مقدمه

ازدواج به دلیل نقشی که در بنا نهادن نظام خانوادگی و تربیت نسل آینده دارد به عنوان مهمترین و اساسیترین رابطه بشری توصیف شده است. یکی از جوانب بسیار مهم نظام زناشویی، رضایتی است که همسران در ازدواج تجربه میکنند(پور حیدری، .(۲۰۱۳ رضایت زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع، احساس خوشبختی، رضایت از ازدواج و رضایت از همدیگر داشته و نگرش مثبت و لذت بخشی است (آپریسان و کریستای، .( ۲۰۱۲ که زن و شوهر از جنبههای مختلف روابط زناشویی مثل ارتباط، مسائل شخصیتی، حل تعارض، مسائل مالی، روابط جنسی و فرزندان دارند (تانیگوچی۱ و همکاران، ۲۰۰۶؛ کرنی و بردبری۲، .(۲۰۰۳ طبق پژوهشها در حیطه ازدواج و روابط زناشویی، متغیرهای مختلفی با روند رضایت زناشویی در طول زمان رابطه دارند(شاهی و همکاران۳، ۲۰۱۱؛ شاکلفورد۴ و همکاران، .(۲۰۰۷ عوامل شناختی مختلفی در نارضایتی و ناسازگاری های زناشویی موثر هستند. نوعی از شناخت که در رابطه و رضایت زناشویی هم می باشند، طرحواره ها هستند(رحیمی و همکاران، .(۲۰۱۰ طرحوارهها۵ سازههایی هستند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می گیرند و به عنوان واسطه، پاسخ های رفتاری افراد را تحت تاثیر قرار می دهند. در حوزه شناخت درمانی بک ۶ در اولین نوشته هایش به مفهوم طرحواره اشاره کرده است. در چهارچوب روان درمانی طرحواره به عنوان یک عامل سازمان بخش در نظر گرفته می شود که برای درک تجارب زندگی فرد ضروری است(یانگ ۷ و همکاران، .( ۲۰۰۳ برخی از طرحواره ها به ویژه آنها که عمدتا در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی شکل می گیرند، ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیتی و مشکلات بین فردی باشند(.(۹ یانگ، کلوسکو و ویشار، طرحواره های ناسازگار اولیه۸ را الگوهای هیجانی و شناختی خود- آسیب رسانی تعریف می کنند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته و در سیر زندگی تکرار شده و بر نحوه ای تعبیر و تفسیر تجارب و رابطه با دیگران تاثیر می گذارند. آنها ۱۸ طرحواره را در قالب پنج حوزه شناسایی معرفی کرده اند که عبارت اند از: بریدگی و طرد: ۹ افراد در این حوزه نمیتوانند دلبستگیهای ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار و نیازهایی مانند امنیت و همدلی به شیوه-ای قابل پیش بینی ارضا کنند. معتقدند نیاز آنها به عشق، ثبات و امنیت بر آورده نخواهد شد (یانگ، (۲۰۰۵، که شامل طرحوارههای: رهاشدگی- بی ثباتی۱۰؛ بی اعتمادی- سوء رفتار۱۱؛ محرومیت هیجانی۱۲؛ نقص – شرم۱۳؛ انزوای اجتماعی- بیگانگی۱۴ می شود. خودمختاری و عملکرد مختل:۱۵ این حوزه در افرادی که در خانواده شان دچار کمبود اعتماد شده و در عملکرد مستقل شکست خوردهاند پیش میآید(شهامت، .(۲۰۱۰ افرادی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار می گیرد از خودشان و محیط اطرافشان، انتظاراتی دارند که مانع

۱ . Taniguchi 2 . Karny and Bradbury 3 . Shahi et al 4 . Shackelford

۵٫ schema 6. beck

۷ . Young 8. early maladaptive schema 9. disconnection and rejection 10. Abandonment- instability 11. Mistrust- abuse 12. emotional deprivation 13. Defectiveness- shame 14. social isolation-alienation

۱۵٫ impaired autonomy and performance

۲

عملکرد آنها می شود. این حوزه شامل وابستگی- بی کفایتی۱؛ آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری۲؛ خود تحول نیافته – گرفتار۳ و همچنین همچنین شکست۴ میشود (شهامت، .( ۲۰۱۰ محدودیتهای مختل:۵ این حوزه عدم وجود مسئولیت پذیری و مشکلاتی در ارتباط با رعایت حقوق دیگران، تعهد و هدف گزینی را شامل میشود (شهامت، .(۲۰۱۰ این افراد ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران، همکاری کردن و متعهد بودن مشکل داشته باشند و اغلب خود خواه، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر برسندو معمولاً در خانوادههایی سهل انگار رشد یافته اند و در کودکی ملاحظه دیگران را نمیکردهاند، که در نتیجه در بزرگسالی، توانایی مهار تکانههای خود را ندارند و نمیتوانند ارضاء نیازهای آنی را بخاطر دستیابی به منافع آتی به تاخیر بیندازند (یانگ، .( ۲۰۰۵ این حوزه شامل طرح وارههای: استحقاق- بزرگ منشی۶، خویشتن داری۷، و خود انضباطی – ناکامی۸ میباشد (یانگ، .(۱۹۹۴ دیگر جهت مندی:۹ دیگر جهت مندی توجه بیش از حد دیگران و نادیده نادیده گرفتن نیازهای خود را شامل میشود (شهامت، .(۲۰۱۰ این افراد به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند. در اکثر این خانواده ها، والدین به جای توجه و اهمیت قایل شدن به نیازهای منحصر به فرد کودک، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم میدانند (یانگ، .(۲۰۰۵ طرحوارههای این حوزه شامل: اطاعت۱۰؛ ایثار ۱۱؛ پذیرش جویی- جلب توجه۱۲ است (یانگ، .(۱۹۹۴ گوش بزنگی بیش از حد و بازداری:۱۳ گوش بزنگی بیش از حد و بازداری که در نتیجه تاکید بیش از اندازه بر واپس زنی احساسات به وجود میآید میباشد (شهامت، .(۲۰۱۰ در حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری دوران کودکی این افراد پر از خشونت واپس زدگی و سختگیری بوده و خویشتنداری و فداکاری بیش از حد بر لذت و خود انگیختگی غلبه داشته است. این افراد در کودکی به تفریح و شادی تشویق نشدهاند و در عوض یاد گرفته اند زندگی را طاقت فرسا در نظر بگیرند. معمولاً در احساس بدبینی، ترس و نگرانی بسر می برند(یانگ، .(۲۰۰۵ این حوزه از طرحوارههای ناسازگار اولیه شامل، منفی گرایی- بدبینی ۱۴؛ بازداری هیجانی ۱۵؛ معیارهای سرسختانه- عیب جویی افراطی۱۶، و تنبیه۱۷ میشود(یانگ، ۱۹۹۴؛ هریس و کورتین، .( ۲۰۰۲ طرحوارهها از ابتدای زندگی شکل گرفته(دزویس و همکاران، (۲۰۰۹ و در در تمام طول زندگی، فرد را تحت تاثیر قرار می دهند (یانگ، .( ۲۰۰۵ اما طرحواره های اولیه باورهایی هستند که افراد درباره خود، دیگران و محیط دارند، و به طور معمول از ارضا نشدن نیازهای اولیه به خصوص نیازهای عاطفی در دوران کودکی سرچشمه میگیرند (ژانگ و هی، .(۲۰۱۰ این طرحوارهها در طول زندگی ثابت و پا برجا هستند و اساس ساختهای شناختی فرد را تشکیل و به شخص کمک میکنند تا تجارب خود را راجع به جهان پیرامون سازمان دهند و اطلاعات دریافتی را پردازش کنند (تایم و همکاران، .(۲۰۱۰ پژوهشگران بر این عقیدهاند که طرحوارههای ناسازگار اولیه همچون یک صافی برای اثبات یا تایید تجارب کودکی عمل میکنند و به نشانههای بالینی نظیر اضطراب، افسردگی و ترسهای خاص(فوبی)، اختلالات شخصیت، تنهایی به دلیل روابط بین فردی مخرب و سوء مصرف الکل و مواد مخدر، پر اشتهایی یا زخم معده منجر میشوند (گرنهوس و کالینز، ۲۰۰۳؛ سلیگمن و همکاران، .(۲۰۰۷ بر اساس نظر یانگ (یانگ، (۲۰۰۵، در بعضی افراد به

۱٫ Dependence-incompetence 2. vulnerability to harm or illness 3. Enmeshment-undeveloped self 4. failure 5. impaired limits

۶٫ entitlement/grandiosity 7. self-control 8. Insufficient-self-discipline 9. other-directedness 10. subjugation 11. self-sacrifice

۱۲٫ approval-seeking-recognition-seeking 13. overvigilance and inhibition 14. pessimism 15. emotional inhibition

