مقدمه بحث درباره احتمال وجود حیاتهای هوشمند در سایر نقاط کیهانی، مسئلهای است که نه تنها در دهههای اخیر که رشد

فناوری به بالاترین میزان خود رسیده است؛ بلکه در طی صدههای گذشته نیز از چالشبرانگیزترین مسائل علمی پیش روی انسان بوده است. علاوهبراین، تجلی این موضوع یا به تعبیری ادبی، دستیابی به این رؤیای علمی چنان ذهن بشر را به خود معطوف داشته است، که صنعتگران عرصههای هنری، بالاخص صنعت سینما را به تولید آثاری با درونمایههای تهاجم و یا حتی همیاری انسان در تهدیدات بالقوه کهکشانی، ترغیب کرده است. لیک، برجستهترین موضوعی که در اکثر اینگونه آثار به تصویر کشیده میشود، امکان برقراری ارتباط کلامی و زبانی میان گونههای فرازمینی و انسان است. در واقع، تجلی کنشهای زبانی میان قهرمانان انسانی و موجودات فرازمینی توانسته است علاوه بر جذابیت بخشیدن به رویدادهای اثر، جذب حداکثری مخاطبین این گونه آثار را محقق سازد. لیک، نکتهای که در این خصوص، جالب به نظر میرسد، مکالمهها و یا تکگوییهایی است که از سوی موجودات فرازمینی مطابق با همان زبان جغرافیایی قهرمانان داستان، بیان میشود؛ به طوری که در فیلمهای انگلیسیزبان، تسلط موجودات فرازمینی در تلفظ واژگان و حتی بیان اصطلاحات عامیانه و رعایت نکات دستوری، ستودنی است!

از سویی دیگر اما، مراجع علمی و دانشمندان حاذق در این حیطه به طراحی و انجام طرحهای علمی تحقیقاتی فراوانی در راستای تحقق برقراری ارتباط کلامی با هوشهای فضایی دست زدهاند که از آن جمله میتوان به برنامه تحقیقاتی »ستی« اشاره کرد که مخفف عبارت (ترجمه شده) »جستجو برای هوش فرازمینی« است. در این برنامه، دانشمندان با استفاده از رادارهای بسیار پیشرفته، در حال ارسال و دریافت علائم و سیگنالهای مختلفی به کیهان هستند، به این امید که به نشانههایی دال بر حیات هوشمند در دیگر بخشهای فضا دست یابند. حیات هوشمند هم از نظر آنها موجودی است که علاوه بر زبان اختصاصی، توانایی تولید و استفاده از ابزار را به دست آورده باشد و در یک رابطه اجتماعی زندگی کند. به همین جهت، از سالیان قبل پیامهای صوتی شخصیتهای برجسته سیاسی کشورهای عضو باشگاه فضایی به زبانهای گوناگون، در حال ارسال به فضا است. گذشته از این، برخی افراد ارسال پیامهای صوتی را امری بیهوده تلقی کرده و به کدگذاری آنها به زبان ریاضی و سایر نظامهای نشانهای پرداختهاند.

لیک، ذکر از این دست موضوعات، از جمله مسائلی محسوب میشود که دارای ابعاد مختلف نظری و عملی است. در واقع، این موضوعات دارای دو جنبه فلسفی و نیز علمی – عملی میباشند. به طور اخص، بحث برقراری ارتباط کلامی انسانها با حیاتهای بیگانه از دو زاویه قابل بحث و بررسی است. نخست آنکه، این موضوع بایستی به لحاظ مسائل فلسفی و نظری در شاخههای مختلف علوم انسانی از جمله زبانشناسی، انسانشناسی، روانشناسی، مطالعات علوم اجتماعی و رفتاری و غیره مورد ارزیابی و تحلیل قرارگیرد. این مرحله را میتوان به مثابه ترسیم طرحی راهبردی برای برنامههای مذکور تشبیه کرد. سپس با توجه به این دستاوردهای نظری، در گام دوم به ارائه راهکارهای علمی و عملی مطابق با فناوریهای در دسترس پرداخته شود.

۲

این پژوهش نیز، از این شیوه مستثنی نبوده و میکوشد بحث برقراری ارتباط کلامی و کنشها و رفتارهای طبیعی دستگاه زبان انسان با فرازمینیها را از نقطه نظر مسائل مطرح در علم زبانشناسی و بالاخص از منظر زبانشناسی شناختیٌ که امروزه به عنوان یکی از سه رویکرد مطرح و مقبول علمی در زبانشناسی به حساب میآید، مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهد. به بیان سادهتر، این پژوهش تلاش میکند تا از زاویه نظری، امکان ارتباط فرازمینیها را از طریق رسانه زبان انسانی، مورد بررسی قرار دهد. از همین رو، در بخش نخست، به ارائه شاخصههای نظام ارتباط زبانی ( در مفهوم عام آن) پرداخته میشود و در بخش دوم، ویژگیهای دستگاه زبانی انسان با توجه به مؤلفههای شاخص در رویکرد شناختی به زبان، بررسی میگردد تا از این رهگذر امکان بکارگیری این ویژگیها در نظام واژهای کیهانی، بیش از پیش روشن گردد. علاوهبراین، با توجه به موضوع بینارشتهای که این پژوهش به آن پرداخته است، مطالب مورد بحث نیز، به گونهای به نگارش درآمده است که برای مخاطبین سایر رشتههای تخصصی و ناآشنا با اصطلاحات و زیر شاخههای علم زبانشناسی که ممکن است برای نخستین بار مطلبی را درباره کاربرد دستاوردهای زبانشناسی در مطالعات فضایی مورد توجه قرار میدهد، قابلفهم باشد. از این رو، نکاتی را که ممکن است در مراجع تخصصی زبانشناسی، جزو مفروضات بدیهی در نظر گرفته شود، در اینجا به اجمال به آنها شاره شده است. لازم به ذکر است، تا آنجا که نگارندگان این سطور بررسی کردهاند، پژوهشی که در حیطه زبانشناسی شناختی در یافتن رهیافتی به زبان کیهانی به انجام رسیده باشد، یافت نشده است؛ زیرا عمده پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه، بیشتر در حوزههای علوم پایه و ارتقاع سیستمهای ارسال پیامهای رادیویی بودهاند.

بخش نخست: ویژگیهای دستگاه زبان انسان

بیتردید اگر بخواهیم »نظام زبان« را در معنای مقبول و امروزین آن که مورد پذیرش همه شاخههای علم زبانشناسی است، ارائه داد، باید به تعریف فردینان دوسوسورٍ، رجوع کرد. البته شهرت سوسور تنها به ارائه تعریفی از نظام زبان محدود نمیشود؛ بلکه آنچه سبب گشته او را پدر علم زبانشناسی نوین لقب دهند، به مجموعه نظراتی مربوط میشود که سه سال پس از مرگش در کتابی که توسط شاگردانش جمعآوری شده بود، ارائه شد. در حقیقت، اهمیت کار سوسور در تمایزی است که میان مفاهیم زبانشناسی گذاشته است. از اهم مفاهیمی که سوسور به تبیین آنها پرداخته است میتوان به تمایز میان زبان و گفتار، رویکرد همزمانی و درزمانی در مطالعات زبانشناختی، تمایز میان محورهای جانشی و همنشینی و سایر مواردی اینچنین، اشاره کرد. لیک مهمترین جنبه از نظریات سوسور مربوط به تعریفی است که از نظام زبان و اجزای تشکیل دهنده آن ارائه میدهد. او زبانشناسی را زیر شاخهای از علم نشانهشناسی میدانست؛ هرچند که این علم هنوز به وجود نیامده بود و او تنها پیدایش چنین علمی را پیشبینی میکرد. به عقیده او از طریق کشف روابط بین نشانه ها (نشانهشناسیَ) میتوان به روابط زبان نیز پیبرد. بنابراین، مطابق با تعریف سوسور، زبان رامیتوان به عنوان نظامی از نشانههای اختیاری برای بیان اندیشهها و ایجاد

Cognitive linguistics Ferdinand de Saussure×

۱

۲

۳ semiotics×
۳

ارتباط در نظر گرفت. بدینسان هر نظامی که از نشانهها برای ایجاد ارتباط بهره جوید، زبان محسوب می گردد؛ مانند علائم راهنمایی و رانندگی. اما آنچه در اینجا بیشتر مد نظر است، تعریف سوسور از نشانه زبانی است.

دو وجهی بودن نشانه زبانی

تا پیش از سوسور چنین فرض میشد که هر واژه در واقع نمایانگر شئی بیرونی است که به آن ارجاع میشود؛ به این معنی که میان واژه و مصداق آن رابطهای (طبیعی) حاکم است. به دیگر سخن، فرض بر این بود که هر کلمه با برشی از جهان که از پیش وجود دارد مطابقت میکند؛ از این رو، میتوان میان ساختار جهان و ساختار زبان نوعی از هم سانی ساختاری را مشاهده نمود. اما، سوسور این نظریه را به کلی مردود دانست و به جای آن، برای هر واژه دو وجه را در نظر گرفت که یکی تصور صوتی یا آوایی و دیگری مفهومی بود که از آن کلمه در واژگان ذهنی جای گرفته است. لازم به ذکر است که منظور از تصور صوتی یا آوایی؛ به یک ساختار صوتی انتزاعی اشاره دارد که به هر طریق و از سوی هر شخصی ادا شود، قابل شناسایی باشد و تنها یک مفهوم را تداعی کند. سوسور تصور صوتی کلمه را »دالٌ« و مفهوم ذهنی آن را »مدلولٍ« مینامد. او رابطه میان دال و مدلول رابه دو روی یک سکّه تشبیه میکند، هیچگاه از یکدیگر جداشدنی نیستند و فهم یکی مستلزم وجود دیگری است. از دید سوسور، نشانه زبانی نه یک شئ را به یک نام، بلکه یک مفهوم را به یک تصور صوتی پیوند می دهد و نشانه، کلیتی است ناشی از پیوند میان دال و مدلول که رابطه بین دال و مدلول را اصطلاحا دلالت مینامند. بنابراین، هنگامی که یک تصور صوتی از جانب شخصی ادا میشود، یک مفهوم را در ذهن می آفریند و به این ترتیب، معنایی را می سازد که کل آن فرایند تحت عنوان »نشانه« مطرح میشود.