مقدمه سازمانهای موجود در هر جامعه با استفاده از منابع محدودی که در اختیار دارند، به گونه ای به رفع نیازهای فردی و گروهی

افراد جامعه می پردازند و از آنجا که منابع تولید همواره با یک ویژگی یعنی کمیابی مواجه هستند، اغلب اصلی ترین هدف سازمانها استفاده بهینه از عوامل تولید و رسیدن به اثربخشی است. اینعوامل شامل نیروی انسانی، فنّاوری و مدیریّت است. در این بین نیروی انسانی ارزشمندترین دارایی سازمانهاو از حساسیّت برخوردار است. عملکرد انسان در درون سازمان انعکاسی از دانش، مهارت و ارزشهای او استبه. همین منظور شناخت عوامل مؤثّر بر اثربخشی سازمان یکی از اهداف بهسازی نیروی انسانی وارتقای سازمان می باشد. (سلطانی ،.(۱۳۸۰

سازمانها به این منظور بوجود آمده اند که به عنوان موثرترین و کارسازترین واحدهای اجتماعی هدفهای خود را در حد انتظار جامعه تحقق بخشند از این رو تمام کوششهای سازمانی در جهت ترویج و تشویق رفتارهایی است که از لحاظ سازمان، اثر بخش و مولد و از لحاظ کارکنان سازمانی رضایت بخش و پاداش دهنده باشد.

اثربخشی میزان رسیدن به اهداف سازمانی را گویند اثربخشی توجه به بازده یا برونداد صحیح و مناسب است. اثربخشی معنای کیفیّت را در خود نهفته دارد. اثربخشی یعنی از دادههای(منابع) سازمان به نحوی مطلوب و شایسته در زمانی کم و با هزینهای پائین و به عبارت دیگر با ریخت و پاش کمتر استفاده نمائیم. دراکرُ اثر بخشی را کار درست انجام دادن و و کارها را درست
انجام دادن تعریف کرده است ( بختیاری، .(۱۳۸۱

مفهوم موفقیّت و اثر بخشی درمدیریّت با تعبیر میزان موفقیّت نتایج حاصل از کار، باید مهمترین هدف یک مدیر باشد . بازدهی کار یک مدیر نیز باید از طریق صادره های مدیریّت سنجیده شود نه میزان فراورده ها، یعنی موفقیّت های کاری او، نه مجموعه کارهایی که به وی محول می شود یا در روز انجام می دهد.موفقیّت چیزی است که مدیر از راه اعمال صحیح مدیریّت بدست می آورد. و به صورت بازده کار ارائه می کندتعریف. صحیح و بدون ابهام درباره اثربخشی مدیریّت عبارت است

از میزان موفقیّت مدیر در زمینه بازدهی و نتایج کاری که به او محول شده است (علوی، . (۱۳۸۶

ملاکاثربخشی ، معمولاً رفتاری است که مورد ارزشیابی قرار می گیردمع. هذا ، ملاک سنجش صرفاً خود رفتار نمی تواند باشد، بلکه رفتار را نسبت به انتظارات معینی که ارزشیابی کننده برای آن قایل است باید مورد سنجش قرار داد. در نتیجه رفتار یک نقش معین ، در آن واحد، ممکن است به وسیله گروههای مختلف که انتظارات متفاوتی از آن نقش دارند، به اشکال متفاوتی ارزشیابی شوند. به اثر بخشی میزان توافق رفتار سازمانی با انتظارات سازمانی است ( بختیاری، .(۱۳۸۱

۴ -Draker

هدف اصلی تغییرات کلان، بهبود برنامه های آموزش وپرورش در مدارس بوده است امّا در اثر وجود نظام متمرکز اداری وسلسله مراتب ساختاری در مدرسه کمتر تحوّلات مستقیم پدید آمده است در واقع اصلی ترین عنصرنظام آموزشی – مدرسه اغلب از تحوّلات اساسی به دور مانده وتغییرات سطوح کلان نیز در کمترین میزان خود، به مدارس وارد شده است، به طوری که عملاً نتوانسته است دردهای مزمن آموزش و پرورش را رفع کند. ( نویدی،.(۱۳۹۱

درسازمان های آموزشی تغییر، مفهومی وسیع تر می یابد. در این سازمانها ، هدف ها به طور وسیع تغییر مدار هستند. هدایت رشد یادگیرنده که اساسی ترین هدف تاسیس سازمان های آموزشی است، خود به طور فزاینده ماهیتی درحال تغییر و تحول داردو مدیر آموزشی اساساً وظیفه طراحی و اجرای برنامه را جهت هدایت مناسب این رشد درابعاد مختلف برعهده دارد. نگاهی جامع به نقش و جایگاه سازمانهای آموزشی در جوامع امروزی، پیچیدگی نقش و وظایف آنها را درمقایسه با سازمان های دیگر به وضوح روشن میکند(ساکی،.(۱۳۸۰

برای رسیدن به اثربخشی سازمانی عوامل بسیاری وجود دارد که هر سازمانی با آن مواجه است. عوامل اثربخشی سازمانی ابعاد گوناگونی دارد که در سازمان آموزش و پرورش اشکال مختلفی به خود میگیرداز. نظر ابعاد محیطی مواردی مثلمدیریّت، آموزش ، پاداش های اجتماعی (مثل تأیید اجتماعی، احترام اجتماعی، مقبولیت اجتماعی)، محیط کار و سایر عوامل محیطی؛ و از نظر ابعاد فردی مواردی مانند انگیزش، جنسیّت، سابقه کار، تحصیلات و سایر عوامل روانشناختی میتوانند به عنوان عوامل تأثیرگذار بر اثربخشی سازمانی در این سازمان در نظر گرفته شوند. بخشی از این عومل محیطی و سازمانی و بخشی دیگر فردی هستند و در ارتباط با هم و تأثیراتی که بر هم میگذارند میزان اثربخشی را در سازمان ا شکل می دهند(ریبچستر،.(۱۹۹۸

براساس اعتقاد بسیاری از صاحب نظران تعلیم و تربیت، بخشی از مسائل تعلیم تربیت کشور ایران از نظام متمرکز کنونی ناشی است که مدرسه ها را تحت کنترل خودقرارمی دهد و بالندگی آنها را محدود می کند. شورای عالی آموزش وپرورش برای رفع این مشکل در چند سال اخیر اقداماتی را درجهت تمرکززادیی از نظام تعلیم وتربیت به عمل آورده وبا تصویب آیین نامه ها،برخی از اختیارات ستادآموزش وپرورش را به استان ها،مناطق آموزشی ومدارس واگذارکرده است. با وجود این، هنوز عوامل نگهدارنده نظام متمرکز بسیار مقاوم هستند و اقدامات تمرکززدایی، همواره با موانع اجتماعی، فرهنگی،اقتصادی و سیاسی مواجه می شود. وجود این موانع از یکسو و دشواری مضاعف فرایند تعلیم و تربیت از سوی دیگر، شورای عالی آموزش و پرورش را به اتخاذ تدابیر و راهبردهای ابتکاری وادار کرده و این راهبردها درقالب طرح های ویژه پدیدارشده است(حقانی-براتعلی،.(۱۳۹۱

تازه ترین حرکت طرح تاسیس مجتمع های آموزشی و پرورشی روستایی و عشایری(طرح ترنم ولایت) و مجتمع های آموزشی و پرورشی شهری (طرح حیات طیبهدر) حال حاضر فعّالیّت دارند که از طرحهای نوپا در جهت بهسازی نظام آموزشی کشورمی باشد. (حقانی و برتعلی،(۱۶۹ :۱۳۹۱ مدارس یک دوره ای دارای مشکلات زیادی هستند که پژوهشگر بعنوان عضوی از این نظام آموزش وپرورش به وضوح این

مشکلات را ازنزدیک احساس می کند و قصد دارد مهمترین این مشکلات را در این پژوهش بررسی نماید و جهت استفاده پژوهشگران و علاقمندان تعلیم و تربیتی قرار دهد از جمله مشکلات به قرار زیر می باشد: -۱نامناسب بودن وضعیّت موجود ارتباطات سازمانی -۲ عدم هماهنگی بین دستورالعمل طرح وسایر مقررارت-۳ عدم دسترسی به منابع بیرونی-۴ ابهام دروظایف -۵ عدم تامین منابع مالی ونیروی انسانی و فضا و تجهیزات آموزشی-۶ عدم انتخاب مدیران توانمند درامر مدیریّت بنابر این محقق در پژوهش حاضر به دنبال بررسی این مسئله است که: کارایی و اثر بخشی مجتمع های آموزشی و پرورش در با مدارس یک دوره ای از دیدگاه مدیران و معلّمان دوره متوسطه شهرستان مرند در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ بررسی و مقایسه کند.

مشارکت های مردمی با توجه به حضور طولانی دانش آموزان در یک مجتمع (دویا سه دوره تحصیلی) عمیق و با ثبات خواهد بود و تأثیر انجمن های اولیاء و مربیان در اداره مجتمع قابل توجه خواهد شد(فاتحی،.(۴۵ : ۱۳۹۱

ریس(“(۱۹۹۶از بعد آمو.زشی” گسترده و غنی تر شدن برنامه درسی مدارس، دانش آموزان تجارب دست اول را بدست آورند و مهارت های خود را تقویت نمایند، تغییریدرعقاید متخصّصان و دانش آنها ایجاد نمایند”از بعد اقتصادی”منابع مشترک شده و از صرف هزینه های اضافی برای تهیه منابع جلوگیری گردد”از بعد اجتماعیدانش” آموزان بتواند در فعّالیّت های بین مدرسه ایفعّالیّتو های فوق برنامه شرکت کنند ،دانش آموزان احساس کنند که بخشی از جامعه بزرگتر در حوزه یادگیری هستند، مدارس بتواند دوباره قدرت گرفته و ضمن ابراز عقیده به تنهایی خود پایان ببخشند(انصاری مهر،.(۱۱۲ :۱۳۹۱

در ادبیّات مدیریّت، اثربخشی را انجام کارهای درست و کارایی را انجام درست کارها تعریف کرده اند. مفهوم اثربخشی در درون مفهوم کارایی جا دارد، البته اثربخشی لزوماً در چارچوب برنامه خاصی که تحت ارزشیابی است باید تعریف شود. منظور از اثربخشی در واقع بررسی میزان موثربودن اقدامات انجام شده برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. به عبارتی ساده تر در یک مطالعه اثربخشی، میزان تحقق اهداف اندازه گیری می شود(اقتداری، .(۱۳۷۵