برخی از منابع:

[۱] زِهره.؛ کتاب کوچک عدالت ترمیمی؛ ترجمه: حسین غلامی؛ تهران: انتشارات مجد، .۱۳۸۳

[۲] شیري ع.؛ عدالت ترمیمی (مبانی و کنشگران)؛ پایاننامه دکتري حقوق کیفري و جرمشناسی، به راهنمایی دکتر علی حسین نجفی ابرندآبادي، دانشگاه شهید بهشتی، .۱۳۸۵

]۳[ فرکم ا؛ نقش بزهدیده در عدالت ترمیمی؛ (مجموعه مقالات در مورد عدالت ترمیمی، مقاله چهارم)؛ ترجمه: امیر سماواتی پیروز، تهران: انتشارات خلیلیان، .۱۳۸۴

]۴[ نجفی ابرندآبادي ع.ح.؛ از عدالت کیفري کلاسیک تا عدالت ترمیمی؛ مجله تخصصی دانشگاهعلوم اسلامی رضوي، سال سوم، ش ۹ و ۱۰، پاییز و زمستان .۱۳۸۲

]۵[ مارشال ت.؛ عدالت ترمیمی؛ (مجموعه مقالات در مورد عدالت ترمیمی، مقاله ششم)؛ ترجمه امیرسماواتی پیروز؛ تهران: انتشارات خلیلیان، .۱۳۸۴

[۶] عباسی م.؛ افقهاي نوین عدالت ترمیمی در میانجیگري کیفري؛ تهران: انتشارات

-۱مقدمه

در پی ایرادهاي وارد به عدالت کیفري متعارف (کلاسیک) و آشکار شـدن ناکارآمـدي هـر دو شکل آن، یعنی سزادهنده و بازپرورانه، الگوي جدیدي در سیاست جنایی مطـرح شـد کـه بـه »عدالت ترمیمی« موسوم شده است. این قسم از عدالت کیفري نظر و توجه خـود را از بـزه و بزهکار به بزه و بزهکار به بزهدیده و جبران انواع خسارتهاي وارد بر او معطوف کرده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

∗ نویسنده مسؤول مقاله: E-mail: ahnaus@yahoo.com

علیحسین نجفی ابرندآبادي و همکاران ـــــــــــــــــــــــــــ اصلاح ذاتالبین و نظریه عدالت ترمیمی

اهمیت این دیدگاه در این است که اعتقاد دارد ارتکاب بزه در درجـه اول بـه بـزهدیـده ضـربه وارد میآورد و آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد، جبران خسارتهاي مادي، معنوي، روانی
و عاطفی وارد شده بر او است. از طرف دیگر، این دیدگاه معتقد است حل و فصل اختلافهـاي ناشی از ارتکاب بزه و آشتی بین طرفهاي ذینفع نیز نه به وسیله قدرت حاکم و دولت بلکه به-وسیله جامعه محلی و با حضور فعال بزهدیده و بزهکار در چارچوب میـانجیگـري، مـذاکره، مصالحه، نشست و… که ساز و کارهاي مختلف »عـدالت ترمیمـی« محـسوب مـیشـوند، بایـد صورت پذیرد. از نظر طرفداران دیدگاه »عدالت ترمیمی«، طرفهاي »عدالت ترمیمی« عبارتند از بزهدیده، بزهکار و جامعـه محلـی. الگـوي »عـدالت ترمیمـی« ارتکـاب بـزه را نقـض قـوانین و مقررات رسمی و مخالفت با دولت نمیپندارد بلکه آن را به عنوان یـک اخـتلاف و تعـارض در روابط اشخاص قلمداد میکند.
با توجه به اقبال مسؤولان قضایی کـشور بـه مباحـث کیفرزدایـی و حـل و قـضازدایی و اهتمام به پیشبرد حقوق شهروندي و نیز با عنایت به اصل چهـارم قـانون اساسـی جمهـوري اسلامی ایران مبنی بر لزوم اسلامی بودن قـوانین و مقـررات کـشور و بـا نگـاهی بـه الگـوي »عدالت ترمیمی« و ساز و کارهاي آن استنباط میشود که این الگو میتوانـد کاربردهـایی در حقوق ایران داشته باشد؛ زیرا در آموزههاي دین مقدس اسلام از یک طرف بزهدیده و تـرمیم
و جبران خسارتهاي وارد شده به او محور و هدف است و از طرف دیگر، هم ادله نقلی و هـم ادله عقلی بر ترمیم و جبران خسارت و خسارتزدایی تأکید دارند. به عبارت دیگر، عـلاوه بـر وجود جلوههـاي »عـدالت ترمیمـی«، مفهـوم آن نیـز مـورد توجـه اسـت کـه بایـد محـدوده و راهکارهاي آن مطالعه شود.
وجود مفاهیم و نهادهایی همچون رجوع به قاضی تحکـیم، اصـلاح ذاتالبـین، توصـیه بـه گذشت از مجازات، پرداخت دیـه بـه بـزهدیـده، هـدر نـشدن خـون مـسلمان، پرداخـت دیـه از بیتالمال، ضمان عاقله، تسهیلات براي اثبات حقالنـاس و… نـشانگر وجـود رویکـرد »عـدالت ترمیمی« و به نوعی بزهدیده محوري در آموزههاي دین مقدس اسلام است.
در مورد »عدالت ترمیمـی«، مبـانی و خاسـتگاه آن و نیـز جایگـاه آن در حقـوق ایـران در مجموع چند مقاله، پایاننامه و کتاب به رشته تحریر درآمده است، اما از جهت مبـانی دینـی و گستره آن در آموزههاي دینی، پژوهش مستقلی انجام نشده است.
یکی از برنامههاي مهم و مؤکد در دین اسـلام در مقابلـه بـا اختلافهـاي حقـوقی از جملـه

۱۹۴

فصلنامه مدرس علوم انسانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوره۱۲، شماره ۳، پاییز۱۳۸۷

اختلافهاي کیفري – که فراتر از یک دستور اخلاقی است – »اصلاح ذاتالبین« است و در آیات

و روایات متعددي به آن پرداخته شده است که نـشان از اهتمـام دیـن مقـدس اسـلام بـه ایـن برنامه مهم است؛ زیرا داراي آثار فردي و اجتمـاعی مفیـدي بـراي طـرفین اخـتلاف و جامعـه است.

»اصلاح ذاتالبین« در برخی قوانین قبل و بعد از انقلاب مطـرح شـده اسـت. در مـاده ۲۶۲ قانون آیین دادرسی کیفري سابق و نیز در ماده ۱۹۵ قانون آیین دادرسی دادگاههاي عمـومی
و انقلاب در امور کیفري، از دادگاه خواسته شده است که در جرایم قابـل گذشـت طـرفهـاي دعواي کیفري را آشتی دهد و در صورتی مبادرت به صدور رأي کند که موفق به آشتیدادن آنان نشود. همچنین با ایجاد شوراهاي حـل اخـتلاف، یکـی از وظـایف ایـن شـوراها »اصـلاح ذاتالبین« و ایجاد صلح و سازش بین طرفهاي اختلاف است.
سؤال اصلی مقاله عبارت است از اینکه »آیا با ساز و کار اصلاح ذاتالبین میتوان عـدالت ترمیمی را اعمال و اجرا کرد؟« و فرضیه آن چنـین اسـت: »عـدالت ترمیمـی در پرتـو اصـلاح ذاتالبین قابل اجرا و اعمال است.«
در این مقاله ابتدا به اختصار مطالبی درباره الگـوي »عـدالت ترمیمـی« بیـان و سـپس بـه بررسی برخی آیات و روایات مربوط به »اصلاح ذاتالبین« پرداخته خواهد شـد و پـس از آن به رویکرد ترمیمی »اصلاح ذاتالبین« و پاسخ به این سؤال پرداخته میشود که آیـا در پرتـو »اصلاح ذاتالبین«، »عدالت ترمیمی« میتوانـد قابـل اجـرا و اِعمـال باشـد و در انتهـا از بحـث نتیجهگیري خواهد شد.

