-۱ مقدمه

بسیاری از تحلیل گران بر این نظرند که با مطالعه طبیعت، وجود هندسه و تناسبات ویژه ای در آن کاملا مشهود است. جالب اینکه بشر از دوره کهن این هندسه وتناسبات را می شناخت ودر هنر و معماری خود از آن استفاده می کرد

.آیت الهی در این باره م یگوید: [۲] »اساس طبیعت بر تناسبات و اندازه های ویژه ای پی افکنی شده است که در نظمی خاص جریان تکوینی و

کیهان را شامل گشته، سیر تکاملی اش رابه سوی کمال رهنمون می کند .هر اثری که در این عالم به وجود می آید اگر از اندازه های اساسی به کار گرفته شده در طبیعت بیرون باشد،غیرعادی، ناخوشایند و ناپذیرا می گردد و نمی تواند راهی به سوی کمال مطلوب داشته باشد .چشم انسان از آغاز گشایش برگیتی با اندازه های آشنا می گردد که خداوند تبارک و تعالی در پی ریزی طبیعت و در سرشت خلقت خود انسان به کار برده است .آشنایی و اخت شدن با این انداز هها سبب می شود ما ناخودآگاه هر چه را که در بر این اندازه ها تطبیق و هماهنگی نماید زیبا حس کنیم و غیر از آن را ناخوشایند بشماریم …بنابراین اگر برای هنر و اثر هنری وظیفه ارشادی قائل باشیم، پس هر اثر هنری که به آن وظیفه ارشادی جامه عمل بپوشاند باید براساس انداز هها استوار باشد واین اندازه ها قرنهاست که ذهن بشر پژوهشگر و آفریننده را از زمانی که به شمردن آغاز دیده است به خود مجذوب ساخته است.…

امروزه با صحبت از خلق فضاهایی با کاربری ها ی پیچیده و سازه هایی انعظاف پذیر، بلافاصله معماری معاصر غرب و مبانی نظری رایج در دنیایی مدرن تدایی می شود .اعتقاد عموم متخصصان بر این ا ست که فقظ با معماری های بر گرفته از مکاتب غرب که هندسه ثضایی خاصی دارند ،قادر به خلق فضا های پیچیده با گسترش در ابعاد مختلف فضایی خواهد بود. در حالی که »معماری اسلامی در ذات خود معماری هندسه گراست.«

در فارسی و عربی ، کلمه مهندس از هندسه به معنای اندازه گیری مشتق شده است واین کلمه هم برای علم هندسه وهم برای معماری استفاده می شود. واژه یونانی (هندسه)، مرکب از شکل ترکیب از (زمین)و (اندازه گیری)، در معنی ریشه شناسی کلمه به معنای هنر اندازه گیری زمین است.

واژه )architectمعمار) از کلمه یونانی گرفته شده است که خود مرکب از (رئیس، اصل،اولین در اعتبار یا رتبه) ، (سازنده، صنعتگر) می باشد، بنابر این با این واژهبه صورت ادبی به معنای استاد سازنده و کارآموز ماهر هنر ساختمان سازی است.(دیکشنری انگلیسی آکسفرد)
عشق مسلمان به ریاضیات، خاصه هندسه وعدد مستقیما به اصل پیام اسلام مربوط می شود، که همان عقیده به توحید است. در جهان بینی اسلامی، ویژگی تقدس ریاضیات در هیچ جابیش تر از هنر ظاهر نشده است. در هنر، ماده به کمک هندسه و حساب شرافت یافته وفضای قدسی آفریده که در آن حضور همه جای خداوند مستقیما انعکاس یافته است. نقش های هنر بی نهایت گسترش پذیر، نمادی از بعد باطنی اسلامی است .

در این مقاله، بر اساس فرضیه، پژوهش، مبنی بر وجود ارتباط هندسه معین میان تناسبات زرین در طبیعت ومعماری است. ابتدا یک اعدد در طبیعت و ماورا طبیعت وسپس اطباق آن با معماری، فرضیه به اثبات می رسد. در این مقاله، مفهوم مقدس بودن هندسه و وجود هندسه مقدس وتناسبات در اشکال مختلف حیات طبیعت توضیح داده خواهد شد. روش پژوهش در این مقاله تحلیلی توصیفی است و با تحلیل هندسی، به اثبات فرضیه پرداخته شده است.

-۲ هندسه وتناسبات براساس تقسیم دایره بر۲،۴،۸ (تناسب (√۲

-۱-۲زیر بنای این اعداد در طبیعت و ماوراء طبیعت:

اردلان عدد ۴ را نماد جهات چهار گانه ، چهار باد ، چهار فصل و نشان ثبات و آرامش می داند.[۱] اخوان الصفا ۱ در رساله پنجمشان به زیربنای نظری عدد چهار و رمز پردازی آن پرداختهاند و نوشته اند:

خداوند با خرد خود این جهان هستی را خلق فرموده و در آن فنا ناپذیری مربعات یا(چهارها ) رابه وجود آورده است .که شامل جفت های ناهمگون یا ناموافق می باشد. رموز این کار فقط توسط خالق متعال دانسته شده است و بس. [۷] آنان برای اثبات نظر خود به آیه»ومن کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون… (سوره ۵۱، آیه (۴۹ استناد می کنند و به دنبال آن شواهد فراوانی از طبیعت عالم کبیر و صغیر را از قبیل چهارعنصر، چهارجهت عرضی ، چهارمزه ، چهار فصل سال و … بر می شمرند.

این نوع تقسیم بیش از آنکه در گیاهان دیده شود ، (شکل(۱ در حیوان و انسان و حتی بیش از همه در دسته بندی صفات الهی در اندیشه اسلامی نمود دارد به طوریکه می توان آن را ساختاری آرمانی در هستی تلقی کرد . چرا که

.۱ اخوان الصفا ، جمعی هستند که در قرن چهارم جهاد علمی پنهانی را بنیان گذاشتند .این گروه به مطالعه آثار فیثاغورث به عنوان یک پیامبروحکیم یونانی پرداختند وبه تبع آن ریاضیات و هندسه را ارکان اصلی فهم هستی( طبیعت و ماوراء طبیعت)دانستند.

عرش الهی و کعبه و … هم چهار وجه از خدا را به نمایش گذارده اند . در گیاهان بیشتر نظام تقسیم ۳و ۵ مشهود است ، حتی میوه های تقسیم پذیر افزاینده نیز براساس الگوی اعداد فیبونانچی افزایش می یابند که از ۳به ۵و ۸ تکامل می یابند و هیچ گاه ۴ بخشی نمی شوند.

شکل .۱تقسیمات ۴ در گل ، هندسه داخلی و هندسه خارجی خرمالو ،منبع آرشیو نگارنده

استفاده از هندسه ۴ در تقسیمات گل ، هندسه داخلی و هندسه خارجی خرمالو بسیار قابل توجه و نشان دهنده ساختار ذاتی ۴ بخشی آن است.دراینجا ۸ قسمت موجود به تعداد هسته های آن ارتباطی ندارند.

علاوه بر طبیعت ، این تقسیم و تناسبات مبنای مهمی در ماوراء طبیعه اسلامی و برخی ادیان دیگر دارد . پیش از اسلام دائوئیسم و کنفوسیوس هستی را دارای ساختار دوگانه یین و یانگ می کردند . در اسلام نیز خدا با دو دسته صفات جمالی و جلالی توصیف شده است . ساختار عرش خدا که جایگاه اداره عالم است به شکل نمادین دارای ۴ پایه توصیف شده و به آن بیت الم عمور گفته و خانه کعبه نیز ۴ ضلعی می باشد . در سوره حاقه حمل کنندگان عرش الهی ۸ نفر توصیف شده اند .همچنین بهشتی که برای مومن در نظر گرفته شده ۲ باغ درون ۲ باغ ، یعنی ۴ باغ معرفی شده است . به این ترتیب اصل مهم وحدت در اسلام با تقسیم صفات دوگانه او و چهار پایه عرش و ۸ نفر حمل کننده آنها ، ساختار استقرار عالم ماوراء طبیعت را تشریح می کند که بهشت قیامت نیز جلوه ای از آن خواهد بود. (شکل(۲

شکل .۲خانه وثیق انصاری اصفهان(همکف) منبع: آرشیو نگارنده

خانه عربها یزد(برش ب .ب) منبع: آرشیو نگارنده

-۲-۲ نحوه استفاده از این تناسبات در معماری

اردلان عدد ۴ را نماد ماده و متناظر با چهار گوش کعبه و نشان ثبات و آرامش م یداند.[۱] السعید [۷] تلاش می کند ، تجلی بهره گیری از دایره واستخراج مربع از آن را در معماری اسلامی (خصوصا “

درکشورهای عربی ) به اثبات برساند. اما درمعماری ایران اسلامی نیز این موضوع به طور کامل قابل مشاهده است اولین جلوه گاه تقسیم های چهارگانه در مقیاسهای طولی آنهاست .آنها هر۶/۶۶ سانتی متر امروز را یک گره می دانستند وچهارگره یک چارک(۲۶/۶۶سانتیمتر) و چهار چارک یک گز(۱/۰۶۶۶متر) که معادل شانزدهتمدن اسلامی به شیوه ای ویژه به بهره گیری از آن پرداخته است. اما در مورد نظام تقسیم چهارگانه دایره نیز تحقیقات مهندس مولوی

بسیار جالب و راهگشا است .به نظر او اگر چه ریشه های تقسیم چهارگانه دایره درتمدنهای کهن هم وجود دارد ، تمدن اسلامی به شیوه ای ویژه به بهره گیری از آن پرداخته است.[۱۱] او سیرکامل فرآیند طراحی را درنظام سنتی و براساس نقاله های تقسیم چهار گانه تشریح می کند. این سیر با انتخاب مرکزی برای هندسه کل کار ( به روش آزمون و خطا و با ترسیم قطرها ) شروع می شود و با یافتن گوشه های میانسرا ( حیاط ) وتقسیم بندی بدنه ها ادامه پیدا می کند . نقاله۶۴ قسمتی است وبه زعم او با استفاده از این نقاله می توان بیشتر ساختمانهای معماری سنتی ایران رامطالعه کرد. [۱۱] او این مسئله را درمورد ۲۰ بنای مهم تحلیل کرده و همه را هماهنگ با نقاله ۱/۶۴ یافت است. [۴] کار جالب مولوی تداوم همین نظام در روند طراحی نما و ارائه گونه های اصلی نماها درمعماری سنتی است که نیاز به دقت واحتیاط فراوان دارد. به زعم ایشان از طریق امتداد شعاعهای نقاله درهنگام طراحی بنا و تسطیح روی یک خط ، عرضها و دهانه های ضلع های اطراف به دست می آید واین مسئله سبب شده است که نماها را بتوان در پنج قالب کلی دسته بندی کرد. [۱۱] خود او با احتیاط کامل امکان فراگیر نبودن این پنج گونه را یادآوری می کند.اما ذکر مثالهای او به خوبی نشان می دهد که این موضوع را به همین ترتیب می توان دنبال کرد وبه مجموعه ای از گونه های کلی طراحی نما در معماری ایران در دوران اسلامی رسید. [۱۱]