از اساسی ترین اموری که شناخت آن ضامن سعادت است ، شیوه صحیح باور و رفتار است که در قرآن کریم از آن به صورت استعاره [ ۱] ۱ با عنوان ” صراط مستقیم ” سخن رفته است ؛ زیرا همان طور که راه راست به هدف می رساند ، مسیر صحیح باور و کردار هم به سعادت ابدی می رساند. این راه از مراحل زیادی برخوردار است که هرلحظه امکان لغزش درآن وجود دارد. نظر به اهمیت شناخت این راه و وجود آیاتی در قرآن کریم که به تبیین آن پرداخته است، جا دارد که از قرآن کریم پاسخ این سؤالات را جویا شویم: صراط مستقیم از چه ویژگی هایی برخوردار است و چه حوزه هایی را در برمی گیرد؟ قرآن کریم چه مصادیقی را به عنوان صراط مستقیم تأیید می نماید؟ و اصحاب صراط مستقیم از چه خصوصیاتی برخوردارند؟

.۲ معنای لغوی صراط

صراط، در لهجه های مختلف عرب به سه شکل تلفظ می شود [۲] و برای آن چند معنای مشابه ذکر شده است: راه ]همان.[ راه راست .[۳] راه آسان ]همان.[ راه روشن فراخ [۴] شاهراه و بزرگراه.[۵] در لهجه فصیح ، صراط با صاد تلفظ می شود. [۶] سراط نیز که لهجه دیگر صراط است، از “سرط” به معنای” بلعید” گرفته شده است،گویی این راه رهروان خود را می بلعد.[۵]

– ۱ استعاره ترکیبی است از مجاز و تشبیه و یا به عبارت دیگر مجازی لغوی است که علاقه آن مشابهت است . برخی نیز در تعریف آن گفته اند : لفظی است که در معنایی که به معنای اصلی آن شباهت دارد ، استعمال شده است . برخی نیز می گویند که استعاره مجاز عقلی است، به این معنا که استعاره تصرف در امری عقلی است نه لغوی، بنابراین استعاره حقیقت لغوی است نه مجاز لغوی.[۱]
۱

.۳ معنای لغوی مستقیم

مستقیم، اسم فاعل از ریشه ” قوم” و مصدر استقامت و فعل استقام[۷] به معنای”معتدل و راست شد” است. [۸] استقامت در مورد راهی به کار می رود که بر یک خط راست باشد[۳] و به معنای طلب قیام از شیء و کنایه از حصول منافع در آن است و چون منافع راه در نداشتن اعوجاج و گمراه نکردن است، چنین حالتی را قیام آن می دانند.[۹] بنابراین مستقیم، شیء راستی است که در آن کژی و ناموزونی و انحراف نیست .[۴]

.۴ ویژگی های صراط مستقیم

در قرآن کریم برای صراط مستقیم به ویژگی هایی اشاره شده است که در شناخت آن تأثیر قابل توجهی دارد. ما در این بخش بر پایه آیات قرآن کریم به بررسی این اوصاف که تا حدود زیادی بیانگر حقیقت آن نیز هست می پردازیم:
الف) صراط درآیه /۶)فاتحه) به استقامت و درآیه /۱۳۵)طه) به استواء وصف شده است. بدین معنا که صراط الهی راست و مستقیم است و انحراف و اعوجاج ندارد[.۹]بنابراین رهروانش دچار سرگردانی و یا احیاناً فاصله گرفتن از مقصد و اطاله زمان در راه رسیدن به مقصود نمی شوند.

ب) خداوند درآیه /۵۲)شوری) فقط یک صراط مستقیم را به خود نسبت داده[۱۰] و منظور از آن با آیه بعد روشن شده است.[۴] صراط االله، همان صراط مستقیمی است که پیامبر ۶ به آن هدایت می فرماید.[۱۰] صراط در قرآن به صورت مفرد است (أنعام( ۱۵۳ /؛ زیرا به خداوند ارتباط دارد و تعددناپذیراست ، نه کثیر.[۹] صراط ، راه یگانه ای است که خداوند به تبعیت از آن سفارش نموده و از پیروی راههای متعدد برحذر داشته است.

ج) صراط مستقیم ، راه کسانی است که مورد انعام الهی قرار گرفته اند. این راه جز درآیه /۷)فاتحه) به هیچ یک از بندگان نسبت داده نشده است.[۱۰] حضرت علی۷ در معنای آیات ۷-۶ سوره حمد می فرمایند : یعنی بگویید هدایت نما ما را ، به راه کسانی که به توفیق در دین و طاعت خود، بدیشان نعمت دادی. آن ها کسانی هستندوَمَنْکهخداوندیُطِعِدرباراللﱠهَایشانوَفرمودهالرﱠسُولَاست۱۳]فَأُولئِکَ-:[۱۱ مَعَ الﱠذِینَ أَنْعَمَ االله عَلَیْهِمْ

