مقدمه

افزایش روز افزون مصرف گوشت مرغ و فراورده های آن بعنوان منبع پروتئین و گوشت سفید با توجه به اینکه از میزان چربی کمتری برخوردار است و همچنین بالا بودن میزان ویتامین D موجود در تخم مرغ و تاثیر آن بر رشد استخوانها، همواره رویکرد عمومی جهت مصرف این محصول وجود دارد به گونه ای که در سراسر جهان مصرف می شود .از اینرو تولید صنعتی این محصول را ضروری می سازد.

از طرفی با توسعه صنعت پرورش و تکثیر مرغ و تلاش جهت تولید بیشتر با حداکثر بازدهی بررسی جنبه های مختلف این نمونه را از جمله بافت شناسی و آسیب شناسی بافتها را ضروری می سازد. از طرفی با توجه به اهمیت کبدبعنوان بزرگترین غده بدن و نقش آن در

متابولیسم پروتئینها، چربیها و هیدراتهای کربن و اینکه محل خنثی کردن و دفع هورمونها و داروها نیز می باشد و با توجه به اینکه در بسیاری از بیماریهای پرندگان بعنوان یک اندام اولیه یا ثانویه درگیر با بیماری مطرح است بویژه که به بعنوان بخش خوراکی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

اگر چه تحقیقاتی توسط Yamauchi و همکاران در۲۰۰۶ در مورد تاثیر رژیم غذایی غنی شده با شکر بر روی دستگاه گوارش مرغ خانگی انجام شده است که نشان داده اند که مصرف شکر در جیره غذایی مرغها سبب افزایش میتوز و تراکم سلولی در راس ویلوسهای روده شده است [۴] و همچنین konarzewski و همکارانش در سال ۲۰۰۰ به بررسی تاثیر رژیم های غذایی غنی از نظر ترکیبات و یا فقیر از نظر

ترکیبات بر روی دستگاه گوارش باسترکهای آواز خوان پرداخته اند که تغییرات مورفولوژیک حاصل از تغییر نوع رژیم غذایی را در بافت سکوم و روده مشاهده کرده اند [۵] در سال ۲۰۰۶ نیز liuو همکارانش نشان دادند که استفاده از ترکیبات کاسنی بعنوان یک ترکیب غنی از نطر فیبر در خوراک مصرفی مرغ سبب گسترش سلولهای گرههای لنفاوی در بخش سکوم و jejunium روده می شود.[۶]البته مطالعه بر روی بافت شناسی و ریخت شناسی کبد سایر پر]ندگان نیز انجام شده است که علی رغم شباهت با ماکیان ,تفاوتهایی نیز گزارش شده است.به گونه ای که Yovchev و همکاران در ۲۰۱۲ گزارش کردند که در مطالعه ریخت شناسی کبد کبک و قمری ,قطعه چپ در قمری بزرگتر از قطعه راست می باشد که این حالت در کبک مشاهده نشد.>7@ اما در این تحقیق به بررسی بافت شناسی کبد تحت دو رژیم غذایی مختلف صنعتی و طبیعی یا سنتی پرداخته شده است.با توجه به اینکه در تغذیه صنعتی مرغداران ناگزیر به مصرف دارو بویژه آنتی بیوتیکها نیز هستند.

-۲ مواد و روشها

-۱-۲ نمونه برداری

حدود ۱۰ نمونه مرغ بصورت تصادفی با میانگین وزنی ۱/۲۰۰ کیلوگرم و میانگین سنی ۵ هفته که در مزرعه به روش تغذیه طبیعی یا سنتی پرورش یافته بودند انتخاب شد این نمونه ها با سبزیجات خرد شده و میوه های خرد شده و حشرات طبیعی که مرغ در حالت طبیعی بر می چیند پرورش یافته بودند و ۱۰ نمونه مرغ نیز در مرغداری به روش صنعتی تغذیه و پرورش یافته بودند، انتخاب شد جیره غذایی این نمونه ها شامل ذرت, گندم,جو,کنجاله آفتابگردان, پودر ماهی و پودر گوشت بود و به آزمایشگاه بافت شناسی منتقل گردید.

-۲-۲ تهیه مقاطع میکروسکپی

بعد از بین بردن نمونهها به روش ذبح شرعی و توزین و باز کردن شکم، نمونههای کبد در مقاطع ۰/۵ سانتیمتری از انتهای قدامی و خلفی کبد راست و از انتهای قدامی و خلفی کبد چپ جدا و در محلول بافر فرمالین ده درصد تثبیت گردید. نمونهها بعد از طی کردن مراحل آبگیری و شفاف سازی در حمام پارافین قرار داده و قالبهای پارافینی تهیه شد و بوسیله دستگاه میکروتوم برشهای ۷ میکرونی تهیه گردید و سپس به روش هماتوکسیلین و ائوزین مورد رنگ آمیزی قرار گرفتند.

-۳-۲ مطالعه مقاطع میکروسکوپی

در این مرحله، ساختار بافت شناسی کبد نمونههای مورد مطالعه بوسیله اسلایدهای تهیه شده مورد مطالعه میکروسکوپی قرار گرفت به نتایج بدست آمده با استفاده از تصاویر میکروسکپی تهیه شده ارائه خواهد شد.
-۳ نتایج و بحث

کبد ماکیان در تماس با تمام کیسه های هوایی بجز کیسه هوایی گردنی است.در پرندگان کبد قطعات راست و چپ را در بر می گیرد که در خط میانی و قدامی با یکدیگر متصل می شوند. بر خلاف دیگر ارگانهای شکمی، هنگامی که دیواره شکمی برداشته می شود، از آنجایی که کبد بوسیله دیواره سروزی دارای چربی پشتی کبدی پوشش داده نمی شود، کبد نمایان است. در بیشتر گونه های ماکیان اهلی قطعه راست کبدی از قطعه چپ بزرگتر است. و قطعه چپ کبدی به دو بخش پشتی و شکمی تقسیم می شود.

کیسه صفرا بصورت کیسه ای و گلابی شکل می باشد که در سطح احشایی قطعه راست کبد قرار گرفته است و در غاز و اردک به شکل لوله می باشدودر کبوتر وجود ندارد.کیسه صفرا در سطح احشایی قطعه راست از بخش میانی تا لبه خلفی این لوب قرار دارد.صفرای لوب چپ کبد به طور مستقیم توسط مجرای کبدی روده ای (Hepatoentric duct) به لبه راست نزدیک خمیدگی قدامی دواردهه نرولی تخلیه می شودوصفرای لوب راست ابتدا توسط مجرای کیسه کبدی کیسه صفراوی روده ای((cysticoentric duct از کیسه صفرا به کمی عقب تر از آن به دوازدهه نزولی تخلیه می شود۱۰]و۹و[۸

.در مطالعه حاضر نیز در هر دو نمونه کبد دو قسمتی و شیار بین دو قطعه چه بخش کبد واضح بود.در پرندگان اهلی دست کم یک و یا چند زائده بینابینی وجود دارد از سطح احشایی کبد بلافاصله در ناحیه شکمی ناف بیرون می آید. سیاهرگ میانخالی خلفی از ناحیه پشتی قطعه راس می گذرد. [۱۱] بیشتر سطح احشایی کبد اثر فرورفتگیهای ارگانهای مجاور را در بر می

گیرد. کیسه صفرا در بیشتر گونه ها دیده می شود و در سطح احشایی قطعه راست کبدی قرار دارد که در هر دو نمونه مورد بررسی قابل مشاهده بود.

در زمان خروج از تخم به دلیل انتقال مواد رنگی و چربی ها از کیسه زرده به کبد که در مرحله آخر نهفتگی ایجاد می شود کبد زرد رنگ است. در زمان متغییری پس از خروج از تخم (بین ۸- ۱۲ روز در ماکیان) کبد رنگ مشخصه قرمز تیره خود را به دست می آورد در هر دو نمونه مورد بررسی رنگ کبد قرمزه تیره بود [۱۲] کبد از ورقه های پیوسته و به یکدیگر جفت شده سلولهای کبدی تشکیل شده است. این ورقه ها در بسیاری از پرندگان و دیگر پستانداران به ضخامت یک سلول و سینوزوئید در هر سمت دارند. اما در ماکیان اهلی سینوزوئیدها به وسیله ورقه هایی با دو سلول کبدی جدا شده، مانند آنچه در مهره داران پست دیده می شود۱۳]و[۱۴ (شکل (۳-۱ ورقه ها بوسیله فضاهایی اشغال شده و بنابراین پارانشیم مانند اسفنج می شود. که در دو نمونه مورد مطالعه کاملا مشهود بود (شکل (۳- ۱ و (شکل (۳-۲ بافت همبند پیرامون قطعه کبدی دیده نمی شود، در نتیجه از نظر بافت شناسی، در پرندگان لوبولهای کبدی نوع کلاسیک مانند پستانداران با سیاهرگ کبدی مرکزی، و نواحی کبدی در بر دارنده

سیاهرگهای باب و سرخرگ های کبدی به همراه مجاری صفراوی در ناحیه محیطی بر سختی قابل تشخیص است. .[۱۵]بعد از مشاهده با میکروسکوپ در هر دو نمونه مورد بررسی پارانشیم کبدرا دستجات متراکمی از هپاتوسیتها همراه با سینوزوئید کبدی تشکیل می داد.دستجات هپاتوسیتها که به صورت شعاعی اطراف سیاهرگ مرکز لبولی قرار داشتند از دو ردیف هپاتوسیت تشکیل می شدند. هر دو نمونه از هپاتوسیتهای درشت با هسته مشخص برخوردار بودند نشان از فعالیت بالای سلولهای کبدی است [۱۴] که در نمونه با تغذیه طبیعی، هپاتوسیتها از نظر اندازه بزرگتر و حتی اندامکهای داخل سلول نیز مشخص بود. (شکل (۳-۱ اما در نمونه با تغذیه صنعتی در مقایسه با نمونه با تغذیه طبیعی اندازه هپاتوسیتها کوچکتر بود اما اندامکهای داخل سلول به وضوح مشخص نبود.و سلولهای کوپفر نیز در دیواره داخلی سینوزوئیدها بندرت قابل مشاهده بود. البته در این مطالعه به بررسی تاثیر داروها و هورمونها در نمونه با تغذیه صنعتی نیز پرداخته شداما با میکوسکوپ نوری تفاوت آشکاری مشاهده نشد(شکل (۳-۱ و (شکل (۳-۲