۱۶٫ unrelenting standards-hypercriticalness 17. punitiveness

۳

خاطر تجارب منفی کودکی، طرحوارههای ناسازگار اولیه ایجاد می شود که بر شیوه ی تفکر، احساسات و رفتار آنها در روابط صمیمانه بعدی و سایر جنبههای زندگی آنها تاثیر میگذارد. زمانی که نیازی بدون ارضاء باقی میماند طرحوارهی ناسازگاری در آن حیطه ایجاد میشود. با ارضاء نشدن نیازهای دلبستگی و صمیمیت و سرخوردگی از روابط عاطفی اولیه، طرحوارههای ناسازگار مربوط به روابط صمیمانه و دلبستگی ایجاد می شود(یوسفی، .(۲۰۱۱ این باورها و طرحواره های مربوط به روابط بین فردی در بزرگسالی در همسر گزینی و در دوران تاهل در روابط زناشویی نمود می یابد و بر آن تاثیر مخرب می گذارد (یانگ، .(۲۰۰۳ همچنین طرحواره های ناسازگار اولیه به واسطه ارتباط و تاثیری که بر سبک دلبستگی، اختلالات شخصیت و اختلالات خلق می گذارند (یوسفی، (۲۰۱۱، میتوانند تاثیر غیر مستقیم نیز بر روابط زناشویی داشته باشند. یانگ، کلوسکو و ویشار(یانگ، (۲۰۰۳، دریافتند که در زوجین علاوه بر طرحوارههای اولیه که به روابط زناشویی وارد میشوند، در روابط فعلی نیز طرحوارههایی شکل میگیرند، چنان که در روابط دو نفر نیازهای طرحوارهی اولیه برآورده نشود و یا طرحوارهی اولیه با طرحواره فعلی ناهمخوان باشد، موجب ناسازگاری بین زوجین و در نهایت نارضایتی زنان در زندگی زناشویی می شود (یانگ، .(۲۰۰۳ روشی که مبتنی بر طرحواره برای حل مشکلات و اختلافات توسط یانگ به وجود آمده، طرحواره درمانی۱ نام دارد (یوسفی، .(۲۰۱۱ طرحواره درمانی، روشی نوین و یکپارچه است که عمدتا بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روش های درمان شناختی- رفتاری۲ کلاسیک بنا شده است. طرحواره درمانی، اصول و مبانی مکتب های شناختی – رفتاری، دلبستگی، گشتالت، روابط شئ، ساختارگرایی و روان کاوی را در قالب یک مدل درمانی و مفهوی ارزشمند تلفیق کرده است. با این وجود، طرحواره درمانی بر یک نظریه منسجم و یکپارچه مبتنی است. این شیوه درمان، سیستم جدیدی از روان درمانی را تدراک می بیند که مخصوصا برای بیمار مبتلا به اختلالات روان شناختی مزمن و مقاوم ( مثل اختلالات شخصیت) مناسب است (یانگ، .(۲۰۰۵ بر اساس آنچه گفته شد هدف از انجام این پژوهش آن است که ببینیم -۱ آیا رویکرد خانواده درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی بر بریدگی و طرد زنان با نارضایتی زناشویی موثر است؟ -۲ آیا رویکرد خانواده درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی بر عملکرد مختل زنان با نارضایتی زناشویی موثر است؟ -۳ آیا رویکرد خانواده درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی بر دیگر جهت مندی زنان با نارضایتی زناشویی موثر است؟ -۴ آیا رویکرد خانواده درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی بر گوش به زنگی زنان با نارضایتی زناشویی موثر است؟ -۵ آیا رویکرد خانواده درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی بر محدودیتهای مختل زنان با نارضایتی زناشویی موثر است؟

روش تحقیق

پژوهش حاضر از نوع کاربردی با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کلیه زنان ناراضی از زندگی زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاورهی بهزیستی، کمیته امداد و بنیاد شهید شهر تهران در سال ۱۳۹۳ بودند. از شرایط ورود به تحقیق این بود که زن ناراضی از زندگی زناشویی دارای تحصیلات پنجم ابتدایی باشد و خود به صورت داوطلبانه مایل به همکاری جهت دریافت مداخلهی مشاورهای خانواده درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی باشد. از شرایط خروج از تحقیق اعتیاد آزمودنی، مبتلا بودن به بیماری صعب العلاج جسمی، اختلالات حاد روان شناختی (اختلالات شخصیتی، افسردگی، اختلالات محور یک)، مصرف کننده داروهای روانپزشکی و روان گردان، مشکل نازایی و تحصیلات کمتر از پنجم ابتدایی بود. زیرا این شرایط و خصایص، اثربخشی متغیر مستقل به خصوص طرحواره درمانی را بر آزمودنی کم رنگ کرده و نتایج پژوهش را مخدوش میکرد. نمونهگیری به صورت تصادفی چند مرحلهای انجام شد. در مرحله اول از میان ۳۲۱ نفر مراجع زن ناراضی از زندگی زناشویی که در بهار ۱۳۹۳ به مراکز مشاورهی بهزیستی، کمیته امداد و بنیاد شهید شهر تهران، مراجعه کرده بودند، شرایط ورود از طریق پرونده های مشاورهای و رایزنی با مشاوران و روان سنجهای مراکز مذکور که قبلا جهت پذیرش مراجعان با آنان مصاحبههای مشاورهای انجام داده بودند و آنها را با آزمون شخصیتی چند وجهی مینه سوتا سنجش و ارزیابی روانی کرده