مقدمه:

استحکام و تداوم هر جامعه ای بستگی به حفظ و نگهداری فرهنگ و متعلقات آن و برنامه ریزی پیشرفت جامعه بر مبنای ریشه های فرهنگی آن دارد. لذا، برنامه ریزی هرگونه پیشرفتی بدون درنظرگرفتن متن فرهنگی نهایتا نتیجه ای جز عقیم ماندن برنامه در پی نخواهد داشت.

از طرفی بدون چشمپوشی از نقش کلیهی نهادهای جامعه در پاسداری از فرهنگ ملی، حفظ و انتقال فرهنگ از وظایف مهمی است که آشکارا هر ملتی برای آموزش و پرورش بیان میکند، که تنها کمک به انتقال، بلکه کمک به توسعه و گسترش آن نیز میباشد. در اینصورت است که آموزش و پرورش به رسالت فرهنگی خویش نائل میگردد. در قرن کنونی مسئله جهانی سازی و احتمال تهدید هویتهای ملی بر اثر گسترش آن، جوامع را نسبت به حفظ هویت ملی و فرهنگی بیش از پیش حساستر نموده است و بنابراین نقش آموزش و پرورش را دراین زمینه مهمتر میدانند، چراکه هر قدر ملتی از گذشته و فرهنگ خود آگاهی بیشتر و عمیقتری داشتهباشد، بدون شک با قاطعیت و ایمان بیشتری برای موجودیت و اعتبار خود و مطرح بودنش در سطح جهانی خواهد کوشید. به همین دلیل است که امروزه حتی جمعی از دانشمندان توجهشان به پدیده ای معطوف گردیده که به اعتباری همه رویدادها و بحرانهای سیاسی، نظامی و اقتصادی را بدان وابسته میدانند و آن چیزی جز پدیده “فرهنگ” نیست. حتی بعضی از کشورهای صاحب توانی چون فرانسه و روسیه نیز نگران آنند که اگر نتوانند هویت فرهنگی خود را در برابر امواج عظیم غیر خودی انگلوساکسون بهویژه آمریکا حفظ کنند در آینده نزدیک با فاجعه مواجه خواهندگشت(فخرائی،.(۱۳۷۵ لذا شدیدا به غنیسازی فرهنگی برنامه درسی ملی توجه کردهاند(فلاحی،.(۱۳۸۷

اما اکنون با توجه به حساس بودن مسئله و اهمیت نقش آموزش و پرورش در اینزمینه، به نظر میرسد که صرف گنجانیدن دروسی با این نام کافی نیست بلکه بررسی تحلیلی برنامه درسی در تمامی مقاطع تحصیلی برای اطمینان از توجه به عوامل مختلف فرهنگی و میزان توجه به هر عامل برای بیان چنین ادعایی ضرورت دارد، در غیر اینصورت احتمال شیوع برنامه های درسی خنثی از جهت فرهنگی وجود دارد.

حال سوال این است که تا چه حد نظام آموزشی ما واقعا در جهت تحقق اهداف فرهنگی عمل کرده است؟ و تا چه حد برنامه درسی و محتوای درسی به سمت آن اهداف فرهنگی حرکت میکنند؟ آیا صرف گنجانیدن مواد و محتوای درسی که رنگ و بوی ملی و محلی دارند کافی است؟ یا اینکه تحلیل برنامه درسی از جهت توجه به ابعاد مختلف فرهنگی نیز لازم است! در مقاله حاضر درصدد هستیم به سوالات مذکور پاسخ دهیم.

۲

مفهوم برنامه درسی

صاحبنظران و متخصصان علم برنامه ریزی درسی در مورد تعریف برنامه درسی اتفاق نظرندارند هر یک از برنامه ریزان باتوجه به دیدگاه خود برنامه درسی را به گونه ای خاص تعریف کرده اند که در اینجا به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

خانم هیلداتابا۱ با تکیه برنظرات تایلرٍ برنامه درسی را طرحی برای یادگیری تلقی می کند. او معتقد است که برنامه درسی بیش از هر چیز به آماده سازی نسل جوان یک جامعه به صورت افرادی سازنده و مفید برای آن جامعه می پردازد. سیلور و الکساندرَ در سال ۱۹۷۴ برنامه ریزی درسی را نقشه ای می دانند که در آن فرصت های یادگیری و رسیدن به اهداف کلی وجزیی مناسب و برای جمعیت معین ومدارس مشخص، معلوم و طراحی شده است. در این تعریف ، برنامه درسی طرحی است که ازطریق آن می توان به هدف های آموزشی و پرورشی معین دست یافت(به نقل از احمدی ، .(۱۳۷۶

لویُ برنامه درسی را شامل کلیه فعالیت های یادگیری فراگیرنده ، انواع وسایل آموزشی ، پیشنهادهایی در مورد راهبردهای یادگیری و شرایط اجرای برنامه درسی می داند(به نقل از مشایخ ، .(۱۳۸۸ در یک جمع بندی کلی از مجموع تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت که برنامه درسی شامل کلیه تجارب و فرصت های یادگیری است که تحت نظارت و مسئولیت آموزشی به منظور ایجاد تغییر مطلوب در دانش ها ، مهارت ها و نگرش های یادگیرنده طرح ریزی و اجرا می شود و عملکرد و بازده آن مورد ارزشیابی قرارمی گیرد(احمدی ،.(۱۳۷۶

رسالت اصلی برنامه درسی در نظام های آموزشی، دستیابی مخاطبان به اهداف غایی آن نظام و تربیت انسان مطلوب است. بر این اساس است که در نظام آموزش و پرورش ایران و در ذیل اهداف اخلاقی دوره متوسطه آموزش و پرورش، انتقال ارزش ها و تعالی بخشی و پاسداری از آن ها مورد تصریح واقع شده است(کاظمی و همکاران،.(۱۳۸۹

ماهیت و ساختار پژوهشی برنامه درسی

پژوهش برنامه درسی گونه ای از پژوهش یا کاوش تعلیم و تربیتی است. بدین ترتیب، این پژوهش ها به دنبال پاسخگویی به نوع خاصی از سوال های پژوهشی هستند که به حوزه ی سیاست گذاری درباره برنامه درسی، تولید برنامه درسی و اجرای این سیاست ها و برنامه ها مربوط می شود. پژوهش برنامه درسی با شناسایی پرسش هایی که از طریق پژوهش، قابل پاسخگویی هستند، شناخت این که کدام شکل پژوهش باید جهت پاسخگویی به این پرسش های خاص به کار گرفته شود و بالاخره اجرای فرایند های مناسب پژوهشی برای دست یابی به این پاسخ ها سر و کار دارد(شورت،.(۱۳۸۷

۱٫ Hilda Taba 2. Tyler 3. Silver and Alexander 4 . Levi

۳

اصطلاح برنامه درسی از نظر شخصیت ها

واژه و اصطلاح برنامه درسی نخستین بار در سند های دو دانشگاه گلسوٌ و لایدنٍ پدیدار گردید؛ این دو دانشگاه پیش از آن زمان به ایده ها و اندیشه ها و عمل های اصلاح طلب کالونَ گرویده بودند. جنبش اصلاح دینی کالون برای آموزش مدرسه ای

و برنامه درسی هدف های نوین به ارمغان آورد(شریف،.(۱۳۸۹ برنامه درسی و علم مطالعه

برنامه درسی و علم مطالعه، محصول های ناب و خالص تجربه های پیشین را به صورتی عرضه می کند که امکان بیشترین دست یابی به آن محصول ها و تجربه ها در آینده وجود داشته باشد. این نوع برنامه درسی و علم، سرمایه ای را عرضه می کند که می تواند یک باره به علاقه تبدیل شود. برنامه درسی و علم مطالعه کارها و فعالیت های ذهن را در هر سطح و مسیری که باشد، اقتصادی میکند. حافظه کمترین مالیات را می پردازد؛ زیرا واقعیت های درون آن، به جای این که تنها با رویدادهای گوناگون کشف اصلی مرتبط شوند، برمبنای چند اصل مشترک و کلی گروه بندی می شوند. مشاهده نیز به ما کمک می کند؛ ما می دانیم دنبال چه چیز بگردیم و آن را جست و جو کنیم(شریف،.(۱۳۸۹