َ الصﱢدﱢیقِینَ وَ الشﱡهَداءِمِنَ وَ الصﱠالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقا ( نساء (۶۹/ و به آنان نعمت” نبوت ، صدق ، شهادت و صلاح”۲ عطا شده است[۹] یعنی معصومان و بندگان خاص مانند: حضرت مریم .۳ در حدیثی از امام صادق ۷ است که پیامبر صراط مستقیم را، راه انبیاء معرفی کرده اند، چون خداوند بدیشان نعمت عطا فرموده است[۱۴] و در حدیثی دیگر از ایشان، حضرت علی ۷و شناخت او یکی از مصداق های صراط مستقیم معرفی شده است.[۱۳-۱۵] با توجه بدین امر محور صراط مستقیم، سیرت و سنت پیامبران و امامان معصوم است.[۹]

د) صراط، راه کسانی است که جزء مغضوبین و ضالین نیستند /۷)فاتحه) مغضوب ، از غضب به معنای شدت و سختی و غضب خدا، اراده او برای عقاب بدکاران [۴] وعذاب الهی است.[۳] از نظر مفسران ، یهود مورد خشم خدا قرار گرفتند و آیه /۶۰)مائده) به همین امر دلالت دارد، زیرا آنان بودند که با توجه به آیه /۶۵)بقره) مسخ شدند.[۴] ضلال نیز به معنای نابود شدن ]همان[ و عدول از راه راست و متضاد آن هدایت است.[۳] ضلال در دین به معنای دور شدن از حق است.[۴]گر چه بعضی مقصود از گمراهان را به دلالت آیه( /۷۷مائده) مسیحیان می دانند، اما برخی دیگر منظور از “مغضوب علیهم”و” ضالین”را همه کافران می دانند.[۴] منحرفان از صراط خصوصیات دیگری هم دارند که در برابر نعمت داده شدگان قرارگرفته اند ؛

– ۲ انبیاء ، برگزیدگان الهی هستند که از طریق وحی قوانین الهی را تبیین می کنند .[۱۰] صدیقان در تمام مراحل اعتقادی ، اخلاقی و عمل صدیق هستند .[۹]آنان یا از پیامبرانند (مریم( ۴۱ / و یا گر چه پیامبر نبوده اند ، ملائکه با آن ها سخن می گفته اند، مانند مادر بزرگوار حضرت عیسی.۷ (مائده .[۱۶] ( ۷۵/ در برخی احادیث، پیامبر ۶ حضرت علی را به عنوان سرور صدیقین و صدیق اکبر معرفی نموده است ۱۲] و .[۱۷ شهدا در قرآن، گواهان اعمال می باشد نه کشته شدگان در جنگ .[۱۰] آنان شاهد اعمال در دنیا (مائده (۱۱۷/ و گواهی دهنده در قیامت هستند(نساء ( ۱۵۹ / شهداء نیز یا از پیامبرانند [۱۰] و یا طبق برخی روایات ، از امامان معصوم . ۱۳] و ۱۴ و [۱۸ صالحان خاصان اهل ایمان [۱۰] و بسیار والاتر از افراد دارای عمل صالح می باشند ، زیرا صلاح صالحان، موهبتی الهی است .[۹] آنان نیز یا از پیامبران هستند ( انبیاء( ۷۲/ و یا طبق برخی روایات از ائمه معصومینفَمِنﱠا.ام مالنﱠبِیﱡمحمدباقروَ میِنﱠافرمالصﱢدﱢیقُیند:” وَ الشﱡهَدَاءُ وَ الصﱠالِحُون ” ۱۲] و ۱۳ و . [۱۸
۲

هم چنین بیان” مغضوب علیهم ” و ” ضالین ” نشان از تضاد این دو صفت نیست ، زیرا کسی که از حق انحراف می یابد هم گمراه است و هم مورد خشم خداوند ؛ مگر آنانی که گمراهی آنها به دلیل قصور باشد نه تقصیر، که در این صورت ضلالت وجود دارد ولی مشمول خشم الهی نیستند.[۹]
ه) دیگر از ویژگی های صراط مستقیم ، فطری بودن آن است. خداوند، پیامبران را برگزیده و به صراط مستقیم هدایت نموده است. ( انعام ۸۷ -۸۶ / ؛ نحل(۱۲۱/ دین خالصی که به هیچ شرکی آلوده نیست.[۱۹] راهی که گر چه از نظر ظاهر قوانین مختلف است، در یک حقیقت مورد وفاق است و آن توحید فطری و عبودیتی است که سرشت انسانی به آن هدایت می کند[۱۰] و تغییرپذیر نیست. این صراط در فطرت تمام انسان ها قرار دارد (روم( ۳۰/ و سلوک در آن دشوار نیست.[۹] دین حنیف الهی که قیم بر جوامع انسانی و شامل معارف اعتقادی، اخلاق و عمل صالح است.[۱۰] طریقی که سالکش را به حق می رساند[۲۰] و به سعادت انسانی که کمال عبودیت برای خداوند است.[۱۰]
و) پیامبر خود بر این راه قرار دارد (یس( ۳-۴ / بدان دعوت می نماید (مؤمنون ( ۷۳ / و به تبعیت از آن سفارش می فرماید ( أنعام ( ۱۵۳ / بنابراین راه پیامبر۶ نیز می باشد، چون ایشان است که مردم را به امر پروردگار(أنعام ( ۱۵۱ / به تکالیف خاصی مخاطب قرارداده است.[۱۰]

ز) این راه مصون از دسترسی ابلیس است (حجر( ۴۱-۳۹/ و شیطان امکان دست یابی بدان را ندارد. چون مصادیق آن دین قیم ، کتاب االله و معصومین هستند. صراط مستقیم ، راه بندگان مخلص الهی است[۹] وخداوند خود می فرماید: این راه حقی است که رعایت آن بر عهده من است[۵]

و بیان آن و هدایت به سوی آن بر من لازم است.[۴]

ح) این راه خود، نور است ( إبراهیم .( ۱ / این برداشت مبتنیإِلیبر بدلصِراطِدنستن الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ إِلَیاز النﱡورِ است. [۵]

خداوند میفرماید کتابی که بر پیامبرش نازل کرده، نوری است که حق را از باطل جدا میکند و راه روشنی است که سالکانش را به خداوند میرساند.[۱۰]
ط) خداوند ، خود هدایت کننده بدین راه است ( بقره.(۲۱۳ / گر چه هدایت بدان گاهی به غیر خداوند نیز اسناد داده شده است مانند اسناد به پیامبر۶ (شوری.( ۵۲ / به جهت آن که هدایت اولیاء خدا در طول هدایت الهی و در پرتو آموزه های هدایت کننده کل هستی است.[۹]

.۵ مصداق صراط مستقیم

در قرآن کریم، جلوه هایی از صراط مستقیم که خود دارای ابهام از حیث مصداق و مؤلفه های تشکیل دهنده آن می باشد، بیان شده است: ۳

الف)دین قیم

اصلی ترین تجلی “صراط مستقیم” در آیه /۱۶۱)انعام) با عنوان دین قیم روشن شده است. صراط مستقیم ، دین حقی است که جز آن از بندگان پذیرفته نمی شودو دین این گونه نامیده شده است ؛ زیرا رهرو خود را مستقیماً به مقصد مطلوب یعنی به بهشت می رساند.[۶] برای دین معانی مشابهی ذکر شده است، مانند : پاداش، محاسبه، اطاعت[۴]، روشی که از آن پیروی می کنند[۷] و خضوع و تسلیم در مقابل یک برنامه خاص.[۲۱] در مورد قرائتقِیَماً” ” نیز دو نظر وجود دارد. کوفیان آن را به کسر قاف و فتح یاء و دیگران به فتح قاف و یاء مشدد خواندهاند۲۲ ] و ۲۳ قیّم[ و قیم را به یک معنا می دانند۲۴]قیّ[م در ذات خود، ایستاده و بدون نیاز به غیر است، چنان که دین در آیاتی از قرآن مانند (روم( ۴۳ / و (انعام(۱۶۱/ بدان وصف شده است۲۱]قِیَم،.[ نیز از مصادر قام می باشد و این که دین با قیام وصف شده است، برای نشان دادن مبالغه در کفایت دین الهی برای اصلاح امور است ۷] و.[۲۳ کل دین، قیام و ایستادگی است زیرا براساس فطرت برپا شده است .[۲۵] دین قیم خود ایستاده است و دیگران را نیز برپا می دارد.[۹]

– ۳ با این توجه و نظر به لزوم بیان مصداق صراط یا افراد آن می توان آن را از مصادیق مبهمات دانست. برخی ازقرآن پژوهان در کنار مجملات قرآنی، مقوله ای به نام مبهمات را در قرآن کریم قائلند.[۱]
۳

ب)ملت ابراهیم حنیف

صراط مستقیم همان آیین ابراهیم است (انعام .(۱۶۱/ملت مانند دین ، قانونی است که خداوند قرار داده [۶] و حنیف نیز به معانی راست و

مستقیم ۱۹] و۲۶ و[۲۷، کسی که از ادیان باطل به دین حق روی آورده ۵] و[۲۶ و یکتاپرست [۲۸] به کار رفته است. از دین پیامبر ۶ برای ترغیب
اعراب به آیین ابراهیم یاد شده است که نزد آنان و پیروان تمامی ادیان ، مقامی والا داشتند۴] و.[۲۹ ملت ابراهیم ، عطف بیان دین و معنای آن آیین

حق است .[۳۰] علت این که از دین قیم یا صراط مستقیم با عنوان ملت ابراهیم یاد می شود، این است که برجسته ترین روش را ایشان ارائه نموده است.[۹]