مقدمه

گرفتن بازخورد از پروژه، فعالیتی مهم در راستاي افزایش نرخ موفقیت پروژه میباشد. بازخوردهاي دورهاي و هدفمند پروژه، مدیران پروژه را قادر به شناسایی زودهنگام مشکلات پروژه و انجام اقدامات اصلاحی در جهت حفظ زمان و هزینه پروژه می-
سازد. مدیریت ارزش کسب شده (EVM1)یکی از موثرترین روشهاي سنجش عملکرد و گرفتن بازخورد از پروژه، براي مدیران پروژه میباشد. EVM، مدیریت با چراغ روشن نیز نامیده میشود، زیرا این روش بطور عینی و شفاف مشخص میسازد که پروژه در چه موقعیتی قرار دارد و به کجا میرود (در مقایسه با موقعیتی که قرار بوده آنجا باشد و قرار بوده به آنجا برود).

همچنین این روش، از این اصل که الگوها و روندهاي گذشته میتوانند پیشبینیهاي خوبی از آینده ارائه دهند، استفاده می-

نماید.بدین منظورکه مدیر پروژه بتواند با موفقیت پروژه خود را به اتمام برساند، لازم است تبادل بین زمانبندي و عملکرد هزینهاي مدیریت گردد. بهترین نشانه براي آگاهی از اینکه فرآیند و برنامه دچار مشکل شده است، بالارفتن هزینهها می-

باشد. بنابراین، نظارت بر هزینهها، بواسطه تخمین هزینهها، می-

تواند هشداري زودهنگام براي مدیران پروژه در زمینه مشکلات بالقوه پروژه باشد. پیبردن زودهنگام مشکلات سبب میگردد که مدیر پروژه، قبل از اینکه مشکلات، غیر قابل حل گردند، اقدامات اصلاحی مناسب را انجام دهد. همچنین، مدیران پروژه، در مواجهه با بودجههاي محدود خود، نیازمند برآورد قابل اطمینان و مکرر از هزینه خود میباشند که کاهش نقدینگی و افزایش مشکلات ناشی از تاخیرهاي زمانبندي و دوبارهکاريها، کار مدیران پروژه و برنامهریزي را بسیار مشکلتر میسازد. عواملی که بر روي هزینههاي پروژه تاثیرگذار میباشند، بیشمارند و در نظر گرفتن تاثیر هر عامل به تنهایی در هر مرحله بسیار مشکل است.

بنابراین به منظور بهروز رسانی اطلاعات هزینهاي در یک زمان مناسب، مدیریت باید رویکردي موثر بکار گیرد. به منظور برآورد در مبحث ارزش حاصله شاخصهایی تعریف شده است که با استفاده از آنها میتوان آینده پروژه را پیشبینی نمود. یکی از این

۱ Earned Value Management

شاخصها برآورد هزینه تکمیل پروژه((EAC2 میباشد. EAC،

پیشبینی کلیه هزینههایی است که براي انجام کل کار مورد نیاز است. پیشبینی، فرایندي است که هدف آن، اطلاع از اتفاقات و شرایط آینده است. روابط EAC نیز اتفاقی در آینده که همان هزینه نهایی پروژه است را پیشبینی میکنند. برآورد هزینه کار، میتواند همراه با جزئیات فراوان باشد که اینکار مستلزم صرف زمان زیادي میباشد و همچنین میتواند در زمان کوتاهی و با استفاده از روابط و معادلات، محاسبه گردد. اکثر مواقع، محدودیتهاي زمانی و نیاز فوري به استفاده از اطلاعات، باعث میگردد که از روابط موجود، براي محاسبه EAC استفاده گردد.

-۱-۱ تعاریف و مفاهیم مدیریت ارزش کسب شده

مدیریت ارزش حاصله با یکپارچه کردن سه فاکتور ارزش برنامه اي(PV)3، ارزش حاصله(EV)4 و هزینه واقعی(AC)5 معیارهاي عددي مطمئنی براي ارزیابی پروژه و همچنین مقایسه پروژه ها با یکدیگر ارائه می کند. ارزش برنامه اي میزان هزینه پیشبینی شده (بودجه)

لازم براي انجام کار به میزان زمانبندي شده تا لحظه مورد نظر می-

باشد. هم میزان بودجه و هم میزان کاري که میبایست تا زمان مورد نظر انجام یابد از نوع پیشبینی است و بنابراین ارزش برنامهاي، در مرحله زمانبندي پروژه براي کل دوره انجام پروژه، تعیین میشود.
ارزش حاصله به میزان بودجه مورد نیاز، براي انجام کار به مقداري که تا لحظه مورد نظر انجام یافته ارزش کسب شده گفته میشود. ارزش کسب شده، یک تصویر لحظه اي از پیشرفت کار در یک نقطه زمانی مشخص است و نشاندهنده حجم کاري است که بصورت واقعی تا تاریخ مشخصی انجام شده است. هزینه واقعی نیز عبارتست از، هزینه-

هاي واقعی صرف شده براي مقدار کاري که تا لحظه مورد نظر به انجام رسیده است. مبانی و اصطلاحات مدیریت ارزش حاصله در منابع متعددي آورده شده است که خواننده میتواند براي آشنایی به [۱]

و[۲] مراجعه نماید.

۲ Estimate At Completion 3Planned Value 4Earned Value 5ActualCost

Iranian Electric Industry Journal of Quality and Productivity (IEIJQP) – Vol.1, No.2 ,2013 _________

۳۰

مجله علمی و پژوهشی کیفیت و بهره وري در صنعت برق ایران- سال اول- شماره دوم ______________________________________________ ۱۳۹۱ –

-۲-۱ برآورد هزینه پروژه در نقطه تکمیل (١-١) EAC ACWPc [(BAC −BCWPc ) PPF]

پیشبینی، فرایندي است که هدف آن، اطلاع از اتفاقات و شرایط آینده است. روابط EAC نیز اتفاقی در آینده که همان هزینه نهایی پروژه است را پیشبینی میکنند. هزینه پروژه در نقطه تکمیل، میتواند همراه با جزئیات فراوان باشد که اینکار مستلزم صرف زمان زیادي میباشد و همچنین میتواند در زمان کوتاهی و با استفاده از روابط و معادلات، محاسبه گردد. اکثر مواقع، محدودیتهاي زمانی و نیاز فوري به استفاده از اطلاعات، باعث میگردد که از روابط موجود، براي محاسبه EAC استفاده گردد. برآورد هزینه پروژه در نقطه تکمیل، تحت عنوان پیشبینی هزینه تمام شده تعریف شده است. بنابراین، باید شامل فاکتورهایی باشد که تمامی ابعاد هزینهاي پروژه را دربرگیرد.

مروري بر تحقیقات موجود طی سالیان گذشته، یکسري ملاحظات عمومی را در زمینه محاسبه EAC، فراهم میسازد. برخی از تحقیقات اولیه، با وزن دهی شاخصهاي زمانی و هزینهاي سرو کار داشتند.

بطورکلی، هزینههاي واقعی تجمعی و برآورد کارهاي باقیمانده، بر روي

EAC، تاثیر میگذارد. دو روش مختلف در روابط EAC وجود دارد:

روش تحلیلی و روش ریاضی. روش تحلیلی بر مبناي تخمین دوباره باقیمانده کار، از پایینترین سطح ساختار شکست کار میباشد. این روش مستلزم صرف زمان زیادي جهت انجام محاسبات دقیق میباشد.

روش ریاضی، نیازمند عناصر مدیریت ارزش حاصله مانند AC، BAC

و EV می باشد.. معمولا، بدلیل محدودیتهاي زمانی، هزینههاي سفر

و محدودیتهاي نیروي انسانی، بر روي روشهاي ریاضی محاسبه

EAC تمرکز میگردد.تاکنون تحقیقات زیادي در زمینه معرفی روش-

هاي گوناگون براي ایجاد و یا بهبود تکنیکهاي محاسبهEACانجام شده است. این تحقیقات به سه گروه اصلی روشهاي مبتنی بر شاخص، روشهاي آماري و روشهاي مبتنی بر شبیه سازي تقسیم شدهاند.فلمینگ، در یکی از کتابهاي نوشته شده در زمینه معیارهاي سیستم هاي کنترل هزینه / زمانبندي، [۳] چهار عامل عملکرد تا زمان کنونی پروژه، هزینههاي واقعی صرف شده، تصویر عملکرد آینده و برآورد هزینه کارهاي باقیمانده قرارداد را در محاسبه برآورد هزینه کار موثر دانست.اسلمیکردر سال ۱۹۸۵،[۴] با درنظر گرفتن عوامل فوق تعریف بهتري را از EAC ارائه داد. او EAC را برآوردي از کارهاي واقعی باقیمانده بعلاوه هزینههاي واقعی کارهاي انجام شده تا کنون

(AC) تعریف کرد. این تعریف میتواند بصورت رابطه زیر بیان گردد:

که در آنACWPC ، هزینههاي تجمعی تا کنون،BCWPC ، ارزش حاصله کارهاي انجام شده بصورت تجمعی میباشد. اختلاف میانBAC (کل کار) وBCWPC ، نشاندهنده کار باقیمانده می باشد.

همچنین، PPF1فاکتور عملکرد گذشته است و نشان میدهد که پیمانکار تا کنون چگونه عمل کرده است. ارزش پولی کارهاي باقیمانده ضربدر PPF، هزینه انتظاري کارهاي باقیمانده را ارائه میکند. محققان بسیاري مانند »کواچ[۵]« و همکارانش،

»برایت«و»هوارد[۶]«،درمسیرجست و جوي بهترین فرمول محاسبه

EAC و یا تعیین شاخص عملکرد مناسب، گام برداشتهاند. در تحقیق لیپک و همکاران[۷]، بدلیل اینکه CPI تجمعی از نقطه پیشرفت

%۲۰اي پروژه در بازه ۰/۱ مقدار خود ثابت میماند. و همچنین در اکثر پروژههاي بزرگ CPI از نقطه ثبات خود تا تکمیل پروژه تمایل به کم شدن دارد، از رابطه زیر جهت محاسبه EAC استفاده میگردد.

(١-٢) EA C  BA C
(CPI 20% ± ۰٫۱)

کریستینسن و همکاران، در تحقیق خود [۸] به بررسی تعداد قابل ملاحظهاي از تحقیقات در زمینه روشهاي محاسبه مبتنی بر شاخص و روشهاي آماري، از سال ۱۹۷۳ الی ۱۹۸۹ پرداخت. اکثر روشهاي مبتنی بر شاخص ، راههایی را براي تخصیص وزن به ترکیب شاخصها پیشنهاد میدادند، درحالیکه، روشهاي مبتنی بر تحلیل رگرسیونی غیرخطی، براي بالابردن قابلیت پیشبینی مدل ایجاد شدند. بعنوان مثال، دروکر و همکاران [۹]، روشی جدید را پیشنهاد دادند که در آن از تحلیلهاي آماري در محاسبه EAC شاخص محور، استفاده گردید.

در این تحقیق، از دادههاي گذشته استفاده شده بود که این امر قابلیت آزمونپذیري (آزمونهاي آماري) به مدل ایجاد شده داده بود.

مطابق با تحقیق هیلسون در سال [۱۰] ۲۰۰۴، محاسبه EAC با استفاده از شاخصهاي عملکردي، اثرات ریسکهاي آینده را بطور صریح در مدل به حساب نمیآورد، بنابراین، وي به رویکرد ادغام مدیریت ریسک و EVM روي آورد. هیلسون، در مقاله خود، تخصیص هزینه احتمالی۲ جهت تعدیل ریسک را پیشنهاد نمود که میتوان از آن بعنوان یک متدولوژي ارزیابی ریسک، در پوشش سطح انتظاري ریسک

۱Past Performance Factor 2cost contingency

Iranian Electric Industry Journal of Quality and Productivity (IEIJQP) – Vol.1, No.2 ,2013 _________

۳۱

مجله علمی و پژوهشی کیفیت و بهره وري در صنعت برق ایران- سال اول- شماره دوم ______________________________________________ ۱۳۹۱ –

محدوده باقیمانده پروژه، نام برد. در این تحقیق از روش شبیهسازي مونت کارلو، به منظور تصحیح ریسک و تجدیدنظر بودجه و تعیین نمودار S ریسک محور و ترسیم حطوط هزینههاي انتظاري تا تکمیل پروژه، استفاده شده است. وارگاس نیز از شبیهسازي مونت کارلو بر مبناي شاخصهاي احتمالی استفاده کرد.[۱۱] برخلاف روشهاي سنتی محاسبه EAC که برآوردهایی قطعی ارائه میدهند، در این رویکرد، وي نگاهی احتمالی به هزینه نهایی پروژه دارد. بطور خاص، شبیهسازي سه شاخص اصلی را تعریف میکند که این سه شاخص، شاخص هزینه اي۱ که معمولا مقدار ۱ در نظر گرفته میشود، شاخص

CPI و شاخص ضریب بحرانی۲ که از توزیع مثلثی هزینه برآورد کار (

خوشبینانه، محتمل و بدبینانه ) بدست میآید، میباشند. زاویتوفسکی نیز بواسطه استفاده از شبیهسازي مونت کارلو، روشهاي سنتی را با استفاده از تئوري فازي و با معرفی متغیرهاي زبانی، اصلاح نمود.[۱۲]
تحلیل وي ارزیابی دقیقتر و پیچیدهتري را از ریسک پروژه ارائه داد.

همچنین استفاده از شبیهسازي مونت کارلو، دید گستردهتري نسبت به دادهها در قالب توزیع احتمال EAC به تحلیلگر میدهد. علاوهبراین، جهت کمینه ساختن خطاهاي ناشی از اشتباه در توزیع متغیرهاي احتمالی، توزیعها باتوجه به متغیرهاي زبانی فازي تعریف شدند. معرفی این متغیرها، منجر به ارائه پیشبینیهاي دقیقتري از هزینه نهایی پروژه گردید.

-۲ مدل پیشنهادي

بطور کلی، هر عاملی که سبب افزایش مدت زمان پروژه و ایجاد تاخیر در پروژه گردد، هزینه پروژه در نقطه تکمیل را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد و با افزایش مواجه خواهد کرد. از اینرو لازم است از روشی جهت تعیین میزان تاخیر و انحراف زمانی بوجود آمده در هر پروژه استفاده نمود. میزان تاخیر و انحراف زمانی پروژه را میتوان با تکنیکهاي مربوط به تحلیل زمان کسب شده در هر مقطع زمانی مورد اندازهگیري قرار داد. طبق تعاریف مربوط به تحلیل زمان کسب شده، در هر دوره، میزان انحراف زمانی که در پروژه رخ داده است، از رابطه زیر محاسبه میگردد: [۱۳]

SV (t )  ES − AT (1-2)

جائیکه:

:ESزمان کسب شده

:۳AT زمان کنونی ( زمان مورد نظر) میباشند.

همچنین طبق روابط پیشنهادي در تحقیق لیپک و همکاران[۷]

(۲-۲) ES SPI (t ) 

AT
(3-2) PD EA C (t ) 

SPI (t )

جائیکه:

:۴SPI(t) شاخص عملکرد زمانبندي (زمانی)

:EAC(t) برآورد زمان پایان پروژه

:۵PD مدت زمان برنامه ریزي شده جهت اتمام پروژه (مدت زمان قرارداد) میباشند.

ازآنجائیکه برآورد مدت زمان پایان پروژه از رابطه فوق بدست آمده است و همچنین با توجه به مشخص بودن زمان قرارداد، میتوان میزان تاخیر ایجاد شده در پروژه را در هر لحظه، با استفاده از رابطه زیر محاسبه نمود:

Delay  EAC (t ) − PD (4-2)

این تاخیر بوجود آمده، خود متاثر از عوامل مختلفی مانند مشکلات مربوط به عدم نقدینگی، شرایط آب و هوایی و غیره میباشد. بنابراین مدل پیشنهادي را میتوان بصورت مدلی رگرسیونی با دخیل کردن عوامل ایجاد کننده تاخیر، در نظر گرفت. این عوامل، با تاثیر مستقیم بر روي مقادیر ارزش کسب شده و زمان کسب شده، سبب ایجاد تاخیر در مقدار کاري که میبایست طبق برنامه صورت گیرد، میشوند