× مقدمه

در پروسه شکلگیری تاریخ بشریت، انسان با فراز و نشیبهایی روبرو بوده، گاه با شکستها و پیروزیهایی در مبارزه با طبیعت و حیوانات تا مرز نابودی و محو کامل. اما آنچه توانسته او را پیروز گرداند عامل تفکر و تغییر محیط و طبیعت بوده است. آنچه انسان را از حیوانات و موجودات دیگر مجزا میسازد این است که موجودات خود را با طبیعت وفق میدهند اما انسان میبایستی طبیعت را تغییر دهد. این عامل درگیری شعور و فکر را طلب میکند، و حاصل این تجارب و دانشی که بشر در طول تاریخ به نسلهای همنوع خودش انتقال داده، زبان بوده است. زبان مهمترین عامل در سیر حرکت انسان از مراحل توحش و بربریت تا تمدن و پیشرفت بوده است و آنچه مسلم است واژهها به کمک انسان آمدند، و انسان را به اوج و ترقی رساندند. اما زبان در یک پروسه دراز مدت شکل گرفت. در هر دورهای و در هر مرحلهای، تعداد واژهها تغییر کردند، و زبانهائی که قابل تغییر بودند، ماندگار شده و زبانهائی که نتوانستند از غار بیرون بیایند در غارها ماندند.به تناسب پیشرفت جوامع بشری زبانها توسعه و دستخوش تغییرات قرار میگرفتند. آنچه توسعه زبان و گسترش زبان را در تمام جوامع بشری پوشش داده، عامل نیاز انسانها به روابط و شناخت تجارب و دانش اطراف خود بوده است. . پس زبان در گیتی با تحولاتی روبرو بوده که ایران هم جزء لاینفک این سیر تاریخی میباشد.طلوع انسان از آنروز آغاز شد که در غارها علائم و اصواتی را از مغز خود تراوش نمود تا بتوان از اسم خاص بعنوان اسم عام تجلی نماید. از درخت برای تمام درختان و انسان برای تمام انسانها، و از

آن روز پیشرفت عقلی و شعوری انسان انقلابی پایانناپذیر شد. زیرا کلمات برای فکر، حکم ابزارکار را دارند و بدیهی است که تکامل تا حدود زیادی به این ابزار وابسته است و میدان باز حضور کلمات، تخیل، فرضیه، تکامل و اندیشه را در سرتاسر گیتی حاکم کرد.”استفاده از ایما و اشاره و صوت برای انسانهای اولیه جهت انتقال فکر کاربرد داشته است و هم اکنون نیز برای ارائه یک مقصود باز هم اشاره، به کمک طلبیده میشود.” (ویل دورانت،۱۳۸۷،ص. ( ۸۸- ۸۹ زبان به درستی تاریخ آغازی نداشته، اما آنچه در آن یقین حاصل گردیده است، از کلمه شروع شد، و حتی در ابتدائیترین شکل آن، برای بیان مقاصد از تصاویر استفاده گردید. این تطور زمان و پروسه تاریخی شکلگیری زبان و هجوم فکر به تمام عرصه دانش و علوم در تمامی ملل و اقوام در ازمنه تاریخی، با فراز و نشیبهائی توأم بوده و گاهی در طول تاریخ، زبانی تولد یافته و یا انتقال پیدا کرده و با از بین رفتن قومی، زبان هم از بین رفته و با قوام پیدا کردن ملتی آن زبان هم گسترده گردید.در طول تاریخ، از یک زبان انشعاباتی صورت گرفته و یا با زبانهای دیگر ادغام گردیده و یا گاهی دیده شده، زبانی هزاران کیلومتر اثرات خود را بر زبانهای دیگر گذاشته است. این تأثیر، رابطه متقابل در زبانهای خاور و باختر را داشته و امروزه زبانشناسان، زبانهای ایرانی را به سه دوره متمایز؛ زبان ایرانی باستان، زبان ایرانی میانه و زبان ایرانی جدید تقسیم کردهاند. زبانهای ایرانی باستان از حدود ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد در ایران گسترش داشتهاند. اسکان جامعههای کشاورزی – دامداری در فلات ایران نقش مهمی را در تشکیل نژادی مردم ایران و کشورهای همسایه بازی کرد اما درباره زبان مردم ایران باستان به غیر از زبان ایلامی در هزاره سوم تا یکم ق.متقریباً اطلاعاتی در دست نیست.زبانهای ایرانی دستهای از زبانهای هند و اروپائیاند که با هم پیوند نزدیک دارند و اصل آنها به زبان واحد یعنی زبان ایرانی باستان که با زبان قدیم هندیان آریائی نزدیکی بسیار داشته، میپیوندد. نام هند و اروپائی به گروهی از زبانهای هم ریشه اطلاق میشود که امروز از هندوستان تا امریکا و استرالیا و افریقا رواج دارند. زبان هند و ایرانی که گاه زبان آریائی نیز نامیده میشود، میان نیاکان ایرانیان و هندویان آریائی مشترک بود.(یار شاطر ،۱۳۳۶ ،ص ( ۳

