مقدمه
بر اساس تئوری کارگزاری یا نمایندگی ، سازمان مجموعه ای از قراردادها است. موجودیت یک واحد تجاری بر مبنای قراردادهای منعقده اش می باشد. این قراردادها می توانند به صورت مکتوب و نوشته باشند، و یا به صورت نانوشته (جنسن و مکلین، ۱۹۷۹). یکی از مهم ترین این قراردادها، قرارداد و یا طرح پاداش بین سهامداران عمده و مدیران شرکت است. رابطه نمایندگی قراردادی است که بر اساس آن صاحب کار یا مالک نماینده یا عامل را از جانب خود منصوب نموده و اختیار تصمیم گیری را به او تفویض می کند. موضوع تئوری نمایندگی، مطالعه تعارض بین صاحب کار و عامل است. این تضاد از متفاوت بودن اهداف آنان ناشی می شود. در رابطه نمایندگی فرض می شود که هر یک از طرفین سعی دارند منافع خود را حداکثر نمایند. فرض وجود تضاد منافع بین صاحب کار یا مالک و نماینده یا عامل (مدیر) موجب میشود که هریک سعی در بهینه و حداکثر نمودن منافع خویش باشند (والاس ، ۱۹۸۰؛ نمازی ۱۹۸۵؛ نمازی ۱۳۸۳). طبق قانون «کمیابی» منابع مادی و انسانی برای تأمین احتیاجات، چه در یک کشور و چه در یک مؤسسه، محدود می باشد. بنابراین برای بالا بردن سطح درآمد یا رسانیدن سود شرکت به حداکثر ممکنه، لازم است بهترین و مؤثرترین استفاده از این منابع به عمل آید. لازمه این امر داشتن مدیرانی با انگیزه و قوی است. قراردادی موثر و کارا در زمینه پاداش، در مدیر این انگیزه را ایجاد می کند که ارزش شرکت را به حداکثر رساند. مبنای قراردادها و طرح پاداش موجود در عمل، می تواند یکی از سه گزینه ذیل باشد:
۱- سود حسابداری.
۲- سازه هایی مانند: رشد ارزش افزوده بازار ، افزایش ارزش سهم در بازار، افزایش کیفیت و کمیت تولید.
۳- ترکیبی از موارد ۱ و ۲ .
هدف این مطالعه بررسی قراردادها و طرح پاداشی، ارتباط قراردادها و طرح پاداشی با مساسورد حسابداری و رشد ارزشی افزوده بازار و نهایتا دستیابی به سازههایی برای “هم جهت کردن” منافع سهامداران و مدیران است.
پیشینه پژوهشی
تا کنون در ایران موضوع قراردادها و طرح پاداش به صورت دقیق مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است. شاید یکی از دلایل آن عدم تمایل سهامداران عمده و مدیران عامل برای ارائه اطلاعات و از طرفی عدم تبادل اطلاعات بین شرکت های مادر و یا نهادها و سازمانهای صنعتی که متشکل از تعدادی واحد صنعتی اند، می باشد. تنها تحقیقی که در این مورد صورت گرفته توسط مدرس (۱۳۷۳) بود. وی با استفاده از پرسش نامه با بررسی ۷۰ شرکت بورسی و ۵۰ شرکت غیربورسی یافته های ذیل را ارائه داده است. شیوه های اعطای پاداش در ۱۵٪ شرکت ها به صورت درصدی از حقوق ثابت، ۲۹٪ به صورت درصدی از سود خالصی و سود تقسیم شده بین سهامداران، ۸٪ مازاد عملکرد نسبت به بودجه، ۸٪ رشد تولید، ۳٪ اعطاء امتیاز خرید سهام، ۱۰٪ براساس نظر سهامداران عمده و فاقد مبنای مشخصی، و ۲۷٪ براساس ترکیبی از عوامل فوق بوده است.
در سایر کشورها تحقیقات گسترده ای در خصوص پاداش مدیران عامل صورت پذیرفته که بخشی از آن به شرح ذیل است:

۲-۱- بیمن و دمسکی ، (۱۹۸۰)
موضوع تحقیق: ارزیابی عملکرد مؤسسه (RPE) نتیجه تحقیق: با حذف عوامل مشترک یا سیستماتیک بازده سهام (از طریق لحاظ نمودن متوسط بازده صنعت مربوطه در بورس) به مطالعه شکل قوی ارزیابی عملکرد مؤسسه پرداختد و به این نتیجه رسیدند که صرفاً آزمون قوی، عوامل مرتبط با عملکرد را، مورد مطالعه قرار می دهد.

۲-۲- درمودی، (۱۹۸۲)
موضوع تحقیق: مطالعه قراردادهای پاداشی مدیران نتیجه تحقیق : مدیران ریسگ گریز ترجیح میدهند که دستمزد ثابت آنها بالا باشد و مطلوبیت افزایش در درصد پاداش متغیر برای آنها به اندازه انجام کار و تلاش کمتر نیست .

۲-۳- لار کر، (۱۹۸۳)، بریکلی، (۱۹۸۵)، کومار و سوپری والا” ، (۱۹۹۲)
موضوع تحقیق: بررسی رابطه بین طرح پاداش براساس عملکرد و افزایش سود سهام نتیجه تحقیق: رابطه مثبت بین طرح پاداش براساس عملکرد و افزایش سود سهام تایید گردید ۰

۲-۴- لامبرت ” ، (۱۹۸۲)
موضوع تحقیق: بررسی تئوری نمایندگی در قالب قراردادهای بلندمدت
نتیجه تحقیق: چنانچه قرارداد پاداش برای مدت طولانی تر (بیش از یک سال) بسته شود هم سهامداران و هم مدیر در شرایط بهتری قرار خواهند داشت. پاداش مدیر در پایان یک دوره می باید متناسب با عملکرد او طی آن دوره و عملکرد او در دوره های قبل باشد. نتیجتاً قرارداد بهینه پاداش می باید هم دوره جاری و هم سال آتی را برای انگیزه مند شدن مدیر دربرگیرد. یک قرارداد بهینه انگیزه زمان حال مدیر را به انگیزه زمان آینده متصل می کند اما نه به گونه ای که مدیر تعهد دهد برای مدت باقی مانده زمان قرارداد در مؤسسه باقی بماند.

۲-۵- بهاگات ، (۱۹۸۳) موضوع تحقیق: بررسی اثرات طرح های سهیم کردن مدیران در مالکیت شرکت بر ثروت سهامداران. نتیجه تحقیق: تأیید این فرضیه که طرح سهیم کردن مدیران در مالکیت شرکت سبب افزایشی ثروت سهامداران می شود.

۲-۹- مورفی، (۱۹۸۵)، جنسن و مورفی ۱، (۱۹۹۰) موضوع تحقیق: بررسی رابطه بین پاداش مدیران عامل و عملکرد شرکت با استفاده از ترکیب داده های قابل اندازه گیری و مدل ارزش اختیار معامله سهام بلاک شولز نتیجه تحقیق: رابطه مثبتی بین اختیار معامله سهام اهدایی به مدیران و تغییر در ثروت سهامداران وجود دارد.

۲-۷- لامبرت و لارکر، (۱۹۸۷)، اسلون ، (۱۹۹۳)، آرورا” ، (۱۹۹۹) موضوع تحقیق: بررسی مبنای اندازه گیری پاداش مدیران نتیجه تحقیق: وزن نسبی استفاده از ابزار اندازه گیری عملکرد در یک قرارداد پاداش مدیریت بستگی به میزان اختلال ذاتی در ابزار اندازه گیری عملکرد دارد. – قراردادهای پاداش مدیریت عمدتاً بر مبنای اندازه گیری حسابداری است زیرا که ابزار اندازه گیری حسابداری اختلال و پارازیت کمتری در ارزیابی عملکرد نسبت به قيیمت سهام در بورسی دارد.

۲-۸- هسو ، (۱۹۸۹) موضوع تحقیقا: نقشی نظارتی سهامداران بر پاداشی مدیر نتیجه تحقیقا: صاحبان سهام به منظور ترغیب مدیر به دنبال کردن حداکثر سود، از ابزار سهام استفاده می کنند. ترکیب بدهی و حقوق صاحبان سهام، پاداش مدیر را تحت تأثیر قرار می دهد. سهامداران با افزایش میزان سود تقسیمی، هزینه های اضافی مدیر و سرمایه گذاریهای اضافی را محدود می کنند. تصمیمات سرمایه گذاری با استفاده از تأمین مالی از طریق بدهی، اثر منفی بر قراردادهای پاداش مدیر دارد. هم چنین اثرات بازدارنده ای به شرکت تحمیل می کند و مدیر، به ناچار، پروژه های کوتاه مدت را به جای پروژه های بلند مدت انتخاب می نماید.

۲-۹- نا تراجان ، (۱۹۹۲) موضوع تحقیق: مطالعه ابزارهای اندازه گیری عملکرد مدیر برای پرداخت پاداش. آزمون «قابل استفاده بودن گزارشگری مدیر» با توجه به انتخاب روش های حسابداری در یک مجموعه نمایندگی. نتیجه تحقیق: یکی از اصلی ترین روشهای اندازه گیری عملکرد مدیر، ابزارهای حسابداری است از آن جا که این ابزار اندازه گیری حاوی اطلاعاتی در خصوص عملکرد مدیر و تصمیمات سرمایه گذاری است، لذا به عنوان ابزار اندازه گیری و ارزیابی عملکرد و همچنین انگیزش مدیر نقش دارد. میزان مفید و مؤثر بودن این ابزارها با انتخاب روش های مختلف حسابداری در روند گزارش گری توسط مدیر محدود میگردد. مصالحه بین محتوا و بار اطلاعاتی از یک سو و اختیار مدیر در انتخاب روش های حسابداری مرتبط با اندازه گیری عملکرد از سویی دیگر، نقش حیاتی در تعیین وزن اختصاص داده شده به آنها در یک قرارداد پاداش دارد.