مقدمه

جهانی که در آن عمر گرانبهای خود را سپری مینمائیم، جهانی بسیار پیچیده و دارای دو ویژگی عمده و مهم شامل منابع محدود در اختیار و نیازهای نامحدود انسان می باشد. همین دوعامل، موجب توجه روز افزون انسان ها به بهره وری گردیده است. بهرهوری و یا بهبود بخشیدن به عملکرد سازمان ها می تواند پشتیبان رشد و توسعه و ایجاد فرصت های تعالی سازمان ها شود. بدون تحقیق و کسب اطلاعات از میزان پیشرفت ودستیابی به اهداف، همچنین بدون شناسایی چالشهای پیش روی سازمان وکسب بازخورد و اطلاع از میزان اجرایسیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که نیاز به بهبود جدّی دارند، در عملکرد سازمان ها تغییرات مطلوبی صورت نخواهد پذیرفت(خیاطان.(۱۳۸۶ لذا ارزیابی عملکرد بهمنظور دسترسی به اهداف مطلوب ،از جمله نیازهای محسوس درهر سازمان می باشد.در همین راستا مدل تعالی سازمانی به عنوان مدل و ابزاری قوی در پاسخگویی به این نیاز سازمان ها، از موفقیت چشمگیری برخوردار بوده و توانسته تا حدود زیادی در آسیب شناسی سازمان و تعیین مسیر حرکت جهت دسترسی به تعالی منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.با بکارگیری این مدل ،ضمن این که سازمان می تواند میزان موفقیت خویش را در اجرای برنامه ها بهبود بخشد ودر مقاطع مختلف زمانی مورد ارزیابی قرار دهد، قادر است عملکرد خود را با سایر سازمان ها بویژه بهترین آنها مقایسه کند (جزایری ،۱۳۸۶ ،ص.(۵۷ والیوسار و همکاران (۲۰۰۵)، در تحقیق خود به مطالعه تعامل و ارتباطات ملاک های توانمند ساز و

۱

ملاک های نتایج در مدل تعالی ×EFQM پرداخته اند. نتایج فرضیات مربوط به شناسایی اثرات ملاک های توانمندساز بر حصول نتایج نشان داده شده است که توانمندی سازمانها در ملاک های توانمندساز موجب بدست آمدن نتایج عملکردی بالا در حوزههای مختلف نتایج میشود؟ کارل و همکاران (۲۰۰۳)، ایشان در تحقیق خود به ارائه روشی به منظور پیشگیری از مقاومت کارمندان در مقابل تغییر و مشارکت دادن و درگیر نمودن این نیروی حیاتی در فرایند بهبود عملکرد پرداخته و راهکارهای برای رفع این مشکل ارائه نمودهاند که مهمترین آنها مشارکت دادن کارکنان در تمامی مراحل پیاده سازی سیستم های مختلف مدیریتی بوده است.

مدرسه کانون اصلی تحقق اهداف نظام آموزش و پرورش است و به عبارت دیگر تعلیم و تربیت در این بستر شکل می گیرد. تربیت نسلی مومن، فکور و کارآفرین را می توان عصاره ای از شایستگی ها و اهداف نظام تعلیم و تربیت معرفی کرد. دانش آموزان برای کسب شایستگی های لازم جهت درک و اصلاح موقعیت در معرض این فرصتها قرار میگیرند تا با تکوین و تعالی پیوسته هویت خویش، مرتبه قابل قبولی از آمادگی برای تحقق حیات طیبه در همه ابعاد را به دست آورند (بدری،.(۱۳۹۰

سازمانهای بسیاری وجود دارند که خواهان استقرار چرخه بهبود مستمر، نیل به تعالی و سرآمدی سازمانی، ارتقاء روزافزون رضایت مشتریان، بهبود مستمر کیفیت ارائه کالا و خدمات، افزایش توانمندی ارکان درونی و منابع انسانی و در نهایت مقایسه خود با سازمانهای دیگر و مدل تعالی سازمانی هستند تا بتوانند زمینه مناسبی برای رقابت مؤثر با رقبای خود ایجاد نموده و دوام خود را تضمین نمایند. این سازمان ها خواهان دستیابی به شناختی جامع از کلیه ابعاد وجودی خود می باشند. مدل های تعالی سازمانی و سیستمهای کیفیت ازابزارهایی هستند که ارزیابی و بهبود فرآیندهای سازمان را امکانپذیر میسازند. چنین سازمانهایی استقرار مدل تعالی EFQM را به عنوان یک ابزار قدرتمند و کارآمد انتخاب و استقرار آن را به صورت اثربخش در دستور کارخود قرار داده اند.مدل های تعالی سازمانی درصورتی که به درستی به کارگرفته شوند، ابزارهای کارآمدی هستند که می توانند مفاهیم و ارزش های سازمانی، تدوین و اجرای برنامه های استراتژیک، به کارگیری روش های خودارزیابی، یادگیری سازمانی و بهبود مداوم را در سازمانها نهادینه نموده و امکان شناسایی بهترین فرآیندها و انجام بهینه کار را فراهم سازند.

تحولات جدید باعث شده تا بخش خدمات با سرعت زیادی گسترش پیدا کند، یکی از زیر بخشهای خدمات آموزش و پرورش است که جایگاه ویژه ای دارد، چرا که این بخش با قشر وسیعی از جامعه در ارتبا ط مستقیم است و وظیفه ی آن تربیت و پرورش نیروی انسانی کارآمد می باشد. نظام های آموزشی به عنوان بارزترین نمود سرمایه گذاری نیروی انسانی در زمینه شکوفایی جامعه نقش اساسی را برعهده دارند. از طرفی، در دنیای پویای امروزی ، بدون مرز بودن دامنه علوم و فنون باعث پیچیده تر شدن دائمی ابزارها و فنون شده است، به طوری که اگر به انسان ها به عنوان عضوی از جوامع بشری به طور دائمی آموزش داده نشود و دانش آنها همگام با تغییرات محیطی نباشد،حتی برای تأمین نیازهای خود با مشکل مواجه خواهند شد،که این نشان دهنده اهمیت و جایگاهی است که آموزش و تربیت در زندگی انسان ها داراست. باید توجه داشت که نظام آموزش و پرورش ماهیتی متفاوت از سایر سازمان ها دارد و نمی توان مفاهیم و تجربیات صنعت را عینا در آموزش و پرورش به کار برد . مهمترین بعد افتراق آموزش و پرورش با سایر شرکت ها در این است که هدف آن بجای تولید کالا و افزایش سود مالی انسان سازی است . بنابراین قضاوت درباره اثربخشی و ملاک های تعالی سازمانی مدارس علی الخصوص در بعد نتایج و زیر ملاک های آن متفاوت می باشد

تعالی سازمانی نقش قابل توجهی در بهبود بخشیدن به کیفیت آموزش و پرورش دارد. کیفیت در آموزش و پرورش، کلید اصلی رقابت میان کشورها و دغدغه اصلی برنامه ریزان آموزشی است،مدارس باید در راستای تدوین استراتژی های آینده خود و نیز در راستای حرکت به سمت تعالی تلاش های لازم را برای شناسایی انتظارات ذی نفعشان مبذول دارند . اما مدارس در بکارگیری مدلهای تعالی و به ویژه EFQM در جهان تجربیات کمتری دارند . استقرار سیستم

۲

مدیریت کیفیت و ارزیابی عملکرد مبتنی بر آن از جمله راهکارهای مهم ارتقای کیفیت آموزش و پرورش و مدارس است. اهداف الگوهای برتری سازمانی شامل تشویق خود ارزیابی سیستماتیک، همکاری نزدیک بین سازمانها، تشویق به تبادل اطلاعات، ترویج آگاهی از الزامات دستیابی در زمینه کیفیت و تشویق سازمان ها در به کارگیری فرآیند بهبود مدیریت کیفیت می باشد. اهمیت اجرای این مدل در مدرسه این است که سبب میشود تا فعالیتهای آن، در قالب الگوی معینی صورت گیرد و این به معنی ایجاد زبان مشترک برای تغییر وضعیت نیز می باشد. علاوه بر این امکان خود ارزیابی و مقایسه فعالیت های مؤسسات آموزشی با یکدیگر و ارائه بازخورد و در نهایت تحقق رسالت آموزش و پرورش و تعالی گرایی وجود خواهد داشت. در واقع، استفاده از چنین الگویی مدرسه را برای رسیدن به اهداف خود و تحقق رسالتش کمک می کند.
عملکرد مدیران به عنوان مهمترین جزء این نظام ها اهمیتی ویژه دارد و اگر قرار است در آموزش تحولی صورتگیرد بایستی از مدیریت آن شروع شود.این مدل بر آن است تا مدیران را به خود رهبری، خودپژوهی، خودارزیابی، خوداصلاحی با بهرهگیری از سرمایه نیروی انسانی و مولد مدرسه رهنمون سازد. لذا می توان اذعان داشت این مدل ضمن تبعیت از الگوهای تعالی سازمانی از اصول سازمان یادگیرنده و مدیریت دانش نیز تبعیت میکنند که در آن نگرش سیستمی کار تیمی، توجه به قابلیت تکتک کارکنان و خودسازی و نوسازی دانش و بهرهگیری از خلاقیت و نوآوری در بهبود مستمر و دائمی مدرسه به عنوان یک سازمان پویا و مولد مدنظر می باشد .با خود ارزیابی بر اساس مدل تعالی EFQM که یک فرآیند کلیدی برای آموزش و پرورش است میتوان به تشخیص نقاط قوت و فرصت های بهبود دست یافت که این خود کمک میکند که فعالیت های الگو برداری روی حوزههایی متمرکز شود که بیشترین منافع را برای مدرسه دارند .به عبارتی، مدلهای سرآمدی (تعالی) کسب و کار، پاسخی است به این سوال که سازمان برتر چگونه سازمانی است، چه اهداف و مفاهیمی را دنبال می کند و معیارهایی که بر رفتار آن حاکم هستند، چیست؟

نظر به این که مدارس از جمله عمد ه ترین نهادهای علمی در راه تعلیم و تربیت دانش آموزان می باشند، این سازمان ها همواره بایستی در راه تعالی قدم نهاده و در زمره سازمان های متعالی در پیشاپیش محیط رقابتی در حرکت باشند. مدارس متعالی با تمرکز براهداف سند تحول بنیادین و جلب مشارکت مؤثر

و همفکری حدّاکثری دیگر کارکنان مأموریت و استراتژی های مدرسه ی خود را تعیین میکنند. این مدارس در تدوین استراتژیها از اطّلاعات و شواهد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و…. دانش آموزان و هم چنین گزارش های پیشرفت تحصیلی – تربیتی آنان (دروندادها) به طور گسترده و مناسب استفاده مینمایند
و ذینفعان را از ارزشها، رسالت ها و اهداف مدرسه آگاه میسازند. این رهبران آموزشی دست یابی به اهداف را تسهیل می کنند، درمقاصد خود ثبات دارند و با ترغیب و تشویق کارکنان، در محیط مدرسه وفاق سازمانی ایجاد می نمایند. در این مقاله به ابعادی چند از معیارهای مدل تعالی سازمانی کیفیت اروپا و همچنین بررسی چگونگی اثران در افزایش عملکرد مدرسه در همه ابعاد پرداخته شدهاست. جنبههایی از ابعاد مدیریت کیفیت فراگیرشامل: نتیجهگرائی، مشتری مداری، رهبری و ثبات در مقاصد، مدیریت بر اساس فرایندها و واقعیات، مشارکت و توسعه منابع انسانی، یادگیری و نوآوری و بهبود مداوم، شراکتها، مسئولیت های اجتماعی مدرسه دولتی مورد نظر قرار گرفته است.

روش

به منظور شناسایی راهکارهایی در ارتقای کیفیت مدرسه، سعی شد مدرسه بهعنوان یک نظام، مبتنی بر الگوی ارزیابی ()۴۰، مورد بررسی قرار گرفته و با معرفی مهمترین ملاک های اثرگذار در کیفیتش، راهکارهای اجرایی معرفی گردد. در این پژوهش که از نوع مطالعات اسنادی به شمار می رود، ملاک های اصلی کیفیت در مدارس مبتنی بر تجارب الگوی ارزیابی ()۴۰، شناسایی و معرفی گردد. جامعه هدف مورد بررسی، شامل معلمان، کارکنان، دانشآموزان و اولیایی است که به دبستان دولتی مرتبط هستند.

۳

به منظور برنامهریزی جهت اجرای مقاله حاضر، میتوان از مدل های مفهومی مختلفی استفاده کرد. مدلهایی که در ارزیابی عملکرد وجود دارندمعمولاً، سازمان را به طور جامعی بررسی نمی کنند. مثلا پیتر کانج برروی فرآیندها تأکید کرده است (کوئنگ،.(۶۸ :۲۰۰۰ و یمثلاًا روش های سنتی، سازمان را فقط از بعد مالی ارزیابی می کنند (کانجی، .(۷۸ :۲۰۰۰ در پژوهشی با عنوان خود ارزیابی بر اساس مدل مدیریت کیفیت فرصت ها و تهدیدات ناشی از این مدل را در سازمان های ایرانی بررسی کرد و نتیجه گرفت استفاده از این مدل در خروج سازمان ها از رخوت وسستی اثر انکار ناپذیری دارد(اعتمادی.(۱۳۸۱ رازانی در پژوهش خود سه مدل مدیریت کیفیت و الگوی دمینگ و مالکوم بالدریج را مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفته است که مدل مدیریت کیفیت ار جامعیت بیشتری برخوردار است (رازانی، .(۱۳۸۱ بنابراین تصمیم گرفتیم از مدل اروپایی مدیریت کیفیت استفاده کنیم که سازمان را در همه جنبه ها مورد ارزیابی قرار می دهد.

یافتهها

در هر سازمانی باید به رخدادهای درون آن توجه نمود و بر اساس آن به اهداف توجه نمود . ورودی ها و خروجیها، مشتریان و تامینکنندگان و ذینفعان اصلی سازمان و شناخت محیط بیرونی آن یکی از کارهای اساسی مدیران می باشد تا بتوانند به اهداف خویش و از جمله تعالی سازمانی دسترسی پیدا نمایند. تعالی در لغت به معنی بلند شدن و برترشدن میباشد.

شکل .۱ تعیین محدوده سازمان

تعالی سازمانی در مدیریت کیفیت، به طور مکرر مورد استفاده قرار گرفته است . تعالی سازمانی همان واژه مدیریت کیفیت جامع یا شبیه به آن است که دربرگیرنده ی روش کلی کار می باشد و منتهی به دستیابی رضایت متعادل افراد ذینفع میشود. سازمان ها به منظور بهره گیری از مدیریت کیفیت جامع ، نیازمند یک مدل هستند . این مدل ها چارچوبی را می سازند که سعی در مفهوم سازی مدیریت کیفیت جامع دارند . مدل های تعالی سازمانی از جمله این مدل هاست که سبب ارتقای استفاده از فنون خودارزیابی شده است . سازمان های بسیاری ، با وجود جدید بودن این مفهوم ، سعی در ارتقای تعالی و برآورده کردن انتظارات ذینفعان خود ، با استفاده از مدل های تعالی موجود با انطباق این مدل ها با شرایط سازمانی و فرهنگی محیط خود دارند . سازمانهای متعالی در حکم سازمان هایی مسئول با ایجاد کردن شفافیت و پاسخگویی مناسب به ذی نفعشان در قبال عملکرد خود مسیر تعالی را می پیمایند.