مقدمه

سازند کنگان، به سن تریاس بزرگترین ذخایر گازی در خاور میانه و جهان را دارا میباشد . (Aali et al., 2006; Insalaco et al., 2006) از این رو شناخت بهتر ویژگیهای مخزن ی سازند مذکور و ارائه تصویر مناسبی از محیط رسوبی و فرآیندهای دیاژنتیکی آن دارای اهمیت بسیار میباشد. میدان لاوان که در آبهای خلیج فارس واقع است به عنوان بخشی از بزرگترین میدان گازی

جهان می باشد که مخازن کربناته سازند کنگان به عنوان سنگ مخزن این میدان از توالی های کربناته – تبخیری تشکیل شده است که فرآیندهای مختلف دیاژنزی در طول زمان بر کیفیت مخزنی آن تأثیر گذاشته است .(Zeigler 2001; Rahimpour – Bonab et al., 2010) هدف از این مطالعه شناخت رخساره ها و محیط رسوبی، فرآیندهای دیاژنزی و تأثیر آنها بر روی کیفیت مخزنی سازند کنگان می باشد. با توجه به اینکه دیاژنز باعث افزایش یا کاهش کیفیت مخزنی در مخازن هیدروکربوری می شود، در این مطالعه سعی شده است که اثر دیاژنز در کیفیت مخزنی واحدهای مخزنی سازند

کنگان بررسی شود.

موقعیت جغرافیایی و روش مطالعه

لاوان جزیرهای ا ست مرجانی، مربوط به دوره چهارم زمین شناسی و در فاصله حدود ۱۶ کیلومتری سواحل ایران ( مقابل بندر مقام) قرار گرفته است (شکل . (۱ این جزیره با مختصات جغرافیایی ۵۳ œ ۰۰ ۰۰ طول جغرافیایی ۲۶ œ ۵۰ ۰۰ عرض جغرافیایی پس از قشم و کیش بزرگترین جزیره ایران در آب های خلیج فارس و دورترین جزیره نسبت به مرکز استان هرمزگان می

باشد. این جزیره از شمال شرقی به بندر مقام، از شرق به جزیره شیتور و از جنوب به حوضههای نفتی رسالت، رشادت و سلمان محدود میشود.

شکل.۱ موقعیت جغرافیایی جزیره لاوان در خلیج فارس (یحیایی و حناچی، .(۱۳۸۶

۳۳

مجله زمین شناسی کاربردی پیشرفته

به منظور شناسایی اجزاء سازنده سازند کنگان و فراوانی این اجزاء برای تشخیص میکروفاسیس ها و محیط رسوبی و همچنین بررسی فرآیندهای دیاژنزی تعداد ۸۱۰ مقطع نازک انتخاب و مطالعه گردید. به منظور تشخیص کلسیت از دولومیت از روش (Dickson, 1965) استفاده گردید. به منظور نامگذاری رخساره ها و سنگ های آهکی از طبقه بندی سنگهای کربناته (Dunham, 1962)، و در توصیف میکروفاسیسها از تقسیم بندی ( Flugel, (2010 استفاده گردید. به منظور نام گذاری دولومیتها از مقاله ( Adabi, (2009 استفاده شده است. از نرم افزار تحلیل گر تصاویر برای محاسبه درصد انواع تخلخل در تمام زیر زون ها استفاده شده است.

رخساره ها و محیط رسوبی

در میدان لاوان، سازند کنگان شامل ۲۰۰ متر توالی کربناته (سنگ آهک، آهک دولومیتی و دولومیت) به همراه لایه های انیدریتی می باشد که از ۱۶۴ متر آن مغزه گیری شده است. در بخشهای ابتدایی (بخش پایینی واحد مخزنی (K2 دارای ۴۲/۶ متر لیتولوژی آهکی و آهک دولومیتی است. در ادامه و در بخشهای بالاتر (بخش بالایی واحد مخزنی K2 و بخشهای پایینی واحد مخزنی (K1 لیتولوژی این سازند عمدتاً دولومیتی است و دارای ضخامت ۴۶/۵ متر میباشد. ادامه توالی سازند کنگان که ضخامتی معادل ۷۵ متر را در بر می-

گیرد عمدتاً دارای لیتولوژی آهکی است (شکل.(۲

بر اساس مطالعات میکروسکوپی و ماکروسکوپی تعداد ۱۱ رخساره رسوبی در سازند کنگان شناسایی گردید:

رخساره کمربند پهنه جزر و مدی فنسترال دولومادستون (F1)

این رخساره که در بخش فوقانی پهنه های کشندی واقع شده است. وجود مادستون دولومیتی با ساختار فنسترال، فقدان فسیل و ماتریکس گلی نشان می دهد این رخساره در شرایط انرژی کم، در نزدیکی سطح و در زیر محیط بالای جزرومدی نهشته شده است ( Adabi and Asadi, 2008; Adabi et al., .(2010 آلوکمهای این رخساره پلوئید و ندرتاً خردههای اسکلتی به ویژه دو کفهایهاست (شکل.(A -3 افزایش دولومیتی شدن و رشد بلورهای دولومیت

در مرحله دیاژنز تدفینی (تخلخل بین بلوری) و در مواردی وجود تخلخل فنسترال باعث ایجاد کیفیت مخزنی متوسط در ا ین رخساره شده ولی به طور کل از کیفیت مخزنی پایینی برخوردار است. فرآیند دیاژنتیکی رایج در این رخساره دولومیتی شدن و انیدریتی شدن است. این رخساره نشان دهنده خروج رسوبات از آب می باشد. این رخساره در واحد مخزنی K1 گسترش بیشتری

دارد.

باندستون استروماتولیتی با فابریک موجی تا لامینهای (F2)

این رخساره میکروبیالی از لحاظ لیتولوژی یک آهک دولومیتی شده در پهنه جزر و مدی محسوب میشود. رخساره استروماتولیتی با لامیناسیونهای

نواری و موجی همراه با فیلامنت های جلبکی در این رخساره میباشد. این
رخساره در قسمتهای میان ی پهنه جزر و مدی واقع شده است. فابریک
فنسترال با اشکال نامنظم تا لامینه ای، قالب های تبخیری و در برخی موارد آلوکم هایی از قبیل پلوئید و خرده های اسکلتی کوچک در این رخساره مشاهده میشود (شکل .( B – 3 این رخساره در سازند کنگان ابتدای واحد مخزنی K2 قرار دارد. ب ا توجه به همراهی این رخساره با رخساره محیط های بالای جزر و مدی، وجود حفرات فنسترال، استراکود، دوکفهای و گاستروپود به طور محدود محیط تشکیل استروماتولیتها و ترومبولیتها را می توان زون بین جزر و مدی

۲۳۴

زمستان ۹۲، شماره ۱۰

در نظر گرفت .(Warren, 2006; Flugel, 2010) این رخساره معادل RMF 23 فلوگل است.

مادستون با بلورها و قالبهای پراکنده تبخیری (F3)

این رخساره فاقد فسیل و ساخت رسوبی بوده و بلورهای بی شکل و گاهی شکلدار تبخیری و رومبوئدرهای دولومیت به صورت پراکنده در زمینه دولومیت

میکروکریستال شناورند (شکل-۳ .( C در این رخسارهالباًغ شکستگی و
استیلولیت، زمینه و بلورها را قطع میکند. وجود بلورهای اتوژن و پراکنده
تبخیریها در ماتریکس کلسیتی یا دولومیتی میکروکریستالین نشان دهنده رسوبگذاری این رخساره در محیطی با درجه شوری بالا در اقلیم گرم و خشک بخش بالایی رخساره بین جزر و مدی تا با لای جزر و مدی (سبخا) میباشد .( Adabi, 2009; Flugel, 2010) از طرفی وجود ماتریکس مادستونی در این رخساره بیانگر نهشت در محیطی با انرژی پائین است. گرهکهای پراکنده تبخیری در مادستونها عمدتاً مربوط به محیط های بالای جزر و مدی (سبخا) میباشد .(Warren, 2006) با توجه به تفاسیر فوق محیط رسوبی این رخساره را میتوان بخش های زیرین بالای جزر و مدی تا قسمت فوقانی بین جزر و مدی و استخرهای هایپرسالین دانست. این رخساره معادل RMF 25

فلوگل میباشد.

انیدریت متبلور (F4)

در نمونه های مغزه، این رخساره یک انیدریت بلورین با رنگ سفید شیری و فاقد هرگونه فسیل و آثار فسیلی، تخلخل، در برخی موارد با شکستگی و حالت برشی همراه بوده و به ندرت دارای استیلولیت است.

در این رخساره، آرایش بلورها به صورت منظم و جهت یافته با آرایش موازی و نیمه موازی است و گاهی به صورت انیدریت لایه ای دیده می شود (شکل -۳ .( D لایه های انیدریت معمولا به عنوان یک سد (پوش سنگ) برای مخازن عمل می کنند .(Lucia, 1999) این رخساره در واحد مخزنی K1 از ضخامت بیشتری برخوردار است. رخساره انیدریت متبلور در قسمت بالای پهنه جزر و مدی نهشته شده است .(Tavakoli et al., 2011) این رخساره مربوط به زیر محیط سبخای بالای جزر و مدی بوده و معادل RMF25 فلوگل میباشد.

مادستون آرژیلیتی (F5)

این رخساره تودهای و سخت و فاقد ساخت مشخص و هرگونه تخلخل است ( شکل .( E – 3 این رخساره در بخش بالایی سازند کنگان (قسمت بالایی بخش مخزنی (K1 قرار دارد و با میکروفاسیس های رخساره لاگون همراهی دارد. این رخساره در زی ر محیط بین جزر و مدی تا لاگونهای هایپر سالین نهشته شده است.

رخساره کمربند لاگون

مادستون/ وکستون دولومیتی دارای آشفتگی زیستی (F6)

از نظر لیتولوژی یک سنگ آهک با رنگ عمومی تیره است. این رخساره دارای آلوکمهایی نظیر استراکود و پلوئید با فراوانی حدود ۱۵ درصد میباشد (شکل .( F -3 ذرات ناچیز اسکلتی و همراهی با میکرایت و وجود پلوئید حاکی از این است که این رخساره در یک محیط رمپ کم عمق و زیر سطح اساس امواج رسوب کرده است . آشفتگی زیستی به خوبی در محیطهای لاگونی گسترش مییابد و رخساره های غنی از گل در شرایط کم انرژی و زیر سطح FWWB نهشته میشوند .(Flugel, 2010) وجود رخساره مادستونی به همراه آشفتگی زیستی رسوبگذاری در شرایط با انرژی پایین را نشان می دهد

مجله زمین شناسی کاربردی پیشرفته

.( Koehrer et al., 2010) تخلخل بیشتر در قالب تخلخلهای بین بلوری و شکستگی در این رخساره مشاهده میشود. این رخساره در مجموع فاقد کیفیت مخزنی است. این رخساره با RMF 19 فلوگل قابل مقایسه است.

رخساره کمربند پشتههای ماسهای (Shoal) پلوئید اائید گرینستون (F7)
لیتولوژی این رخساره عمدتا دولومیتی است . آلوکم های اصلی در این رخساره عبارتند از اائید و پلوئید. اکث ر اائیدها حالت متحدالمرکز دارند و بعضی

ازآنها میکرایتی شدهاند. مهمترین تخلخل های مشاهده شده در این رخساره
شامل تخلخل بین بلوری، قالبی و حفره ای بوده که نقش مهمی در افزایش
کیفیت مخزنی دارند (شکل .(A -4 وجود بافت گرینستونی، اائیدهای
متحدالمرکز و جورشدگی در این فاسیس ها نشان دهنده بالا بودن انرژی است .( Adabi et al., 2010) بیشترین فراوانی این رخساره در واحد مخزنی K2 می باشد. این رخساره در سمت رو به لاگون پشتههای ماسهای ( leeward

(shoal قرار دارد و معادل RMF30 فلوگل میباشد.

اائید گرینستون (F8)

لیتولوژی آهکی، دولومیتی و یا دولومیتی آهکی دارد. آلوکم اصلی این رخساره اائیدهای آهکی، دولومیتی شده و یا میکرایتی شده میباشند که حدود ۷۰ درصد از مقاطع را تشکیل میدهند و اکثراً خوب گرد شدهاند (شکل B -4 و .( C گردشدگی و جور شدگی در این رخساره بالا بوده و به لحاظ کیفیت مخزنی یکی از رخسارههای اصلی به ویژه در واحد مخزنی K2 میباشند. فراوانی بالای اائیدها و عدم وجود گل و جورشدگی خوب در این رخساره نشان

دهنده شرایط بالای انرژی و نهشت در بالاتر از سطح FWWB است .(Insalaco et al., 2006; Flugel, 2010) مهمترین ویژگی این رخساره تخلخل بالا (بیشتر از ۲۰ درصد) است که به صورت بین بلوری و قالبی (قالبهای اائید) می باشد و در یک محیط با انرژی متوسط تا بالا نهشته شده است .(Slowakiewicz and Miko1ajewski, 2011) بیشترین فراوانی این رخساره در واحد مخزنی K2 می باشد و معادل با RMF 29 فلوگل است. محیط نهشت این رخساره قسمت مرکزی پشتههای ماسهای ( Central ( Shoal است. مشابه این رخساره در سازندهای دالان و کنگان در کوه سورمه

نیز مشاهده شده است (پورامینی بزنجانی و همکاران، .(۱۳۹۱

گرینستون اینتراکلستدار دارای آنکوئید و اجزاء اسکلتی (F9)

این رخساره یک گرینستون اینتراکلستی همراه با قطعات اسکلتی و آنکوئیدی است. سایر آلوکمها در این رخساره اائید، پلوئید، بایوکلستهایی نظیر دوکفهایها میباشد. سیمان دریایی هم ضخامت (Isopachous Fibrous) به خوبی در این رخساره توسعه یافته است. این رخساره در سازند کنگان گسترش خوبی دارد و در واحد مخزنی K2 پس از افق ترومبولیتی گسترش مییابد (شکل .(D -4 با توجه به ارتباط مستقیم اندازه دانه و انرژی محیط میتوان

نتیجه گرفت این رخساره در یک محیط پرانرژی تشکیل شده است
Reading, 1996) ). عدم وجود گل و توسعه سیمانی شدن به خوبی نشان
می دهد که این رخساره در بخش های حاشیه پر انرژی سد ( Seaward ( Shoal نهشت یافته است. به علت وجود بیوکلست و نبود میکرایت این رخساره در یک محیط پر انرژی نهشته شده است .(Rasser et al., 2005) تخلخل های موجود در این رخساره اغلب از نوع تخلخلهای بین دانهای و قالبی است. این رخساره معادل RMF 27 فلوگل میباشد.

۳۵

زمستان ۹۲، شماره ۱۰

رخساره کمربند دریای باز

پکستون همراه با اینتراکلستهای میکرایتی و براکیوپود (F10)

لیتولوژی این رخسارهها دولو میت و دولومیت آهکی متوسط لایه با رنگ خاکستری تیره می باشد. در این رخساره در صد آلوکمها حدود ۳۰ درصد می-باشد و آلوکم ها بویژه پوسته براکیوپود کمتر تحت تأثیر دولومیتی شدن قرار گرفتهاند و همچنین اینتراکلستهای میکرایتی میباشند (شکل .(E -4 فراوانی براکیوپودها و دوکفهای ها مقدار شوری و اکسیژن نرمال را درمنطقه رمپ میانی (بین FWWB و (SWB نشان میدهد .(Brigaud et al., 2009) تخلخل های موجود در این رخساره شامل تخلخل های بین دانهای و بین بلوری میباشد. به علت وجود میکرایت و درصد کم تخلخل، این رخساره دارای کیفیت مخزنی پایینی میباشد. این رخساره معادل RMF9 فلوگل می باشد.

وکستون همراه با سوزن اسفنج (F11)

نمونه های مغزه سنگ آهک، در این رخساره دارای رنگ عمومی تیره می-باشند. این رخساره مادستون تا وکستون همراه با سوزن اسفنج است. فراوانی سوزن اسفنج در این رخساره در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد میباشد (شکل .(F -4 این رخساره در یک پلاتفرم کربناته دریای باز نهشته شده است. این رخساره به دلیل فقدان هر گونه تخلخل موثر، فاقد مشخصه مخزنی قابل توجهی میباشد. تخلخل بین بلوری تخلخل اصلی است که در طی دولومیتی شدن افزایش یافته است. این رخساره بیانگر رسوب گذاری در مناطق عمیق دریا بوده و معادل RMF5 و SMF3 فلوگل میباشد.

محیط رسوبی

بر اساس رخسارهها و کمربندهای رخسارهای شناسایی شده محیط رسوب-گذاری سازند کنگان را میتوان رمپ کربناته هم شیب معرفی کرد (شکل .(۵ بر اساس مطالعات قبلی، رمپهای کربناته اغلب در زونهای فاقد موجودات ریف ساز گسترش یافتهاند. دلایل معرفی رمپ کربناته در زیر ارائه می شود:

تولید بالای اائید از ویژگیهای اصلی رمپهای کربناته تحت تأثیر شرایط پرانرژی است. وجود رخسارههای اائید/ بایوکلست گرینستون نزدیک ساحل، موقع یت رمپ داخلی را پیشنهاد میکند ( Asadi et al., 2013) ، زیرا این رخسارهها در رمپ میانی و بیرونی نادراند Tucker et al., 1993)؛ Flugel, .( 2010
تغییرات بسیار تدریجی رخساره های کم عمق به انواع عمیق انعکاسی از پیوستگی و ارتباط رخسارهای به هم و مورفولوژی حوضه در حین رسوبگذاری است که با رمپها همخوانی بیشتری دارد. بازسازی گسترش جانبی حوضه گذر رسوبات پهنه جزر و مدی از یک محیط کم عمق جزر و مدی و رسیدن به یک سد پر انرژی و سپس رخسارههای عمیقتر را نشان میدهد که برای سیستم-

های رمپ توصیف شده است ( Ahmad et al., 2006; Martini et al., .(2007 تنوع کم رخساره ای (انیدریت، دولومادستون دارای گرهک های تبخیری)، فراوانی بالای رخسارههای کم عمق به ویژه گسترش زیاد سبخا، عدم وجود ذرات آواری مشخصه سیستمهای رمپ هم شیب و در یک اقلیم خشک و نیمه خشک است .(Flugel, 2010)

مجله زمین شناسی کاربردی پیشرفته زمستان ۹۲، شماره ۱۰

شکل .۲ ستون چینه شناسی سازند کنگان در میدان لاوان.

شکل :A .3 رخساره فنسترال دولومادستون (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط جزر و مدی، :B .(PPL رخساره باندستون استروماتولیتی (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط جزر و مدی، .(XPL :C رخساره مادستون با بلورها و قالبهای پراکنده ت بخیری. این قالبها و رومبوئدرهای دولومیتی در مرکز تصویر دیده می شوند ( مقطع رنگ آمیزی شده، محیط جزر و مدی، 😀 .(PPL رخساره انیدریت متبلور که در آن گاهی تیکه هایی از میکرایت دیده می شود (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط جزر و مدی، :E .(XPL رخساره مادستون آرژیلیتی (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط جزر و مدی، :F .(PPL رخساره مادستون/وکستون دارای آشفتگی زیستی که دولومیتی شده است (محیط لاگون، .(PPL

۳۶

مجله زمین شناسی کاربردی پیشرفته زمستان ۹۲، شماره ۱۰

شکل :A .4 رخساره پلوئید اائید گرینستون . در این رخساره اائیدها در معرض انحلال قرار گرفته اند اما پلوئیدها انحلال پیدا نکرده اند (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط پشته های ماسه ای، B .(XPL و : C رخساره اائید گرینستون. اائید ها گاهی به علت مینرالوژی آراگونیتی انحلال یافته اند و تشکیل تخلخل قالبی داده اند و گاهی در معر ض دولومیتی شدن و تراکم قرار گرفته اند (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط پشته های ماسه ای، 😀 .(PPL رخساره گرینستون اینتراکلست دار دارای آنکوئید و اجزا اسکلتی (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط پشته های ماسه ای، :E .(PPL رخساره پکستون همراه با اینترا کلست های میکرایتی و براکیوپود (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط دریای باز، :F .(PPL رخساره وکستون همراه با سوزن اسفنج. این رخساره بیانگر قسمتهای عمیق حوضه رسوبگذاری می باشد (مقطع رنگ آمیزی شده، محیط دریای باز، .(PPL

شکل .۵ مدل محیط رسوبی به همراه میکروفاسیس های شناخته شده در منطقه مورد مطالعه (بدون مقیاس).

۳۷

مجله زمین شناسی کاربردی پیشرفته

فرآیندهای دیاژنز

فرآیندهای دیاژنزی غالب که بر کیفیت مخزنی سازند کنگان تأثیرگذار بوده و درطی مطالعه میکروسکوپی مشاهده شدهاند به شرح زیر میباشد :

تراکم

تراکم در سازند کنگان به دو صورت تراکم فیزیکی (مکانیکی) و تراکم شیمیایی (انحلال فشاری) دیده می شود که در زیر به بررسی هر یک از آنها پرداخته می شود:

تراکم مکانیکی

تراکم مکانیکی در سازند کنگان به صورت فشرده شدن و نزدیک شدن آلوکمها به یکدیگر مشخص می گردد. در برخی موارد نیز تراکم مکانیکی باعث شکسته شدن فسیلها (شکل (A -6 و ایجاد تماسهای نقطهای، خطی و حتی مقعر – محدب به خصوص در گرینستونها شد ه است . بدیهی است این فرآیند دیاژنزی به علت فشرده کردن آلوکم ها به یکدیگر و کاهش تخلخل باعث کاهش کیفیت مخزنی می گردد.
تراکم شیمیایی

از بین بافت های گوناگون تراکم شیمیایی، رگچههای انحلالی و استیلولیت ها در سازند کنگان دیده میشوند . رگچههای انحلالی به صورت رگه های صاف، موجی و به خصوص پیچیده که از مواد باقی مانده غیر قابل حل (مواد رسی، آلی و کانیهای آهن دار) پر شده اند، مشاهده میگردند ( Tucker .(and Wright, 1990 رگچههای انحلالی در رخساره های ریز دانه غنی از گل دیده میشوند و معمولاً از اطراف دانهها و گرهکهای دیاژنتیکی اولیه می-گذرند.

استیلولیتها بیشتر در گرینستونها و دولوگرینستونهای محیط سدی سازند مذکور دیده میشوند (شکل .(B -6 محصولات تراکم شیمیایی نتیجه اختلاف انحلال نسبی ذرات سازنده سنگ طی افزایش فشار است که نشان دهنده دیاژنز تدفینی با عمق متوسط تا عمیق است ( Tucker and Wright, .(1990 ; James and Choqutte , 1990 استیلولیت، تراکم فیزیکی و شکستگی های ناشی از آن مربوط به محیط دیاژنز تدفینی میباشد ( El-Saiy

.(and Jordan, 2007

انحلال

فرآیند انحلال در مخزن مورد مطالعه به ویژه در رخسارههای گرینستونی صورت گرفته است. اشکال حاصل از فرآیند انحلال در سازند کنگان به صورت تخلخل حفره ای، قالبی و یا انحلال در امتداد استیلولیتها میباشد (شکل -۶ (C که به نظر میرسد تشکیل آن ها در محیطهای فراتیک آب شیرین و زون مخلوط صورت گرفته است. تعدادی از این تخلخلها توسط سیمان انیدریتی، کلسیتی و دولومیت زین اسبی پرشدهاند (پورامینی بزنجانی، .(۱۳۹۱ انحلال در زون متئوریک و در چند متر اولیه تدفین بسیار معمول بوده و تأثیر بسیاری بر روی تخلخل و نفوذپذیری دارد. در توالی مخزنی مورد مطالعه انحلال در ذرات ناپایداری چون اائیدها و بیوکلست ها معمول است. فرآیند انحلال به سبب افزایش تخلخل و مرتبط کردن تخلخل های ایزوله (شکل (D -6 به یکدیگر به افزایش نفوذپذیری سازند کنگان کمک کرده و باعث افزایش کیفیت مخزنی می

گردد.

دولومیتی شدن

دولومیت ها در اشکال و انواع مختلف مهمترین جزء سنگی تشکیل دهنده سازند کنگان به شمار میروند. دولومیت به دو صورت اولیه و ثانویه تشکیل می-

۳۸

زمستان ۹۲، شماره ۱۰

گردد که نوع ثانویه آن یا بلافاصله بعد از رسوبگذاری یا مدت طولانی بعد از ته نشینی تشکیل میگردد.

اثر دولومیتی شدن بر روی تخلخل بسیار متغیر است . تراوایی متوسط دردولومیت ها بیشتر از آهک ها است .(Sibley and Gregg,1987) دولومیت ها به دلیل اختلاف در اندازه، شکل و نظم بلورها دارای تراوایی افقی و قائم بیشتری نسبت به آهکها هستند. جهت نامگذاری دولومیتهای سازند کنگان از مقاله ( Adabi, 2009) استفاده شده است و بر این اساس ۵ نوع

دولومیت در این سازندها تشخیص داده شده است که در زیر به شرح آنها می پردازیم:

دولومیکرایت یا دولومیتهای نوع ۱

دولومیت های بسیار ریز بلور، بی شکل تا شکلدار با مرز بلوری مسطح تا کمی منحنی میباشند. اندازه بلورها در دولومیتهای نوع ۱ بین ۸ تا ۵۷ میکرون (به طور میانگین ۴۰ میکرون) میباشد (شکل (E -6 و در محیطهای سوپراتایدال تا قسمت بالایی اینترتایدال تشکیل شدهاند .(Adabi, 2009) دولومیکرایت ها بیشترین نوع دولومیت در سازند کنگان میباشند. این دولومیت ها از نظر بافتی معادل دولومیت نوع ۱ آمتور و فریدمن ، (Amthor

and Friedman, 1992) میباشد.

دولومیکرواسپارایت یا دولومیتهای نوع ۲

دولومیت های ریز بلور تا متوسط، بیشکل تا نیمه شکلدار دارای مرز بلوری مسطح میباشند. اندازه بلورها بین ۲۰ تا ۲۱۰ میکرون میباشد که این دولومیتها گاهی بر اثر تبلور مجدد دولومیکرایت ها حاصل می شوند و از نظر بافتی دارای اندازه یکسان هستند ; Adabi, 2009) آدابی، .(۱۳۹۰

دولومیتهای نوع ۲ فراوانی بسیار زیادی در سازند کنگان دارند (شکل .(F -6 دولومیتی شدن هم به صورت انتخابی و هم به صورت فراگیر در مقاطع دیده میشوند. رومبوئدر های دولومیت پراکنده اغلب در رخسارههای گل آهکی
سازندهای مورد مطالعه به صورت پراکنده در متن یافت میشوند.

دولواسپارایت یا دولومیتهای نوع ۳

این بلورها در اندازههای مختلف بوده و اندازه آنها از ۷۰ میکرون تا ۲۶۰ میکرون متغیر است . به صورت بلورهای شکل دار با مرزهای مسطح، و تمام زمینه را در برخی موارد پر کرده است (شکل .(A – 7 از نظر بافتی این نوع دولومیت مخرب و به طور گسترده ای تعدیل کننده و یا محو کننده آثار دیاژنز اولیه است، بنابراین در این نوع دولومیت بافت رسوبی اولیه قابل تشخیص نیست. این بلورها ظاهری تمیز و شفاف دارند و توسط محلولهای دولومیت ساز

در امتداد استیلولیتها تشکیل شدهاند.