-۱ عدالت ترمیمی

در الگوي عدالت ترمیمی، که در پی ناکارآمدي عدالت کیفري کلاسیک مطرح شد، ضمن توجـه به همه طرفهاي بزه، یعنی همه کسانی که به نحوي از ارتکاب بزه متأثر شدهانـد و درگیـر در آن هستند، شامل بزهدیده و وابستگان او و بزهکـار و وابـستگان او و جامعـه محلـی، تـرمیم خسارتهاي ناشی از ارتکاب بزه و اعاده وضع سابق مـورد توجـه اسـت. بـرخـلاف رویکـرد عدالت کیفري سنتی که بزه را رفتاري علیه دولت (حاکمیت) قلمداد میکند و در واقع دولت یک بزهدیده رسمی محسوب میشود؛ از نظر رویکرد عـدالت ترمیمـی وقـوع بـزه موجـب نـوعی گسستگی و اختلال در روابط افراد جامعه میشود ۱]، ص۴۰؛ ۲، ص .[۳۱۴

۱۹۵

علیحسین نجفی ابرندآبادي و همکاران ـــــــــــــــــــــــــــ اصلاح ذاتالبین و نظریه عدالت ترمیمی

به تعبیر دیگر »جرم به عنوان نقض حقوق یک شخص به وسیله شخص دیگر و اختلاف بین آنها تعریف میشود» «که آثار نامطلوب و خسارتهاي مادي، معنـوي، روانـی و عـاطفی آن نه فقط بزهدیده بلکه جامعه محلی و علقه و روابط اجتماعی محلی و حتی خـود بزهکارــ
و تنها در صورتی که جرم از نوع شدید باشد ـ کل جامعه را متأثر و متـضرر مـیکنـد۳] «، ص ۷۱؛ ۴، ص.[۲۲ از دید طرفداران عدالت ترمیمی، این عدالت نوعی بازگشت به گذشـته
و دوران قبل است و در طول تاریخِ بشر همواره عدالت ترمیمی اجرا میشده و »تنهـا در دوران اخیر و در حکومتهاي جدید بوده است که دولت مسأله حل اختلافات میان مردم را از اجتماع، بزهدیدگان و بزهکاران مصادره کرد و… عدالت ترمیمی الگـوي غالـب و شـایع اجراي عدالت در امور کیفري در بیشترین مـدت از زنـدگی بـشر بـوده اسـت۱] «، مقدمـه مترجم، ص .[۸

عدالت ترمیمی همه طرفهاي مرتبط با بزه که از ارتکاب آن متأثر شدهاند، شامل بزهدیده

و بزهکار و وابستگان آنها و جامعه محلی را در فرایند رسیدگی به بزه مشارکت میدهد ۲]، ص ۲۱۸؛ ۳، ص.[۷۲ در واقـع »عـدالت ترمیمـی رویکـردي نـسبت بـه جـرم اسـت کـه در آن محوریت، حل و فصل اختلاف ناشی از جرم است؛ به طوري که خود طرفهاي درگیر در جرم
و نیز جامعه محلی را جهت حل و فصل آن مشارکت میدهد۵] «، ص.[۹۳ در رویکـرد عـدالت ترمیمی مراد از بزه دیده نه تنها کسی است که بهطور مستقیم از ارتکـاب بـزه متـأثر شـده بلکه اعضاي خانواده او و اعضاي جامعـه محلـی او را نیـز شـامل مـیشـود. از ایـن جهـت بزهدیده را به بزهدیده اولیه یا مستقیم و بزهدیده ثانویه یا غیرمستقیم تقسیم میکند ۲]، ص .[۲۴۴ بر این اساس طرفها یا ارکان یا ذینفعان و به تعبیر رساتر »کنـشگران« عـدالت ترمیمـی عبارتند از بزهدیده، بزهکار و جامعه محلی (و در مواقعی کل جامعه).
منظور از جامعه محلی عبارت است از افرادي که دریک مکـان مـشخص زنـدگی مـیکننـد مانند محله یا شهرك یا گروهی از افراد که بهواسطه مصلحت مشترك با هـم پیونـد و رابطـه دارند، مانند اعضاي خانواده یا خویشان یا همسایگان یـا دوسـتان یـا همکـاران. بـه تعبیـري اشخاصی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از ارتکاب بزه دچار اختلال شدهانـد یـا بـه نحـوي ارتکاب بزه آنان را متأثر یا درگیر کرده است ۲]، صص ۳۱۹ – ۳۱۸؛ ۴، ص.[۲۲
الگوي عدالت ترمیمی با بازگرداندن حق بزهدیده و نقش او در جریان رسیدگی بـه او ایـن امکان را میدهد که در برنامههاي ترمیمی و جلسههاي گفتگو ماجراي صـدمات وارد برخـود

۱۹۶

فصلنامه مدرس علوم انسانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوره۱۲، شماره ۳، پاییز۱۳۸۷

را بازگو و آلام، رنجها، دردهاي روحی و جسمی حاصل از ارتکاب بزه را بیان کند و بهطـور کلی داستان بزهدیدگیاش و نیز احساسات و دیدگاه درونیاش را بـراي بزهکـار و حاضـران شرح دهد. بزهدیده از طریق همین مرور و بیان مجدد واقعه بزهدیـدگی خـود، نـوعی تـسکین پیدا کرده و تخلیه روانی میشود. بعلاوه بزهدیده با حضور در جلسههاي گفتگو از عوامـل و انگیزة بزهکار در ارتکاب بزه، ندامت و پشیمانی وي آگاه میشود و در جهت یـافتن راه حلـی براي رفع اختلاف به طور فعال مشارکت میکند.

الگوي عـدالت ترمیمـی بزهکـار را بـه شـرکت در برنامـههـاي ترمیمـی و مطلـع شـدن از صدماتی که به بزه دیده وارد شده و قبول مسؤولیت در برابر آن صدمات تشویق مـیکنـد و بزهکار در جهت رفع اختلاف و تصحیح رفتار خـود بـا قبـول تعهـداتی ماننـد تـرمیم، جبـران خسارتهاي یا انجام خدمات اجتماعی اقـدام مـیکنـد. در جریـان برنامـههـاي عـدالت ترمیمـی بزهکار از نتایج رفتار خود و خسارتهاي مادي و روانی و عاطفی که به بزهدیده و وابـستگان او وارد کردهاند، آگاه میشود و فرصتی پیدا میکند که داوطلبانه در جهت ترمیم و رفـع آنهـا همکاري کند او با پذیرش مسؤلیتهاي خود و درك میزان تقصیر و خطاي خـویش و اقـدام در جهت ترمیم و جبران خسارتهاي وارد شده بر عمـل خـود شرمـسار و پـشیمان شـده و بـا جامعه بازسازگار میشود و به آغوش جامعه بازمیگردد، درنتیجـه از ارتکـاب مجـدد بـزه خودداري میکند؛ یعنی برنامههاي عدالت ترمیمی به پیشگیري از تکرار بزه نیز توجـه دارد. باید دقت داشت که تعهدات و اقدامات تعیینشده براي بزهکار از باب تلاقی و مکافات نیست بلکه ترمیم و اصلاح روابط بین افراد و جامعه محلی است که از ارتکاب بزه متأثر شـدهانـد. همانگونه که شرکت در برنامههاي عدالت ترمیمی بـراي همـه طرفهـاي درگیـر و متـأثر از ارتکاب بزه اختیاري و داوطلبانه است، توافقات انجام شده نیز باید ارادي بوده و از هرگونه تحمیل و نارضایتی دور باشد. در این صورت است که طرفهاي بزه بـا یکـدیگر مـصالحه و آشتی کـرده و بـا اجـراي توافقـات صـورت گرفتـه وضـع بـه حالـت قبـل از ارتکـاب جـرم برمیگردد و اختلالی که با وقوع جرم در روابط افراد جامعه محلی ایجاد شده بـود، تـرمیم میشود؛ یعنی روابط آسیبدیده بین بزهدیده، بزهکار و جامعه ترمیم و بهبود پیـدا مـیکنـد ۲]، ص.[۹۳ الگوي عدالت ترمیمی بر سه اصل اساسی و کلی مبتنی است: