بیان مسئله در جهان حاضر رویکرد و نگرش جدید انسان ها به زندگی براساس رقابت ها و تحولات فزاینده در بخش های مختلف اقتصادی،

سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جوامع سبب گردیده تا احتمالا در دهه آینده، حتی برای زندگی معمولی روزانه نیز باید رقابت نمود. اینچنین خواهد بود که مسائل و مشکلات زندگی روزمره شکل متفاوت تری از قبل به خود می گیرد. در این میان یکی از این چالش ها، مسئله کار و منبع درآمد برای زندگی بخصوص زندگی جوانان می باشد که با توجه به فزونی و تغییرات جمعیتی، کمبود منابع، ورشکستگی کسب و کارها، رکودهای پیاپی اقتصادی و تغییر سلایق و انتظارات مشتریان و … شرایط جدی تری را نسبت به سایر معضلات اجتماعی به خود گرفته است.

از آنجایکه ظرفیت دولت در بحث جذب و استخدام افراد بیکار جامعه محدود می باشد ، روش جذب افراد بیکار در کسب و کار و کارآفرینی ، روشی بسیار موثر و تاثیرات مطلوبی در پیشگیری از آسیب های اجتماعی در جامعه دارد . لذا بدلیل رابطه تنگاتنگ بین جامعه و کارآفرینی ،این پژوهش به بررسی عوامل اجتماعی موثر برکارآفرینی می پردازد. مطالعات مختلف نشان داده که از جمله راه های مهم توسعه اقتصادی ایجاد اشتغال و مهم ترین ساز و کار و ابزار آن کارآفرینی است. کار آفرینی باعث کاهش بیکاری، افزایش بهره وری افراد و منابع و در نهایت افزایش درآمد مردم جامعه می شود. اگر چه کار آفرینی تنها راه اشتغال زایی و افزایش درآمد نیست، اما به نظر می رسد روشی بسیار موثر وکارآمد باشد. عوامل اجتماعی موثربر کارآفرینی کدام است؟ در این رساله تلاش می شود برای پاسخ گویی به سوال فوق با استفاده از نظرات ودیدگاههای اندیشمندان علم کارآفرینی چاره جویی شود.

ادبیات پژوهش

هیچ تحقیقی در خلا صورت نمی گیرد. بنابراین به طور طبیعی، هر پژوهش در تداوم پژوهش های پیشین به انجام می رسد که هم از دوباره کاری ها در آن اجتناب شود ، هم از داده های تحقیقات پیشین برخوردار گردد. ارتقا دانش نیز به همین تداوم وابسته است. هر پژوهش باید متکی به دستاوردهای پیشین باشد در حالیکه که خود هم سخنی تازه دارد ، روش هایی دقیق تر در شناخت پدیده به کار می گیرد.(ساروخانی:(۱۴۶:۱۳۷۳ هیسریچ و پیترزدر ایالات متحده حاکی از آنست که در این کشور برای آموزش و توسعه فرهنگی کارآفرینی از تمامی امکانات جامعه در حد وسیعی استفاده به عمل آمده است ، آنها علاوه بر ایجاد مدارس و دانشگاههای مخصوص جهت آموزش کارآفرینی ، از تمامی امکانات دولتی از قبیل ( کاهش مالیات بر شرکت های تازه تاسیس شده ، داده امکانات ارتباطی ، حمایت های مشاوره ای ، حمایت های قانونی ، تسهیلات بانکی و غیره ) از تمامی امکانات جامعه برای نیز برای آموزش و تشویق افراد به کارآفرینی استفاده می کنند .محققین فوق ، یکی از عوامل ایجاد و توسعه فرهنگ کارآفرینی و خلاقیت در این کشور را استفاده وسیع آنها از وسایل ارتباط جمعی می دانند ، بطوریکه در ایالات متحده چندین کانال تلویزیونی در برنامه های مختلف خود به معرفی کارآفرینان تشویق و ترغیب جوانان به کارآفرینی تلاش می کنند ، مجلات و روزنامه ستونهای خاصی را جهت تبلیغ برنامه های کارآفرینانه و آشنا ساختن افراد با کارآفرینان و ویژگیهای آنها اختصاص داده اندو علاوه برآن شرکتهای بزرگ و معتبر مثل جنرال الکتریک شدیدا جهت توسعه فرهنگ کارآفرینی در جامعه سعی و تلاش می کنند (نوابخش و همکاران: . (۱۳۸۹ پژوهش ها نشان داده اند که در میان کشورهای آسیایی کشور ژاپن از نظرانجام فعالیت های کارآفرینانه و گسترش فعالیت های کارآفرینی سرآمد تمامی کشورها می باشد ، شیوه کلاسیک آموزشی و ترویج فرهنگ کارآفرینی اولین بار در ژاپن مورد استفاده قرار گرفت در سال ۱۹۵۸میلادی آموزش و پرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ کارآفرینی تحت عنوان (سربازان فداکار اقتصادی ژاپن ) اجرانمود. براساس این طرح

