.۱ مقدمه

معماری دنیایی از ناگفته هاست که در قالب خشت و گل و امروزه بتن حرفای زیادی برای گفتن دارد .معماری دنیای مفهـوم هاست ،هر بنای معماری در دل خود هزاران مفهوم را جای داده است که بـه بیـان دیـدگاه و یـا نقطـه نظـری خـاص مـی پردازدگاه معماری بر این دیدگاه ها اثر گذاشته و روند رشد و شکل گیری یک تفکر را تغییر می دهد و هدایت می کند و لـی در بیشتر مواقع این مفهوم ها و دیدگاه ها هستند که روند شکل گیری یک بنا را تحت تاثیر قرار داده و باعث شـکل گیـری معماری خاص در یک بنا و گاها به وجود آمدن سبک خاصی از معماری می شود ایدولوژی و ایده پردازی در زندگی روزمره انسان جایگاه خاصی دارد جایگاهی که اصول بنیادی زندگی انسان را شـامل مـی

شود دین مداری و دین محوری نیز از آنجایی که انسان فطرتا خدا جو آفریده شده است محور زندگی انسانی را تشکیل مـی دهد در دنیای امروز علاوه بر دین محوری وجود فرقه های انحرافی و نوظهور انسان را از فطرت حقیقی خویش دور می کند تا جایی که مساله ای به نام دین گریزی در جامعه بشری شکل می گیرد دین گریزی آنقدر پیشرفت مـی کنـد کهکـه خـدا نقطه مقابل ذات اقدس باری تعالی یعنی شیطان لعین مورد پرستش وعبادت قرار می گرد مساله نوظهـوری بـه نـام شـیطان پرستی در جوامع بشری نمود پیدا می کند ،وجود دارند افرادی که نه تنها تلاشی برای عبادت و قرب و نزدیکی به پروردگـار خود نمی کنند بلکه با انجام اعمال و نیت های زد الهی سعی در قرب و نزدیگی به شلطان رانـده شـده از در گـاه ابـدیت را دارند و به طور حتم این اعمال و نیت ها در زندگی روزمره و جوامع بشری نیر تاثیر سوء می گذارد .

این تاثیر ها گاه از بعد فرهنگی ،اجتماعی و مذهبی هستند و گاه پیشرفته تر شده و در قالب نماد ها و المان ها در معمـاری و شکل و نقش ساختمان های شهری بروز می کند . هر گروه بسته به عقاید خود یک سری نماد ها و المان هایی دارد کـه در قالب آنها مفاهیم خاصی را به جامعه منتقل می کند مفاهیمی که شکل گرفته و برخواسته از خواسـته هـا و آرمـان هـای آن گروه هستند در جامعه امروز ما نیز این مفاهیم و المان ها تاثیر گذار بوده و پر رنگ تر از هر زمان دیگری بروز می کنند و حال این سوال پیش می آید :

آیا وقت آن نرسیده است که ما به عنوان جبهه حق و خدا جو سعی در شناخت نمادهای جبهه باطل و تاثیر ات مخرب آن در زندگی بکنیم و با این آگاهی خود را از اثرات سوء آن در امان بداریم ؟

در این پژوهش سعی می شود به بررسی نماد های حق و باطل تاثیر گذار در معماری ایران و جهان پرداخته شود و با شناخت این نماد ها میزان تاثیر گذاری آنها در معماری روز دنیا را مورد بررسی قرار دهیم
سوالات پژوهش :

– نماد های مذهبی تاثیر گذار در معماری معاصر جهان کدامند؟

– نماد های شیطانی تاثیر گذار در معماری معاصر جهان کدامند؟

– نحوه تاثیر پذیری معماری معاصر از نمادهای مذهبی و شیطانی به چه صورت بوده است؟

– نسبت تاثیر گذاری مفهومی نمادهای مذهبی و شیطانی در معماری معاصر جهان چگونه و به چه اندازه بوده است؟

روش تحقیق:

این مقاله بر اساس پارادایم آزاد اندیشی از روش تحقیق ((تحلیلی و مقایسه ای )) با توجه به مبانی علمی انجام شده است

۲

-۲ بررسی نماد های مذهبی معماری جهان :

در اینجا به دلیل کم بودن مجال بحث هر چند با توجه به ادیان الهی نماد های مذهبی زیادی در معماری جهـان وجـود دارد ولی فقط در مورد نماد های موجود در دو دین اسلام و مسیحیت که بیشترین پیروان را در بین ادیان جهان دارا هستند بحث می کنیم

-۲الف :نمادهای اسلامی معماری جهان

مسجد، نمونه کامل نشانه شناسی نماد های معماری اسلامی:

بهترین نمود این تاثیر پذیری از منابع و اثر گذاری در جان مخاطب را در مساجد اسلامی می توان یافت. مساجد اسلامی، جلوه ای از زیباییهای بصری و نمونه بارزی از تلفیق فرمهای نمادین با باور های عمیق اعتقادی است. این معانی همچون منابع الهامشان جز با سمبلها و تشبیهات به بیان در نمی آیند، چنان که قرآن و دیگر متون دینی برای بیان حقایق معنوی به زبان رمز و اشاره سخن می گویند ( احمد ملکی، ۱۳۸۴، .(۱۳۶-۱۳۵

این عناصر نمادین قادر هستند از تعالی فردی و وحدت لحظه ای با الوهیات حمایت کند یا واسطه آن شود. برخی صاحبنظران، چنین هنری را عرفان دیداری قلمداد کرده اند، ویژگی ای که فقط در هنر دینی می توان نشانی از آن یافت (رضایی، ۱۳۸۹، .(۱۵۱

این مقدمات، مدخلی مناسب برای بررسی عناصر ساختاری معماری مسجد و مفاهیم نمادین آن است.

عناصر ساختاری معماری مسجد:

در:

اولین عنصر ساختاری در بدو ورود به مسجد » در « و مفهوم نمادین آن راهی است که ملکوت خداوند گشوده می شود. الگوی کیهانی » در « که اساسا گذرگاهی از جهانی به جهانی دیگر می باشد، بیشتر از مقوله » زمانی و دوری« است، درهای آسمان، یعنی درهای شمسی، درهای گشوده بر زمان یا انقطاعهای دوری است ( مددپور، ۱۳۸۳، .(۶۶در اصطلاحات عرفانی » در « نمودی از مطالعه و محو اعمال گذشته و تکاپو در سیر به سوی خدا و تمکین از احکام سلوک و ایثار وجود در راه محبوب است ( سجادی، ۱۳۷۰، .(۲۸۱ باب الابواب نیز در تعابیری عرفانی به معنای توبه است، زیرا توبه، نخستین چیزی است که انسان به وسیله آن وارد در قرب کبریایی می شود (سجادی، ۱۳۷۰، .(۱۷۷

تصویر:۱نمونه ای از در ورودی مساجد

۳

محراب:

محوری ترین بخش در معماری مسجد، محراب است. این واژه به معنای محل جنگ و جهاد است. از منظر راغب اصفهانی در المفردات، محراب از آن رو که محل نبرد با شیطان و هوای نفس است، این نام را به خود گرفته است. اما محراب نه تنها محل جهاد با نفس که پناهگاه امن و قرارگاه سکون جان و آسایش روح است ( بلخاری قهی، ۱۳۸۸، (۳۷۶ و چنان که در قرآن مجید این واژه در توصیف پناهگاه و مامنی برای مریم عذرا آمده است ( آل عمران، .(۳۹-۳۷ پیوند میان محراب و مریم ما را به تعاملات میان دعا و دل رهنمون می سازد، از آن رو بکر برای خواندن خدا به دل پناه می جوید ( رضوی، ۱۳۸۴، .(۲۵۵-۲۵۴

مقرنس:

راز آمیزترین و پر شکوه ترین عنصر تزیینی محراب، مقرنس است. مقرنس تمثیلی از فیضان نور در عالم مخلوق خداوند است که همچون چهل چراغی، نور رحمت و معنویت را بر جان نمازگزارن می گستراند.

قوس:

وفور و کثرت این عنصر در معماری مسجد، آن را به عنوان اصل لایتجزای معماری اسلامی تبدیل کرده است. ریشه یابی معنای این واژه، پیوند ماده و معنا را در معماری اسلامی به نمایش می گذارد. معادل لاتینی دو لفظ Arch و Archi است. به معنای کمان است که در عربی بدان قوس می گویند. قرابتهای لغوی Arch به معنای معماری با عرش در زبان عربی و ارک، ارج و ارزش در فارسی که همه آنها به معنای ساختن تقدس، سروری، بلندی و پاکی است، نشان از رفعت و قداست معماری مسجد دارد. برخی از عرفا، عرش را کالبد عالم و روح جاری در بطن آن را ذات حق تعالی می دانند و این به دلیل مکانتی است که واژه عرش در قرآن دارد. بنابر حکم آیهالرﱠحمَنُ»عَلَیالعَرشِاستَوَی) « طه، .(۵ عرش در تاویل عرفانی، چون خانه ای تصور می شود که صدر آن را مقام رحمانیت حق تشکیل می دهد. عرش رحمانی که مقام استوای رحمانیت حق است، مصداقی هم در زمین عالم جسمانی دارد که سایه و نظیر اوست و آن کعبه است، از آنجا که عرش رحمان بنابر حدیثی از معصومین بر چهار رکن » سبحان االله و الحمداالله و لااله الا االله و االله اکبر « بنا شده، خانه کعبه نیز چهار ضلع دارد. برای تکمیل این بحث و درک بهتر مصادیق عرش، اشاره به فرموده نبی اکرم (ص) نیز ضروری می نماید، آنجا که حضرت (ص) می فرمایند: » قلب مومن، عرش خداست.« که با استناد به این حدیث، عرفا قلب انسان کامل را عرش الهی دانسته اند ( بلخاری قهی، ۱۳۸۸، .(۳۷۹-۳۷۸ تحت تاثیر مضمون این حدیث برخی همسانیهایی را میان مسجد و انسان کامل یافته اند، انسان کاملی که تحت هدایت نفس مطمئنه از تلاطمهای دنیا رسته و به مقام وصل نائل آمده است. نمودی از این همسانیها را می توان در کارکرد مسجد و انسان کامل به عنوان پناهگاه و مامن مردم مشاهده کرد ( نوایی و دیگران، ۱۳۸۴، ج۲، .(۱۳۴۳-۱۳۳۶