۱ مقدمه

زیست چینه و سنگ چینه توالیهای کربناته منتسب به پرمین میانی تا بالائی (سازند دالان) حوضه زاگرس پس از کشف منابع عظیم گاز در سال ۱۹۷۵ در این سازند به طور جدی مورد توجه قرار گرفت. اولین مطالعات جامع از نقطه نظر چینه شناسی و
فسیل شناسی توسط زابو و خردپیر بر روی رسوبات پرمین و تریاس ناحیه زاگرس صورت گرفت که منجر به معرفی رسمی

سازندهای دالان و کنگان در این زون زمین شناسی گردید [۱]متعاقباً. مطالعاتی مبتنی بر تطابقات سنگ چینهای و چینه شناسی توالیها در نواحی ساحلی و دور از ساحل خلیج فارس در میادین گازی پارس جنوبی و شمالی در واحد سنگ چینهای دالان

بالایی- کنگان و هم ارز سنگ مخزنی آن خوف بالایی در بخشهای عربی پلاتفورم خصوصاً در میادین گازی واقع در قطر، ابوظبی و عربستان صعودی ۲۴]، ۲۳، ۲۲، ۲۱، ۲۰، ۱۹، ۱۸، ۱۷، ۱۶، ۱۵، ۱۴، ۱۳، ۱۲، ۱۱، ۱۰، ۹، ۸، ۷، ۶، ۵، ۴، ۳، [۲ و

مطالعاتی مبتنی بر تطابقات زیست چینهای ۴۳]، ۴۲، ۴۱، ۴۰، ۳۹، ۳۸، ۳۷، ۳۶، ۳۵، ۳۴، ۳۳، ۳۲، ۳۱، ۳۰، ۲۹، ۲۸، ۲۷، ۲۶،

[۲۵ انجام شده است.مطالعات زیست چینه ای تکمیلی که متعاقباً بر روی برخی رخنمونها و برشهای تحت الارضی نواحی داخلی زاگرس انجام گرفت، منجر به شناسائی برخی گونهها و جنسهای شاخص پرمین بالائی شد که در این کار تحقیقاتی مورد استفاده و مقایسه قرار گرفت ۴۹]، ۴۸، ۴۷، ۴۶، ۴۵، .[۴۴

مطالعات زیست چینه ای بر روی سازندهای دالان و کنگان (به ویژه در مرز پرمو تریاس) در یکی از برشهای تحت الارضی ناحیه خلیج فارس منجر به شناسائی بیش از ۳۰ گونه از میکروفونای فرامینیفر و میکرو فلورا (جلبکهای آهکی) گردید. شایان ذکر است که اهمیت اجتماعات فرامینیفر در تشخیص مرز زیست چینه ای، تغییرات پالئواکولوژیکی و شناسائی محیطهای رسوبی (به ویژه در حواشی مرز پرموتریاس) نسبت به سایر میکروفسیلهای موجود بیشتر است. نتایج به دست آمده در این

تحقیق که بر اساس مطالعه بیش از ۶۰۰ مقطع نازک میکروسکوپی به دست آمده است، بیانگر تحولات ویژهای در این مرز

میباشد .[۵۰]

مطالعات زیست چینه و سنگ چینه انجام شده بر روی مقطع تحت الارضی مذکور در واقع یک بازنگری کلی است که بر اساس یافتههای جدید در ناحیه خلیج فارس صورت پذیرفته است.

.۲ روش مطالعه

در این مرحله، یک برش تحت الارضی به مختصات ۳۰″، ۱۰، ۵۲° طول جغرافیایی و ۱۵″، ۲۵، ۲۶° عرض جغرافیایی از مغزههای واحدهای چینه شناسی دالان بالائی و کنگان زیرین به ضخامت ۳۰۰ متر در ناحیه خلیج فارس (شکل (۱ مورد مطالعه

قرار گرفت. شایان ذکر است که میانگین فواصل نمونه برداری کمتر از ۳۰ سانتیمتر است.

پس از شناسائی نمونههای فرامینیفری و غیر فرامینیفری در حد جنس و گونه، انتشار عمودی جنسها و گونههای فوق الذکر در مقابل ستون چینه شناسی مورد مطالعه ترسیم گردید که در نهایت منجر به تهیه ستون انتشار عمودی میکروفسیلهای شاخص

گردید (شکل .(۲

۵۳

مجله زمین شناسی نفت ایران، سال سوم، شماره۴، ۱۳۹۱

شکل :۱ موقعیت جغرافیایی برش تحت الارضی مورد مطالعه.

به علت فقدان میکروفسیلهای شاخص تریاس زیرین تنها برخی نمونههای محدود از قبیل خردههای دوکفه ای کلارایا

(Claraia aurita) و سرپیولید اسپیروبیس (Spirorbis phlyctenae) در سازند کنگان مشاهده شد که بیانگر سن اسکیتین

میباشد. بیوزونهای شناسائی شده (بر اساس ظهور و افول میکروفسیلهای شاخص) در سازند دالان با بیوزونها و اجتماعات

فسیلی شاخص اشکوبهای مختلف پرمین حوضه زیستی تتیس در سایر نواحی مقایسه گردید .[۴۸] برخی از گونههای شاخص

فسیلی که بیانگر سن واحدهای مورد مطالعه میباشند به صورت چهار پلیت جداگانه در بخش انتهای این مقاله آورده شده است.

به منظور شناسائی دقیق میکروفسیلها، معرفی بیوزونهای موجود و مقایسه آنها با حوضههای مجاور به ویژه پلاتفرم عربی، ایران مرکزی، البرز، قفقاز، ترکیه، پامیر، چین و خاور دور (بخشهای تتیس غربی و شرقی) از برخی منابع زیر استفاده شد ۷۴]، ۷۳، ۷۲، ۷۱، ۷۰، ۶۹، ۶۸، ۶۷، ۶۶، ۶۵، ۶۴، ۶۳، ۶۲، ۶۱، ۶۰، ۵۹، ۵۸، ۵۷، ۵۶، ۵۵، ۵۴، ۵۳، ۵۲، :[۵۱

.۳ سنگ چینه واحدهای دالان بالائی و کنگان زیرین

واحد سنگ چینهای دالان بالائی بر اساس ویژگیهای سنگ شناسی و لیتولوژیکی به دو زیر واحدکاملاً مجزا قابل تفکیک است

که از پائین به بالا شامل لیتوزونهای زیر میباشد:

لیتوزون شماره ۲ با لیتولوژی دولومیتی تا آهکی و لیتوزون شماره ۱با لیتولوژی کاملاً دولومیتی میباشد.

لیتوزون شماره ۲ دارای ضخامت حدودا ۱۱۸/۷ متر میباشد. این واحد سنگ چینهای بطور هم شیب بر روی بخش کربناته-

تبخیری نار قرار گرفته است (شکل .(۲ بخش زیرین لیتوزون شماره ۲ به ضخامت ۴۹/۷ متر از تناوبهای دولومیتهای

گرینستونی تا پکستونی با خردههای اسکلتی، پلوئیدی و اووئیدی تشکیل شده است.

بخش بالایی لیتوزون شماره ۲ به ضخامت در حدود ۶۹ متر، عمدتا آهکی است که در بالا به دولومیت (به ضخامت ۳/۸ متر) تبدیل میشود. این زیر واحد دارای رخسارههای اوولیتی (اووئید گرینستون) قابل توجهی است که قسمت اعظم این توالی

۵۴

سنگچینه و زیستچینه واحدهای دالان بالائی و …

کربناته را به خود اختصاص داده است. با این وجود برخی از فرامینیفرهای شاخص واحد دالان بالائی در بین آلوکمهای

موجود در آن قابل ردیابی است.

ضخامت کلی لیتوزون شماره ۱ حدودا ۱۱۶/۰۷ متر است. دولومیتهای متوسط تا نازک لایه بخش بالایی لیتوزون شماره ۱ که معادل بخش فوقانی این سازند نیز میباشد، به طور هم شیب در زیر آهکهای گرینستونی سازند کنگان قرار گرفته است (شکل (۲ و دارای ضخامت حدودا ۸۱/۳۷ متر میباشد. رخسارههای این توالی عمدتاً از رخسارههای مادستونی تا وکستونی لاگونی حاوی خردههای اسکلتی و اجتماعات فرامینیفری تشکیل شده است.

شایان ذکر است که بخش زیرین لیتوزون شماره ۱ دربرگیرنده تناوبی از مادستونهای دولومیتی و لایههای نسبتاً ضخیم انیدریتی است (شکل .(۲ این زیر واحد دولومیتی- تبخیری در حدود ۳۴/۷ متر ضخامت دارد و بیانگر مرز سنگ چینه ای واحدهای

دالان ۱ و دالان ۲ به شمار میرود. مرز بین این واحد سنگ چینهای با رسوبات کربناته- دولومیتی سازند کنگان بصورت

ناپیوسته و همساز میباشد.

واحد سنگ چینهای کنگان زیرین دارای لیتولوژی آهکی تا دولومیتی است که در بخش زیرین شامل رخسارههای ترومبولیتی

میباشد .[۴۸] این رخساره به تدریج به رخسارههای کربناته دارای فسیلهای دوکفهای و سرپیولید تبدیل میشود. لازم به ذکر است که در بخشهای میانی تا بالایی واحد سنگ چینهای کنگان زیرین آلوکمهای اسکلتی مانند گاستروپودها و استراکودها همراه با فیلامنتهای میکروبی به فراوانی مشاهده میشوند که از ویژگیهای سنگ شناسی خاص این واحد به شمار میروند.

شواهد سنگ شناسی و سنگ چینه ای واحد کنگان زیرین تنها با ویژگیهای لیتولوژیکی واحد سنگ چینهای خوف بالائی در نواحی مختلف پلاتفرم عربی قابل مقایسه بوده، در حالیکه ویژگیهای زیستی آن با نواحی مختلف زاگرس و حوضه زیستی

تتیس نیز مطابقتهای آشکاری نشان میدهد.

۴٫ زیست چینه واحد سنگ چینهای دالان بالائی

با توجه به اینکه سن بخش بالائی سازند دالان تنها به اشکوب جلفین نسبت داده می شود، در اینجا تنها به زیر زونهای تجمعی تشخیص داده شده در توالی مذکور اشاره میشود. براساس شناسائی بیش از ۳۰ گونه میکروفسیلهای فرامینیفر و غیر فرامینیفر در واحد دالان بالائی یک زون تجمعی که به سه زیر زون تجمعی شاخص تفکیک میشود، به شرح زیر با سن اشکوب جلفین مورد شناسائی قرار گرفت:

۱٫۴ زون تجمعی Paradagmarita/ Paraglobivalvulina/ Baisalina Assemblage Zone (با سن

جلفین زیرین تا دوراشامین آغازی)

از میان مجموعههای روزن بران کوچک پرمین انتهایی این زون تجمعی گونههای جنس Paradagmarita sp. در نواحی جنوب

ترکیه، ترکیه مرکزی، عمان و رشته کوههای نمک و پاکستان، هند شمالی و گونههای جنس Paraglobivalvulina sp. در نواحی جنوب ترکیه، ترکیه مرکزی و رشته کوههای نمک و پاکستان، هند شمالی، قفقاز و رشته کوههای البرز، جنوب شرق پامیر،

تایلند، جنوب شرق چین، جنوب غرب ژاپن و گونههای جنس Baisalina sp. در نواحی جنوب ترکیه، عمان، قفقاز، رشته کوههای البرز و ایران مرکزی و هند شمالی گزارش و ثبت شده است ۸۰]، .[۷۹

۵۵

مجله زمین شناسی نفت ایران، سال سوم، شماره۴، ۱۳۹۱

۱٫۱٫۴ زیر زون تجمعی Rectostipulina quadrata/ Globivalvulina vonderschimitti Assemblage

subzone (با سن جلفین زیرین)

از میان مجموعههای روزن بران کوچک پرمین انتهایی این زیر زون تجمعی Globivalvulina sp. شامل Globivalvulina vonderschimitti REITLINGER در نواحی قفقاز، رشته کوههای البرز، جنوب ترکیه، جلفا و شمال مرکزی ایران، ایران مرکزی و

آباده، عمان، رشته کوههای نمک و پاکستان، هند شمالی، جنوب شرق پامیر و گونههای جنس Pachyphloia sp. شامل

Pachyphloia iranica BOZORGNIA و Pachyphloia ovata LANGE در نواحی قفقاز، رشته کوههای البرز، تونس، ایتالیا، رشته کوههای نمک و پاکستان، جنوب شرق پامیر، ویتنام، جنوب شرق چین، غرب چین، شمال شرق چین، جنوب غرب ژاپن

و گونه جنس Rectostipulina sp. شامل Rectostipulina quadrata JENNY-DESHUSSES در بخش غربی پلاتفورم (حوضه

زاگرس) و از ناحیه جلفا در کنار رودخانه ارس و شمال باختری ایران گزارش و ثبت شده است ۸۰]، ۷۹، .[۴۸

این زیر زون تجمعی با ضخامتی در حدود ۷۵/۸ متر بر اساس ظهور و افول گونه Rectostipulina quadrata JENNY و

فراوانی نسبی گونههای شاخصPachyphloia iranica BOZORGNIA مورد شناسائی قرار گرفته است.

به هر حال این زیر زون تجمعی بر اساس فراوانی گونههای شاخص زیر بیانگر جلفین زیرین در این برش تحت الارضی

میباشد .(Plates 1-2)

Pachyphloia iranica BOZORGNIA, Dagmarita chanakchiensis REITLINGER, Rectostipulina quadrata JENNY, Pachyphloia solida MAKLAY, Pachyphloia Pedicula LANGE, Pachyphloia ovata LANGE , Nankinella orbicularia LEE, Tetrataxis sp.1, Permocalculus plomusus ELIOTT, Langella conica LANGE, Paraglobivalvulina mira REITLINGER, Paraglobivalvulina gracilis REITLINGER, Septaglobivalvulina septulifera ALTINER, Globivalvulina vonderschmitti REITLINGER, Neoendothyra reicheli REITLINGER, Paradagmarita monodi LYS and MARCOUX, Baisalin pulchra REITLINGER, Geinitzina uralica

SULAIMANOV, Stipulina sp., Septaglobivalvulina sp.

برخی گونههای دیگر از قبیل Pachyphloia solida MAKLAY و Pachyphloia ovata LANGE به همراه سایر

میکروفسیلهای موجود بیانگر سن جلفین زیرین میباشند. گونههای شاخص خانواده بی سریامینیده از قبیل Septaglobivalvulina septulifera ALTINER , REITLINGER Paraglobivalvulina mira و Globivalvulina

vonderschmitti REICHEL در این زیر زون تجمعی به فراوانی وجود دارند.

۲٫۱٫۴ زیر زون تجمعی Dagmarita chanackchiensis/ Ichtyolaria latilimbata Assemblage

subzone (با سن جلفین زیرین)

از میان روزن بران کوچک پرمین انتهایی این زیر زون تجمعی، گونههای Ichtyolaria latilimbata DE CIVRIEUX and DESS و Dagmarita chanackchiensis REITLINGERکه عموماً با هم دیده میشوند، در نواحی قفقاز و رشته کوههای البرز،
یوگسلاوی، جنوب ترکیه، عمان، رشته کوههای نمک و پاکستان، هند شمالی، کشمیر و شمال هند، جنوب شرق و شمال شرق چین گزارش و ثبت شده است ۸۰]، .[۷۹

این زیر زون تجمعی با ضخامتی در حدود ۹۶ متر در بخش میانی واحد سنگ چینهای دالان بالائی قرار دارد

این زیر زون بر اساس ظهور گونههای شاخص Ichtyolaria latilimbata DE CIVRIEUX and DESS/ Dagmarita

chanackchiensis REITLINGER

و فراوانی نسبی گونه .Paradagmarita monodi LYS and MARCOUX از بیوزون قبلی متمایز میگردد. شایان ذکر است که

زیر زون تجمعی مذکور بر اساس اجتماع فسیلی زیر مورد شناسائی قرار گرفته است :(plates 1-2)

۵۶

Paradagmarita/ Paraglobivalvulina
سنگچینه و زیستچینه واحدهای دالان بالائی و …

Geinitzina uralica SULAIMANOVو Dagmarita chanackchiensis REITLINGER و Paradagmarita monodi LYS

and MARCOUX, Pachyphloia solida MAKLAY, Nankinella orbicularia LEE, Cryptoseptida anatoliensis DE CIVRIEUX and DESS, Luncammina palmata WANG, Dagmarita chanakchiensis REITLINGER, Paraglobivalvulina mira REITLINGER, Geinitzina chapmani SCHUBERT, Robuloides lens REICHEL,

Frondina permica DE CIVRIUX and DESS, Baisalina pulchra REITLINGER.

این زیر زون تجمعی دارای انتشار وسیعی از جلبکهای آهکی به ویژه از خانوادههای داسی کلاداسه (جلبک سبز) و ژیمنو

کودیاسه (جلبک قرمز) میباشد که از این بین میتوان به گونههای شاخص زیر اشاره کرد :(plate 2)

Vermiporella nipponica ENDO, Pseudovermiporula sp., Gymnocodium bellerophontis ROTPLEZ, Mizzia velebitana SCHUBERT, Anthracoporella specatabilis JOHNSON, Clavaporella facetae KOCHANSKY and

HERAK.

فراوانی جلبکهای آهکی مذکور میتواند در ارتباط با شرایط مساعد اقلیمی و محیطی (محیطهای کم انرژی لاگونی) که در انتهای بخش دالان بالائی حاکم بوده است، تفسیر گردد .[۴۹]

۳٫۱٫۴ زیر زون تجمعی Hemigordiopsis renzi/ Paradagmarita flabeliformis Assemblage

subzone (با سن جلفین بالائی – دوراشامین آغازی)

از میان روزن بران کوچک پرمین انتهایی این زیر زون تجمعی، گونه Paradagmarita flabeliformis در بخش عربی پلاتفورم (حوضه زاگرس) و جنوب ترکیه، ترکیه مرکزی، عمان، رشته کوههای نمک و پاکستان، هند شمالی و جنس Hemigordiopsis

sp. از نواحی قفقاز، رشته کوههای البرز، جنوب ترکیه، قبرس، ترکیه مرکزی، تونس، یوگسلاوی، جلفا و شمال مرکزی ایران، عمان، هند شمالی، جنوب شرق پامیر و گونه Hemigordiopsis renzi از بخش عربی پلاتفورم (حوضه زاگرس)، جنوب ترکیه، ترکیه مرکزی، عمان، رشته کوههای نمک و پاکستان و هند شمالی گزارش و ثبت شده است ۸۰]، .[۷۹

این زیر زون تجمعی با ضخامتی در حدود ۶۳ متر در فوقانی ترین بخش واحد سنگ چینهای دالان بالائی قرار دارد و بر اساس ظهور و فراوانی نسبی گونههای Paradagmarita monodi ZANINETTI, ALTINER and CATAL و Hemigordiopsis

renzi REICHEL از بیوزون قبلی مشخص شده و بر اساس انقراض ناگهانی تمامی تاکسونهای موجود از آهکهای واحد کنگان زیرین متمایز میگردد.