زبان فارسی باستان

“زبان فارسی باستان زبانی است که در کتیبههای شاهان هخامنشی ۳۳۱-۵۵۹) ق.م) بکار رفته است. از این شاهان کتیبههای متعددی بجای مانده که قدیمترین آنها متعلق به اریارمنه پدر نیای داریوش بزرگ( ۵۸۰-۶۱۰ ق.م )و تازهترین آنها از اردشیر سوم است ۳۳۸-۳۵۸) ق.م) مهمترین اثر این زبان کتیبه بسیار مهم داریوش بزرگ بر صخره بیستون (میان همدان و کرمانشاه) است که در آن داریوش به شرح نسب و چگونگی به شاهی رسیدن خود و جنگها و پیروزیها و همچنین ذکر نام کشورهائی را که بر آنها فرمانروا بوده پرداخته است. تمام آثاری که از زبان فارسی باستان در دست است به خط میخی نوشته شدهاند.(یار شاطر ،۱۳۳۶ ،ص ( ۴ زبان فارسی باستان که آنرا »فرس قدیم« نامیدهاند همان زبانی است که بر سنگهای بیستون والوند و صد ستون تخت جمشید و دخمههای هخامنش و لوح های زرین و سیمین و بلاد تختجمشید و جاهای دیگر کنده شده است و مهمتر از آن سه نبشته بیستون است که داریوش شاهنشاه هخامنش تاریخ بیرون آمدن و به شاهنشاهی رسیدن و کارنامههای خود را در آنجا گزارش داده و خطی که آثار نامبرده بدان نوشته شده خط میخی است.

زبان اوستائی : اوستا به خطی نوشته شده که به خط اوستائی مشهور است وظاهراً در اواخر دوره ساسانی احتمالاً( در حدود قرن ۶ م). بهمین منظور از روی خط پهلوی اختراع گردید. و برخلاف خط پهلوی روشن و ساده و وافی

بمقصود است.(یار شاطر ،۱۳۳۶ ،ص۵ ).البته داندامایو در کتاب تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز بیان میکند:” که زبان اوستا، به زبان ساکنان ایرانی باختری آن زمان شباهت دارد، اما به ویژه زبان گاتها، ویژگیهای زبان ایرانیان خاوری را دارد.”(داندامایو ،۱۳۶۱ ،ص( ۴

زبان مادی:زبان مادی، زبان شاهان خاندان مادی و مردم مغرب و مرکز ایران بوده است. از سال ۸۳۵ ق.م به بعد در کتیبههای شاهان آشور از مردم ماد نام برده شده و کلماتی از این زبان نیز در زبان یونان باقیمانده ولی مأخذ عمده اطلاع ما از این زبان کلمات و عبارتی است که در کتیبههای شاهان هخامنشی (که جانشین شاهان مادی بودند) بجای مانده است.(یار شاطر ، ۱۳۳۶ ، ص۶ ).از زبان مادی اسنادی به دست نیامده استنُلدِکه. گوید: “اگر کتیبهای به دست آید گمان میکنم از حیث زبان و خط، عین کتیبههای شاهان هخامنش باشد.” درابستتر((Drobs teter عقیده داشت که اوستا به زبان مادی نوشته شده است، به هرحال شکی نیست که زبان مادی یا زبان پارسی قدیمتقریباً یک زبان بوده و تفاوت جزئی با آن داشته چنانکه در زماناِسترابون پارسیها و مادیها زبان یکدیگر را به خوبی میفهمیدند. بعضی زبان کردی امروزی را مشتق از زبان مادی میدانند.(پیر نیا ،۱۳۷۸ ،ص( ۶۶-۶۷