۳

افراد ازسطح دبیرستانها به مسئله کارآفرینی می پرداختند و آموزش می دیدند که در حین تحصیل چگونه کارکنند و دنبال کسب سود باشند . کارآفرینان در یک اطاق خاص در مراکزمجهز و مناسب کارمی کردند و تشویق می شدند و اختراعات وابتکارات به اسم آنها ثبت می شد (همان منبع: .(۱۳۸۹

تعاریف کارآفرینی

واژه کارآفرینی نخست توسط کانتیلون((۱۷۵۵ واردنظریه اقتصادی شد. کانتیلون عمده فروشان کالاها رابه قیمت مقطوع از عرضه کنندگان خریداری نموده و به قیمت نامقطوع به خرده فروشان می فروشند، خرده فروشان نیزکالاها به قیمت مقطوع از عمده فروشان خریداری کرده و به قیمت نامقطوع به مصرف کننده می فروشند ، به این ترتیب (کشاورزان ، عرضه کنندگان ، عمده فروشان ، خرده فروشان ) همگی کارآفرین هستند (احمدپورداریانی . (۴۴: ۱۳۹۱: کارآفرینی فعالیتی است که شامل کشف ، ارزیابی و بهره برداری از فرصت ها به منظور معرفی محصولات و خدمات ،روشهای سازماندهی ، بازارها ، فرایندها و مواداولیه جدید، ازطریق تلاشهای سازمان یافته ای که قبلاصورت نگرفته است ، تعریف فوق ازکارآفرینی شامل چندین شرط لازم برای چهارچوب مفهومی تشریح کننده پدیده کارآفرینی است : اول : کارآفرینی مستلزم وجود فرصت ها ، با موقعیت های است که درآنها افراد به این باور می رسند که می توانند از چهارچوب های ابزار – هدف جدید برای ترکیب مجدد منابع ، به منظور کسب سود استفاده کنند ، دوم: کارآفرینی مستلزم وجود تفاوت هایی در میان افراداست ،مخصوصا کارآفرینی نیازمند دسترسی ترجیحی به اطلاعات یا توانایی برای سازماندهی اطلاعات مرتبط با فرصت ها است که در هردومورد در بین افراد متفاوتنند ، سوم : تحمل ریسک جزء لازم فرایند کارآفرینی است بهره برداری از فرصت بنا به تعریف با عدم اطمینان همراه است ، چهارم : فرایند کارآفرینی مستلزم سازماندهی است ، منظور از سازماندهی این نیست که کارآفرینی لزوما باتاسیس یک شرکت جدید همراه است ، هرچند خلق یک شرکت جدید راهی برای سازماندهی یک فرصت است استفاده از مکانیزم های بازار نیز راه دیگری است علیرغم اینکه فرایند کارآفرینی از طریق خلق یک شرکت جدید یا استفاده از مکانیزم های بازار نتیجه شود نیازمند خلق روش جدید بهره برداری از فرصت سازماندهی است که قبلا وجودنداشته است ، پنجم : فرایند کارآفرینی نوع خاصی از نوآوری است (شین:. (۱۴: ۱۳۸۸

