردند. شیعه، شهرهای شکلگرفته در قرون اولیه اسلامی را در پنج گروه خلاصه کرده است:

-۱ شهرهای نوساز به عنوان مظهر قدرت حکومت اسلامی که اردوگاه نظامی نیز بودند(مانند بغداد)؛ -۲ شهرهایی که بر اثر گسترش حلقههای نظامی توسعه یافت(با رنگ و بوی ایرانی)؛ -۳ ایجاد شهرهای جدید در کنار شهر قدیمی(مثل شیراز)؛ -۴ شهرهای جدید که در کنار مزار بزرگان مذهبی ایجاد شد(مانند قم و کاشان و مراغه)؛ -۵ شهرهایی بر اثر احداث مسجد یا ساختمان جدید و یا انتخاب آن به عنوان دارالاماره رشد کرده یا احیا شد(مثل ری و اصفهان) (شیعه، (۱۹۴ :۱۳۸۸

اما اوج شهرنشینی در قرنهای سوم و چهارم هجری اتفاق افتادساساً. آغاز رونق شهرنشینی در امپراتوری اسلامی را میتوان از قرن سوم و چهارم هجری و به نوعی تا قرن ششم هجری دانست که در آن شهرگرایی و شهرنشینی گسترشی بس عظیم یافته و شهرهای بزرگ با جمعیتی حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر و بیشتر بودند؛ حتی جمعیت آنها را به نیم میلیون نفر تخمین زدهاند(سلطانزاده، :۱۳۶۵ .(۹۷ رونق بازرگانی در امپراتوری اسلامی از مهمترین عوامل رشد این شهرها بودند. این شهرها اکثراً در مسیرهای کاروان و ارتباطات بازرگانی قرار داشتند(نظریان، .(۲۲ :۱۳۷۴ این رونق و توسعه به حدی بود که شهرهای اسلامی از شهرهای اروپا در قورن وسطی مهمتر و پرجمعیت تر بودند(اشرف، .(۱۶ :۱۳۵۳ بازارهای این دوره شلوغترین و پررونقترین در نوع خود بودند. صنایع رشد چشمگیری داشت و تجارت و بازرگانی توسعه بسیار یافته بود. در این دوره، که تقریباً با عصر سلجوقی همزمان است، کالبد شهر عبارت بود از: یک

میدان اصلی با کاخها، دیوانها، مسجد جامع و گاهی بیمارستانی در پیرامون آن. بازار شهر نیز به میدان اصلی با کاخها، دیوانها، مسجد جامع و گاهی بیمارستانی در پیرامون آن، بازار شهر نیز به میدان اصلی باز میشد. محلات شهری، بنا به موقعیت، در کنار قرار گرفته بودند. مدرسهها و مساجد و حمام و بازارچهها و …. در جای خود قرار داشتند و هم اینها را دیواری از سنگ دربرگرفته بود(حبیبی، (۷۷ :۱۳۸۷

بنای مسجد جامع در شهرهای اسلامی همیشه در کنار بازار شهر قرار دارد. بازار قلب اقتصادی شهر بوده و نه تنها محل خرید و فروش کالا، بلکه محل پیشهوریهای مختلف نیز هست. در بازار شهرهای اسلامی، معمولاً هر راسته به یک نوع فعالیت اختصاص دارد. در کمربند بیرونی بازار، معمولاً قسمت مسکونی شهر قرار دارد. هر گروه اجتماعی ـ اقتصادی، براساس مذاهب، مشاغل، نژاد، زبان، قومیت و حتی گروههای اجتماعی، برای خود محلات خاصی به وجود آوردهاند. در این شهرها، حصار شهر همه این عناصر شهری را، به صورت کمربندی، در خود جای داده و دارای تعدادی دروازه است. قلعه دفاعی شهر نیز به حصار شهر متصل است. در خارج از برج و باروی شهر گورستانها قرار دارند و هر گروه مذهبی گورستان جداگانهای دارد. بیرون از حصار معمولاً بازارهای روستایی تشکیل میشوند(شفقی، (۵۵ :۱۳۸۴ اما از آنجا که هر فرازی فرودی دارد، روند صعودی توسعه شهرها نیز با حمله مغول فرودی ناخوشایند داشت. مغولها بیابان گرد بودند و شناختی از شهر و شهرنشینی نداشتند، درنتیجه با تمام مظاهر زندگی شهری به مقابله پرداختند. به جز ویران کردن شهرها و کشتار مردم، که خود مهمترین دلیل رکود شهر و شهرنشینی در این زمان بود، دریافت مالیاتهای سنگین(تمغا) از پیشهوران و صنعتگران(چه شهری و چه روستایی)نیز به این رکود دامن میزد(اشراف، (۱۴ :۱۳۵۳ البته این بی قانونی و نبود دولت تا یک قرن ادامه یافت و پس از آن، مغولها با گذر زمان تسلیم تمدن برتر شدند. ساخت بناهای باشکوه، مثل امیر چخماق در یزد و میدان حسن پادشاه در تبریز، از زنده بودن سنتهای شهرسازی در این دوره خبر میدهد اما هنوز علی رغم همه ایلغارها و ویرانیها، شهر به عنوان مظهر وحدت سه جامع ایلی، روستایی و شهری نقش خود را بازی میکند و بر این امر باقی

میماند(حبیبی، (۸۶ :۱۳۸۷ -۳-۱ عناصر سازنده شهرهای اسلامی: برای شهرهای اسلامی در قرون اولیه میتوان دو پایه اصل درنظر گرفت:

مسجد جامع و عمارت اصلی دولتی در کنار آن و بازار. در قرون بعدی، فضاهای دیگری مثل مدرسه و میدان نیز به این دو رکن اصلی افزوده شد(شیعه، .(۱۹۶ :۱۳۸۸ البته برخی از کارشناسان در کنار این دو عنصر اصلی؛ یعنی مسجد و بازار، ارگ یا مقر حکومتی را نیز، به عنوان سومین مشخصه اصلی شهر اسلامی، درنظر میگیرند ولی چون بازار و مسجد در طول زمان دست خوش تغییرات بیشتری بودند و تأثیر آنها در توسعه شهرها بسیار بیشتر از ارگ است، در این بخش تنها به این دو مؤلفه پرداخته خواهد شد.