زیر زون تجمعی مذکور بر اساس اجتماع فسیلی زیر مورد شناسائی قرار گرفته است :(plates 1-2)

Hemigordiopsis renzi REICHEL, Paradagmarita monodi LYS and MARCOUX, Paradagmarita felabeliformis ZANINETTI, ALTINER and CATAL, Pachyphloia solida MAKLAY, Nankinella orbicularia LEE, Dagmarita

chanakchiensis REITLINGER, Paraglobivalvulina mira REITLINGER, Baisalina pulchra REITLINGER.

این زیر زون تجمعی همانند زیر زون زیستی قبلی دارای انتشار ناگهانی جلبکهای آهکی به ویژه از خانوادههای داسی کلاداسه

(جلبک سبز) و ژیمنو کودیاسه (جلبک قرمز) میباشد که از این بین میتوان به گونههای شاخص زیر اشاره داشت :(plate 2)

Vermiporella nipponica ENDO, Pseudovermiporula sp., Gymnocodium bellerophontis ROTHPLETZ, Mizzia

velebitana SCHUBERT, Anthracoporella specatabilis JOHNSON, Clavaporella facetae KOCHANSKY.

وجود ناپیوستگی همساز (paraconformity) را با نبود زمان زیست چینهای زون تجمعی Palaeofusulina/ Collaniella در قسمت فوقانی واحد سنگی دالان بالایی میتوان اثبات کرد. بدیهی است این زون تجمعی با گونههای شاخصی چون Collaniella parva و Palaeofusulina dorashamiensis در نواحی شرقیتر قلمرو تتیسی [۷۲] و در خاور آیران [۳۵] مشاهده

شده است. این زون تجمعی در توالیهای پرمین فوقانیتر منطقه جنوبی تتیس غایب (absent) میباشد و بر اساس نظر نگارنده
خط تکاملی زون مورد اشاره از لحاظ تعاقب زیست چینهای جوانتر از خط تکاملی به

۵۷

مجله زمین شناسی نفت ایران، سال سوم، شماره۴، ۱۳۹۱

همراه Hemigordiopsis renzi در مناطق جنوبی تتیس است که عدم وجود این زون تجمعی از شواهد قطعی فسیلی بر اثبات

وجود ناپیوستگی همساز (paraconformity) میباشد.

.۵ زیست چینه واحد سنگ چینهای کنگان زیرین

در گذر مرز پرمو تریاس تمامی فرامینیفرها و حتی جلبکهای آهکی سازند دالان از بین میروند، بطوریکه شاهد یک انقطاع ناگهانی در زیست چینه این ناحیه میباشیم. افول ناگهانی فسیلهای دریائی در نهشتههای تریاس زیرین اکثر نواحی دنیا قابل

مشاهده است ۷۶]، .[۷۵ با نگاهی به ستونهای زیست چینه ای تهیه شده (شکل (۲ میتوان مشاهده کرد که نقطه افول گونههای شاخص اشکوب دوراشامین در نزدیکی و یا در مجاورت مرز مذکور به وجود آمده است.

با گذر از رخسارههای ترومبولیتی قاعده سازند کنگان [۴۷] به تدریج برخی از گونههای دوکفهای و سرپیولید مشاهده شده که

عامل اصلی شناسائی رخسارههای تریاس زیرین به شمار میروند. گونههای دوکفه ای Claraia aurita و سرپیولید Spirorbis phlyctenae به همراه فیلامنتهای میکروبی، گاستروپودهای کوچک و استراکودها در بخشهای میانی تا بالائی سازند کنگان

مشاهده میشوند .(Plate 2, Figures 14 and 15)