.۱مقدمه:

امروزه از مهمترین تأثیرات اقتصادی گردشگری، ایجاد اشتغال، کسب درآمد ارزی برای کشور میزبان و افزایش درآمدهای مالیاتی از محل فعالیت های اقتصادی مرتبط با گردشگری، ایجاد تعادل منطقه ای، تعدیل ثروت، دگرگون ساختن فعالیت های اقتصادی و وسوق دادن درآمد از مناطق شهری به روستاها و بالعکس و بالأخره جلوگیری از برون کوچی روستائیان است. گردشگری اشتغال زا است و طیف وسیعی از مشاغل تولیدی و خدماتی را دربرمی گیرد. گردشگری به عنوان یک صنعت پردرآمد و اشتغال زا در صحنه جهانی و بین المللی اهمیت زیادی پیدا کرده است و توسعه اقتصادی و تعاملات انسانی و همچنین در کانونهای غیر شهری، کاهش مهاجرت به شهرها را به همراه دارد و هر کشوری سعی دارد با به وجود آوردن امکانات رفاهی و تفریحی در شهرها و مناطق اطراف آن از مزایای اقتصادی صنعت گردشگری بهره برد .[۱۳] لازم بذکر خواهد بود که گردشگری در شمار سه صنعت عمده جهان محسوب می شود و در مدتی کوتاه توانسته است ارقام بزرگی از مبادلات جهانی را به خود اختصاص دهد بر همین اساس می توان گفت که گردشگری به منزله یک عامل مهم در ایجاد اشتغال، سرمایه گذاری و توسعه منطقه ای و یک عامل انگیزشی در اقتصاد عمومی تلقی می شود بنابراین یکی از راهبردهایی که اخیراً در اغلب کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفته، توسعه و گسترش گردشگری در نواحی محروم و دارای پتانسیل های لازم برای گسترش گردشگری می باشد، توسعه صنعت گردشگری به ویژه برای کشورهای درحال توسعه که با معضلاتی همچون میزان بیکاری بالا، محدودیت منابع ارزی و اقتصاد تک محصولی مواجه هستند از اهمیت فراوانی برخوردار است .[۵] گردشگری دارای آثار اقتصادی و اجتماعی قابل ملاحظه ای می باشد که ایجاد اشتغال و دستیابی به درآمد پایدار و مناسب و همچنین شناخت متقابل فرهنگی در راستای صلح و وفاق بین المللی ازجمله آثار اقتصادی و اجتماعی این صنعت به شمار می روند. کشورما نیز با توجه به اتکا فراوان به درآمدهای نفتی و نرخ بالای بیکاری به شدت نیازمند فرصت های جدید شغلی برای جوانان است. پس حداقل به منظور تنوع بخشیدن به منابع رشد اقتصادی درآمدهای ارزی و همچنین ایجاد فرصت های جدید شغلی، توسعه صنعت گردشگری از اهمیت فراوانی برای کشورمان برخوردار است .[۱۰]

کارآفرینی نیروی اصلی در توسعه اقتصادی به حساب می آید، که با استفاده از تغییر و نوآوری، رشد تولید و خدمات را به وجود می آورد. گردشگری یکی از بخش های اقتصادی است که به درجه بالایی از مشارکت فعالیت های کارآفرینانه نیاز دارد. پاسخگویی به تقاضای روز افزون و نیازهای مختلف گردشگری نیازمند تنوع خدمات و محصولات توریستی است که این موضوع فرصت های بیشتری را برای گردشگری پایدار فراهم می کند. گردشگری در سطح بین المللی رشد سریعی داشته است بنابراین، به عنوان یکی از بخش های اقتصادی، به فعالیت های کارآفرینانه زیادی نیاز دارد که این امر در گرو تحریک کارآفرینان محلی می باشد و همچنین در کنار ایجاد اشتغال و افزایش رشد اقتصادی جوامع و مناطق، منابع کمیاب جوامع نیز باید حفظ شوند. کارآفرینی با رشد گردشگری و افزایش تقاضاهای جدید نسبت به انواع مختلف گردشگری وابسته است. فعالیت های گردشگری اصولاً از نوع بنگاههای اقتصادی کوچک است. مشخصه بارز کارآفرینان کوچک این است که خلاء ها را پر می کنند. آنها توانایی شناسایی فرصت های بازار و توسعه محصولات

یا خدمات جدیدی که مورد تقاضای بازار می باشد را دارند، کارآفرینیان همچنین فرصت های به کارگیری منابع جدید اقتصادی را فراهم می کنند، آنها سازمان ها یا نهادهای بزرگ را تغییر نمی دهند بلکه یک استراتژی جدید مدیریت و رهبری فراهم می کنند بنابراین، کارآفرینان ارتباط دهنده بزرگی بین محصول و تأمین خدمات می باشند .[۴] امروزه گردشگری یکی از پررونق ترین فعالیت های اقتصادی جهان است. این صنعت اکنون در بسیاری از کشورها با رشد سریع تر نسبت به سایر بخش های اقتصادی و با ایجاد فرصت های شغلی جدید، یک صنعت پیشرو تلقی می شود و به قدری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها اهمیت دارد که اقتصاد دانان آن را ” صادرات نامرئی نام نهاده اند .[۱۶] چنان قابل ذکر است که، کارآفرینی یک پدیده چند رشته ای است که به گونه ای

مثبت در توسعه مقصد مشارکت داده شده است و به عبارتی دیگر، کارآفرینی گردشگری یک پدیده ای است که بوسیله شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی جاری در یک مقصد خاص پیشرفت خواهد کرد. در حقیقت، بیان هر رفتار کارآفرینی به طور وسیعی به هر دو محیط باز و بسته بستگی دارد. بنابراین، فهم کارآفرینی گردشگری به یک تجزیه و تحلیل سیستماتیک لازم دارد در این خصوص مدل رقابتی پورتر پیشنهاد شده است. برطبق مدل رقابتی پورتر، در صنعت گردشگری عناصر کارآفرینی عبارتند از: -۱ تغییر ابتکار -۲ ایجاد ابتکار -۳ یادگیری کارآفرینی -۴ نوآوری و خلاقیت -۵ مدیریت دانش -۶ تشخیص فرصت -۷ مدیریت ارتباطات -۸ زمان عمل .[۱۷]

.۲پیشینه تحقیق:

احمد و سیمور در طی پژوهشی با عنوان تعریف فعالیت کارآفرینی بیان می دارند که: اهمیت تأکید تعاریف به طبیعت پویا فعالیت های کارآفرینی و تمرکز توجه بر روی عملکرد نسبت به نیات یا شرایط عرضه و تقاضا است. شامل: یک طبقه بندی ساده فعالیت های کارآفرینی مبتنی بر ارزش ایجاد شده و تصرف شده بوسیله کارآفرین است.

دادورخانی؛ ایمنی قشلاق؛ رضوانی و همکاران در طی پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که: جوانان روستای کندوان نسبت به جوانان روستای اسکندان از ویژگی های کارآفرینانه بالاتری برخوردارند و دلیل تعاملات فرهنگی در اثرحضور گردشگران و همچنین شکل گیری زیرساخت های اولیه و وجود فرصت های جدید در اثر گردشگری است. بنابراین؛ رونق گردشگری محیط روستا را از نظر اقتصادی؛ به محیطی پویا تبدیل می کند و در واقع؛ محیط روستا به محیطی انگیزشی و محرک برای کارآفرینی تبدیل می شود.

پارا لوپز و بوهالیس و فیال در تحقیقی تحت عنوان کارآفرینی و نوآوری در گردشگری به این نکته دست یافتند که: کارآفرینی و نوآوری فاکتورهای بحرانی در گردشگری هستند که هر دو مرکز توسعه و موفقیت پایدار هستند.

سایمانو اسلابرت در پژوهشی با عنوان کارآفرینی گردشگری: فرصت ها و تهدید ها. چشم انداز آفریقای جنوبی؛ بیان می دارند که: یکی از جنبه های برجسته توسعه کارآفرینی و بخصوص کارآفرینی در صنعت گردشگری است. گردشگری انتخاب شده است بدلیل اینکه آن اساسا بر روی همه بخش های اقتصادی تأثیر می گذارد. گردشگری یک رشد ثابتی را نشان می دهد و آن فرصت های شغلی بسیاری را ایجاد می کند. زیرا- افزایش تعداد گردشگران یک افزایش مستقیم در اشتغال را نتیجه می دهد.

تقوایی یزدی و شایان در مقاله خود بررسی رابطه گردشگری و کارآفرینی در توسعه پایدار در ایران دریافتند که: با توسعه زیرساخت ها و تجهیز امکانات و تسهیلات فرصت مناسب جهت اجرای ایده های کاآفرینی و در نهایت حرکت به سوی توسعه پایدار را بوجود می آورد. با توسعه گردشگری در کشور و بالطبع آن افزایش کارآفرینی گردشگری در مناطق مختلف این مناطق دارای پتانسیل خواهند بود که تمامی گونه های گردشگری از قبیل: گردشگران انبوه سازمان یافته؛ گردشگران انبوه مستقل؛ جستجوگران و هم بی هدف ها را جذب نمایند.

رحمتیان و رحیمی در طی پژوهشی چنان یادآور شدند که: نقش گردشگری در توسعه روستاپی در اصل از نوع اقتصادی بوده و برای توسعه روستاپی حائز اهمیت است.از آنجا که گردشگری عمدتاً متضمن تشکیلات کوچک اقتصادی است؛ ضرورت نقش کارآفرینان گردشگری برای توسعه گردشگری روستایی محرز می باشد و بنابراین؛ تشویق و ترویج کارآفرینی منجر به توسعه مناطق روستایی خواهد شد. این نکته مشخص شده است که گردشگری باعث ایجاد فرصت های جدید برای صنعت می شود. حتی کسب و کارهایی که بصورت مستقیم درگیر گردشگری نیستند می توانند از طریق ارتباط نزدیک با امکانات گردشگری منتفع شوند.

مسئله مهمی را که باید در این بین مورد مداقه قرار داد جایگاه کارآفرینی در صنعت گردشگری می باشد که امروزه کارآفرینی در گردشگری از اهمیت زیادی برخوردار است و نقش کارآفرینان گردشگری برای توسعه نواحی مختلف بسیار حیاتی است که مسئولیت محیطی کارآفرینی می تواند مبنایی برای استفاده از منابع طبیعی باشد و برارزش های غیرمادی و منابع طبیعی تجدید شونده تأکید ویژه ای داشته باشد. بنابراین، یکسری دوره های آموزشی به منظور ترویج فرآیند کارآفرینی در گردشگری مد نظر قرار داده شده است که عبارتند از: -۱ متون، که ممکن است شامل مقالات و انواع مطالب باشد. -۲ سخنرانی ها، توسط اساتید و کارآفرینان مدعو -۳ پروژه های علمی دانشجویان برای ارائه طرح های مخاطره آمیز .[۱۶]

نقش کارآفرینان گردشگری می تواند عامل مهمی برای توسعه مناطق گردشگری باشد. برنامه ریزی برای گردشگری نیازمند درگیر بودن شرکای اصلی و گروههای منطقه ای مانند کارآفرینان عرصه گردشگری، دولت محلی، مسئولین گردشگری و دفاتر دولتی است [۹]نهایتاً. در این پژوهش با تحقیقات و بررسی های لازم بدنبال پاسخ این سوال مطرح شده هستیم: اشتغال ناشی از کارآفرینی گردشگری در استان از چه اهمیتی برخودار است؟

.۳مبانی نظری: کار آفرینی:

مفهوم کارآفرینی اولین بار در سال ۱۷۰۰ بنا نهاده شد و از آن وقت تاکنون نمود پیدا کرده است. کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه باید یک شیوه زندگی دانست که با ایجاد و انتقال آن به نسل جدید بسیاری از مشکلات و آسیب های اجتماعی موجود برطرف می شود. در تعداد زیادی تجارت ها جایگاه برابری دارد اما اقتصاد دانان بیشتر از آنها به کارآفرینی معتقد هستند و کارآفرینی موضوعی است که از اواخر قرن بیستم مورد توجه محافل آموزشی کشورهای جهان قرار گرفته است. بررسی تاریخ ادبیات کارآفرینی مؤید آن است که این واژه اولین بار در تئوری های اقتصادی و توسط اقتصاددانان ایجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوری های سایر رشته های علوم گردیده است که در یک نگاه کلی می توان کارآفرینی را به دو نوع اساسی تقسیم نمود: کارافرینی فردی و کارآفرینی سازمانی. اگر نورآوری و ساخت محصول جدید با ارائه خدماتی نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد آن را کارآفرینی فردی و اگر حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد آن را کارآفرینی سازمانی می نامند .[۷] پیتر دراکر کارآفرینی را شروع یک فعالیت اقتصادی کوچک توسط یک فرد می داند و اقدامی است که نیروهای کار جامعه برای: -۱ کسب توانایی ها و شایستگی ها -۲ رفع نقاط ضعف -۳ بهره گیری از فرصت ها با هدف یافتن جایگاه مناسب در محیط اقتصادی و تأمین امنیت شغلی خود در رابطه با شبکه های سازمانی انجام می دهند. در واقع؛ خود کارآفرینی راهبردی کلان برای کاهش بیکاری و بهره برداری کارا و اثربخشی از منابع به ویژه منابع انسانی جامعه .[۲] در واقع، کارآفرینان با کارآفرینی در ایجاد اشتغال نیز نقش مهمی ایفا می نمایند. در حدود نیمی از کارکنان کشورهای توسعه یافته در کسب و کارهای کوچک مشغول فعالیت هستند. بیشتر مشاغل جدید را کسب و کارهای کوچک ایجاد می کنند و سهم این کسب و کارها در بازار کار در حال افزایش است که از جمله پیامدهای کارآفرینی می توان به بهبود وضعیت اقتصادی فقرا و وارد شدن زنان به عرصه های کسب و کار و افزایش مالکیت آنها در کسب و کارها اشاره کرد. در نهایت، آموزش کارآفرینی و تربیت کارآفرینان می تواند، یکی از راهکارهای توسعه اشتغال کشور باشد.