تعیین هدف های آموزشی و برنامه درسی

هدف های آموزش و برنامه درسی تاکنون به طور روشن و شفاف تعیین نشده اند؛ از یک معلم علوم، زبان، مطالعه های اجتماعی یا هر موضوع درسی دیگر می شود پرسید چه هدف هایی را در درسش دنبال می کند و پاسخ رضایت بخش و قانع کننده ای هم شنید؛ این معلم می تواند پاسخ دهد هدف او رشد افراد خوب تربیت شده می باشد؛ او زبان، مطالعه های اجتماعی یا هر موضوع دیگر را به این دلیل تدریس می کند که آن درس بخش مهمی از یک برنامه درسی کامل برای خوب تربیت کردن است. معلمان هنرمندانی هستند که بدون داشتن تصوری روشن از هدف ها، بدون تردید عملکرد آموزشی عالی دارند؛ اما این معلمان از یک حس شهودی برخوردارند؛ این حس به آنان کمک می کند تا تدریس خوب،اهمیّت ماده ها و محتوای آموزشی، عنوان های ارزشمند تدریس، شیوه های عرضه ماده ها و محتوا و توسعه اثر بخش عنوان های آموزشی را همراه با دانش آموزان خود دریابند(شریف،.(۱۳۸۹

اختصاصی بودن هدف های آموزش و برنامه درسی

تأکید همواره و پیوسته بر مفهوم آماده سازی در آموزش و برنامه درسی در اصل اصرار بر این بوده است که محصول های نهایی برنامه ریزی درسی با تفضیل و به صورت خرد و جزیی تبیین بشوند؛ چرا که پیش گویی های مبهم مورد توافق اهل نظر، دیگر کارگر نخواهد شد. پیوستگی و ارتباط بین دو ویژگی اختصاصی بودن و روشن بودن هدف های آموزش و برنامه درسی با کیفیت مناسب تبیین نشده است؛ این هم به نظر می رسد به دلیل بعضی از دشواری ها در حوزه عمل باشد(شریف،.(۱۳۸۹

مطالعه دانش آموزان ودانشجویان به منزله منبع هدف های درسی

۱٫ Glsv 2 . Leiden 3 . Calvin

۴

آموزش، فرایند تغییر الگوهای رفتاری است؛ رفتار نیز در یک معنای گسترده، تفکر، احساس، اقدام و عمل را شامل می شود. اگر به آموزش اینگونه نگاه بشود، واضح است که هدف های برنامه درسی، نوع تغییرهای رفتاری ای راکه یک نهاد آموزشی میخواهد دردانش آموزان و دانشجویان خود ایجاد کند، نمایان می سازند.

مطالعه دانش آموزان و دانشجویان انجام میشود تا تغییر های مورد نیاز و مطلوب در الگوهای رفتاری آنان تعیین و تعریف شوند و نهاد های آموزشی هم این تغییرها را به مرحله اجرا درآورند. مطالعه کودکان آموزش ابتدایی در یک جامعه محلی می-تواند کمبود غذایی و شرط های جسمانی نابسنده را آشکار سازد. این کمبود ها ممکن است هدف های برنامه درسی آموزش بهداشت و مطالعه های اجتماعی را پیشنهاد و توصیه کنند؛ در عین حال پیشنهاد این هدف ها تنها زمانی امکان پذیر می باشد که با توجه به شرط های عادی و مطلوب توصیه شوند. در جامعه ای که کمبودهای غذایی امری محتوم دانسته می شوند، احتمال چندانی وجود نخواهد داشت تا هدف های برنامه درسی را ازیک چنین داده هایی استنتاج کرد(شریف،.(۱۳۸۹