مقدمه

در تمام طول تاریخ ،آموزش یکی از ارکان جوامع متمدن بوده است.ودر عصر حاضر،اهمیت آن به اندازه ای ارتقا یافته که کیفیت آموزش به عنوان ارزش افزوده تعریف گشته است.براساس گفته ی آلبرت انیشتین “شناخت حقیقا کافی نیست ،برعکس اگر نمیخواهیم این شناخت نابود شود،بایدمداوم و با تلاش بی وقفه آن را نوسازی کنیم”و این موضوع براهمیت آموزش تاکید میکند.(وفامهر و صناییعیان ۵۶۴،(۱۳۸۷ کیفیت یک نظام آموزشی ،پارامتر اصلی تاثیرگذار بر درجه بند ییک سطح آموزشی عبادتت است از وضعیت دانش آموختگان این نظام از نظر دانش،نگرش و توانایی های کسب شده ،به طوری که بتوان سطح موجود این قابلیت ها ،توانایی ها و نگرش مکتب را به نظام آموزشی نسبت داد.(بازرگان ۵۶،(۱۳۸۱

در خصوص آموزش های معماری ،میدانیم که معماری حرفه ای جامع است .در گذشته کسی را معمار مینامیده اند که از رمزو رازسایر هنرها آگاهی داشت .پس آموزش معماری محدود نیست و وظیفه ی استاد دانشگاه آگاه ساختن دانشجو از این نیاز است و راهنمایی اوبه راهی که به انسانی فرزانه تبدیل شود.در این باره شیوه ی آموزش بسیار زیاد است.نه به تعداد مدرسه های معماری بلکه به تعداد استادان شیوه های متفاوت وجود داردو این رابطه استاد شاگرداست که امر آموزش را تحقق میبخشد.پس استاد باید شیو های پرمحتوا در پیش رو داشتهد باشدکه مکمل آن در جامعه در اثر ساخت وساز به دانشجو انتقال یابد.بنابراین برنامه های آموزشی ،باید تنگاتنگ و مکمل برنامه های عمرانی در جامعه باشند،و هر از گاهی به نواقص خود بنگرد ودر برنامه های خود بازنگری کنند.(وفهمهرو صانییعان ۵۶۴،(۱۳۸۷در این راستا سیستم های مختلف آموزشی در رشته معماری قابل اجرا هستند که به عنوان مثال به سیستم آتلیه تجربی ،آتلیه پژوهشی و …اشاره داشت .

طرح مسئله :

امروز ه در محیط آموزشی به قدری مدرک گرایی موج میزند که باعث شوده دانشجویان بی آنکه وقتی برای تامل و تعمق بر مطالب درسی داشته باشند صرفا دروس را میگذرانند تا به بتوانند مدرک ای را بگیرند.از سوی دیگر نبودن کیفیت های آموزشی و عدم توجه به پیگیری ها باعث شوده کمیت غالب بر کفییت شود.بالا رفتن ورودی های تحصیلی در محیط های آموزشی این را میرساند که به طبع کیفیت و توجه نیز کمتر مشود و این خود عاملی برای درجا زدن است.

فعال نبودن دانشجویان و دانش آموزان(در محیط های علمی -پژوهشی ) نداشتن نقشی در جامعه در زمان تحصیل باعث فاصله گرفت از محیط های جامعه شوده و این امر در راستای کاربردی نبودن دانش و ترویج نظری بودن آن میشود.

سوال:

-۱عواملی تاثیر گذار در افت کیفیت آموزشی معماری کدامند ؟

هدف پژوهش

هدف این پژوهش ایجاد نگاهی عمیق و موشکافانه نسبت به وضعیت نابسامان آموزش در ایران از جنبه عملکردی و معنایی آن است .بنابراین برای دستیابی به سطح ایده آل درشیوه ی آموزش برسی میشود.نگارنده تلاش دارد تا با شناسایی عوامل ای که موجب ایجاد ضعف در در آموزش شده است به ایده های جدیدی درمسیر آموزش برسد .