کارآفرین

فردی که مسئولیت اولیه وی جمع آوری منابع لازم برای شروع کسب وکاراست و یاکسی که منابع لازم را را برای شروع یا رشد کسب وکاری را بسیج می نمایدوتمرکزاوبرنوآوریوتوسعه فرایند، محصول یا خدمات جدید می باشد( احمدپورداریانی.(۱۳۹۱

رویکردهای نظری اجتماعی

عوامل اجتماعی و فرهنگی از ابعاد فراموش شده کارآفرینی اند که ناشی از نگاه تک بعدی کارآفرینی تا به امروز بوده است زیرا فردی که به خلق ایده های نو می پردازد دارای زمینه های اجتماعی مانند ، ویژگی های خانوادگی ، آداب ورسوم جامعه ، میزان مشارکت و همکاری دوستان و همسایگان و اقوام است که می توانند در دستیابی به موفقیت اورایاری کنند. به همین دلیل آلیسون به ویژگی موثر بر شکلگیری رفتار کارآفرینی تاکید دارد وآن را بصورت زیر بیان می کند : نقش های موجود در جامعه ، تجربیات حاصل از زندگی ، پیش زمینه های خانواده ، سطح آموزش و آگاهی ، طبقه اجتماعی و سازمان های دیوان

۴

سالاری . کارآفرینی به لحاظ اجتماعی منافع و آثارمثبتی در جامعه دارد زیرا موجب اشتغال می شود ، اضطراب های اجتماعی را کاهش می دهد و بهره برداری از منابع وفعال شدن آنها برای بهره وری عظیم ملی فراهم می آورد . کارآفرینی سوداجتماعی را از طریق دولت عاید جامعه می کند که به نوعی نشان دهنده توسعه اجتماعی اقتصادی جامعه است ، هرچه مشارکت جامعه در فعالیت های کارآفرینی بیشتر باشد سریع تر به توسعه اقتصادی واجتماعی دست می یابد(هاشمی و همکاران) سن

تفاوت فردی جامعه شناسانه دیگری که برگرایش افراد در بهره برداری ازفرصت های کارآفرینانه تاثیر می گذارد سن است ، سن یک رابطه منحنی شکل با احتمال بهره برداری از فرصت ها دارد ، زیرا از یکسو در برگیرنده تاثیر مثبت تجربه است که با افزایش سن افزایش می یابد و ازسوی دیگر شامل اثرات منفی هزینه فرصت و عدم اطمینان ، که با افزایش سن افزایش می یابند. در ابتدا سن احتمال بهره برداری افراد از فرصت ها را افزایش می دهد ، زیرا افراد در طول زندگی اطلاعات و مهارت هایی بیش از مقدار لازم برای بهره برداری از فرصت ها جمع آوری می کنند ، علاوه براین سن ، قابلیت اعتمادی برای انتقال اطلاعات به افراد در هنگام جستجوی آنها برای دستیابی به منابع یا طراحیهای سازمانیشان فراهم می آورد(شین .(۵۵:۱۳۸۸: در مجموع نمی توان سن مطلوبی برای آغاز یک فعالیت بطور قطعی معین نمود ، در مطالعات انجام شده توسط فرای۸۸درصد کارآفرینان بین سن ۲۰تا ۵۰ فعالیت خود را آغاز نموده بودندکه ۶۵درصدازآنان در بین سنین ۲۰تا۴۰ سالگی قرارداشتند ، باتوجه به این تحقیقات می توان گفت که شاید بهترین زمان برای کارآفرینی اواخر ۲۰سالگی تااوایل ۴۰سالگی باشد ، چرا در این سنین تعادل بین تجربیات لازم واولیه از یکسو، و مسئولیتهای خانوادگی ازسوی دیگر ایجادمی شود. البته استثنائاتی نیز وجود داردبرخی در سنین جوانی و برخی در سنین بالای ۵۰ تا۶۰سال کار خودراشروع می نمایندو موفق نیز می گردند(احمدپورداریانی . (۱۱۱ : ۱۳۹۱: