۱ مقدمه

اوقات فراغت یکی از پدیده هایی است که توجه بسیاری از صاحب نظران به ویژه جامعه شناسان و متخصصان علوم اجتماعی را به خود جلب کرده است. جامعه شناسان، فراغت را واقعیتیکاملاً تازه تصور می کنند که در نتیجه انقلاب صنعتی و توسعه اجتماعی و اقتصادی جهان امروز پدید آمده است. امروزه فعالیتهای اوقات فراغت از چنان اهمیتی برخوردار شده است که کارشناسان از آن به مثابه آیینه فرهنگ یاد می کنند. در این معنا ، چگونگی گذران اوقات فراغت افراد یک جامعه به میزان زیادی معرف خصوصیات فرهنگی آن جامعه است.

در دهه های اخیر، جامعه شناسان اوقات فراغت و صاحب نظران (مطالعات فرهنگی) با پیوند مولفه های تشکیل دهنده اوقات فراغت با هویت اجتماعی، افقی نوین در این عرصه پژوهشی گشوده اند. تحلیل نقش اوقات فراغت در فضای مدرن و رابطه آن با هویت اجتماعی، نشانگر افزایش اهمیت فراغت در جامعه معاصر است. از این منظر ،مطالعه اوقات فراغت، افزون بر فراهم ساختن بستر مناسب برای برنامه ریزیهای فرهنگی و اجتماعی – که این مهم به ویژه در جامعه دانشجویان ایران از اهمیتی مضاعف برخوردار است – این امکان را فراهم می سازد تا در پرتو نظریه های مختلف و سنجش ارتباط آن با دیگر متغیرهای اجتماعی الگوی نظری مناسبی برای تحقیق در این عرصه ارائه گردد. ویژگی دوران مدرن، تنوع الگوهای

۱

گذران اوقات فراغت است. تماشای مسابقات و انجام فعالیتهای متنوع ورزشی، استفاده روزافزون از رسانه ها (تلویزیون، اینترنت، ماهواره و….) تغییر نوع روابط با همسالان و… از مهمترین ویژگیهای فراغت می باشد.
در جامعه مدرن، اوقات فراغت بعنوان فعالیتی مصرفی، عرصه خاصی از تجربه انسانی است که امتیاز آن برای افراد، داشتن حق انتخاب، خلاقیت، رضایتمندی و لذتی است که خود، لذت و شادی بیشتر را به دنبال داشته و به آنها امکان می دهد هویت های اجتماعی مطلوب خویش را ابراز کنند و گاه تایید دیگران را نسبت به آن بدست آورند. به تعبیر دیلینی (۲۰۰۹) امروزه نحوه گذران فراغت را شاید از مهمترین شاخص هایی بدانند که بهتر از هر چیز دیگر، حتی مشاغل افراد، گویای شخصیت واقعی آنان است(دیلینی،.(۳۱۳:۱۳۸۸ به این ترتیب، امروزه اوقات فراغت بدل به نیازی ضروری برای انسان ها شده؛ نیازی که در کنار کارکردهای کلاسیک خود، مبنائی برای هویت سازی و هویت یابی افراد فراهم آورده است.

بدین قرار، پس از آنکه جامعه در مقیاس وسیع سر برآورد و زندگی گروهی در جوامع سنتی رو به افول گذاشت، هویت و تکوین آن بدل به مسئله شد. چرا که در اثر تضعیف ساختارهای سنتی، هر یک از افراد می بایست، مستقل از صفاتی که به واسطه جایگاه سنتی یا طبیعی خود بدان متصف گشته بودند، خود هویت خویش را پی می ریختند.
در تحلیلهای جامعه شناسی امروز، » فعالیتهای مصرفی، منشأ مدرن ساختار هویتی به شمار می روند و این نکته محصول تغییر آهنگ زندگی و فراغت بشر امروز است« (خادمیان، .(۹:۱۳۸۸ امروزه حس هویت بسیاری از مردم، بیشتر بسته به الگوهای مصرفشان است تا نقش کاری شان(باکاک، .(۱۶۳:۱۳۸۱ جامعه امروزی ایرانی، دستخوش یک جریان تغییر سریع و ریشه ای است. پیوندهای سنتی با طبقه و خانواده به تدریج کم اهمیت تر می شوند و افراد باید خود مسئولیت زندگی خویش را بر عهده گیرند. از این رو دانشجویان، الگوهای فراغتی متنوعی را تجربه می کنند. این الگوهای فراغت خصوصا الگوهای مدرن، در تکوین شخصیت و هویت دانشجویان تاثیرات ژرفی را بر جای می گذارند.

اوقات فراغت، منشأ شناخت و به رسمیت شناخته شدن دوران دانشجویی و هویت آنان است. بر اساس یافته های یک تحقیق هر چه مصرف کاربر در فضای مجازی حرفه ای تر باشد، میزان دستیابی او به هویت مدرن شدیدتر خواهد بود(همان،.(۱۸۹
بنابراین گذران فراغت بعنوان شاخصی از مصرف (مصرف زمان)، متضمن ایجاد احساس هویت است. در حوزه فراغت، افراد، نماگرها، کلیشه ها، الگوها و قواعد خاص سبک زندگی و هویت اجتماعی خود را بازگو می کنند.

هدف این تحقیق بررسی هویت ملی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در قالب اوقات فراغت است. به عبارت دیگر سوال اساسی این است که در کلان دانشگاهی چون دانشگاه آزاد تبریز الگوهای گذران اوقات فراغت به چه نحوی الگوهای هویت ملی را انعکاس می دهند؟ آیا خطوط تمایز و تشابه اوقات فراغت می تواند بعنوان منبعی برای هویت یابی دانشجویان باشد؟

در این پژوهش سوال زیر مورد بررسی و کاوش قرار گرفت.

– آیا بین الگوهای گذران اوقات فراغت و شکل گیری هویت ملی دانشجویان رابطه وجود دارد؟

با بررسی کتابها، مقاله ها، پایان نامه ها و طرح های پژوهشی و منابع اینترنتی به زبانهای فارسی و لاتین در زمینه اوقات فراغت مشخص گردید که تحقیقات متعددی در این زمینه صورت گرفته است. مثلا» در ایران بیش از سیصد عنوان تحقیق علمی و پژوهشی درباره اوقات فراغت به نگارش درآمده است« (ابراهیمی و بهنوئی، .(۱۳۰:۱۳۸۸
دسته بندی تیپ های شخصیتی افراد بر اساس گذران اوقات فراغت در درون و بیرون از خانواده، سعی داشته اند علاوه بر توصیف، به تبیین این پدیده اجتماعی نیز بپردازند. بنابراین، اکثر این تحقیقات جنبه توصیفی دارند نه تبیینی. دیگر اینکه اکثر این تحقیقات خالی از یک بینش جامعه شناختی می باشند.

۲

سه دسته از مطالعات تجربی فراغت از اهمیت بیشتری برخور دارند ؛ دسته اول پژوهشها به بحث در مورد الگوهای اوقات فراغت در جریان چرخه زندگی می پردازد. نمونه این نوع از مطالعات کار آر .ان. راپوپورت با عنوان اوقات فراغت و چرخه زندگی خانواده است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شده است.

مطالعات دسته دوم ناظر به این پرسش است که کار و اوقات فراغت چگونه با یکدیگر مرتبط می شوند؟ نمونه این نوع تحقیقات مطالعه »استانلی ژارکر« موسوم به »اوقات فراغت و کار« است که در سال ۱۹۶۳ منتشر شده است. مطالعه پارکر به لحاظ ربط دادن کار به درک اعمال فراغتی، بسیار بنیادی است. و بالاخره مطالعات دسته سوم به پژوهش درباره انواع خاصی از اوقات فراغت مانند رفتن به سینما و تماشا ی مسابقه فوتبال توجه دارد.

در ایران نیز تحقیقاتی پیرامون اوقات فراغت و همچنین هویت ملی انجام شده است که نتایج اکثر آنها، رابطه گذران اوقات فراغت و شکل گیری هویت و شخصیت را نشان داده است.

دوران (۱۳۸۱) در پژوهشی با عنوان » تاثیر فضای سایبرنتیک بر هویت اجتماعی« به بررسی تاثیر فضای سایبر بر هویت اجتماعی در میان دانشجویان دانشگاه تهران پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رابطه معناداری میان تجربه فضای سایبرنتیک و هیچ یک از سه سطح هویت اجتماعی (هویت خانوادگی، هویت همالان و هویت ملی) پاسخگویان وجود ندارد. بدین ترتیب، هر چند که رابطه بین اوقات فراغت و هویت ملی به لحاظ نظری و تجربی مورد واکاوی قرار گرفته است و در این باره نوشتارهای قابل توجهی نیز وجود دارد، لیکن یافته های نظری به خصوص تجربی حاصل شده بر روابط فراگیر و پایدار دلالت ندارند و نمی توان به احکام قاطعی در مورد رابطه اشکال مختلف فراغت و هویت ملی دست پیدا کرد. با این همه، نباید از وجود اجماع نظری و حتی تجربی درباره تاثیر و تعامل بین بعضی گونه های فراغت با هویت ملی چشم پوشی کرد.

فعالیتهای فراغتی در اوایل دوره ی صنعتی مدرن حوزه ی تضادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بود که تا حدی در ستیز اتحادیه ها در پی احقاق حقوق کارگران و در مدیریت کارخانه ها تجلی می یافت.کاهش ساعات کار و حق استفاده از مرخصی با حقوق، استفاده از دستاوردهای اتحادیه های کارگری در اوایل دهه ی ۱۹۶۰ در غرب بود(همان). در اواسط قرن بیستم، اهمیت فراغت به جایی رسید بود که وجه اصلی و غالب در فعالیتهای روزمره جوامع سرمایه داری اخیر گردید. در دوران مدرن اولیه و اقتصادهای تولید محور، فراغت(اگر اصلا می بود) وقتی بود برای استراحت و رفع خستگی ناشی از کار. اما در دوران مدرن متأخر، فراغت به یک امر زیبایی شناختی و شکلی از مصرف تبدیل شده است که افراد از طریق آن می توانند به هویت متفاوتی دست یابند(اسلیتر، در جلائی پور و محمدی،.(۴۹۷:۱۳۸۷