روش تحقیق

این پژوهش مبتنی برمطالعات کتابخانه ای اعم از پایان نامه و مقالات و کتب مربوطه بوده است.همچمنین این پژوهش دارای رویکردی توصیفی است .نتایج به دست آمده از این پژوهش به دسترسی بهترشیوه های آموزشی در معماری و همچنین برطرف کردن نقص های موجود منجر میشود.

ضرورت تحقیق

گسترش روزافزون دانشکده های معماری در ایران بی توجهی به بحران موجود در آموزش معماری است.درسیستم آموزش معماری در ایران تلاش در افزایش کمیت ها باعث نادیده گرفتن کیفیت آموزشی شده است.این مجیط های آموزشی در فقدان راه ورسمی مدون و موید برای آموزش دروس ،دست به تجربه های پراکنده و تکرار و بازسازی برنامه های دهه های قبل میزنند.برنامه هایی که بسیاری از آنها میراث آموزشی دوران بوزارو باوهاس در ایران است.لذا در حال حاضریکی از مشکل های اساسی در این زمینه ،افزایش بیرویه دانشکده ها ی معماری و تعداد دانشجویان ورودی دانشگاه ها در تمامی مقاطع تحصیلی است.که تضمینی برای خروج با کیفیت آنها از دانشگاه وجود ندارد.

-۱چندی از علل ضعف در نظام آموزشی معماری:

۱-۱عدم تعادل استاد و شاگرد :

عدم تعادل آموزش در آتلیه ها ،آموزش یک سویه و استاد محور ،انباشت داده ها و انتقال ک طرفه ی آن به دانشجویان در سال های متوالی تحصیلی ،تعداد معدود مدرسان نام آشنا و دست به کار شدن استادان جوان و کم تجربه در دانشکده های نوپا ،باعث شده تا آموزش معماری بیش از پیش ارزش و اعتبار علمی خودرا از دست دهد.تا آنجا که کوتاهی در این زمینه ،دوره های تحصیلی دانشکده های معماری را به سمت تکرار کارو مطالب دیگران ،تقلیل سطح ،ساده سازی و مدرک گرایی جهت خواهد داد.(عینی فر۹۳،(۱۳۸۷

۱-۲عدم ثبت تجربه

ثبت نشدن و برباد رفتن تجربه ها ی هر ساله در دروس و ضرورت ماندگاری منابع مکتوب و مدون از فعالیت های آموزشی در جهت نقد ،اصلاح ،تداوم و تعمیم آنها ازدیگر موارد مهم آموزش معماری در ایران است که نادیده گرفته شده است.(محبت ۲۰،(۱۳۸۳

۱-۳نبودن هدف در آموزش معماری

هر رشته ی دانشگاهی به صورت بنیادی باید براساس اهداف و نیازهای مشخصی شکل گید تا بتوان در طی آن متخصصان و افرادی را آموزش داد و تربیت کرد که بخشی از نیازهای جامعه را

برآورده سازند.امروزه در حرفه ی ما هیچ کلیتی مه بتوان آنرا تدریس کرد وجود نداردو هرکس به رغم خود بهترین کار ممکن را انجام میدهد.(مروزی ۴۲،(۱۳۷۵

۱-۴برنامه یکسان برای گرایش های متفاوت معماری

مراکز آموزش معماری در کشورهای پیشرفته غالبا متناسب با اهداف آموزشی و نوعی نگرش ای که به معماری دارند،نوع و محتوای دروس را برنامه ریزی ،طراحی و اجرا میکنند و دانشجویان غالبا به صورت آگاهانه دانشکده و نوع گرایش معماری خودرا انتخاب میمنند و در طول تحصیل با آن نگرش آموزش میسبنند،در حالی که در ایران با وجود آن که مراکز با سابقه و بزرگ آموزش معماری ظاهرا براساس یک برنامه مشخص که از ابتدا داشته اند در محیط دانشگاه در کنار برخی از رشته های هنری یا فنی جای گرفته انداما از یک سو به سبب نبود اهداف و برنامه های مشخص آموزشی و از سوی دیگر به سبب وجود در فصل های مشترک درسی و نیزنبود نیروی انسانی کارآمد ،کافی و منسجم،همه در عمال کما بیش به یک گونه عمل میکنندو تفاوت ها و تمایزها غالبا جنبه سبیقه ای دارد.(سلطانزاده ۳۴،(۱۳۸۷

۱-۵تغییر مقاطع تحصیلی

در حال حاضر سیاست آموزش عالی ایران مبتنی بر تربیت نیروهای است که سطوح و نیازهای مختلف جامعه را دررشته معماری پوشش دهند.لذا با تغییر مقاطع تحصیلی و تاسیس دوره های کاردانی معماری ،کارشناسی ناپیوسته و همچنین تبدیل دوره کارشناسی ارشد پیوسته به کارشناسی ارشد ناپیوسته اقدام به جذب دانشجو کرده است.

۱-۶عدم شیوه آموزش مطالب

آموزش در مدارس دیروز معماری ایران آموزش ای همگرا ،در شرایط معین و بر سه گونه بوده است:آموزش سنتی ،آموزش سنت گرا وآموزش ایدئولوژیک .

اما در روزگار جدید دیگر نه جامعه آن جامعه همگرا و هم اندیش و نه معماری آن صناعت متعییین و پایبنده و نه استاد آن جامع الشرایط و داننده و نه شاگرد آن شاگرد مطیع و پذیرنده است.آموزش معماری به روش همگرا در جامعه غیر سنتی و با روح کثرت گرای دنیای او روزامکان پذیر نمیباشدو گاه به گونه ای معماری اقتباسی (تکرار الگوهای گذشته )وگاه به گونه ای معماری التقاطی (مثلا مسکن جمعی با حیاطمرکزی چند طبقه )منجر میگرددکه فاقد و یا ناقص مطلوب های معماری سنتی است و در پاسخ گویی به نیازهای نو و محدودیت های روز دچار مشکل میگردد.

۱-۷عدم ویژگی های مناسب در مکان های آموزشی

علاوه بر اینکه آموزش خود به تنهایی به عنوان امرمهمی در جهت رشدو تعالی انسان مطرح میشود،محیط یادگیری نیز به عنوان یکی از زیر شاخه های مهم در مبحث آموزش ،تاثیر به سزایی دارد .چه بسا توجه یک جانبه به مساله ی آموزش و عدم توجه کافی به مکان یادگیری میتوانند نتایج حاصل از به کار گیری نظام های سودمند آموزشی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.همانگونه که پیش از این بیان شد،نگرش های آموزش و پروش نوین برای رهایی از نظام های بسته آموزشی شکل گرفت ودربرابر نظام های آموزشی اقتدارگر و معلم محور ،درجستجوی راهی برای آزاد سازی ردانش آموزان از چنگال مصرف بی پایان و وابستگی بود.

در اولین گام ها در برابر مدارس سنتی ،الگوهای مدارس باز از چند دهه ی گذشته مطرح و مورد استفاده قرار گرفتند.آنچه مسلم است ایده ی مدرسه ی باز در سال های اخیر در الگوهای مختلفی مانند “مدرس ی بدون دیوار”،”مدارس چن هسته ای “،مدارس اجتماعی و…

تجربه های بسیار موفقی رادر زمینه ی توسعه ی یادگیری به دست آورده و با اینکه مدافعان مدرسه ی باز ادعا نمیکنند که دستاورد بزرگی را ارائه نموده اند اما این ایده به عنوان یک نمونه مناسب توسط آنان که به یادگیری به عنوان امری فعال و اشتیاق آور می نگرند،در حال پیش رفت است.

در واقع مدارس باز مدارسی هستند که تعاملات جویندگان دانش با محیط خارج از چهارچوب مدرسه را افزایش میدهند.این مدارس به منظور افزایش تجربیات یادگیری و در راستای تحقق نظریات نوین آموزشی مورد استفاده قرار میگیرند.